پنجشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، آیا بعد از زیارت حضرت معصومه(س) بهشتی می‌شویم؟ در 1 روز قبل منتشر شده است .
»   بررسی روایات و متون, شایعات تاریخی, نقد اهل سنت, وقایع تاریخی  »   آیا می‌دانیدهایی درباره عمر بن خطاب
۲۱ خرداد ۱۳۹۸ , ساعت ۸:۳۵

آیا می‌دانیدهایی درباره عمر بن خطاب

متن منتشر شده در فضای مجازی:
۱_ آیا میدانستید عمرفاروق اولین کسی بود که اسیران جنگی را آزاد کرد و حکم آزادی غلامان و کنیزان را در سرتاسر امپراطوری خودش رواج داد؟
۲_ آیا میدانستید فاروق اعظم اولین کسی بود که به معنای واقعی تساوی حقوق زن و مرد را در حکومتش رواج داد و برای زنان عزت و احترام در جامعه عرب آن زمان بوجود آورد؟
۳_ آیا میدانستید اولین حکمران عربی که از زنان جامعه خود در رابطه با امور زنان مشاوره میگرفت فاروق اعظم بود؟(مشاوره درباره فتوی زنان از ام المومنین عایشه)
۴_ آیا میدانستید قلمرو عمر فاروق از قلمرو کوروش کبیر در زمان هخامنشیان هم گسترده تر بود و بر دو قاره آسیا و افریقا تسلط داشت؟
۵_ آیا میدانستید اولین بیت المال و خزانه مسلمین توسط عمر فاروق تشکیل شد و دیوان سالاری یا همان تشکیلات اداری برای اداره حکومت اسلامی در زمان عمر راه اندازی شد؟
۶_ آیا میدانستید اولین کسی که قران را جمع اوری کرد و اولین کسی که تاریخ هجرت پیامبر را مبدا تاریخ مسلمین قرار داد عمر فاروق بود؟؟
۷_ آیا میدانستید در زمان عمر هیچ گونه دزدی و جنایت و قتلی در جامعه مسلمین رخ نداد و هیچ قاضی وجود محکمه ای وجود نداشت؟
۸_ _ آیا میدانستید بدبختی مسلمانان از زمانی شروع شد که شخصیتی مثل عمر را از دست دادند؟چون عمر تنها کسی بود که در زمان خلافتش هیچ جنگ داخلی و جنگی بین مسلمانان رخ نداد؟؟؟

پاسخ:
۱_ اولا فاروق، یکی از صفات حضرت علی علیه السلام است و انتساب آن به عمر بن خطاب، دروغ و جعل.
دوما اولین کسی که اسیران جنگی را آزاد کرد، رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند که در جنگ‌های مختلف، اقدام به آزاد کردن اسیران جنگی نمودند. در منابع تاریخی آمده است که در جنگ بدر، هفتاد نفر از مشرکین اسیر شدند؛ و پیامب اکرم، همه آنان را در مقابل فدیه، آزاد کردند.[۱] نکته جالب اینجاست که بر خلاف آنچه این نویسنده ادعا می‌کند، در همان منبع از کتب مختلف حدیثی، عمر پیشنهاد گردن زدن همه اسراء را می‌دهد. آورده‌اد که عمر گفت: «یا رسول الله اضرب أعناقهم، قال فاعرض عنه النبی؛ گفت ای رسول الله گردن آنها را بزن، رسول الله صلی الله علیه و آله از او روی گرداندند [و نظر او را نپذیرفتند].»
سوما، عمربن خطاب، توسط فردی به نام ابولؤلؤ که غلام مغیره بن شعبه بود به قتل رسید.[۲] اگر اسراء و کنیزان در سرتاسر قلمرو حکومت او آزاد شده‌اند، پس این غلام در مدینه که مرکز حکومت عمر بوده چه می‌کرده؟ در تاریخ مکررا از کنیزان و غلامان بزرگان شهر، یاد شده است و نام آنها را نوشته‌اند. از جمله کنیزان و غلامانی که در عصر حکومت عمربن خطاب و بعد از او که در قلمرو اسلام زندگی می‌کردند.
چهارما، در منابع تاریخی، از آزاد کردن اسیران، توسط حضرت علی علیه السلام در جنگ‌های بین اعراب و ایرانیان یاد شده است.

۲_ اولا؛ اولین کسی که به حمایت از زنان و حقوق آنها برخواست، خداوند متعال در آیات فراوانی از قرآن می‌باشد؛ مانند آیات ۴ و ۷ و ۱۹ و ۳۲ سوره نساء و آیه ۳۵ احزاب بقره آیه ۱۸۷ و آیه ۶ طلاق و… که جملاتی مانند: «عاشروهنّ بالمعروف؛ به نیکی با آنها معاشرت کنید» «آتُوالنّسآء صدقاتهنّ؛ مهر زنان را بپردازید.» «اسکنوهنّ من حیث سکنتم؛ همانند مسکنی که دارید به آنها هم بدهید.» «ولاتضاروهن؛ به آنها ضرر نرسانید» و… بیان داشته. عمر بن خطاب اگر در این زمینه، فعالیتی داشته یا مطلبی گفته است از تعالیم قرآن و پیامبر اکرم آموخته است.
دوما؛ خلیفه دوم، طبق منابع معتبر تاریخی، رفتار نامناسبی با زنان داشته است؛ مانند: کتک زدن همسر خود، که آورده‌اند: «ضِفْتُ عُمَرَ لَیْلَهً فلما کان فی جَوْفِ اللَّیْلِ قام إلى امْرَأَتِهِ یَضْرِبُهَا فَحَجَزْتُ بَیْنَهُمَا؛ راوی می‌گوید مهمان عمر بودم، نیمه‌های شب عمر بلند شد و رفت نزد همسرش و او را زد، من بین آنها را جدا کردم.»[۳] یا در جای دیگر آمده است که، عمر به خواستگاری ام‌کلثوم دختر ابوبکر رفت و عایشه واسطه او بود؛ ولی ام کلثوم قبول نکرد و گفت: «لا حاجه لی فیه إنه خشن العیش شدید على النساء؛ من نیازی به عمر ندارم، او در زندگی خشن و بر زنان سخت گیر است»[۴] در جای دیگر عبد الرزاق صنعانى می‌نویسد: «أَرْسَلَ عُمَرُ بنُ الْخَطَّابِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ إِلى امْرَأَهٍ مُغِیبَهٍ کَانَ یُدْخَلُ عَلَیْهَا، فَأَنْکَرَ ذالِکَ، فَأَرْسَلَ إِلَیْهَا، فَقِیلَ لَهَا: أَجِیبِی عُمَرَ، فَقَالَتْ: یَا وَیْلَهَا مَا لَهَا وَلِعُمَرَ! فَبَیْنَمَا هِیَ فی الطَّرِیقِ فَزِعَتْ، فَضَرَبَهَا الطَّلْقُ، فَدَخَلَتْ دَارَاً فَأَلْقَتْ وَلَدَهَا، فَصَاحَ الصَّبِیُّ صَیْحَتَیْنِ ثُمَّ مَاتَ؛ عمر زنى را که نزد وى رفت و آمد بود احضار کرد، آن زن پس از شنیدن خبر فریاد زد: واى بر من مرا با عمر چکار! در بین راه که مى‌آمد ناگهان درد زایمان آن زن را فرا گرفت، واردخانه‌اى شد، فرزندش را به دنیا آورد؛ اما آن کودک دو بار فریاد زد و مرد.»[۵] و یا در جای دیگر آورده‌اند که: «طاف عمر بن الخطاب فی صفوف النساء، فوجد ریحا طیبه من رأس امرأه، فقال: لو أعلم أیتکن هی لفعلت ولفعلت، لتطیب إحداکن لزوجها، فإذا خرجت لبست أطمار (ثوب البالى) ولیدتها (أمه). قال: فبلغنی أن المرأه لتی کانت تطیبت، بالت فی ثیابها من الفرق (أى الخوف)؛ عمر در بین صف‌هاى بانوان عبور مى‌کرد، بوى خوشى از یکى از خانم‌ها به مشامش رسید، گفت: اگر مى‌دانستم که کدام زن خودش را خوشبو کرده است با وى چنین و چنان مى‌کردم، شما زنان باید خودتان را براى همسرتان خوشبو کنید و هنگام بیرون آمدن ازمنزل لباس‌هاى کهنه بپوشید. راوى مى‌گوید: شنیدم زنى که خود را خوشبو کرده بود، از ترس خودش را نجس کرده بود.»[۶]
سوما، اگر منظور از تساوی، تساوی در ارث و دیه و شهادت و… باشد؛ این حکم مخالف با قرآن و سنت نبوی خواهد بود.

۳_ مشورت با زنان، وقتی که حرمتی برای زنان باقی نمانده است و زنان، از هیچگونه تعرضی، از جانب عمر بن خطاب، مصون نیستند، یک شوخی زشت است. با اوضاع و شرایطی که عمر بن خطاب برای زنان رقم زده است (که بخشی از آنها را در پاسخ شماره ۲ مورد اشاره قرار دادیم) آیا زنی حاضر به مشاوره با چنین جنایتکاری هست؟ ضمن آنکه، مشورت عمر بن خطاب با عایشه، یک تاکتیک سیاسی برای مقبولیت بخشیدن به تصمیمات خود بود. او قصد داشت ارتباط داشتن با زنان پیامبر را، دلیل بر حقانیت خود معرفی کرده و از آن استفاده ببرد.

۴_ بنابر گزارشات تاریخی، از زمان خلافت ابوبکر (آغاز لشکرکشی‌های وحشیانه اعراب به همسایگان) تا مرگ عثمان بن عفان (خلیفه سوم) قلمرو اسلام، به کشورهای عربستان، ایران، عراق، فلسطین، سوریه، جنوب ترکمنستان، غرب افغانستان، شرق ترکیه، و شمال لیبی کشانده شد؛ بنابراین تسلط اسلام در عصر عمربن خطاب، بر آفریقا و آسیا، خیالی باطل و دروغین است.

۵_ باید دانست که خلیفه دوم، بر طبق منابع تاریخی، اولین کسی است که در اسلام برای بیت المال دیوان تدوین کرد.[۷] نه اینکه بیت المال هم توسط او تشکیل شده باشد. ظاهرا تدوین دیوان برای بیت المال را، عمر بن خطاب از ایرانیان فرا گرفته است، چرا که دیوان کلمه فارسی معرب است.[۸]

۶_ اولا، قرآن را کاتبان وحی، جمع آوری کرده و به رشته تحریر درآورده‌اند. بنابراین ادعای جمع آوری قرآن توسط عمربن خطاب، کاملا باطل است.
ثانیا، انتخاب مبدا برای تقویم قمری، به جهت لزوم یک مبدا، و به تشخیص شورای تشکیل شده بود؛ جالب اینکه پیشنهاد قرار گرفتن هجرت پیامبر اکرم به عنوان آغاز تقویم، از جانب حضرت علی علیه السلام داده شد و به تصویب شورا رسید.[۹]

۷_ ادعای باطلی که برای رد آن، داستان و واقعه تاریخی بسیاری وجود دارد، اولین آنها، به قتل رسیدن خود عمربن خطاب است. او توسط ابولولوء، در نماز جمعه ترور شد. قتل عام ایرانیان در جنگ‌ها، کتک زدن زنان در مجامع عمومی، قتل مخالفان سیاسی، سختگیری در حکومت و ایجاد نظام طبقاتی، از فسادهای معروف زمانه عمر بن خطاب بود.
در رد ادعای باطل نبود دستگاه قضاوت، کافی است به کتاب صحیح بخاری، باب «من قضی فی المسجد» و باب «من حکم فی المسجد» مراجعه شود تا از میزان قضاوت‌ها در حکومت عمربن خطاب، آگاه شویم. همچنین حضور قاضیانی چون «شریح قاضی»[۱۰] و «سلمان بن ربیعه»[۱۱] در حکومت عمر بن خطاب، دلیلی دیگر بر رد ادعای باطل نویسنده است.

۸_ عمر بن خطاب، با دیدگاه سیاسی اشتباهی که داشت، آتش جنگ را در بین اعراب تازه مسلمان برافروخت و سبب شد، جنگی بزرگ بین مسلمانان و غیر مسلمانان رخ دهد. اینکه در این جنگ چه تعداد انسان بی گناه کشته شده اند، جای بررسی دارد، اما نکته مهم، میزان هزینه‌های این جنگ‌ها بود. طبیعی است که اگر این جنگ‌ها رخ نمی‌داد؛ مسلمانان مناطق تحت قلمرو اسلام، دچار کمبود بودجه و فقر و به طبع، فساد نمی‌شدند.
با این حال، عمربن خطاب، با ماجرای سقیفه و ایجاد اختلاف در بین امت اسلام، بر سر خلیفه بعد از رسول خدا؛ باعث شد تا دو دستگی در بین مسلمانان ایجاد شده و اسلام به طوایف مختلفی تقسیم شود. همین اختلاف بود که بعدها، باعث ایجاد کینه و اختلاف آراء شد و در نهایت به جنگ داخلی انجامید. خلیفه بعدی (عثمان) در همین قائله کشته شد و جنگ‌های بی پایان بین مسلمین رخ داد.

__پی‌نوشت__________
۱. البدایه والنهایه ابن کثیر، ج ۳، ص ۲۹۶، در بیان وقایع جنگ بدر.
۲. شرح نهج البلاغه، ج ۳، ص ۳۸
۳. سنن ابن ماجه، ج۱، ص۶۳۹. مسند احمد ج۱، ص۲۰
۴. تاریخ الطبری،  ج ۲،  ص ۵۶۴
۵. الصنعانی، أبو بکر عبد الرزاق بن همام (متوفای۲۱۱هـ)، المصنف، ج ۹، ص ۴۵۸، ح۱۸۰۱۰، باب من أفزعه السلطان، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۳هـ.
۶. همان:ج ۴، ص ۳۷۴، ح ۸۱۱۷، باب من أفزعه السلطان، تحقیق حبیب الرحمن الأعظمی، ناشر: المکتب الإسلامی – بیروت، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۳هـ.
۷. سنن بیهقی، ج ۸، ص ۱۰۸
۸. النهایه فی غریب الأثر، ج ۲، ص ۱۵۰
۹. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۱۴۵؛ مسعودی، مروج الذهب،‌ ۱۴۰۹ق، ج۴، ص۳۰۰.
۱۰. المعارف، ج ۱، ص ۴۳۳
۱۱. الطبقات الکبرى، ج ۶، ص ۱۳۱

وبگاه سال و جواب مذهبی - پایگاه تخصصی شبهه

مطالب مشابه

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب