جمعه, ۱۵ آذر ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، آیا اکثریت دانشمندان حال حاضر دنیا آتئیستند؟ در 13 ساعت قبل منتشر شده است .
»   شبهات وجود خدا, یادداشت‌ها  »   برهان اثبات خدا (برهان فطرت)
۹ مهر ۱۳۹۸ , ساعت ۲۳:۰۳

برهان اثبات خدا (برهان فطرت)

یکی از راه‌های شناخت و معرفت به خداوند، راه فطرت است. انسان همان‌گونه که از نگاه و تفکر در آیات آفاقی واقعیتی را به عنوان خالق و مدبر این جهان کشف می‌کند، از نظر و تأمّل در نفس و نهاد خویش نیز به چنین معرفتی نائل می‌گردد. در ادامه به شیوه استدلال به چنین برهانی (برهان فطرت) اشاره خواهیم کرد.

واژه فطرت
«فطرت» کلمه‌ای عربی از ماده (ف. ط. ر) است که به دو معنای «شکافتن» و «آفریدن و ایجاد اولیه» و بدون سابقه (خلق از عدم) می‌باشد.[۱] «فطرت» که بر وزن «فِعله» است به معنای کیفیت خاص خلقت است؛ یعنی ویژگی‌هایی که خداوند در خلقت انسان لحاظ کرد و بینش‌ها و گرایش‌های خدادادی و غیراکتسابی که در انسان قرار داده شده‌اند. «توحید فطری است» یعنی انسان نسبت به توحید، بی‌اقتضا و خنثی نیست. در سرشت انسان، تقاضایی وجود دارد که توحید و معارف دینی، پاسخ‌گوی آن است. پیامبران الهی چیزی را بر انسان عرضه کرده‌اند که بشر به حسب طبیعت خود در جست‌وجوی آن است.[۲]

اثبات وجود فطرت
دلایلی بر وجود اصل فطریات و فطرت خدا آشنا در انسان اقامه می‌شوند:
دلیل عقلی
الف. انسان موجودی مجرّد است.
ب. هر موجود مجرّدی فاعل و خالق خود را به صورت غیراکتسابی درک می‌کند.
نتیجه: انسان فطرتا خداشناس است.
توضیح مقدّمه اول: مجرّد بودن انسان به این معناست که آنچه هویّت انسان را تشکیل می‌دهد و آنچه درک‌کننده داده‌های حسیّ است، مجرّد است؛ یعنی همان که از آن به «روح» تعبیر می‌کنیم و با «خود» یا «من» به آن اشاره می‌نماییم، ویژگی‌های ماده را ندارد و مجرّد است.
توضیح مقدّمه دوم: از نظر فلسفی، معلول عین الربط به علت خود است و وجود و استقلال معلول به وجود و استقلال علت است. نسبت معلول به علت، شبیه نسبت شعاع نور به منبع نور است. چنین معلول مجرّدی نمی‌تواند غایب از علت باشد و همیشه در محضر علت خود است و در حدّ خودش عالم به علتش می‌باشد؛ همان‌گونه که علّامه طباطبائی در نهایه می‌فرماید: «… و کذلک العلّهُ حاضرهٌ بوجودها لمعلولها الرابط لها القائم بها المستقل باستقلالها، فهی معلومهٌ لمعلولها علما حضوریا اذا کانا مجرّدین و هو المطلوب.»[۳] از این دو مقدّمه نتیجه می‌گیریم که انسان فطرتا خداشناس است.
دلیل شهودی
یکی از ویژگی‌های امور فطری، قابل تجربه درونی بودن آن‌هاست؛ یعنی اگر به خودمان رجوع کنیم و تامّل نماییم، امور فطری را می‌یابیم و چون این امور هیچ منشا خارجی ندارند و تنها به واسطه اصل خلقت ما ایجاد شده‌اند، پس فطری‌اند. البته این دلیل، استدلال عقلی نیست که با چیدن مقدّماتی بتوان مخاطب را قانع کرد. دلیل شهودی، وجدانی و یافتنی است و مشارکت خود مخاطب را می‌طلبد و اگر قصد عناد و محاجّه در بین باشد، این راه به نتیجه نمی‌رسد. فطریات در همه انسان‌ها وجود دارند، پس در مخاطب ما نیز هستند، و اگر کسی می‌گوید من آن را نمی‌یابم، او غافل است نه نادان، و غافل نیازمند تنبّه و رفع شبهه است.
یکی از موارد فطری، که به راحتی قابل شهود است، ادراکات عقل عملی است؛ قضایایی که به طور فطری حکم به خوبی یا بدی افعال می‌کنند. هرچند قالب‌ها و مصادیق خوبی و بدی در جوامع مختلف و تحت تاثیر سنّت‌ها و تربیت‌های گوناگون، متفاوتند، اما ریشه آن‌ها فطری و مشترک است؛ مثلاً، حُسن عدالت و قبح ظلم از ادراکات فطری عقل عملی است و هرکس با‌ اندک توجهی، آن را شهود می‌کند و می‌یابد. فطرت خداجوی انسان نیز قابل تجربه درونی است. وقتی انسان تامّل می‌کند، می‌تواند همراه شناخت خود، ربط وجودی خود به خداوند را دریابد و به علم حضوری به خداوند برسد؛ همان‌گونه که در حدیث شریف آمده است: «مَن عرفَ نفسه عرف ربّه.»[۴]
دلیل نقلی
دلایل مختلفی از آیات و روایات بر اثبات فطرت اقامه شده است؛ که در منابع مفصل مورد اشاره قرار گرفته‌اند.

اثبات وجود خدا از فطرت
نکته: خداشناسی حضوری به وسیله دلیل و برهان قابل انتقال نیست؛ یعنی نمی‌توان برای کسی، علم حضوری به خداوند را ایجاد کرد. مقصود از دلالت فطرت بر وجود خداوند این نیست که با مقدّماتی به علم حضوری فطری به خداوند برسیم، مقصود این است که دلیلی اقامه شود که خداشناسی فطری یکی از مقدّمات آن و علم حصولی به خداوند نتیجه آن باشد.
تقریر برهان
آنچه آیت الله خمینی در زمینه فطرت می‌فرماید، منطقی‌تر از برخی تقریرات این برهان است. ایشان با ترتیب و تنظیم چند مقدمه، برهان فطرت را به صورت یک برهان فلسفی ارائه می‌کند. مقدمات یاد شده از این قرار است:
۱. انسان بالفطره عشق به کمال مطلق دارد و این کمال مطلق خداست.
۲. عشق و عاشق فعلی، مستلزم وجود معشوق بالفعل است، زیرا عاشق و معشوق متضائف هستند و متضائفین در قوه و فعل متکافئ هستند.
۳. فطرت و کشش فطری در ذمه وجود است و نمی‌تواند خطا باشد.
نتیجه این مقدمه‌ها این است که پس موجود کامل مطلق که همان خداست باید باشد. بدین‌ترتیب وجود فطرت، وجود خدا را در پی دارد و مفهوم آیه کریمه «فأقم وجهک للدین حنیفاً فطره الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله»[۵]
شکل یک برهان فلسفی پیدا می‌کند.
(انسان بالفطره عشق به کمال مطلق دارد و این کمال مطلق، جز خداوند متعال و مبدأ این هستی نمی‌تواند باشد، و از آنجا‌ که عشق فعلی و عاشق فعلی معشوق فعلی می‌خواهد، چه که متضائفین و متکافئین در قوه و فعل هستند، باید معشوق فطرت، بالفعل باشد که فطرت بدان متوجه شود.
گمان نشود که شاید انسان در خطا و غلط باشد و نفس متوجه به صورت‌های ذهنیه و خیالات موهومه باشد که اصل ندارد، زیرا که صورت‌های خیالیه خود معشوق نفس نتواند بود، زیرا که آن صورت‌ها همه محدودند و نفس عاشق غیرمحدود است. و دیگر اینکه چون که فطرت لازمه وجود است، در آن خطا و غلط راه ندارد.)[۶]

تقریرات دیگر این برهان
بعضی از متکلّمان و مفسّران ذیل آیات مربوط به فطرت، این بحث را آورده‌اند:
۱_ فخررازی در کتاب تفسیر خود و همچنین در المحصل و البراهین در علم کلام، دلالت فطرت بر وجود خداوند را مطرح کرده و وجوهی را نیز برای تقریر آن آورده است. اما ظاهرا فطرت به معنای دقیق کلمه که توضیح آن گذشت مورد نظر ایشان نبوده است.[۷]
۲_ مرحوم آیه‌الله شیخ محمدعلی شاه‌آبادی در رشحات البحار، بحث فطرت را به تفصیل بررسی کرده است و پس از اثبات فطرت کمال مطلق‌خواهی انسان می‌نویسد: وقتی وجود عشق فطری و بالفعل انسان به خیر و کمال مطلق ثابت شد چون عشق از صفات اضافیه است پس عاشق بالفعل، وجود معشوق بالفعل را اقتضا می‌کند.[۸] ایشان در مورد صفت امیدواری فطری به خداوند نیز شبیه همین بیان را دارند.[۹] منظور از «صفت اضافی» وصفی است که بیان‌کننده «هیات اضافه» است؛ مانند پدری و پسری، بالایی و پستی، عاشقی و معشوقی و مانند آن؛[۱۰] یعنی صفاتی که بر نسبت خاصی میان دو موصوف دلالت می‌کنند. صفات اضافی چون بیان‌کننده هیات اضافه و نسبت هستند و اضافه قایم به دو طرف است، نمی‌توانند بدون متعلّق باشند. در بحث ما نیز عشق، محبت یا امید به خدا، حقایق ذات الاضافه هستند و نمی‌توانند بدون متعلّق موجود باشند. البته ربط و نسبت بین محب و محبوب، ربط اشراقی است که عین مربوطٌ الیه است، نه این که بین مضاف و مضاف‌الیه چیز سومی به نام اضافه باشد. مرحوم شاه آبادی درباره احتجاج حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) در آیه ۷۶ سوره انعام به «لا احبّ الآفلین» می‌نویسد: حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) برای اثبات رب نبودن ستاره و ماه و خورشید، برهان بغض فطری نقص را اقامه نموده و برای اثبات رب بودن خداوند از برهان حبّ فطری فرع نسبت به اصل استفاده کرده است.[۱۱]
۳_ آیت الله خمینی نیز فطرت و امور فطری را اثبات کننده وجود باری تعالی می‌داند و می‌نویسد: فطرت عشق به کمال مطلق از فطرت‌هایی است که همه انسان‌ها بدون استثنا مخمّر بر آن هستند و عشق فعلی، معشوق فعلی می‌خواهد و نمی‌تواند موهوم و خیالی باشد؛ چون موهوم ناقص است و فطرت متوجه به کامل و نامحدود است.[۱۲] امام خمینی در کتاب دیگرشان از طریق تضایف وارد شده، می‌نویسند: عاشق و معشوق متضایفین هستند و متضایفین در قوّه و فعل متکافئین هستند. پس باید معشوق‌های فطرت، بالفعل باشند.[۱۳]
۴_ علّامه طباطبائی نیز ذیل آیه ۵۳ سوره نحل می‌فرماید: انسان هنگام سختی‌های شدید، که موجب قطع امید از اسباب ظاهری می‌شود، به خداوند استغاثه می‌کند. حتی انسان‌های بی‌اعتقاد نیز اگر فطرتشان سرکوب نشده باشد، در چنین وضعی به قادر متعال امیدوارند و لازمه امید و رجا، وجود متعلّق امید است (…ولا رجاء الاّ و هناک مرجوٌ منه)؛ زیرا تحقق خارجی مفاهیمی که دارای معنای تعلّق و نسبت هستند مانند محبت، دشمنی، اراده و کراهت بدون تحقق متعلّق‌شان ممکن نیست؛ یعنی اگر در خارج مطلوبی نباشد، طلب تحقق نمی‌یابد. پس امیدواری انسان دلیل بر این است که فطرت انسانی سببی مافوق این اسباب ظاهری می‌بیند که این حوادث عظیم در آن سبب اثری ندارند.[۱۴] ایشان همچنین کلام حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) را دلیل برهانی یقین‌آوری می‌شمارد که مبتنی بر دوست نداشتن فطری غروب‌کنندگان است.[۱۵]
۵_ دکتر محمد صادقی در تفسیر الفرقان، از فطرت به عنوان قوی‌ترین برهانی که به وسیله قرآن مطرح شده است، نام می‌برد و آن را شرط اصالت و دلالت دلایل دیگر می‌شمارد.
ایشان برهان فطرت را چنین تقریر می‌کند: همه انسان‌ها کمال مطلق نامحدود را دوست دارند و دایم برای رسیدن به آن تلاش می‌کنند و چون جهان مادی، محدود و فقیر و ناقص است، انسان می‌داند که آرمانش در جهان مادی به دست نمی‌آید. با این وجود، محبت و عشق او به کمال مطلق ادامه دارد و لازمه محبت واقعی، محبوب واقعی است. پس آن کمال مطلق که واقعا محبوب است، در ورای حس و ماده وجود دارد.
ایشان در تقریر دیگری می‌نویسد: محبت عمیق فطری، کاشف از وجود محبوب است؛ زیرا اگر فطرت، که معصوم از خطاست، در چنین محبت ریشه‌داری خطا کند، پس تمام زندگی انسان خطا خواهد بود. حواس و عقل و کل ادراکات انسان خطا خواهد بود؛ زیرا فطرت، که پایه اصیل انسانیت است، در محبت ذاتی خود دچار خطا شده است.[۱۶]
ظاهرا تقریر اول ایشان باید مستند به تضایف یا اضافی بودن محبت باشد. اما تقریر دوم کامل و قانع‌کننده نیست؛ زیرا معصوم بودن فطرت نه بدیهی است که و نه مبتنی بر استدلال و این‌که لازمه خطای فطرت، خطا بودن تمام زندگی است، دلیل موجهی بر خطاناپذیری آن به نظر نمی‌آید.

برهان فطرت در منابع غیر اسلامی
توماس آکویناس در آثار خود به این مطلب اشاره می‌کند که سعادت‌طلبی انسان راهی است به سوی خدا.
گاریگو لاگرانژ (R. Garrigou – Lagrange) و عده‌ای دیگر برآنند که سعادت‌طلبی انسان این امکان را فراهم می‌سازد که برهانی نو بر اثبات وجود خداوند عرضه کنیم؛ به این صورت که هر انسانی فطرتا به سعادت و نیک بختی علاقه‌مند است، ولی نمی‌تواند آن را در خوبی‌های محدود یا مجموعه‌ای از آن‌ها به تمام و کمال برآورده کند. از این‌رو، باید خیری برتر وجود داشته باشد.[۱۷]
نظریه دیگری که گاه به برهان فطرت نزدیک می‌شود، برهان «اجماع عام» است. افرادی همچون سیسرون، سنگا و کلمینت اسکندرانی از طرفداران این نظریه هستند. این برهان تقریرهای متفاوتی دارد که برای رعایت اختصار، تنها یکی از آن تقریرها ذکر می‌شود:
عمومیت اعتقاد به خداوند شاهدی بر غریزی بودن اعتقاد است و یا لازمه آرمان‌ها یا نیازهای غریزی است.
جان لاک و جان استوارت میل اشکال کرده‌اند که عمومیت یک اعتقاد چگونه فطریت آن را ثابت می‌کند و بر فرض که اعتقادی فطری یا غریزی باشد، چگونه صادق بودن آن را نتیجه می‌گیریم؟[۱۸] ظاهرا قایلان به برهان «اجماع عام» نتوانسته‌اند به تقریری که خالی از اشکال باشد، دست یابند. در پایان نتیجه می‌گیریم که انسان فطرت دارد و یکی از فطریات انسان، خداشناسی است و اثبات عقلانی وجود خداوند تبارک و تعالی نیز از راه فطرت خداآشنای انسان از طریق تضایف یا صفت اضافی بودن محبت و امید ممکن است.

__پی‌نوشت____________
[۱]. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۵، ص۵۵. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح فی اللغه و العلوم، ج۲، ص۷۸۱.
[۲]. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج۳، ص۶۰۲، چ چهارم، تهران، صدرا، ۱۳۷۴.
[۳]. طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ص۲۵۹، چ یازدهم، قم، مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، ۱۴۱۶.
[۴]. تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غررالحکم و دررالحکم، ج۱، ص۵۸۸.
[۵]. روم، سوره۳۰، آیه۳۰.
[۶]. امام خمینی، روح‌الله، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص۱۰۳.
[۷]. فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب)، ص۷۲-۷۳، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۱، چ اول؛ فخررازی، محمد بن عمر، البراهین در علم کلام، ج۱، ص۷۶، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۴۱.
[۸]. شاه‌آبادی، محمدعلی، رشحات البحار، ص۳۷، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۰، کتاب الانسان و الفطره.
[۹]. شاه‌آبادی، محمدعلی، رشحات البحار، ص۲۳۲، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۰، کتاب الانسان و الفطره.
[۱۰]. طباطبائی، سیدمحمدحسین، نهایه الحکمه، ص۱۲۵-۱۲۹، چ دوازدهم.
[۱۱]. شاه‌آبادی، محمدعلی، رشحات البحار، ص۲۴۵-۲۴۸، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۰، کتاب الانسان و الفطره.
[۱۲]. امام خمینی، روح‌الله، شرح چهل حدیث، ص۱۸۲-۱۸۴، چ سوم، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (رحمه‌الله‌علیه)، ۱۳۷۲.
[۱۳]. امام خمینی، شرح حدیث جنود و عقل و جهل، ص۱۰۳، چ سوم، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۷۷.
[۱۴]. طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، ص۲۷۲.
[۱۵]. همان، ج۷، ص۱۸۴.
[۱۶]. صادقی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن، ج۲۰۲۱، ص۱۵۰-۱۶۸، چ دوم، قم، فرهنگ اسلامی، ۱۴۱۰.
[۱۷]. لنوجی الدرز، الهیات فلسفی توماس آکوئیناس، ترجمه شهاب‌الدین عباسی، ص۲۹۵، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۱.
[۱۸]. پل ادواردز، دائره المعارف فلسفه، (ترجمه به نام: براهین اثبات وجود خدا در فلسفه غرب)، ترجمه علیرضا جمالی نسب و دیگران، ص۱۳۰، قم، مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، ۱۳۷۱.

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی مرکز فرهنگ و معارف قرآنی

مطالب مشابه

متن منتشر شده در فضای مجازی:بودن یا نبودن آفریننده، مستقل از آرزوهای ماست. جهانی بدون آفریننده یا هدف شاید پوچ و بی معنا به نظر برسد، ولی این به تنهایی الزامی برای بودن ...
متن منتشر شده در فضای مجازی:ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﺎ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﻢ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺍﺑﺪﯼ ﻣﻨﻮ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ، ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺛﺒﺎﺕ می‌بوﺩ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﻧﺎﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ...
برهان حرکت که ابتدا از سوی ارسطو مطرح شده است، در کتاب‌های کلامی و فلسفی نیز به عنوان یک دلیل بر اثبات خداوند مطرح بوده است. بعدها توماس آکویناس به عنوان نخستین برهانش ...
متن برهان علیت را به صورت مختصر با هم مرور می‌کنیم: مقدّمهعلماء كلام (متكلمين) براهين زيادى را براى اثبات خداى متعال، اقامه كرده‌اند كه در كتب مفصل، مذكور است. ما ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب