جمعه, ۱۵ آذر ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، آیا اکثریت دانشمندان حال حاضر دنیا آتئیستند؟ در 14 ساعت قبل منتشر شده است .
»   اسلایدر, شبهات قرآنی, مطالب ویژه  »   چرا در قرآن به برف اشاره‌ای نشده است؟
۱۹ خرداد ۱۳۹۵ , ساعت ۰:۱۰
چرا در قرآن به برف اشاره‌ای نشده است؟

چرا در قرآن به برف اشاره‌ای نشده است؟

در قرآن کریم، اگر چه کلمه برف (ثلج) به صراحت بکار نرفته است؛ ولی در آیه 43 نور اشاره ای به آن شده است.

متن شبهه:
“ﺑﺮﻑ ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ !!! ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺯ ﺑﺮﻑ ﺯﺩﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﭼﺮﺍ؟ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﮔﺮﻣﺎﯼ ﺻﺤﺮﺍﯼ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﺮﻑ ﻧﻤﯽ ﺑﺎﺭﯾﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺁﺷﻨﺎﯾﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﭼﻴﺴﺖ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺑﻪ ﻋﻘﻠﺸﺎﻥ ﻧﻤﻴﺮﺳﻴﺪﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻱ ﺩﺭﺳﺖ ﻛﻨﻨﺪ! ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺑﺮﻑ ﻣﯿﺎﻣﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﻑ ﻫﻢ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ … ﺁﻳﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﻳﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﻴﺎ؟ ﺁﻳﺎ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﺴﺘﻪ ﺑﺮﻑ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺩﻭ ﻛﻠﻤﻪ ﻫﻢ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻋﺮﺑﻬﺎ ﻋﻘﻠﺸﺎﻥ ﻧﻤﻴﺮﺳﻴﺪﻩ ،ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻘﻴﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍﻫﻢ ﺷﺎﻣﻞ ﺷﻮﺩ؟ ﺷﺎﻧﺲ ﺁﻭﺭﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﺑﺮﻑ ﺩﺭ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎﻥ ﻧﻤﯿﻮﻣﺪﻩ ، ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﭘﺮ ﺩﺭﺩﺳﺮ ﻭ ﭘﺮ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻣﯿﺸﺪ.

پاسخ:
در قرآن کریم، مباحث غالبا کلی مطرح می‌شود، مخصوصا اگر مسائل فقهی باشند. بنابراین اگر بخواهیم احکام مربوط به برف را بدانیم، دانستن احکام باران کافی است… همانطور که فقها درباره برف احکامی در باب وضو و طهارت بیان کرده‌اند.
اینکه قرآن کریم شامل همه چیز است، نه به این معناست که مانند یک دایره المعارف همه لغات و اسامی موجودات عالم در آن بیان شده باشد؛ بلکه شمول همه چیز بودن قرآن، یکی از معجزات قرآن است به این بیان که شاید کلمه برف در قرآن نیامده است، ولی احکام و مفهوم آن از آیات قرآن برداشت می‌شود. مثلا: در قرآن کریم آمده است: «وَ یُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِیها مِنْ بَرَدٍ فَیُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ یَشاءُ» (و از آسمان -از کوه‌های که در آن است- دانه‌های سرد (تگرگ) نازل می‌کند و هر کس را بخواهد بوسیله آن زیان می‌رساند…) [سوره نور آیه ۴۳]
این آیه به نزول شی‌ای سرد از آسمان که منشاء آن جبال (کوه‌های) آسمانی است اشاره دارد، در علوم تفسیر به برف و تگرگ تعبیر شده است. اما یک نکته بسیار دقیق و اعجاز برانگیز در این آیه وجود دارد؛ در ادامه به این معجزه خواهیم پرداخت:
«جبال» جمع جبل است، «معجم مقابیس اللغه» در معنی جبال آورده است به معنی تجمع شی توام با ارتفاع است، همین معنی در «التحقیق» نیز آمده است. بنابراین جبل به معنای کوه، دارای یک معنای دوم است که هر توده عظیم به هم انباشته مرتفع می‌باشد.
در تعریف برف نیز محققین چنین گفته‌اند: «وقتی هوای گرم به بالای آسمان صعود می‌کند، بخار آب را هم همراه خودش به بالا به داخل آسمان می‌برد. در بالای آسمان بخار آب سرد شده و قطره‌های آب دور ذرّه‌های ریز گرد و غبار موجود در هوا تشکیل می‌شود. مقداری از بخار آب هم به شکل بلورهای ریز یخ منجمد می‌شود که قطره‌های آب سردشده را جذب می‌کند. قطره‌ها به شکل بلورهای یخ منجمد شده و کریستال‌های بزرگ‌تری را تشکیل می‌دهد که آن‌ها را برف‌ریزه می‌نامند.»
بدیهی است هر چه از سطح زمین دور باشیم، دما کمتر بوده و در نتیجه هرچه ارتفاع بیشتر باشد، تراکم بیشتر شده و تجمع ملکولی باعث می‌شود تا برف تشکیل بشود.
بنابراین، معنی دوم جبل (شیء متراکم با ارتفاع) کاملا بر برف و شیوه تشکیل آن منطبق است، در حالی که کلمه ثلج به معنی برف در قرآن بکار نرفته است تا موجب حیرت اعراب صدر اسلام گردد.
ضمنا دانشمندانی در طول تاریخ از برخی ابرهای باردار، به کوه‌هایی از برف یاد کرده اند…

معجزه بودن این مساله علاوه بر مورد فوق، نداشتن مسائل پیچیده در سطح ظاهری در قرآن نیز می‌توان اضافه کرد، به طوری که اعراب ۱۴۰۰ سال پیش با فاصله بسیار زیاد آنها از علوم مختلف، با خواندن چنین کتابی و مطالب علمی آن، هرگز حیرت زده نشده و به نقد و نفی آن نپرداخته‌اند؛ مثلا اگر در قرآن به کروی بودن کره زمین تصریح می‌شد، یقینا مورد نقد اعراب آن زمان قرار می‌گرفت چرا که در آن دوران نظام بطلمیوسی بر جهان حاکم بود؛ و قرآن کروی بودن زمین را، با عبارت ظریف: «رب المشارق و المغارب» و سایر عبارات بیان می‌دارد.

در ادامه آیت الله مکارم مطلبی را در این زمینه دارند که مطالعه آن خالی از لطف نیست:
در آیه ۴۳ سوره نور می‌خوانیم: «ألم تر أن الله یزجى سحابا ثم‏ یؤلف بینه ثم‏ یجعله رکاما فترى الودق یخرج من خلاله و ینزل من السماء من جبال فیها من برد فیصیب به من یشاء و یصرفه عن من یشاء یکاد سنا برقه یذهب بالأبصار؛ آیا ندیدی که خداوند ابرهایی را به آرامی می‌راند سپس میان آنها پیوندی می‌دهد و بعد آن را متراکم می‌سازد در این حال دانه‌های باران را می‌بینی که از لابلای آن خارج می‌شود و از آسمان -از کوه‌هایی که در آن است- دانه‌های تگرگ نازل می‌کند و هر کس را بخواهد به وسیله آن زیان می‌رساند و از هر کس بخواهد زیان را دفع می‌کند، نزدیک است پرتو برق آن (ابرها) چشم‌ها را ببرد.»
در این آیه تعبیرات مختلفی است که در گذشته، دقیقا معلوم نبوده است.
«یزجی» از ماده «ازجاء» در اصل به معنی هل دادن یا راندن ملایم و آرام است و راغب در مفردات می‌گوید: «تزجیه» به معنی راندن برای مرتب و ردیف ساختن است و قرآن مجید در مورد حرکت کشتی‌ها به وسیله بادها در دریا این واژه را به کار برده است [اسراء/ ۶۶]
«رکام» (بر وزن غلام) به معنی اشیایی است که روی هم متراکم شده است.
«ودق» (بر وزن شرق) به عقیده جمعی از مفسران به معنی دانه‌های باران و به عقیده بعضی دیگر، به معنی برق است.
«برد» (بر وزن سبد) تگرگ و دانه‌های یخ بسته باران است و در اصل از ماده برد (بر وزن سرد) به معنی سردی و برودت است و چون دانه‌های تگرگ هم خودش سرد است و هم مایه برودت و سردی زمین می‌شود، این واژه بر آن اطلاق شده است (در کتاب «التحقیق» آمده است: «البروده فی الماء ان یبرد الی ان یصل حد الانجماد فیقال له البرد؛ برودت در آب آن است که به قدری سرد شود که به حد انجماد برسد و به آن «برد» می‌گویند.»)
«جبال» جمع جبل، به گفته «معجم مقاییس اللغه» به معنی تجمع شیء توأم با ارتفاع است، همین معنی در «التحقیق» نیز آمده است. بنابراین جبل، تنها به معنی کوه‌های سنگ و شن نیست، بلکه هر توده عظیم به هم انباشته مرتفع را در زبان عرب، جبل می‌گویند.
با توجه به آنچه گفته شد به آیه باز می‌گردیم، آیه فوق می‌گوید: خداوند از کوه‌هایی که در آسمان است دانه‌های تگرگ نازل می‌کند.
هیچکس در آن عصر و زمان به دقت نمی‌دانست که ابرها در آسمان به صورت کوه‌هایی است، با ارتفاعات متفاوت که ما قاعده آن را می‌بینیم، زیرا، تمام ابرها را به صورت یک صفحه گسترده در آسمان مشاهده می‌کنیم اما هنگامی که با هواپیما، به فراز ابرها برویم، ابرها را به صورت کوه‌ها و دره‌ها و پستی‌ها و بلندی‌هایی مانند آنچه در سطح زمین مشاهده می‌نماییم و به تعبیر دیگر سطح بالای ابرها هرگز صاف نیست و همانند سطح زمین دارای ناهمواری‌های فراوان و در بسیاری از موارد به صورت کوه روی هم انباشته شده است.
این نکته دقیق را که بر اثر پیشرفت علوم به اثبات رسیده نیز می‌توان بر این معنی افزود تا مفهوم جبال (کوه‌ها) در آیه روشن‌تر شود.
یکی از دانشمندان در تحلیل خود، سخنی دارد که خلاصه‌اش این است: در آیه مورد بحث، ابرهای بلند به کوه‌هایی از یخ تعبیر شده، زیرا دانشمندان در پروازهای هوایی خود به ابرهایی برخورد کرده‌اند که متشکل و مستور از سوزن‌های یخ است که درست عنوان «کوه‌هایی از یخ» بر آنها صادق است و عجب اینکه یکی از دانشمندان شوروی در تشریح بعضی از «ابرهای رگباری» چندین بار از آنها به عنوان کوه‌هایی از برف، یا کوه‌های ابر یاد کرده است.
این‌ها همه از یکسو، از سوی دیگر دانشمندان امروز درباره چگونگی تولید تگرگ در آسمان چنین می‌گویند: دانه‌های باران از ابر جدا می‌شود و در قسمت فوقانی هوا در جبهه سردی برخورد می‌کند و یخ می‌زند، ولی در آن حال بسیار کوچک است، سپس طوفان‌‌های شدیدی که در آن منطقه حکم فرما است، این دانه ها را مجددا به بالا پرتاب می کند و بار دیگر این دانه‌ها به داخل ابرها فرو می‌روند و لایه دیگر از آب به روی آن می‌نشیند که به هنگام جدا شدن از ابر مجددا یخ می‌بندد و گاه این موضوع چندین بار تکرار می‌شود، تا زمانی که تگرگ به اندازه‌ای درشت شود که دیگر طوفان نتواند آن را به بالا پرتاپ کند یا اینکه طوفان موقتا آرام گیرد، اینجا است که راه زمین را پیش می‌گیرد و بدون مانع به طرف زمین حرکت می‌کند و گاه به اندازه‌ای درشت و سنگین است که خساراتی به مزارع و باغ‌ها و حیوانات و حتی انسان‌ها وارد می‌سازد.
از اینجا روشن می‌شود که به وجود آمدن تگرگ‌های درشت و سنگین در صورتی امکان پذیر است که کوه‌های ابر بر فراز آن، متراکم گردند تا هنگامی که بادهای شدید دانه یخ زده تگرگ را به میان آن پرتاب می‌کنند مقدار بیشتری آب به خود جذب کند و سنگین شود. به این ترتیب کوه‌های ابر، منبع قابل ملاحظه‌ای برای تکون تگرگ‌های درشت که در آیه به آن اشاره شده محسوب می‌شود.
تنها سوالی که در اینجا باقی می‌ماند این است که: چرا قرآن مجید روی سخن را در اینجا به پیامبر (ص) کرده و می‌گوید: «الم تر» (آیا ندیدی؟) در حالی که می‌دانیم این مطلب در آن زمان هرگز قابل رویت نبوده، و تنها در عصر ما از طریق پرواز با هواپیما قابل رویت است.
پاسخ این سوال روشن است زیرا «الم تر» و جمله‌هایی شبیه به آن، به معنی «الم تعلم» (آیا نمی‌دانی؟) می‌باشد، و لذا با اینکه پیامبر (ص) در عام الفیل (سال هجوم لشگر ابرهه به مکه) متولد شد و در آن صحنه حضور نداشت، قرآن می‌گوید: «الم تر کیف فعل ربک باصحاب الفیل؛ آیا ندیدی، پروردگار تو با اصحاب فیل چه کرد؟»[۱]

__پی‌نوشت__________
۱. ناصر مکارم شیرازی، پیام قرآن: ج ۸، ص ۱۸۰

شیخ علی شاهرودی - پایگاه تخصصی شبهه

مطالب مشابه

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب