چهارشنبه, ۰۱ خرداد ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، آیا حرم اهل بیت به سمت شهر پترا است؟ در 1 روز قبل منتشر شده است .
»   اسلایدر, شایعات اعتقادی, شایعات تاریخی, شبهات مهدویت, مطالب ویژه, مطلب داغ  »   احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
۳۱ فروردین ۱۳۹۸ , ساعت ۱:۰۷
احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)

احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)

متن منتشر شده در فضای مجازی:
شیعه ۱ سند صحیح بر وجود یا تولد مهدی از کتاب هایش ندارد.

پاسخ:
در مساله اثبات ولادت امام عصر علیه السلام و الصلاه بارها و بارها، توسط شیعیان کتب و مقالات متعددی به نگارش درآمده است. کافی بود نویسنده متن، تنها به بخشی از این مقالات و کتب مراجعه می‌نمود تا با روایات صحیح و متواتر در منابع شیعی و حتی سنی آشنا می‌شد.

ما در ادامه به برخی از این روایات اشاره می‌کنیم؛ روایاتی که خودشان، بدون هیچ قرینه و استدلالی، موثقه و یا صحیحه می باشند. باید دانست غیر از این روایات، روایات بسیار فراوانی وجود دارد که با استدلال و قرینه صحیحه و مقبوله می‌باشند. در ادامه تنها به ۱۳ روایت صحیح السند از ولادت حضرت مهدی علیه السلام اشاره می‌کنیم:

۱_ متن روایت:
روی الصدوق: حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلدَّقَّاقُ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ اَلْکُوفِیُّ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ اَلنَّخَعِیِّ عَنْ عَمِّهِ اَلْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ اَلنَّوْفَلِیِّ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَقَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَیِّدِی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَقُلْتُ یَا سَیِّدِی لَوْ عَهِدْتَ إِلَیْنَا فِی اَلْخَلَفِ مِنْ بَعْدِکَ فَقَالَ لِی یَا مُفَضَّلُ اَلْإِمَامُ مِنْ بَعْدِی اِبْنِی مُوسَى وَ اَلْخَلَفُ اَلْمَأْمُولُ اَلْمُنْتَظَرُ م‌ح‌م‌د بْنُ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى.[۱]
ترجمه روایت:
شیخ صدوق نقل می کند که: مفضل بن عمر گوید: شرفیاب حضور آقاى خود جعفر بن محمد علیه السلام شدم و عرض کردم: آقاى من کاش درباره جانشین خود به ما سفارشى مى‌فرمودى، فرمود اى مفضل پس از من فرزندم موسى امام است و خلف مأمول و منتظر آن که خروج کند م ح م د پسر حسن بن على بن محمد بن على بن موسى باشد.
توضیح روایت:
پر واضح است که در این روایت صحیح، فرزندی برای حضرت امام حسن عسکری علیه السلام معرفی شده است که قائم آل محمد خواهد بود.
بررسی رجالی:
روایت از حیث رجالی صحیح است و تمام رجال روایت مورد تمجید و وثاقت قرار گرفته‌اند. تنها درباره موسی بن عمران نخعی یک بحث رجالی وجود دارد که آیا درباره او وثاقت وجود دارد یا خیر، که در کتب مفصل رجالی به این نتیجه می‌رسند که وی نیز ثقه می‌باشد.

۲_ متن روایت:
روی الصدوق: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَى اَلْعَطَّارُ رَضِیَ اَللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى اَلْکِلاَبِیِّ عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِیحٍ عَنْ زُرَارَهَ بْنِ أَعْیَنَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ السَّلاَمُ یَقُولُ: إِنَّ لِلْقَائِمِ غَیْبَهً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ قُلْتُ لَهُ وَ لِمَ قَالَ یَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى بَطْنِهِ ثُمَّ قَالَ یَا زُرَارَهُ وَ هُوَ اَلْمُنْتَظَرُ وَ هُوَ اَلَّذِی یَشُکُّ اَلنَّاسُ فِی وِلاَدَتِهِ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ هُوَ حَمْلٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ هُوَ غَائِبٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ مَا وُلِدَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ وُلِدَ قَبْلَ وَفَاهِ أَبِیهِ بِسَنَتَیْنِ غَیْرَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُحِبُّ أَنْ یَمْتَحِنَ اَلشِّیعَهَ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَرْتَابُ اَلْمُبْطِلُونَ…[۲]
ترجمه:
زراره بن أعین گوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که مى‌فرمود: براى قائم پیش از آنکه قیام نماید غیبتى است، گفتم: براى چه‌؟ فرمود: مى‌ترسد -و با دست به شکم خود اشاره کرد-سپس فرمود: یا زراره! او منتظر است و او کسى است که مردم در ولادتش شکّ‌ مى‌کنند، برخى گویند او حمل است و هنوز متولّد نشده و برخى گویند غایب است و برخى گویند متولّد نشده است و برخى دیگر گویند دو سال قبل از وفات پدرش متولّد شده است، جز آنکه خداى تعالى دوست مى‌دارد که شیعیان را امتحان کند و در این وقت است که باطل‌جویان شکّ‌ کنند.
توضیح روایت:
در روایت صراحتا گفته می‌شود که افرادی در ولادت حضرت حجت شک می‌کنند. پر واضح است که مفهوم این عبارت، ولادت یافتن ایشان است.
بررسی رجالی:
تمامی ناقلان روایت، جز خالد بن نجیح مورد ستایش و توثیق اصحاب رجال قرار گرفته‌اند. اما درباره خالد بن نجیح بحثی است که آیا او واقفی است یا خیر. بر فرض پذیرش واقفی بودن (که بسیاری از رجالیون آن را رد می‌کنند) در صحت روایت تاثیری نخواهد داشت. چرا که صرف واقفی بودن، در بیان اعتقادات واقفی‌ها باعث بی‌اعتباری نقل خواهد شد. ضمن اینکه امکان نقل روایت قبل از واقفی شدن نیز وجود دارد. لازم به ذکر است که بسیاری از رجالیون با بررسی تاریخی، توبه کردن خالد را اثبات نموده‌اند. به هر حال، می‌توان به این روایت اعتماد نمود و آن را صحیح، یا حداقل مقبوله دانست.
اما همین روایت به دو طریق دیگر نیز نقل شده است، که یکی از آن طرق، اعتباری به مراتب بیشتری دارد. سند آن چنین نقل شده است: «وحدثنا محمد بن الحسن (رضی الله عنه) قال: حدثنا عبد الله بن جعفر الحمیری، عن علی بن محمد الحجال، عن الحسن بن علی بن فضال، عن عبد الله بن بکیر، عن زراره، عن الصادق جعفر بن محمد علیهما السلام…»[۳] در این سلسله روات، همه مورد توثیق می‌باشند. بنابراین این روایت نیز صحیح است.

۳_ متن روایت:
روی الصدوق: حدثنا أبی رضی الله عنه، قال حدثنا سعد بن عبدالله، قال حدثنی الحسن بن موسی الخشاب عن العباس بن عامر القصبانی، قال، سمعت ابا الحسن موسی بن جعفر علیه السلام یقول: «صاحب هذا الأمر من یقول الناس لم یولد بعد.»[۴]
ترجمه روایت:
عباس بن عامر قصبانی گوید از حضرت امام کاظم علیه السلام شنیدم که می‌فرمود: صاحب الأمر کسی است که مردم می‌گویند: هنوز متولد نشده است.
توضیح روایت:
روایت صراحتا قصد دارد مولود بودن حضرت حجت علیه السلام را اثبات نماید.
بررسی رجالی:
تمام راویان روایت فوق، توثیق شده و روایت سندیت تام دارد. جالب اینکه همین روایت را با سندی دیگر، از امام هادی علیه السلام نقل کرده‌اند که در آن سند، تنها اسحاق بن محمد، متهم به غلو شده است.[۸]

۴_ متن روایت:
روی الصدوق: حدثنا احمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی رضی الله عنه، قال حدثنا علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن عبدالسلام بن صالح الهروی، قال سمعت دعبل بن علی الخزاعی یقول: «…بکی الرضا علیه السلام… فقال لی: یَا دِعْبِلُ اَلْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ اِبْنِی وَ مِنْ بَعْدِ مُحَمَّدٍ اِبْنُهُ عَلِیٌّ وَ بَعْدَ عَلِیٍّ. اِبْنُهُ اَلْحَسَنُ وَ بَعْدَ اَلْحَسَنِ اِبْنُهُ اَلْحُجَّهُ اَلْقَائِمُ اَلْمُنْتَظَرُ فِی غَیْبَتِهِ اَلْمُطَاعُ فِی ظُهُورِهِ وَ لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ اَلدُّنْیَا إِلاَّ یَوْمٌ وَاحِدٌ لَطَوَّلَ اَللَّهُ ذَلِکَ اَلْیَوْمَ حَتَّى یَخْرُجَ فَیَمْلَأَ اَلْأَرْضَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً» [۵]
ترجمه روایت:
دعبل خزاعی گوید: خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم، بعد از هدیه قصیده‌ای خدمت ایشان، حضرت گریستند… سپس به من فرمودند: ای دعبل، بدان که امام بعد از من، فرزندم محمد است. پس از او فرزندش علی و پس از او فرزندش حسن و پس از او فرزندش حجت قائم که در دوران غیبتش منتظر او باشند و در ظهورش از او اطاعت کنند و اگر از دنیا جز یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی نماید تا خروج کند و زمین را از عدل و داد آکنده نماید، همانطور که از ظلم و جوز پر شده است.
توضیح روایت:
روایت صراحتا بیان می‌دارد که امام دوازدهم، و قائم آل محمد علیه السلام؛ فرزندی از فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام می‌باشد.
بررسی رجالی:
راویان روایت، همگی از وثوق برخورداند و روایت در اوج فصاحت و صراحت، کاملا صحیح است.

۵_متن روایت:
روی الصدوق: حدثنا احمد بن زیاد بن جعفر الهمدانی رضی الله عنه، قال: حدثنا علیّ بن إبراهیم، عن أبیه، عن الریان بن الصلت قال: قلت للرضا علیه السلام: أنت صاحب هذا الأمر؟ فقال: «أنا صاحب هذا الأمر، و لکنّی لست بالذی أملأها عدلا کما ملئت جورا، …ذلک الرابع من ولدی، یغیّبه اللّه فی ستره ما شاء ثمّ یظهره فیملأ به الأرض قسطا و عدلا…»[۶]
ترجمه روایت:
على بن ابراهیم از ریان بن صلت روایت کرده که خدمت حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم: شما صاحب الامر هستید؟ فرمود: «من صاحب امر هستم، و لیکن آن صاحب الامر که زمین را پر از عدل و داد میکند پس از آنکه از جور و ظلم پر شده باشد غیر از من است، …او چهارمین نفر از فرزندان من است خداوند تا آنگاه که مشیتش تعلق گیرد او را در پشت پرده غیبت نگه میدارد و پس از آن ظاهر میسازد و زمین را بعد از ظلم و ستم پر از عدل و داد می‌کند…»
توضیح روایت:
در این روایت نیز، مولود بودن حضرت حجت علیه السلام، آن هم چهارمین فرزند حضرت رضا بودن؛ یعنی فرزند سومین اولاد ایشان (امام حسن عسکری علیه السلام).
بررسی رجالی:
تمام راویان این روایت نیز، ثقه می‌باشند و روایت موثقه است.

۶_ متن روایت:
روی الصدوق: حدثنا عبدالواحد بن محمد بن عبدوس العطّار، قال حدثنا علی بن محمد بن قتیبه النیسابوری،  قال حدثنا حمدان بن سلیمان، قال حدثنا الصقر بن أبی دلف، قال: سمعت أبا جعفر محمّد بن علیّ الرّضا علیهما السلام یقول: «إنّ الإمام بعدی ابنی علیّ، أمره أمری، و قوله قولی، و طاعته طاعتی، و الإمام بعده ابنه الحسن، أمره أمر أبیه، و قوله قول أبیه، و طاعته طاعه أبیه، ثمّ سکت. فقلت له: یا ابن رسول اللّه فمن الإمام بعد الحسن؟ فبکى علیه السلام بکاء شدیدا؛ ثمّ قال: إنّ من بعد الحسن ابنه القائم بالحقّ المنتظر…»[۷]
ترجمه روایت:
صقر بن ابی دلف گوید: از امام جواد علیه السلام شنیدم که می‌فرمود: «امام پس از من فرزندم علی است، دستور او دستور من و سخن او سخن من است و طاعت او طاعت من است و امام پس از او فرزندش حسن است، دستور او دستور پدرش و سخن او سخن پدرش و طاعت او طاعت پدرش باشد، سپس سکوت کرد. گفتم ای فرزند رسول خدا، امام پس از حسن کیست؟ او بشدت گریست و سپس فرمود: پس از حسن، فرزندش قائم به حق امام منتظر است…»
توضیح روایت:
در این روایت نیز فرزندی برای حسن عسکری علیه السلام نام برده شده است که قائم آل محمد است.
بررسی رجالی:
تمام راویان این روایت نیز، مورد وثوق می‌باشند. در نتیجه روایت، موثوقه است.

۷_ متن روایت:
روی الصدوق: حدثنا علی بن عبدالله الوراق قال: حدثنا سعد بن عبدالله، عن کتاب کمال الدین عن احمد بن اسحاق الاشعری قال: دخلت علی ابی محمد الحسن بن علی علیهماالسلام و انا ارید ان اسئله عن الخلف من بعده… فقلت: یابن رسول الله فمن الامام و الخلیفه بعدک؟ فنهض مسرعا فدخل البیت ثم خرج و علی عاتقه غلام کان وجهه الفجر لیله البدر من ابناء ثلث سنین فقال: «یا احمد بن اسحق لو لا کرامتک علی الله عزوجل و علی حججه ما عرضت علیک ابنی هذا انه سمی برسول الله ص و کنیته الذی بملأ الارض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما… فقلت یا مولای فهل من علامه یطمئن الیها قلبی فنطق الغلام علیه السلام بلسان عربی فصیح فقال انا بقیه الله فی ارضه و المنتقم من اعدائه…»[۹]
ترجمه روایت:
احمد بن اسحاق قمی گوید: بر امام حسن عسکری علیه السلام وارد شدم و می‌خواستم از او جانشین پس از وی را پرسش کنم،… از ایشان سوال کردم، ای پسر رسول خدا، بعد از شما، خلیفه و امام کیست؟ حضرت شتابان برخاست و داخل خانه شد و سپس برگشت در حالی که بر شانه‌اش کودکی سه ساله بود که صورتش مانند ماه شب چهارده می‌درخشید، فرمود: ای احمد بن اسحاق اگر نزد خدای تعالی و حجت‌های او گرامی نبودی این فرزندم را به تو نمی‌نمایاندم او همنام و هم کنیه رسول خدا است کسی است که زمین را پر از عدل و داد می‌کند همچنان که پر از ظلم و جور شده باشد. احمد بن اسحاق گوید در این لحظه از حضرت سوال کردم که ای مولای من آیا نشانه‌ای هست که قلبم بدان مطمئن شود؟ آنگاه آن کودک به زبان عربی فصیح به سخن در آمد و فرمود: انا بقیه الله فی ارضه و المنتقم من اعدائه…»
توضیح روایت:
روایت صراحتا مولود بودن حضرت را با دیدن احمد بن اسحاق ثابت می‌نماید.
بررسی رجالی:
حدی از حیث سندی، چهار راوی دارد، که هر چهار فرد، از فقها و محدیث بزرگ شیعه محسوب می شوند. شیخ صدوق، علی بن عبدالله وراق، سعد بن عبدالله و احمد بن اسحاق قمی. سند روایت در اوج وثاقت است و حدیث موثوقه می‌باشد. تنها همین روایت در بطلان گفته نویسنده شبهه، کافی است.

۸_ متن روایت:
روی الصدوق: حدثنا محمد بن إبراهیم بن إسحاق رضی الله عنه، قال: حدثنی أبو علیّ بن همّام قال: سمعت محمد بن عثمان العمریّ یقول: سمعت أبی یقول: سئل أبو محمد الحسن بن علیّ علیهما السلام و أنا عنده عن الخبر الذی روی عن آبائه علیهم السلام: أنّ الأرض لا تخلو من حجّه للّه على خلقه إلى یوم القیامه، و إن من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میته جاهلیّه. فقال: «إنّ هذا حقّ کما أنّ النهار حق». فقیل له: یا ابن رسول اللّه، فمن الحجّه و الإمام بعدک؟ فقال: «ابنی محمد هو الامام و الحجه بعدی، من مات و لم یعرفه مات میته جاهلیّه، أما إنّ له غیبه یحار فیها الجاهلون، و یهلک فیها المبطلون، و یکذب فیها الوقّاتون، ثمّ یخرج فکأنّی أنظر إلى الأعلام البیض تخفق فوق رأسه بنجف الکوفه».[۱۰]
ترجمه روایت:
و از محمد بن عثمان عمرى روایت کرده که وى گفت: از پدرم شنیدم که از حضرت عسکرى پرسیدند: از پدرانت روایت شده: زمین تا روز قیامت از حجت خالى نخواهد بود و هر کس بمیرد در حالى که نسبت به امام زمانش معرفت نداشته باشد در جهل و نادانى مرده است، حضرت فرمود: آرى این حدیث درست است. عرض کردند: یا ابن رسول اللّٰه پس حجت و امام بعد از تو کدام است‌؟ فرمود: «فرزندم محمد بعد از من امام است و هر کس بمیرد و معرفت به او نداشته باشد جاهل از دنیا رفته است، آگاه باشید وى غیبتى خواهد داشت که گروهى از نادانان در غیبت او دچار حیرت خواهند شد، و اهل باطل هم به هلاکت خواهند رسید، و اشخاصى که وقت ظهور او را تعیین کنند تکذیب میشوند، پس از مدتى ظهور خواهد کرد، من اینک مى‌بینم که پرچم‌ها بالاى سر او در اهتزاز هستند.»
توضیح روایت:
در روایت به صراحت به وجود یک فرزند از امام حسن عسکری علیه السلام اشاره شده است. فرزندی که قائم آل محمد است.
بررسی رجالی:
روایت از جهت سندی صحیح است.

۹_ متن روایت:
روی الصدوق: حدثنا جعفر بن محمد بن مسرور رضی الله عنه، قال حدثنا الحسین بن محمد بن عامر، عن معلی بن محمد البصری، قال: خرج عن أبی محمد علیه السلام حین قتل الزبیری: «هذا جزآء من افتری علی الله تبارک وتعالی فی أولیائه زعم أنه یقتلنی و لیس لی عقب؛ فکیف رأی قدرت الله عزوجل» و ولد له و سماه م ح م د سنه ست و خمسین و مأتین.[۱۱]
ترجمه روایت:
بعد از کشته شدن زبیری نامه‌ای از امام عسکری علیه السلام به دستم رسید که در آن نوشته شده بود: این جزای کسی است که برخدا و اولیایش افترا ببندد، وگمان کند که می‌تواند بدون جانشین، مرا بکشد، و قدرت خدا را چگونه دیده است.» آنگاه می‌گوید: فرزندی برای آن حضرت در سال ۲۵۵ زاییده شد که اسم ایشان را «م ح م د» گذاشت.
توضیح روایت:
در این روایت نیز، صراحتا به وجود فرزندی به نام رسول خدا، برای حضرت امام حسن عسکری علیه السلام اشاره شده است.
بررسی رجالی:
در سند روایت، هیچ اشکالی وارد نیست؛ جز آنکه برخی از رجالیون، معلی بن محمد را مضطرب الحدیث یاد کرده‌اند، که این مورد، به ثقه بودن وی جرح و ضرری وارد نمی‌کند.

۱۰_ متن روایت:
روی الصدوق: حدثنا محمد بن محمد بن عصام رضی الله عنه، قال حدثنا محمد بن یعقوب الکلینی، قال: حدثنا علی بن محمد، قال: «ولد الصاحب علیه السلام للنصف من شعبان سنه خمس و خمسین و مأتین.»[۱۲]
ترجمه روایت:
نقل شده است که شیخ کلینی گفت: علی بن محمد برای ما حدیث کرد و گفت: «حضرت صاحب الامر علیه السلام در نیمه شعبان سال دویست و پنجاه و پنج به دنیا آمد.»
توضیح روایت:
روایت صراحتا به ولادت حضرت حجت علیه السلام در نیمه شعبان دلالت دارد
بررسی رجالی:
روایت از حیث رجالی، کاملا موثقه است و راویان مورد وثوق‌اند.

۱۱_ متن روایت:
روی الصدوق: حدثنا محمدبن الحسن رضی الله عنه قال: حدثنا عبدالله بن جعفر الحمیری قال: قلت لمحمد بن عثمان العمری رضی الله عنه: إنی أسألک سؤال إبراهیم ربه جل جلاله حین قال له: «رب أرنی کیف تحیی الموتی قال أولم تؤمن قال بلی ولکن لیطمئن قلبی»[۱۳] فأخبرنی عن صاحب هذا الامر هل رأیته؟ قال: «نعم وله رقبه مثل ذی – وأشار بیده إلى عنقه.»[۱۴]
ترجمه روایت:
عبدالله بن جعفر گوید به محمد بن عثمان عمری (یکی از نواب خاص حضرت حجت) گفتم: از تو همان سوالی را می‌کنم که ابراهیم از پروردگارش کرد، آنگاه که گفت: «پروردگارا، به من بنما که چگونه مرده‌ها را زنده می‎کنی؟ گفت مگر ایمان نداری؟ گفت دارم ولی می‎خواهم دلم اطمینان یابد»[۱۳] پس از صاحب الامر مرا خبر بده آیا او را دیده‌ای؟ گفت آری و گردنی چنین داشت. و با دست به گردن خود اشاره کرد.
توضیح روایت:
در روایت، به دیده شدن حضرت حجت اشاره شده است. این به معنای مولود و موجود بودن ایشان می‌باشد.
بررسی رجالی:
تمام روات این روایت، ثقه‌اند، و روایت موثقه می‌باشد.

۱۲_ متن روایت:
روی الکلینی عن محمد بن یحیى، عن أحمد بن إسحاق، عن أبی هاشم الجعفری قال: قلت لابی محمد علیه السلام: «جلالتک تمنعنی من مسألتک، فتأذن لی أن أسألک؟ فقال: سل، قلت: یا سیدی هل لک ولد؟ فقال: نعم، فقلت: فإن بک حدث فأین أسأل عنه؟ فقال: بالمدینه.»[۱۵]
ترجمه روایت:
ابوهاشم جعفری گوید: به حضرت عسکری علیه السلام عرض کردم: جلالت شما مرا از سوال از شما باز می‌دارد، به من اجازه می‌فرمایید از شما بپرسم؟ حضرت فرمودند: بپرس. عرض کردم: سرورم آیا شما فرزندی داری؟ فرمودند: بله. عرض کردم اگر حادثه‌ای برای شما روی داد کجا دنبال او بگردم؟ فرمود: در مدینه.
توضیح روایت:
در روایت صراحتا به داشتن فرزند برای حضرت عسکری علیه السلام اشاره شده است. لازم به ذکر است که نسب شناسان، برای حضرت عسکری علیه السلام تنها یک فرزند نام برده‌اند و ایشان حضرت حجت علیه السلام می‌باشد.
بررسی رجالی:
راویان این روایت نیز همگی از ثقات می‌باشند و روایت موثقه است.

۱۳_ متن روایت:
روی الکلینی عن محمّد بن عبداللَّه و محمّد بن یحیی جمیعا، عن عبداللَّه بن جعفر الحمیری قال: «اجتمعت أنا و الشیخ أبوعمرو رحمه الله عند أحمد بن إسحاق، فغمزنی أحمد بن إسحاق أن أسأله عن الخلف، فقلت: له: یا أبا عمرو! إنی أرید أن أسألک عن شیء، و ما أنا بشاک فیما أرید أن أسألک عنه، فإن اعتقادی و دینی أن الأرض لا تخلو من حجه… قال: فخر أبو عمرو ساجدا و بکی ثم قال: سل حاجتک فقلت له: أنت رأیت الخلف من بعد أبی محمّد علیه السلام؟ فقال: إی واللَّه و رقبته مثل ذا و أو مأبیده…»[۱۶]
ترجمه روایت:
کلینی(ره) با سند خود از عبداللَّه بن جعفر حمیری نقل می‌کند که گفت: «من و شیخ ابوعمرو، نزد احمد بن اسحاق بودیم، احمد بن اسحاق به من اشاره کرد که از ابوعمرو [نایب اول امام عصر علیه السلام]، درباره‌ی جانشین امام حسن عسکری علیه السلام بپرسم. به او گفتم: ای ابا عمرو! من می‌خواهم از شما چیزی بپرسم که در آن شکی ندارم، زیرا اعتقاد و دین من اینست که زمین از حجت خدا خالی نمی‌ماند… ابوعمرو به سجده افتاد و گریه کرد، سپس گفت: حاجتت را بخواه، گفتم: شما جانشین پس از امام عسکری علیه السلام را دیده‌ای؟ گفت: آری به خدا! و با دست اشاره کرد و گفت: گردن [و شانه‌ی] او اینچنین [زیبا و قوی] بود…»
توضیح روایت:
روایت به صراحت داشتن فرزند حضرت عسکری و امام بودن ایشان بعد از حضرت عسکری علیه السلام را بیان می‌دارد.
بررسی رجالی:
تمام راویان روایت، از ثقات می‌باشند و روایت کاملا موثقه است.

نکاتی پیرامون ولادت حضرت مهدی علیه السلام
بسیار طبیعی است که ولادت حضرت حجت علیه السلام به صورت مخفیانه و در فضای امنیتی دوران بنی عباس رخ داده است؛ بنابراین توقع اخبار فراوان از منابع متعدد؛ درباره این واقعه، توقع بی جایی می‌باشد.
همینطور باید دانست که راویان و دانشمندان شیعه، در پذیرش اعتقادات و وقایع تاریخی، به بررسی رجالی و سندی، آنچنان که در احکام انجام می‌دهند، معتقد نیستند. در این باره آورده‌اند که به علت متقن بودن اعتقادات صحیح در بین مردم؛ و رد کردن اعتقادات باطل توسط عالمان در لحظه انتشار اعتقاد باطل، دیگر نیازی به بررسی سندی و اعتباری روایات در باب اعتقادات نمی‌رسد.
ضمن اینکه، دانشمندان بزرگ شیعه و حتی سنی، درباره ولادت فرزندی برای امام حسن عسکری علیهما السلام، کتب و مقالات متعددی نگاشته‌اند؛ تا جایی که بیش از ۷۰ عالم اهل سنت به دیدن حضرت حجت بن الحسن در دوران حیات امام حسن عسکری، اشاره داشته‌اند.
همچنین باید دانست که، گزارش یک پدیده و رویداد واحد، توسط افراد مختلف در منابع مختلف و از طرق مختلف، حتی اگر به صورت غیر موثق و صحیح نقل شده باشد؛ مفید علم می‌باشد و اگر عدم تبانی ثابت گردد؛ مفاد گزارش از باب تواتر پذیرفتنی است.
در مساله ولادت امام زمان علیه السلام نیز همینطور است؛ گزارشات فراوان از ولادت حضرت، در منابع مختلف، که ما در مقاله حاضر تنها به ۱۳ روایت معتبر و صحیح و ثقه اشاره کردیم؛ بیانگر واقعی بودن این رویداد می‌باشد.
همچنین شایان ذکر است که، علاوه بر دلایل نقلی، دلایل عقلی نیز بر حیات و وجود امام زمان علیه السلام اقامه می‌شود. که به جهت اقتصار، تنها به گزارشات نقلی ثقه، آن هم در حد حوصله بحث، اشاره شد.

__پی‌نوشت_____________
۱. تمام الدین و کمال النعمه: ج۲، ص۲، ب۳۳، ح۴.
۲. همان: ج۲، ص۱۷، ب۳۳، ح۲۴.
۳. همان: ج۲، ص۱۸.
۴. همان: ج۲، ص۴۳، ب۳۴، ح۲.
۵. همان، ج۲، ص۶۲، ب۳۵، ح۶.
۶. همان، ج۲، ص۶۹، ب۳۵، ح۸.
۷. همان، ج۲، ص۷۲، ب۳۶، ح۳.
۸. همان، ج۲، ص۷۷، ب۳۷، ح۶.
۹. همان، ج۲، ص۸۰، ب۳۸، ح۱.
۱۰. همان، ج۲، ص۱۱۹، ب۳۸، ح۹.
۱۱. همان، ج۲، ص۱۵۴، ب۴۱، ح۳.
۱۲. همان، ج۲، ص۱۵۵، ب۴۱، ح۴.
۱۳. بقره، آیه ۲۶۰.
۱۴. تمام الدین و کمال النعمه: ج۲، ص۱۶۲، ب۴۳، ح۳.
۱۵. اصول کافی، ج۲، ص۱۰۰، باب الاشاره و النص الی صاحب الدار، ح۲.
۱۶. همان، ج۲، ص۱۰۲، باب فی تسمیه من رآه، ح۱.

شیخ علی شاهرودی - پایگاه تخصصی شبهه

مطالب مرتبط موضوعی اسلایدر  , شایعات اعتقادی  , شایعات تاریخی  , شبهات مهدویت  , مطالب ویژه  , مطلب داغ

احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
متن شبهه:قبله مسلمانان، شهر پترا بوده و حرم کربلا و نجف نیز به سوی پترا ساخته شده است نه کعبه. پاسخ:یکی از نظریات ساده‌لوحانه و عاری از ...
احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
متن منتشر شده در فضای مجازی:از اونجایی‌ که قبل از فتح مکه تمامی‌ ٔبت‌ها و ٔبت پرستان گوناگون با آرمش و بدون جنگ و خونریزی کنار هم بودن این نشان از بزرگترین دموکراسی ...
احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
متن شبهه:نقل مستقیم از معتبرترین کتب شیعه:1_ (دربهشت) توان بدنی انسان درکامیابی از زنان به اندازه صد نفر می گردد (کنزالعمال، جلد14، ص 466)2_ بهترین چیزهایی که مردم دردنیا وآخرت از آنها لذّت ...
احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
سوال:سید کمال حیدری، می‌گوید که ثقة الاسلام کلینی به افضلیت ائمه اطهار علیهم السلامبر انبیاء اعتقادی نداشته است؛ آیا این سخن وی صحیح است؟ پاسخ:مطلبی که «کمال ...

مطالب مشابه

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب