اخیرا در فضای مجازی فایل صوتی ای در دسرس عموم قرار گرفته است، سخنرانی یکی از اساتید دانشگاه رضوی مشهد که در باره حضرت زهرا سلام الله علیها و تاریخ اسلام حاوی مطالب ناروا و اشتباهی است. در این مختصر به بخشی از این سخنان بی اساس خواهیم پرداخت.
(این سخنان منسوب به خانم صالحه نعمت اللهی می باشد)
(متن های آبی رنگ سخنان این خانم می باشد)

این خانم ابتدا از نقل یک داستان شروع می کند:
سفارت انگلیس کارگزاری را در میدان بهارستان تهران داشت، همچنین یک آشیخی نیز بود که بیمار پدربزرگ من بود، بعداز مدتی غیبت و اومدن دوباره، دیدم قبا و عبایی نو … برتن دارد، پرسیدم چه شده؟ گفت: خدا خیر بده این انگلیسی ها را، … این آقای کارگزار، روزی ۵ هزار به من میده که من روضه حضرت فاطمه (س) را بخوانم.”
شرح: اولا در صحت این داستان باید مدرکی نیز ارائه بشود، از آنجا که ۵ هزار در آن زمان مبلغ قابل توجه ای بوده است و  همچنین عدم حضور در یک مدتی که موجب تعجب پزشک شده است خود قابل تامل است، بالاخره در این مدت شاید ۵ هزار پول گرفتن باعث خوشحالی آشیخ می شود ولی سد بیماری او که نمی شود… از اینها که بگذریم بعد از مرور مطلب به طور کامل به دروغگو بودن این خانم علم پیدا خواهیم کرد.

اما ادامه می دهد: ” روضه حضرت زهرا بخوانم که: عمر آمده درب را کوبیده به پهلوی حضرت زهرا (س). اصلا دروغ محض است، برای اینکه بین شیعه و سنی تفرقه بیافته…
شرح: ادعای دروغ بودن اصل ماجرا، نشانه سواد کم و مطالعه هات تاریخی در حد صفر این خانم می باشد، موضوع حمله به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها و شکستن و آتش زدن درب از مسلمات مذهب تشیع می باشد. به برخی از این مستندات تاریخی و روایی اشاره ای خواهیم کرد:
دیلمی روایت کرده است که: حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند: هیزم زیادی در کنار در خانه مان جمع کردند و آتش آوردند که در و ما را با هم بسوزانند. من در پشت لنگه در ایستادم و آنان را به خدا و پدرم قسم دادم که دست از ما بردارند و بروند. پس عمر تازیانه را از دست قنفذ گرفت و با آن به بازوی من زد. عمر با لگد به در کوبید… پس محسن را سقط کردم در حالیکه کشته بی گناه بود.[بحارالانوار، ح۸ ص۲۳۱ (چاپ سنگی)]
در روایت دیگر دارد : علی علیه السلام فرمود: روزی رسول خدا میگریستند، علت را جویا شدم فرمودند: از کتک خوردن تو سیلی خوردن فاطمه گریه می کنم.[امالی صدوق ص ۱۱۸، بحارالانوار:ج۲۸ ص۵۱]
و همچنین شیخ مفید نقل می کند که: علی بن ابی طالب فرمودند: خانه را به رویم آتش زدند و ابوبکر بالای منبر بود… [امالی مفید:صص ۵۰].
کار به حدی بالاگرفته است که علما در مورد کشته شدن حضرت زهرا توسط عمر لعنت الله علیه و سقط محسن علیه السلام به همین واسطه اجماع کرده اند، یعنی در طول تاریخ کسی غیر از این نگفته است.[ناقل: شیخ طوسی]
در باره میخ درب نیز در کتاب موتمر علما بغداد ص ۱۳۵ به آن اشاره شده است، علاوه بر آن روایات دیگر نیز موجود می باشد که به علت اجمال در رساله فوق از بیان همه آنها معذوریم.
علاوه بر مطالب فوق، جالب است سابقه خلیفه ثانی را در مورد زدن زنان و تازیانه اش مطالعه بفرمایید:
سابقه عمر در زدن زنان درخشان است، دارد که او کنیز یکی از بنی موئل را شکنجه کرد تا اینکه خودش خسته شد. [السیره النبوی(ابن هشام): ج۱، ص۳۴۱، السیره الحلبیه:ج۱، ص۳۰۰]
همچنین کتاب های تاریخ و حدیث می گوید: هنگامی که عثمان بن مظعون مرد، زنان گریه می کردند. عمر با تازیانه آنان را می زد، رسول خدا دستش را گرفت و فرمود: بگذار گریه کنند… [مسند احمد: ج۱ صص۲۳۷-۳۳۵؛ مستدرک حاکم:ج۳،ص۱۹۰؛ ذهبی آن را صحیح خوانده]
در جای دیگر ابن ابی الحدید می گوی: اولین کسی را که عمر با تازیانه اش او را زد، ام فروه دختر ابی قحانه بود. هنگامی که ابوبکر مرد، زنان و از جمله خواهرش ام فروه در مرگ او نوحه گری کردند… عمر، ام فروه را از میانشان بیرون آورد و او را با تازیانه اش زد. زنان فرار کردند.[شرح نهج البلاغه: ج۱،ص۱۸۱]
همچنین در مرگ خالد بن ولید زنانی در فراقش گریه می کردند، … عمر آمد و آنها را با تازیانه زد در این هنگام روبند یکی از زنان افتاد، گفتند: یا امیرالمومنین! روبندش. گفت او را رها کنید که او را حرمتی نباشد… [الغدیر ج۶ ص ۱۶۱ به نقل از کنزل العمال:ج ۸ ص ۱۹۱؛ الاصابه: ج۳ ص۶۰۶]

این خانم در ادامه سخنانشان می گویند: ” ما پیرو هستیم، صاحب شیعه حضرت علی است که ۲۵ سال سکوت کردند، برای اینکه تفرقه نیافتد…
در این باره باید گفت: این که چون حضرت علی علیه السلام سکوت کردند ما هم باید سکوت کنیم اشتباه است، جایگاه و مقام امامت چیزی است برخلاف مقام و جایگاه ما، اگر امیرالمومنین علی علیه السلام شمشیر می کشیدند و شروع می کردند به قتل منافقان، ما هم باید شمشیر بکشیم و همه را بکشیم؟!!  حالا که امیرالمومنین نان خشک در آب می زدند و می خوردند آیا غذای چرب امروز ما بر  ما حرام است؟ یا واجب است نان خشک به آب بزنیم؟
اما سکوت امیرالمومنین، به دستور پیامبر صل الله علیه و آله بود، دستور مستقیم پیامبر به امیرالمومنین علی علیه السلام شمولیت و اطلاق نداردتا بشود حکم را سرایت داد به عموم مسلمین و مومنین داد.
اما با این حال حضرت علی علیه السلام در چند ماه ابتدایی حرکت هایی بر علیه حکومت انجام داد و حتی در روزی که ابوبکر و عمر قرار بر نبش قبر فاطمه سلام الله علیها داشتند حضرت با شمشیر سد آنان شد و عمامه جنگ بر سر کردند. حرکت ابتدایی امیرالمومنین از جنبه نفیی شروع شد و بعد به سکوت منجر گشت، اگر قرار است حکمی را سرایت بدهیم حکم صحیح این است که ابتدا باید از جنبه نفیی وارد شویم و بعد از نگرفتن نتیجه به جنبه سکوت روی بیاوریم…

این خانم بی اطلاع در جای دیگر ادعای گزافی کرده اند در ادامه می گویند: ” نصف بیشتر پیشرفت دین ما محصول ثروت خدیجه، محصول ثروت ابوبکر، محصول بخشی از درایت عایشه است… نمی توان چشم ها را بست“.
در مورد ثروت حضرت خدیجه سلام الله علیها چنین آمده است که: خصوصیت خدیجه این است که دارای شم اقتصادی و روح بازرگانی بود و آوازه شهرتش در این زمینه به شام هم رسیده بود. آن گونه که از تاریخ بر می‌‌آید ثروت حضرت خدیجه علیهاالسلام حاصل دست رنج خود وی بود و از ارث و میراث خبری نبود، به همین جهت پدر و عمویش هیچ‌‌گونه دخالت و تصرفی در امور و اموال ایشان نداشتند، به گونه‌‌ای که از ایشان به ملکه عظیمه تعبیر می‌‌کردند.
در مورد اموال حضرت، علامه مجلسی چند روایت نقل می‌‌کند که طبق این احادیث در شهر مکه کسی از ایشان ثروتمندتر نبود و در هر سو و ناحیه، غلامان احشام و اغنام فراوانی داشتند و بیش از ۸۰ هزار شتر در مناطق مختلف برای تجارت داشتند، و در مناطق مختلفی چون مصر و حبشه تجارتخانه داشتند و عده‌‌ای برای ایشان مشغول تجارت بودند.
در مورد منزل ایشان گفته شده که از لحاظ وسعت به اندازه‌ای بود که تمام مردم مکه را در بر می‌گرفت و در بالای این منزل گنبدی از ابریشم آبی رنگ قرار داده بودند و در آن نقش‌‌های خورشید و ماه و ستارگان منقش بود و آن گنبد ابریشمی زیبا را با طناب‌هایی از ابریشم و میخ‌‌هایی از فولاد، محکم کرده بودند.
بنابراین، این فقرات نشانگر تجارت جهانی آن حضرت بوده که در شهرها و کشورهای مختلف چون مصر و حبشه تجارتخانه داشتند. همچنین دلالت بر قدرت بالای مدیریتی حضرت و ناشی از دانش وسیع آن بزرگوار بود، که با سنی جوان، از نبوغ فوق‌العاده‌ای برخوردار بود. [بحارالانوار: ج ۱۶، ص۲۱ و ۲۲]
این بانو بعد از ازدواج با پیامبر(ص) تمام اموال خود را در راه پیشرفت اهداف اسلام هدیه کردند. وی به عمویش ورقه گفت: کلید تمام اموالم را نزد حبیبم ببر و از جانب من به او بگو: تمامی این اموال هدیه است به او و تمامی آن ملک اوست که در آن هرگونه تصرفی بخواهد، انجام دهد. به راستی آیا در تمام دوران پس از بعثت پیامبر(ص) چنین فداکاری مشاهده شده است؟ کدام یک از همسران ایشان، چنین رتبه‌‌ای از فداکاری رسیده‌‌اند؟ [بحار الانوار: ج۱۶، ص۷۱]
اما در مورد ابوبکر (خلیفه دوم عامه)، اولین کسی که چنین دروغی را انتشار داد، شبکه نور بود، در مورد این شخصیت باید به حقایق تاریخی رجوع کرد:
ابوقحافه پدر ابوبکر و پسرانش، از بردگان عبدالله بن جدعان و از تبار حبشی بودند و هنگامی که ابوبکر از بردگی آزاد شد نام او را عتیق گذاشتند.[الطبقات: ج ۳، ص ۱۷۰] با این حال یک بنده تازه آزاد شده امکان ندارد که ثروت مند باشد تا بتواند ثروتش را در راه اسلام خرج کند.
در مورد وی آورده اند که کسب و کاری بی اهمیت داشته است، یا بزاز بوده است که پارچه را بر روی سر خود می گذاشته و در شهر می فروخته و یا فروشنده گوسفند بوده است…[البدایه و النهایه ج ۳ ص ۲۹-۳۰؛ السیره النبویه ابن کثیر ج ۱ ص ۴۳۹]. با این اوصاف ثروت مند بودن وی بعید بنظر می رسد.
علمای اهل سنت (عامه) در کتب خود این نکته را نوشته اند که ابی بکر سالها پس از بعثت اسلام آورده است. و اسلام آوردن او بعد از اسلام آوردن حد اقل ۵۰ نفر بوده است. یعنی دقیقا بعد از واقعه اسراء و معراج که بنابر روایت واقدی یک سال و نیم قبل از هجرت اتفاق افتاده است.و برخی هم نوشته اند او زمانی ایمان آورد که حضرت علی (ع) ۲۱ سال داشتند. یعنی یک سال و نیم قبل از هجرت. و یا گفته اند که او هفت سال پس از بعثت رسول خدا اسلام آورد. [سیره حلبی ج ۱ ص ۲۷۳؛ البدایه و النهایه ج ۳ ص ۲۸ ؛ تاریخ طبری ج ۲ ص ۶۰؛ مجمع الزوائد ج ۱ ص ۷۶ به نقل از طبرانی در تفسیر کبیر؛ الاستغاثه ج ۲ ص ۳۱؛ عثمانیه ۲۸۶؛ شرح نهج البلاغه ج ۱۳ ص ۲۲۴].
اما درایت عایشه، در این حرف کاملا احمقانه، فقط بیان چند مصداق از مصادیق خیانت او به اسلام کافیست… اول تایید خلافت ابوبکر، دوم تایید خلافت عمر، سوم تایید خلافت عثمان، چهارم خروج بر عثمان و کشتن وی ، پنجم خروج بر علی علیه السلام و شروع جنگ جمل که به کشته شدن ۳۰ هزار نفر از مسلمین انجامید…
آیا کسی که ۳۰ هزار مسلمان را به کشتن بدهد و هیچ بهره ای از آن نبرد، آیا می تواند درایت داشته باشد؟
اما صحیح این عبارت که معروف است چنین است: اسلام مرهون وجود ثروت خدیجه، شمشیر علی و درایت پیامبر است…

در ادامه سخنان بی اساس خود می گوید: “ اهل بیت روی چشم همه جای داشتند، چه کسی جرات داشت به حضرت زهرا را که به احتمال قوی سرطان کبد داشته است جسارت کند؟
اولا از احادیث مذکور در بالا، بغض نسبت به اهل بیت کاملا مشهود است، دوما مگر همین گروه که اهل بیت را روی چشم می گذاشتند، سید الشهدا علیه السلام را تکه تکه نکردند، مگر همین گروه برای قتل امیرالمومنین جنگ براه نیانداختند، مگر این گروه به امام حسن علیه السلام زهر ندادند.
حالا چه کسی چشم را به واقعیت ها بسته است؟
اما در مورد سرطان کبد، از دلایل اصلی ابتلا به سرطان کبد، مصرف بیش از حد الکل و یا هپاتیت سی می باشد، در حالی که این شرایط برای شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها غیر ممکن بوده است، ضمن اینکه علم امروزی پزشکی برای تشخیص سرطان کبد، به روزها بررسی و آزمایش نیاز دارد ولی شما با یک نظریه ساده بیماری کبد شخصی  را در ۱۴۰۰ سال پیش تشخیص دادید، مرحبا بکم…

بعد از اینکه خزئبلات ایشان باعث تعجب حضار و شاید خودشان هم می شود، اینچنین فرار رو به جلو می کنند که: “بله، قبل از اینکه حضرت رسول بیایند این اتفاق ها افتاد، سنگ میزدند و شکمبه شتر بر روی سر پیامبر می ریختند…ولی در بدر و احد و خندق دیگر تسلیم شدند همه
اولا قبل از اینکه حضرت رسول صل الله علیه و آله به رسالت مبعوث بشوند امین مکه بودند و مورد تکریم و احترام همه، قضیه سنگ زدن و شکمبه گوسفند و شتر برای بعد از بعثت است… اما در مورد جنگ های پیامبر باید گفته شود که جنگ بدر و خندق هرچند لشکر اسلام بر کفار مکه و اطراف آن پیروز شدند، ولی باعث نشد تا کفار دست از سر مسلمانان و شخص پیامبر اکرم صل الله علیه و آله بردارند؛ بلکه فتح مکه باعثه این کار شد.
همچنین جالب است بدانید که در جنگ احد که با سهل انگاری های برخی از لشکریان اسلام، منجر به محاصره پیامبر و امیرالمومنین شد، و تمام کسانی که این خانم برای آنها عبارت آقا و … بکار برده است در این جنگ گریختند و پیامبر را تنها گذاشتند.

در ادامه سخنان خلاف واقع خود چنین می آورد که: “خود آقای عمر…قوی هیکل و بزرگ و بسیار جنگ آور بوده
باید گفت که: عمر، خلیفه دوم عامه، شش سال بعد از بعثت، اسلام آورد. با این‌که او در بیشتر جنگ‌های پیامبر صل الله علیه و آله از بدر و احد تا حنین و… حضور داشت، در تاریخ؛ رشادت و استقامت ویژه‌ای برای او نقل نشده است. در باره او چنین گفته اند که: عمر در ابتدای ظهور اسلام، از مخالفان سرسخت مسلمانان بود و بر افرادی که از قبیله‌اش، به اسلام می‌گرویدند با خشونت رفتار می‌کرد تا جایی که خواهر و دامادش، اسلام خود را از عمر مخفی نگه می‌داشتند [بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج ۱۰، ص ۲۸۶، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق]
در داستان جنگ احد نیز فرار او به کوه و تنها گذاشتن پیامبر و علی علیه السلام در بین شیعه و سنی مشهور است. چطور می توان چنین شخصیتی را شجاع نامید؟

و همچنین در کمال ناباوری و حماقت محض مطلبی را در فضیلت آقایش (عمر بن خطاب) می آورد که در هیچ منبعی یافت نمی شود: “آنچنان جذب حضرت رسول شدند که نمی دانید چه علاقه ای به حضرت رسول داشتند، میگن حتی یک روز می رفتند سر مزار ایشان یک روز که بعد از مدتها این کار را انجام داده بودند و پیر شده بودند، رفتند اینقدر گریه کردند که مردند…
برای این سخنان بی اساس باید گفت: چطور کسی را که ۶ سال بعد از بعثت پیامبر به او ایمان می آورد، مجذوب اوست؟ ۶ سال منکر پیامبری حضرت محمد صل الله علیه و آله شدن نشانه تنفر نباشد نشانه علاقه شدید به پیامبر نخواهد بود… همچنین کسی را که اینچنین مجذوب پیامبر باشد او را متهم به یاوه و هیذیان گویی نمی کند[صحیح بخاری: ج۴ص۳۱]
درباره مرگ او نیز بین تمام شیعه وسنی اجماع است که او توسط شخصی به نام ابولولو و با ضربات متعدد شمشیر کشته شده است… مرگ او بر سر قبر پیامبر کاملا ادعایی بی اساس و بی سند است.

در نهایت هم اینچنین مطلبش را تمام می کند که: “یک دونه خدا داریم، هرکس با هر زبانی که می خواهد می خواند… منتهی بهترین دین دین ماست؛ زرتشتی عالی، یهودی عالی، مسیحی عالی…
باید در باره این عبارت انتهایی یک هشدار جدی را عرض کنم، عبارات و کلماتی که این خانم بیان می کنند و نیز اعتقادات ایشان؛ بیان از حفره ای است عمیق که ایجاد کننده آن بهاییت بودند؛ شعار بهاییت بسیار نزدیک است با سخنان این خانم؛ آنها می گویند دلت پاک باشه هر کاری می خواهی بکن، و این خانم می گوید: یک خدا داریم با هر زبانی دوست داری صدا بزن. بهاییت می گوید: دین مطرح نیست بلکه اعتقادات صحیح مطرح است، و این خانم می گوید: زرتشت و مسیحی و یهودی و مسلمان فرقی ندارند همه عالی اند ولی اسلام بهتر است…
توصیه می کنم که در مورد خدای یهودی ها و خدای مسیحی ها و خدای زرتشتی ها تحقیق صورت بگیرد تا بدانیم تفاوت خدای یکتای بی مثال ما با خدایانی که کشتی می گیرند و فرزند دارند و یا خدایی که در قیامت با مرکبش (استر خود) وارد صحنه می شود متفاوت است.

 پاسخگو به این شبهه-شایعه: علی شاهرودی