جمعه, ۲۸ تیر ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، اگر برده‌داری بد است، چرا خدا تجویز کرده؟ در 2 هفته قبل منتشر شده است .
»   شبهات وجود خدا, نقد سخنرانی‌ها  »   دیروز دخترم از گرانش و جاذبه زمین پرسید… (نقدی بر سم هریس)
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ , ساعت ۱۹:۰۱

دیروز دخترم از گرانش و جاذبه زمین پرسید… (نقدی بر سم هریس)

متن شبهه:
دیروز دخترم از من پرسید که گرانش و جاذبه زمین از کجا می آید؟ او کودکی دو ساله و نیمه است. من می توانم در این باره چیزهای بسیاری بگویم. چیزهایی که احتمالا او درک نخواهد کرد، اما صادقانه ترین پاسخ این است که من نمی دانم!  چه می شد اگر من می گفتم گرانش و جاذبه از طرف خدا می آید؟ احتمالا در این جواب حس زیرکی او را خفه می کرد و به او یاد می داد چگونه جس کنجکاوی و زیرکی خود را خفه کند. (سم هریس)

پاسخ:
متن شبهه، مطلبی پیرامون نظریه خدای حفره‌هاست. این نظریه، به طور خلاصه قصد دارد بگوید: خدا ساخته ذهن بشر است برای پاسخ به سوالات بی جوابش.
از آنجا خدا برای اثبات خود، دلایل و براهین فراوانی را ارائه کرده است و عقل نیز این دلایل و براهین را با فراغ بال می‌پذیرد، و همچنین نظریه خدای حفره‌ها نیز در موارد مختلفی مرد نقض و نقد است؛ به مبحث خدای حفره‌ها نمی‌پردازیم، تنها با بیان مثال و توضیح، متن منتشر شده را نقد می‌کنیم.

ابتدا باید بدانیم که سوالات مختلف، پاسخ‌های مختلف می‌طلبد. اگر کسی بپرسد که جاذبه زمین چیست، توضیحی علمی نیاز است تا سوال کننده مجاب گردد. و اگر کسی بپرسد جاذبه زمین را چه کسی تدبیر کرده و چه کسی ابداع نموده و در دسترس ما قرار داده است، نیاز به یک پاسخ قانع کننده دیگر است. اگر پاسخ سوال قبلی را برای همین سوال تکرار کنیم، یقینا قانع کننده نیست؛ زیرا مفاد سوالات متفاوت است.

سوال دخترک آقای هریس، یا درباره چیستی گرانش زمین و جاذبه است، و یا درباره هستی گرانش و جاذبه زمین. آقای هریس نیز به عنوان یک فلسفه‌دان، از تفاوت این دو سوال آگاه است؛ ولی از یک مغلطه استفاده کرده و بین سوال از چیستی و هستی خلط نموده است.

اگر سوال از چیستی بود، پاسخ باید علمی و مستدل به واقعیت باشد تا باورپذیر شده و سائل را قانع کند. برخلاف سوال از هستی؛ در سوال از هستی، فرد به دنبال علت و پدیدآورنده مورد سوال است؛ در اینگونه موارد، علوم تجربی، قدرت ورود دقیق و مستدلی ندارند؛ به عبارت بهتر، در سوال از هستی، علوم تجربی تنها در حیطه تجربه خود سخن می‌گویند و این برای یک پاسخ کامل و قانع کننده کافی نیست. حتی اگر پاسخ قانع کننده‌ای نیز ارائه شود، دلیلی برای صحیح بودنش وجود ندارد.

در پاسخ از هستی جاذبه، دلیل و علت تامه خداست. البته علت تامه برای هر مطلبی و موضوعی خداست. این را فلسفه با گویش‌های مختلفی به اثبات رسانده است. حتی اگر علوم برای جاذبه و گرانش، دلایلی ارائه کند، علت اصلی خداوند قادر متعال است. به عبارت فلسفی، واجب الوجود، دلیل تامه ممکن الوجود است.

هر چند آقای هریس، قصدشان این است که بگویند اعتقاد به وجود خدا باعث عقب ماندگی در پیشرفت علوم است؛ اما شایان ذکر است که اکثر دانشمندان دنیا، از قرون ابتدایی تمدن تا کنون، از جامعه آماری موحدین می‌باشند. با این حال، چگونه توحید باعث نشده است که دانشمندان موحد نسبت به حقایق علمی، بیگانه باشند؟
مثال بارز آن، اسحاق نیوتون که مکتشف جاذبه و گرانش زمین بوده، و از موحدین مصمم بوده است.

جالبتر آنکه تمام کتب مقدس و آئین های الهی، دستور به علم آموزی و دقت در آفرینش و کشف رموز هستی داده اند؛ قرآن کریم نیز به عنوان آخرین کتاب آسمانی و ارائه دهنده آخرین دین الهی، بیش از ۱۰۰ مرتبه به علم آموزی و عبرت آموزی صراحتا اشاره کرده و دستور داده است.
بنابراین اعتقاد به وجود خداوندی یکتا و خالقی متعال، نه تنها باعث عقبگرد علمی و پژوهشی نمی‌گردد، بلکه خود عاملی برای پیشبرد علوم می‌باشد.

شیخ علی شاهرودی - پایگاه تخصصی شبهه

مطالب مشابه

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب