جمعه, ۳۰ فروردین ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، انحراف سید کمال حیدری در مساله وحدت موجود در 4 روز قبل منتشر شده است .
»   بررسی روایات و متون, مطلب داغ, وقایع تاریخی  »   ایمان حضرت ابوطالب
۸ فروردین ۱۳۹۸ , ساعت ۱۴:۲۶

ایمان حضرت ابوطالب

الاصبغ بن نباته قال: سمعت أمیرالمؤمنین صلوات الله علیه یقول: والله ما عبد أبی ولاجدی عبدالمطلب ولاهاشم ولا عبدمناف صنما قط، قیل له: فما کانوا یعبدون؟ قال: کانوا یصلون إلی البیت علی دین إبراهیم علیه السلام متمسکین به.[۱]
اصبغ بن نباته می‌گوید: أمیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «بخدا قسم هرگز پدرم و جدم عبدالمطلب و هاشم و عبدمناف عبادت بت نکرده‌اند. گفتند: پس چه را عبادت می‌کردند؟ فرمودند: به سوی کعبه نماز می‌خواندند و بر دین ابراهیم و به آن متمسک بودند.»

کفر ابوطالب علیه السلام در کتب اهل سنت
در برخی از کتب اهل تسنن[۲] جملاتی در مورد حضرت ابوطالب دیده می‌شود که حکایت از کم لطفی یا کینه نویسندگان آن کتاب‌ها نسبت به شخصیت حضرت ابوطالب علیه السلام دارد. جای شک نیست که اگر یک دهم گواه‌هایی که بر ایمان و اسلام ابوطالب آمده است، درباره هر فرد دیگری آمده بود، همگی بالاتفاق اسلام و ایمان او را تصدیق می‌کردند؛ ولی چگونه است که با وجود ده‌ها شاهد محکم بر ایمان او، باز گروهی وی را تکفیر کرده‌اند و حکم به کفر و عذاب او نموده‌اند و گفته‌اند که برخی از آیات که درباره عذاب است، در حق ابوطالب نازل گردیده است؟!
به راحتی می‌توان فهمید که هدف از طرح این مسأله، جز طعن فرزندان ابوطالب، به ویژه امیرمؤمنان علی علیه السلام چیز دیگری نیست. برخی از نویسندگان اهل تسنن برای این که بهتر بتوانند ابوطالب را تکفیر کنند، دامنه بحث را به پدران پیامبر صلی الله علیه و آله کشانیده‌اند و پدر و مادر آن حضرت را نیز غیر مؤمن قلمداد نموده اند.[۳]

شرافت در نسب اهل بیت
مسلم است که در موضوع نسب و نژاد، بعد از شخص خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله کسی به شرافت علی علیه السلام نمی‌رسد. به قدری نسبت و نژاد آن حضرت پاک و درخشان است که برخی از متعصبین، مانند: علاءالدین قوشچی، جاحظ و سعدالدین تفتازانی گفته‌اند: ما از کلمات علی علیه السلام که فرموده است: «نحن اهل البیت لایقاس بنا احد»؛ ما اهل بیت رسول اللّه هستیم که احدی را نتوان به ما قیاس کرد، حیرانیم.
احمدبن محمدکرزی بغدادی می‌گوید: از عبداللّه بن احمد بن حنبل شنیدم که گفت: «وقتی در مورد فضیلت صحابه از پدرم، احمدبن حنبل سؤال کردم، گفت: ابوبکر، عمر و عثمان. گفتم: پس جایگاه علی ابن ابی طالب علیه السلام کجاست؟ پدرم گفت: «هو من اهل البیت لایقاس به هؤلاء»؛ علی علیه السلام از اهل بیت پیامبر است و صحابه را نباید با او قیاس کرد.
امام احمدبن حنبل در کتاب مسند خود، میرسیدعلی همدانی شافعی در کتاب موده القربی ابن مغازلی شافعی در مناقب و محمدبن طلحه شافعی در کتاب مطالب السؤل نقل کرده‌اند که: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من و علی نوری بودیم در اختیار قدرت خدای تعالی، چهارده هزار سال قبل از خلقت آدم. پس چون خداوند آدم را خلق نمود، ما را که نور بودیم، در صلب آدم قرار داد و ما در صلب آدم پیوسته باهم بودیم، تا در صلب عبدالمطلب از هم جدا شدیم. پس در من، نبوت و در علی، خلافت را ظاهر ساخت.[۴]
این حدیث را بسیاری از علمای اهل تسنن از جمله خوارزمی‌ در فصل چهارم مناقب. ابن جوزی در تذکره، ابن صباغ مالکی در فصول المهمه، گنجی شافعی در کفایه الطالب، ابن ابی الحدید در جلد دوم شرح نهج البلاغه، شیخ سلیمان بلخی حنفی در ینابیع الموده، حموینی درکتاب فرائد السّمطین نقل کرده‌اند.

طرق علم به ایمان
از طرف دیگر، طبق آنچه که از کتب تاریخی و انساب استخراج می‌شود، نیاکان حضرت علی علیه السلام برخلاف دیگران، همگی تا آدم ابوالبشر علیه السلام موحد و خداپرست بودند و در صلب و رحم ناپاکی قرار نگرفتند. طرز تفکر و عقیده هرشخصی را از چند راه می‌توان به دست آورد:
۱ ـ بررسی آثار علمی و ادبی که از او مانده است.
۲ ـ طرز رفتار و کردار او در میان جامعه.
۳ ـ عقیده دوستان و نزدیکان او.[۵]
عقیده و ایمان ابوطالب را از سه راه یاد شده می‌توان اثبات کرد.

دلائل ایمان ابوطالب
راه اول؛ بررسی آثار علمی
اشعار و سروده‌های ابوطالب کاملاً بر ایمان و اخلاص او گواهی می‌دهد. اشعار ابوطالب گنجینه‌ای علمی و ادبی است که دارای مضامین عالی توحیدی می‌باشد. برای نمونه به چند بیت آن اشاره می‌شود:
۱ ـ وقتی علی علیه السلام خبر مرگ ابوطالب را به پیامبر صلی الله علیه و آله داد، وی سخت گریست و به علی علیه السلام دستور غسل و کفن و دفن داد و از خداوند برای او طلب مغفرت نمود.
نبی کموسی والمسیح بن مریم لیعلم خیارالناس انّ محمداً
فکل بأمراللّه یهدی و یعصم.[۶] اتانابهدی مثل ما اتیابه
اشخاص شریف و فهمیده بدانند که محمد صلی الله علیه و آله بسان موسی و مسیح، پیامبر است. او هدایت را برای ما به ارمغان آورد، همان گونه که مسیح و موسی و تمام پیامبران به فرمان خدا مردم را راهنمایی و از گناه باز می‌دارند.

امانیکم هذی کاحلام نائم تمنیتم ان تقتلوه و انما
و من قال لایقرع بها من نادم نبی اتاه الوحی من عند ربّه
ای سران قریش! تصور کرده‌اید که می‌توانید بر او دست یابید، در صورتی که آرزویی را که در سر می‌پرورانید، کم‌تر از خواب‌های آشفته نیست. او پیامبر است و از ناحیه خداوند بر او وحی نازل می‌شود و کسی که جواب منفی بدهد، انگشت پشیمانی به دندان خواهد گرفت.

رسولاً کموسی خطّ فی اوّل الکتب الم تعلموا انّا وجدنا محمداً
و لاحیف فیمن خصّه اللّه بالحبّ و انّ علیه فی العباد محبّه
ای قریش! آیا نمی‌دانید که ما او را مانند موسی، پیامبر می‌دانیم و نام و نشان او در کتاب‌های آسمانی قید گردیده است. و بندگان خدا محبت مخصوص به وی دارند و نباید درباره کسی که خدا محبت او را در دل‌ها به ودیعت گذارده است، تأسف خورد.

حتی اوسد فی التراب دفینا واللّه لن یضلوا الیک بجمعهم
وابشربذاک وقر منک عیونا فاصدع بامرک ماعلیک غضاضه
ولقد دعوت و کنت ثم امینا ودعوتنی و علمت انّک ناصحی
من خیر ادیان البریه دینا و لقد علمت انّ دین محمد صلی الله علیه و آله
ای برادر زاده ام هرگز قریش به تو دست نخواهند یافت و تا آن روزی که لحد را بستر کنم و در میان خاک بخوابم، دست از یاری تو برنخواهم داشت. آنچه را مأموری، آشکار کن و از هیچ چیز مترس و بشارت ده و چشمانی را روشن ساز. مرا به آئین خود خواندی و می‌دانم تو پند دهنده من هستی و در دعوت خود امین و درستکاری. حقا که کیش محمد صلی الله علیه و آله از بهترین آیین هاست![۶]

از اشعار معروف ابوطالب که دلالت بر ایمان او دارد، قصیده‌های «لامیه» و «میمنه» او می‌باشد:

واحببته حبّ الحبیب المواصل لعمری لقد کلّفت وجداً باحمد
ودافعت عنه بالذری والکواهل وجدت بنفسی دونه فحمیته
واظهر دیناً حقاً غیر باطل[۷] وایده ربّ العباد بنصره
به جان خودم! به قدری به واسطه وجود احمد صلی الله علیه و آله در وجد و سرور غوطه ورم که وجد را به زحمت آورده‌ام؛ زیرا او را به قدری دوست می‌دارم مانند کسی که دوست خود را به سینه گرفته باشد. جان خود را نثار او کنم و حمایت از او نمایم به اعضای رئیسه و غیر رئیسه خود. خداوند او را پاینده بدارد که جمال اهل دنیا است و نقمت دشمنان و زینت هر کوی و محفل است. پروردگار بندگان او را با توفیقات خود تأیید و یاری نمود و ظاهر و محقق کرد دین حقی را که باطل در او راه نداشت.

از دیگر اشعار او که صراحت بر ایمان ابوطالب دارد، شعری است که ابن ابی الحدید در جلد سوم شرح نهج البلاغه آورده است:
انّی علی دین النّبی احمد یا شاهد اللّه علی فاشهد
من ضلّ فی الدّین فانّی مهتد
«ای گواهان! شاهد باشید که من بر دین پیغمبر خدا احمد صلی الله علیه و آله استوارم. هرکس از آن خارج است، باشد. من به او هدایت شدم.»

هریک از این قطعات، قسمت کوچکی از عقائد مفصل و نغز ابوطالب است که هریک به تنهایی در اثبات ایمان و اخلاص گوینده آن کافی است.

راه دوم؛ طرز رفتار و کردار او در میان جامعه
راه دوم، نوع رفتار ابوطالب با پیامبر صلی الله علیه و آله و نحوه فداکاری ودفاع او از ساحت اقدس رسول خداست. هر کدام از آن خدمات می‌تواند آیینه فکر و روشنگر روحیات او باشد، زیرا ابوطالب شخصیتی است که راضی نشد برادر زاده او دل شکسته شود و علی رغم تمام موانع و نبود امکانات، زحمت بردن او را به شام پذیرفت.
پایه اعتقاد او به فرزند برادر، تا آن حد است که او را همراه خود به مصلّی برد و خدا را به مقام او قسم داد و باران رحمت طلبید. وی در راه حفظ رسول خدا صلی الله علیه و آله از پای ننشست و سه سال زندگی در شکاف کوه و اعماق دره را بر ریاست و سیادت مکه ترجیح داد، تا آن جا که این وضعیت او را فرسوده ساخت و باعث رحلت او گردید.
ایمان او به رسول خدا صلی الله علیه و آله به قدری محکم بود که راضی شد تمام فرزندانش کشته شوند، ولی پیامبر صلی الله علیه و آله زنده بماند.
ابوطالب شب‌ها علی را در رختخواب پیامبر صلی الله علیه و آله می‌خوابانید تا اگر سوء قصدی درکار باشد، به پیامبر صلی الله علیه و آله اصابت نکند. او حاضر شد تمام سران قریش به عنوان انتقام کشته شوند و طبعاً تمام قبیله بنی هاشم نیز کشته می‌شد.[۸]

موضع ابوطالب در آغاز بعثت
روزی که پیامبر صلی الله علیه و آله تمام خویشاوندان خود را جمع کرد و آیین اسلام را بر آنان عرضه نمود، ابوطالب به او گفت: «برادر زاده ام! قیام کن! تو والامقامی! حزب تو گرامی‌ترین حزب هاست! تو فرزند مرد بزرگی هستی! هرگاه زبانی تو را آزار دهد، زبان‌های تیزی به دفاع تو برمی‌خیزد. به خدا سوگند! اعراب مانند خضوع بچه حیوان نسبت به مادرش در پیشگاه تو خاضع خواهند شد.»[۹]

راه سوم؛ عقیده دوستان و نزدیکان
از آن جا که اهل خانه بهتر می‌دانند که درخانه چیست و چه می‌گذرد، ایمان ابوطالب را باید از زبان اهل بیت علیهم السلام شنید:
۱_ «یا عم ربّیت صغیرا و کفّلت یتیما و نصرت کبیرا فجزاک الله عنی خیرا.»[۱۰] ای عمو در کوچکی مرا تربیت نمودی و در یتیمی مرا کفالت کردی و در بزرگی ام مرا یاری نمودی پس خداوند بهترین پاداش‌ها رابه تو عنایت کند.
۲_ و همچنین فرمودند: «من در قیامت شفیع پدر، مادر و عمویم ابوطالب هستم.»[۱۱]
۳_ حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «والذی بعث محمدا بالحق نبیا لو شفع ابی فی کل مذنب علی وجه الارض لشفّعه الله.»[۱۲] قسم به کسی که محمد را به حق به پیامبری برگزید اگر پدرم در حق تمام گناهکاران روی زمین شفاعت کند، خداوند می‌پذیرد.
۴_ در جای دیگر نقل شده است: «اگر ایمان ابوطالب را در یک کفه ترازو و ایمان این مردم را در کفه دیگر قرار دهند ایمان ابوطالب فزونی خواهد داشت.»[۱۳]
۵_ در محضر امام سجاد علیه السلام از ایمان ابوطالب سخن به میان آمد. آن حضرت فرمود: در شگفتم که چرا مردم در اخلاص او تردید دارند، در صورتی که هیچ زن مسلمانی نبایست بعد از اسلام آوردن در حباله شوهر کافر خود بماند و فاطمه بنت اسد که از سابقین در اسلام است، تا هنگام مرگ ابوطالب در نکاح او بود.»
۶_ امام باقر علیه السلام فرمود: «ایمان ابوطالب بر ایمان بسیاری از مردم ترجیح دارد و امیرمؤمنان دستور می‌داد از طرف وی حج به جا آورند.»[۱۴]
۷_ امام صادق علیه السلام فرمود: «ان اصحاب الکهف اسروا الایمان و اظهروا الکفر فاتاهم الله اجرهم مرتین و ان اباطالب اسروا الایمان واظهر الشرک فاتاه الله اجره مرتین.»[۱۵] «حضرت ابوطالب بسان اصحاب کهف است که در دل ایمان داشتند و تظاهر به شرک می‌نمودند. از این جهت دوبار مأجور خواهند بود.»
۸_ حضرت عبدالعظیم حسنی در نامه‌ای از محضر امام رضا علیه السلام در مورد ایمان ابوطالب سؤال نمود. امام رضا علیه السلام در جواب فرمود: «بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. اگر در ایمان ابوطالب شک کنی، سرنوشت تو آتش جهنّم است.»[۱۶]
۹_ عن ابی عبداللّه الصادق علیه السلام قال: نزل جبرئیل علیه السلام علی النبی صلی الله علیه و آله فقال: «یا محمد! انّ ربّک یقرئک السلام و یقول: انّی قد حرّمت النّار علی صلب اَنزلک و بطن حملک و حجرکفلک فالصلب صلب ابیک ابیه عبداللّه بن عبدالمطلب و البطن الذی حملک آمنه بنت وهب و اما حجر کفلک فحجر ابی طالب.»[۱۷]
امام صادق علیه السلام فرمود: جبرئیل بر پیامبر نازل شد و گفت:‌ «ای محمد! خداوند به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: من حرام کردم آتش را بر صلبی که تو را حمل کرد و شکمی‌ که تو را پروراند و دامنی که تو را متکفل شد؛ پس صلب یعنی پدرت عبداللّه و شکم یعنی مادرت آمنه و دامن یعنی عمویت ابوطالب.»[۱۸]

وصیت ابوطالب هنگام مرگ
ابوطالب هنگام مرگ به فرزندانش چنین گفت:
من محمد را به شما توصیه می‌کنم؛ زیرا او امین قریش و راستگوی عرب و حائز تمام کمالات است. آیینی آورده است که دل‌ها بدان ایمان دارند، اما زبان‌ها از ترس شماتت به انکار آن برخاسته است. من می‌بینم که افتادگان و ضعیفان عرب به حمایت او برخاسته، به او ایمان آورده‌اند و محمد به کمک آن‌ها برشکستن صفوف قریش قیام نموده است.
ای خویشاوندان من! از دوستان و حامیان حزب او (اسلام) باشید. هرکس او را پیروی کند، سعادتمند می‌گردد و اگر اجل مرا مهلت می‌داد، من حوادث و مکاره روزگار را از او دفع می‌نمودم.[۱۹]

ابوطالب در واپسین لحظه‌های عمر خود نیز دست از یاری پیامبر اکرم برنداشت. بزرگان خانواده را مخاطب ساخته چنین گفت:
چهار تن را به یاری پیامبر سفارش می‌کنم فرزندم علی و بزرگ قبیله عباس و شیر خدا حمزه که هماره از پیامبر حمایت کرده و فرزندم جعفر تا او را یاور باشید و شما که عزیزان من به فدایتان باد همیشه برای رسول خدا در برابر دشمنان چون سپرها محافظ باشید.[۲۰]

علامه امینی آخرین سخنان او را چنین بازگو می‌کند:
«یا معشر بنی هاشم اطیعوا محمدا و صدّقوه تفلحوا و ترشدوا»[۲۱] «ای جماعت بنی هاشم محمد را اطاعت و تصدیق کنید رستگار و هدایت می‌شوید.»
و نیز گفت: محمد امین قریش است، راستگوی عرب است، دارای همه کمالات است، دل‌ها به او ایمان دارد ولی زبان‌ها از ترس به انکار برخاسته‌اند. من می‌بینم که در آینده مستکبران را خواهد شکست. و بزرگان آن را خوار و خانه‌هایشان را خراب و بی‌پناهان را نیرومند خواهد کرد. و در آخر گفت: به او مهر ورزید و از حمایت کنندگان حزب محمد باشید.[۲۲]

ابوطالب بعد از چهل و چند سال تلاش در بستر مرگ افتاد و با هشتاد و اندی سال درگذشت.[۲۳] او را در سال ۱۰ بعثت در کنار قبر پدرش عبدالمطلب در قبرستان حجون به خاک سپردند. مزار او در سال ۱۳۲۵ ق همراه گنبد عبدالمطلب تجدید بنا شد.[۲۴]

نکته قابل توجه این است که بحث مربوط به ایمان ابوطالب وتشکیک در اسلام آن بزرگوار از ابتدا جریان داشته است و بد خواهان همواره در مقام این بوده‌اند که او را بی ایمان و نامسلمان معرفی نمایند و حتی این امر را منافقان در محضر امیرالمومنین علی علیه السلام نیز اظهار داشته‌اند و حضرت بدان جواب داده‌اند در روایتی از امام صادق آمده است:
«ان امیرالمؤمنین کان ذات یوم جالسا فی الرحبه، والناس حوله مجتمعون، فقام الیه رجل فقال: یاامیرالمؤمنین انت بالمکان الذی أنزلک الله به وأبوک معذب فی النار؟ فقال له علی بن أبی طالب: مه فض الله فاک، والذی بعث محمدا بالحق نبیا لو شفع أبی فی کل مذنب علی وجه الارض لشفعه الله فیهم، أبی معذب فی النار وابنه قسیم الجنه والنار؟! والذی بعث محمدا بالحق نبیا ان نور أبی یوم القیامه لیطفئ أنوار الخلایق کلهم الا خمسه أنوار: نور محمد صلی الله علیه واله، ونوری، ونور الحسن، ونور الحسین، ونور تسعه من ولد الحسین، فان نوره من نورنا خلقه الله تعالی قبل ان یخلق آدم علیه السلام بالفی عام»[۲۵]
«امام صادق از پدر گرامیشان نقل کرد که روزی امیرالمومنین در فضای مسجد نشسته بود و مردم گرد او جمع بودند که مردی برخاسته و گفت:‌ ای امیرالمومنین چگونه است که شما در مکانی هستی که خداوند شما را در آن مکان قرار داده، در حالیکه پدرت به آتش دوزخ در عذاب است؟ حضرت فرمود: خدا زبانت را ببرد! به خدایی که محمد را به پیامبری مبعوث فرمود، اگر پدرم تمام گناهکاران زمین را شفاعت کند خداوند آن را بپذیرد، مگر می‌شود پدرم در آتش عذاب باشد و پسرش تقسم کنند بهشت و جهنم باشد؟ قسم به آنکه محمد را به پیامبری مبعوث فرمود بی‌شک نور پدرم در روز قیامت همه انوار خلائق جز نور پنج نور: نور محمد، نور من و نور حسن و نور حسین و نور نه فرزند از اولاد حسین را خاموش و بی‌اثر می‌کند، زیرا نور او از نور ماست و خداوند آن را دو هزار سال قبل از خلق آدم آفریده است.»

سخن آخر اینکه:
ابن ابی الحدید در ضمن اشعاری می‌گوید: اگر ابوطالب و پسرش نبودند، از دین اثری نبود که اینچنین استوار شود. ابوطالب در مکه از پیامبر صلوات الله علیه و آله حمایت کرد و پسرش در مدینه بی دریغ از پیامبر صلوات الله علیه و آله حمایت و دفاع می‌نمود.

__پی‌نوشت________________
۱_ کما ل الدین ج۱ ص۱۷۴-۱۷۵ باب ۱۲ –ح۳۲
۲_ از جمله این کتابها،  فصوص الحکم ماحی الدین ابن عربی عارف نمای منحرف اهل سنت است که ابوطالب پدر امیر المومنین را کافر می‌داند.
۳_ الغدیر، ج ۷، ص ۳۳۰.
۴_ موده القربی، (الموده الثانیه.)
۵_ الغدیر، ج ۷، ص ۳۳۱.
۶_ فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۳۰۰.
۷_ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ص ۳۱۶
۸_ باید گفت در این موقعیت از تاریخ اسلام معاویه وپدرش در کجا بودند. سیره حلبی، ج ۱، ص ۳۸۹.
۹_ فروغ ابدیت، ج ۱، ص ۳۰۳.
۱۰_ ابوطالب مظلوم تاریخ، ص ۱.) ابوطالب مظلوم تاریخ، ص ۱
۱۱_ الصبوح من السیره، ج ۱، ص ۱۳۴ تا ۱۴۲.
۱۲_ الحجه، ص ۲۴.
۱۳_ الغدیر، ج ۷، ص ۳۸۰؛ نهج البلاغه، ج ۱۴، ص ۶۸.)
۱۴_ الغدیر، ج ۷، ص ۳۹۰
۱۵_ شرح نهج البلاغه، ج ۱۴، ص ۷۰؛ الحجه، ص ۱۷ و ۱۵؛ اصول کافی، ص ۲۴۴.
۱۶_ الغدیر، ج ۷، ص ۳۹۵.
۱۷_ الغدیر، ج ۷، ص ۳۹۲.
۱۸_ دلایلی بر ایمان ابو طالب – شمس الله صفر لکی با مقداری تلخیص واضافه
۱۹_ سیره حلبی، ج ۱، ص ۳۸۹.
۲۰_ متشابهات القرآن از ابن شهرآشوب در تفسیر سوره حج ذیل آیه ولینصرون می‌باشد.
۲۱_ الغدیر، ج ۷، ص ۳۶۷
۲۲_ همان، ص ۳۶۶؛ نیز در سیره حلبی، ج ۱، ص ۲۹۱ رجوع کنید.
۲۳_ طبری، ج ۲، ص ۲۷۷.
۲۴_ لبیب البیتونی، الرحله الحجازیه، ص ۹۵.
۲۵_ احتجاج شیخ طوسی ج۱ ص۵۴۶.

حجت الاسلام مهدی دقیقی

مطالب مرتبط موضوعی بررسی روایات و متون  , مطلب داغ  , وقایع تاریخی

سوال:لطفا درباره اسناد و مدارک صحیفه سجادیه کمی توضیح دهید که آیا نیاز به بازررسی و واکاوی در اسناد و مدارک آن می‌باشد یا خیر؟ پاسخ:صحیفه‎ای ‌كه‌ اكنون در دست ...
متن شایعه:همه‌ى آنهايى كه از آغاز تاريخ مدعى پيغمبرى شده اند؛ در بدترين حالت فريبکار بوده اند و در بهترين حالت تعادل روانى نداشته اند ! (زكريا رازى)...
متن شبهه:حسین بن علی، قاتلی که از سر بی‌خردی مردم فرهنگ باخته، اسطوره شد. به راستی ما چه ملّت فرهنگ باخته و جهل زده‌ای هستیم؟ در کجای دنیا کسی برای قاتلین اجداد و ...
سوال:اخیرا یکی از سخنرانان مطرح (آقای شهاب مرادی)، به طور کلی وجود دو طفلان حضرت زینب سلام الله علیها را منکر شده‌اند و می‌گویند چنین مطلبی در هیچ منبعی ذکر نشده است. لطفا ...

مطالب مشابه

متن شبهه:"روایاتی از کتب معتبر شیعه، ببینید و بیدار شوید: از امام صادق(ع) نقل شده است: «وقتی پیامبر(ص) متولد شد چند روزی شیر نبود که بخورد ابوطالب(ع) دهان او را بر پستان خود ...
طرح شبهه: مطلب منتشر شده در فضای‌‌‌های مجازی به شرح زیر است: "شیعیان یکی از معجزات الله را تولد علی در کعبه می‌دانند! ...چگونه سنگ‌‌‌های کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد در ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
  • آیا مقبره سنگی پاسارگاد، قبر کوروش است یا مادر سلیمان؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب