چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، تقلب کردن طلبه‌ها در امتحانات حوزه علمیه در 3 هفته قبل منتشر شده است .
»   پرسش و پاسخ, شایعات اعتقادی, شبهات وجود خدا  »   رویگردانی از حق، توسط اکثریت دلیل ضعف حق است؟
۲۱ شهریور ۱۳۹۸ , ساعت ۰:۱۰

رویگردانی از حق، توسط اکثریت دلیل ضعف حق است؟

متن منتشر شده در فضای مجازی:
قبول دارید که :
۱- ادیان مختلفی وجود دارند
۲- هر کدام خودشان را حق می دانند
۳- در درون هر دین فرقه هایی هست
۴- به اعتقاد هر فرقه ای اکثریت مردم دنیا گمراه اند و بر باطل اند
۵- خدا رحیم و هادی است
۶- مردم عاقل و مختار و حق طلب اند
شما یا بقیه اعضا گروه میتوانید اثبات کنید همه یکسان هستند و همه را حق بدانید؟ یا اینکه ثابت کنید بین فرقه های مختلف و ادیان مختلف هیچ تفاوتی نیست؟ و یا میتوانید نشان دهید ما حق ایم یا حق تر از دیگرانیم ؟
خیر، چرا که در تاریخ ادیان شما چه قائل به توطئه کژفهمی یا عناد مردم باشید بلافاصله من سوال میکنم که چرا اکثریت معاند با حق اند؟ چرا اکثریت مردم کژفهمند؟  چرا اکثریت مردم گول توطئه ها را خورده اند و حق را تشخیص نداده اند؟

پاسخ:
متن حاضر، با مقدمه‌ای (که می‌گوید: تمام ادیان استدلال و تعلیمی شبیه به هم دارند) و نتیجه‌ای (که می‌گوید: اکثریت نشانه حقانیت است) قصد دارد به نقد ادیان برود و با اساس دین مقابله کند.
برای پاسخ به چنین استدلال باطل (مغلطه‌ای) که مستدل (مغالط) به کار برده است، می‌توان از پاسخ حلی و نقضی استفاده کرد.

پاسخ نقضی:
تاریخ بشریت برای ما انسان‌ها، بسیاری از نحله‌های فکری، اعتقادی، سیاسی و… را گزارش کرده است که با وجود اکثریتشان در موضوع مورد نظر آنها؛ اشتباهات فراوانی داشته و یا اساسا باطل بوده‌اند.
برای مثال، کودتاهای سیاسی فراوانی که به جهت همراهی اکثریت جناح‌ها و یا افراد جامعه، به ثمر نشستند و باعث منحل شدن حکومت و یا حاکمیت قانونی مخالف خود شدند.
با نگاهی کوتاه بر آمار و ارقام جامعه آماری ادیان و فرقه‌های زنده در کشورهای مختلف جهان، درخواهیم یافت که اعتقاداتی چون مسیحیت و اسلام عامه (اهل سنت) که در زمینه‌هایی دچار انحرافات عقلی و منطقی هستند؛ اکثریت جامعه بشری را شامل می‌شوند. با این حساب اگر اکثریت دلیل بر حقانیت می‌بود و یا اقلیت دلیل بطلان؛ اولین طایفه‌ای که باید حقانیتشان ثابت می‌شد، مسیحیان بودند که انحرافاتشان کاملا واضح و مبرهن است.

پاسخ حلی:
باید دانست که، ملاک حقانیت و بطلان یک عقیده و دین، چه مواردی است؛ سپس دین مورد بحث را، با ملاک یا ملاک‌های حق و باطل، سنجید و در نهایت حکم به بطلان یا حقانیت یک عقیده و دین نمود.
در این زمینه، بحث‌های مفصلی وجود دارد که ملاک حقانیت چیست! اما اولین ملاک، بدون هیچ شک و تردیدی، عقلانیت و منطق دین است. باید دید، دین مورد نظر، از لحاظ منطق گفتگو و استدلال، تا چه درجه اعتبار دارد؟
پس از آنکه اعتبار از جهت منطق و استدلال، روشن شد؛ باید تک تک اعتقاد این دین، غربال شود تا ناخالص از خالص تمیز داده شده و حق و باطل، مشخص گردد. اینکه کدام آموزه اخلاقی صحیح و کدام حکم دین، صحیح است؛ تشخیصش با عقل است. البته باید به هر دینی، فرصت دفاع از اعتقادات و احکامش را داد و به صرف اشتباه دانستن از لحاظ عقلی، انکار و رد، تقبیح می‌شود.

در دین اسلام (که ما در حال دفاع از کیان آن هستیم) اکثریت تقبیح شده است؛ به این بیان که، خداوند متعال، در قرآن کریم، بارها به اکثریت افراد بشر اشاره کرده و می‌فرمایند: به دلایل مختلفی این اکثریت، بی‌اعتبار هستند. برای مثال می‌فرمایند:
«أکثرهم لا یعلمون الحق فهم معرضون» [سوره انبیاء، آیه۲۴] اکثریت مردم حق را نمی‌فهمند و از حق اعراض می‌کنند.
در آیه دیگر می‌فرماید:
«و اکثرهم للحق کارهون» [سوره مؤمنون، آیه۷۰] اکثر مردم، از حق کراهت دارند و بدشان می‌آید.
در آیه‌ای دیگر فرموده‌اند:
«لقد حق القول على أکثرهم فهم لا یؤمنون» [سوره یس، آیه۷] حق برای اکثر آنها آشکار شد، ولی زیر بار نمی‌روند.

سوال:
چرا اکثریت از حق رویگردان است؟
پاسخ:
این مساله، که چرا اکثریت همواره از حق رویگردان است، پاسخ ثابت و دائمی ندارد؛ بلکه به حال و ویژگی‌های فردی_اجتماعی آن اکثریت برخواهد گشت. برخی اوقات انگیزه‌های شخصی، برخی اوقات، تمایلات گروهی و یا شرایط اجتماعی و سیاسی و… در این مساله نقش ایفاء می‌کنند.
برای مثال، اکثریتی که از نوح نبی علیه السلام تبعیت نکردند؛ به جهت سنت آباء و اجدادی و شرایط اجتماعی حاکم بر آنها بوده‌است. یا اکثریتی که از موسی علیه السلام رویگردان شدند و به گوساله پرستی روی آوردند، به جهت سوء استفاده سامری، از جهل و ایجاد خرافه بین آنان بود.
به طور کلی، یکی از دلایل عمومی در ترک حق، و گرایش به باطل، سختی‌ها و بازدارندگی‌های حق است. این یک اصل طبیعی است که مسئول نبودن، از مسئول بودن یا ظالم بودن و به باطل عمل کردن، از عادل بودن و به باطل پایبند بودن، راحت‌تر، گواراتر و کم هزینه‌تر خواهد بود. کسب مال از راه‌های مختلفی ممکن است، حق آن است که از راهی باشد که به دیگری ضرری وارد نسازد، به دیگری تجاوزی صورت نگیرد، اما کسب مال از راه تجاوز و تعدی و دزدی، بسیار راحت‌تر و کم هزینه‌تر است. این یکی از عامل‌های بزرگ در عدم گرایش به حق، توسط اکثریت است.
از عوامل دیگر در عدم جذب اکثریت به حق، می‌توان به موارد دیگر اشاره کرد:
۱_ علل روانی و عاطفی
۲_ عدم بیان و تبلیغ صحیح حق
۳_ عدم دسترسی به حق
۴_ شبهات و تبلیغات سوء
۵_ علل سیاسی و اجتماعی
و…

امیرالمومنین علی علیه السلام در جنگ جمل، در پاسخ به فردی که از ایشان پرسید: چطور ممکن است این همه مخالفان تو که اکثریت را تشکیل مى‌دهند بر باطل باشند؟ فرمود:
«إنّ الحقّ والباطل لا یعرفان بأقدار الرّجال. اعرف الحق تعرف أهله، اعرف الباطل تعرف أهله [الانساب الاشراف: ص۲۳۸] «حق و باطل را با تعداد پیروان آن نمى‌توان شناخت. حق را بشناس، سپس اهل آن را خواهى شناخت. باطل را بشناس، آنگاه اهل آن را خواهى شناخت»

نکته
نکته حائز اهمیت دیگر، آنکه ادیان الهی، غالبا در خفقان تولد یافته و پیامبران در قومی جاهل و کافر مبعوث شده‌اند. طبیعی است در چنین جامعه و شرایطی، تبعیت همگانی، توقع عاقلانه و واقع‌گرایانه‌ای نیست؛ و به مرور زمان، افراد با استدلال‌های نبی و دین، آشنا شده و به پیروان آن، می‌پیوندند. این تجربه در دین مبین اسلام رخ داده است؛ دینی که در سرزمین بت پرستی، شعار یگانه پرستی سرداد و تنها با سه پیرو، (علی، ابوطالب و خدیجه علیهم السلام) آغاز به هدایت نمود. اکنون بعد از ۱۴۰۰ سال، نه تنها اعراب جاهلی آن زمان، بلکه یک چهارم جمعیت کنونی جهان را از پیروان خود تشکیل داده است. این رشد چشم‌گیر، نشان می‌دهد که اگر استدلال قوی باشد، مردمان خواهند پذیرفت.

تذکر
لازم به ذکر است که آتئیست‌ها، به جهت اقلیت بودن جامعه آماریشان در جامعه آمار جهانی، به هیچ استدلالی نمی‌توانند به این سخن جهت رد ادیان دیگر، متمسک بشوند؛ با این توضیح که تنها هفت درصد جامعه جهانی را آتئیست‌ها شکل داده‌اند و معتقد هستند که افراد، آتئیست به دنیا می‌آیند.

نتیجه:
۱_ ادیان مختلفی در بین بشر جریان دارند، که معیار حقانیتشان، تعداد پیروانشان نیستند.
۲_ همه این ادیان، خود را حق نمی‌دانند و حتی برخی به اشتباهات و خطاهای دینشان معترف‌اند.
۳_ همانگونه که اکثریت معیار حقانیت نبوده و نیست، اقلیت نیز معیار بطلان یا حتی حقانیت نخواهد بود.
۴_ ادیان الهی، با تعالیم بسیار به هم مشابه، در رتبه‌های اول در تعداد پیروان هستند به گونه‌ای که نیمی از جمعیت جهان، به ادیان الهی باورمند هستند.
۵_ رویگردانی اکثریت از حق، به دلایل مختلفی بستگی دارد و باید از جهات مختلف بررسی گردد.
۶_ همیشه کج فهمی و توطئه، سبب انحراف از حقانیت نبوده، بلکه دلایل فردی و اجتماعی فراوانی این پدیده را رقم می‌زند.

مطالب مشابه

متن شبهه: سوالی کوچک با جوابی کوتاه: دست آورد مثبت اسلام به مسلمانان و بشریت در طول 1400 سال چیست؟! جواب: مطلقا هیچ. بیشتر از 400 سال است که تمدن و دانش غربی، تکنولوژی و صنعت ...
متن منتشر شده در فضای مجازی: وقتی راجع به گسترش اسلام در غرب با ملحدین صحبت می‌کنیم، اغلب با چنین پاسخ‌های توهین آمیزی مواجه می‌شویم: «جوجه کشی بالای مسلمانان دلیل گسترش کنونی آن است، ویروس‌ها و ...
چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
سوال:چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟ پاسخ:برای درک صحیح از این سوال، و پاسخی کامل، لازم است تمام جوانب مرتد و تعریف صحیح آن و ...
چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
متن منتشرشده در فضای مجازی:اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ " ﻣﻐﻠﻄﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ "ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ" ﯾﺎ ...
چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
سوال:ایمان حضرت نرجس خاتون (مادر امام زمان علیه السلام) چطور اثبات می‌شود و آیا روایتی برای ایمان ایشان وارد شده است؟ پاسخ:داستان اسلام آوردن مادر امام زمان ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب