چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، تقلب کردن طلبه‌ها در امتحانات حوزه علمیه در 3 هفته قبل منتشر شده است .
»   بررسی روایات و متون, شبهات تاریخ ائمه(ع), وقایع تاریخی  »   بررسی حدیث گردن زدن اعرابی توسط حضرت علی (ع)
۲۰ اسفند ۱۳۹۴ , ساعت ۰:۳۲

بررسی حدیث گردن زدن اعرابی توسط حضرت علی (ع)

سوال:
سوالی داشتم در مورد یک حدیث:
عقبه پسر علقمه، از صادق جعفر بن محمد نقل می‌کند: عرب بیابانگردی نزد پیامبر آمد و ادعا کرد که از بابت شتر، هفتاد درهم از او طلب دارد. پیامبر به او گفت: آیا آن را از من نگرفتی؟ گفت: نه! گفت: من آن را به تو دادم. عرب گفت: من راضی هستم که شخصی میان ما و شما حکم کند. پیامر با او به نزد یکی از قریشیان آمد. قریشی به عرب گفت: به پیامبر خدا چه ادعای داری؟ گفت: هفتاد درهم پول یک شتر که به او فروخته‌ام. گفت: ای پیامبر خدا تو چه میگوئی؟ گفت: آن را پرداخت کرده‌ام. قریشی گفت: ای رسول خدا! شما بر طلب داشتن او اقرار نمودید، بنابراین باید دو نفر را به عنوان شاهد بیاورید، تا اثبات شود که پرداخته‌اید، یا اینکه هفتاد درهم به او بدهید. پیامبر خشمناک برخاست و در حالی که عبایش را می‌کشید، گفت: به خدا قسم، نزد کسی خواهم رفت که با حکم خداوند میان ما حکم نماید. و همراه مرد عرب نزد علی آمد و علی از عرب پرسید چه ادعایی درباره رسول خدا داری؟ گفت: از بابت فروختن شتری، هفتاد درهم طلب دارم. گفت: ای پیامبر خدا، شما چه می‌گوئید؟ گفت پولش را پرداخته‌ام. گفت: ای عرب! رسول خدا می‌گوید آن را پرداخت کرده است، آیا راست می‌گوید؟ گفت: نه، به من پرداخت نکرده است. علی علیه السلام، در دم شمشیر کشید و گردن او را زد. پیامبر گفت: عرب را چرا کشتی؟ گفت: به خاطر اینکه شما را تکذیب نمود. و هرکس که شما را تکذیب کند، خون او خلال است و قتلش واجب. پیامبر گفت: یا علی! سوگند به خدائی که مرا به حق مبعوث نموده تو از حکم خدا خطا ننمودی، ولی دیگر چنین نکن! [امالی شیح صدوق برگ ۱۶۴ / من لا یحضر الفقیه ج ۱ حدیث ۳۴۲۵]
ابتدا میخواستم ببینم که آیا این حدیث صحت دارد و معتبر است؟ و واقعا چنین اتفاقی افتاده؟ اگر درست باشد این حرکت امام توجیه نشدنی است! حالا گیریم که طرف کافر بوده باشد، مگر قرآن نمی‌فرماید که فقط با کسانی از کافران که شما را از خانه‌هایتان بیرون کردند و قصد جنگ با شما را دارند بجنگید و بکشید؟!! حال آنکه آن فرد کاملا بی‌دفاع بوده است! آن فرد به پیامبر اعتماد کرده بود و به قضاوت حضرت علی راضی شده بود… بعضی جواب میدهند که آن فرد مرتد شده بوده یعنی ابتدا مسلمان بوده … ولی از کجا فهمیدن که آن فرد قبلا مسلمان بوده ؟!!

پاسخ:
ابتداً متن کامل حدیث از کتاب امالی صدوق را بیان می‌کنیم:
حدثنا ابی رحمه الله علیه قال: حدثنا علی بن محمد بن قتیبه عن حمدان بن سلیمان، عن نوح بن شعیب، عن محمد بن اسماعیل، عن صالح بن عقبه، عن علقمه عن الصادق علیه السلام قال: «جَاءَ أَعْرَابِیٌّ إِلَى النَّبِیِّ ص فَادَّعَى عَلَیْهِ سَبْعِینَ دِرْهَماً ثَمَنَ‏ نَاقَهٍ بَاعَهَا مِنْهُ فَقَالَ قَدْ أَوْفَیْتُکَ فَقَالَ اجْعَلْ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ رَجُلًا یَحْکُمُ بَیْنَنَا فَأَقْبَلَ رَجُلٌ مِنْ قُرَیْشٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص احْکُمْ بَیْنَنَا فَقَالَ لِلْأَعْرَابِیِّ مَا تَدَّعِی عَلَى رَسُولِ اللَّهِ قَالَ سَبْعِینَ دِرْهَماً ثَمَنَ نَاقَهٍ بِعْتُهَا مِنْهُ فَقَالَ مَا تَقُولُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ قَدْ أَوْفَیْتُهُ فَقَالَ لِلْأَعْرَابِیِّ مَا تَقُولُ قَالَ لَمْ یُوفِنِی فَقَالَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص أَ لَکَ بَیِّنَهٌ عَلَى أَنَّکَ قَدْ أَوْفَیْتَهُ قَالَ لَا قَالَ لِلْأَعْرَابِیِّ أَ تَحْلِفُ أَنَّکَ لَمْ تَسْتَوْفِ حَقَّکَ وَ تَأْخُذَهُ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَأَتَحَاکَمَنَّ مَعَ هَذَا إِلَى رَجُلٍ یَحْکُمُ بَیْنَنَا بِحُکْمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَتَى رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع وَ مَعَهُ الْأَعْرَابِیُّ فَقَالَ عَلِیٌّ ع مَا لَکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ احْکُمْ بَیْنِی وَ بَیْنَ هَذَا الْأَعْرَابِیِّ فَقَالَ عَلِیٌّ ع یَا أَعْرَابِیُّ مَا تَدَّعِی عَلَى رَسُولِ اللَّهِ قَالَ سَبْعِینَ دِرْهَماً ثَمَنَ نَاقَهٍ بِعْتُهَا مِنْهُ فَقَالَ مَا تَقُولُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ قَدْ أَوْفَیْتُهُ ثَمَنَهَا فَقَالَ یَا أَعْرَابِیُّ أَ صَدَقَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِیمَا قَالَ قَالَ لَا مَا أَوْفَانِی شَیْئاً فَأَخْرَجَ عَلِیٌّ ع سَیْفَهُ فَضَرَبَ عُنُقَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِمَ فَعَلْتَ یَا عَلِیُّ ذَلِکَ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ نَحْنُ نُصَدِّقُکَ عَلَى أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ وَ عَلَى أَمْرِ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ وَ الثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ وَ وَحْیِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا نُصَدِّقُکَ فِی ثَمَنِ نَاقَهِ هَذَا الْأَعْرَابِیِّ وَ إِنِّی قَتَلْتُهُ لِأَنَّهُ کَذَّبَکَ لَمَّا قُلْتُ لَهُ أَ صَدَقَ رَسُولُ اللَّهِ فِیمَا قَالَ فَقَالَ لَا مَا أَوْفَانِی شَیْئاً فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَصَبْتَ یَا عَلِیُّ فَلَا تَعُدْ إِلَى مِثْلِهَا ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى الْقُرَشِیِّ وَ کَانَ قَدْ تَبِعَهُ فَقَالَ هَذَا حُکْمُ اللَّهِ لَا مَا حَکَمْتَ بِهِ»
ترجمه ارائه شده در سوال نیز (نسبتا) صحیح است.

سند روایت
در روایت، دو شخص ناقل روایت معرفی شده‌اند که از نظر رجالی به وثاقت آنها اشاره‌ای نشده است؛ حتی یکی از آنها را تقبیح می‌کنند.
صالح بن عقبه و علقمه؛ در مورد صالح بن عقبه ابن غضایرى گفته است: «روى عن ابى عبداللّه علیه السلام، غال کذاب لایلتفت الیه» ترجمه: کسی است که از امام صادق روایت نقل می‌کند، غلو می‌کند و دروغگو بوده است و به روایاتش ترتیب داده نمی‌شود. [رجال ابن غضائرى، ص۶۹] در مورد علقمه نیز توثیقی نقل نشده و فقط او را از اصحاب امام باقر و بعضا امام صادق آورده‌اند.
اگر از سند روایت بگذریم در متن روایت نیز نکاتی و ظرائفی وجود دارد که باید بررسی گردد.

متن روایت:
در متن روایت، چند نکته قابل بررسی و تدقیق است:
نکته اول: روش و شیوه پیامبر بر این بوده است که وقتی کسانی ادعای مالی می‌کردند، و یا از پیامبر تقاضای کمکی می‌کردند، پیامبر می‌پذیرفتند و دِین و قرض را به گردن می‌گرفتند، در ادامه به چند نمونه از این روایات اشاره خواهیم داشت:
در عبارات آمده است که فردی نزد حضرت آمد و چیزی خواست، حضرت فرمود: اکنون چیزی موجود نیست هر چه خواهی برعهده من خریداری کن وقتی مالی رسید ادا می‌کنم.
شخصی می‌گوید: روزی بلال را در شهر حلب دیدم و از او پرسیدم: بلال! به من بگو ببینم انفاق‌های پیامبر چگونه بود؟ بلال گفت: انفاقی نبود که پیامبر صلی الله علیه وآله انجام دهد، مگر آن که مرا در انجام آن مأمور می‌کرد. همواره روش پیامبر صلی الله علیه وآله این گونه بود که هرگاه مسلمانی به نزدش می‌آمد و پیامبر، او را برهنه و فقیر می‌یافت، قبل از این که او چیزی بخواهد، پیامبر اگر چیزی آماده داشت که به او بدهد، می‌داد و اگر چیزی آماده نداشت، به من می‌فرمود: بلال! برو پولی قرض کن و برایش لباس و غذا تهیه کن؛ من هم می‌رفتم مقداری پول قرض می‌کردم و با آن، قدری غذا، لباس و سایر لوازم تهیه می‌کردم و آن شخص را با این پول، هم می‌پوشاندم و هم غذا می‌دادم. [دلائل النبوه بیهقی، ج ۱، ص۳۴۸-۳۵۰، و البدایه و النهایه، ابن اثیر، ج ۶، ص ۵۵]
جا دارد به داستانی که به این روایت نیز بسیار نزدیک است اشاره کرد:
در زمان خلافت و زمامداری امام على علیه السلام در کوفه، زره آن حضرت گم شد. پس از چندى نزد مردی مسیحى (یا یهودی) پیدا شد. علی علیه السلام به او فرمود: این زره برای من است، ولی آن مرد انکار کرد و گفت: زره در دست من است، شما که ادعا می‌کنید باید دلیل بیاورید.
امام على علیه السلام او را به محضر قاضى برد و اقامه دعوى کرد که این زره از آن من است، نه آن را فروخته‌ام و نه به کسى بخشیده‌ام و اکنون آن را در نزد این مرد یافته‌ام . شریح، قاضى دادگاه، به آن مرد گفت: خلیفه ادعاى خود را اظهار کرد، تو چه مى‌گویى؟ او گفت: این زره مال خود من است و در عین حال، گفته مقام خلافت (امیر المؤمنین) را تکذیب نمى‌کنم [ممکن است خلیفه اشتباه کرده باشد]. قاضى رو به امام علیه السلام کرده و عرضه داشت: شما مدّعى هستید و این شخص منکر است، به همین جهت، ارائه شاهد بر عهده شماست.
على علیه السلام خندید و فرمود: قاضى راست مى‌گوید، اکنون باید شاهد آورم، ولى من شاهدی ندارم.قاضى روى این اصل که مدّعى شاهد ندارد، به نفع مسیحى (یا یهودی) حکم کرد و او هم زره را برداشت و روانه شد. ولى مرد مسیحى که خود بهتر مى‌دانست زره برای چه کسى است، پس از آنکه چند قدم برداشت، برگشت و گفت: این طرز حکومت و رفتار از نوع رفتارهاى بشر عادى نیست، از نوع حکومت انبیاست سپس اسلام آورد و اقرار کرد که زره برای على است و در مسیر صفّین از دست او افتاد. آنگاه حضرت علی علیه السلام از اسلام آوردن او خوشحال شد و زره را به او هدیه داد. طولى نکشید که او با شوق و ایمان در زیر پرچم على علیه السلام و به همراه او با خوارج در جنگ نهروان جنگید. [الکامل فی التاریخ ابن اثیر، ج ۳، ص ۴۰۱،البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۴ و ۵،بحارالانوار، ج ۳۴، ص ۳۱۶، الغارات، ج ۱، ص ۷۴ و ۷۵]
در این داستان نیز می بینید که حضرات معصومین چطور و با چه روشی به ادعاهای مالی برخورد می‌کردند؛ و اموال دنیا در نظرشان پست بود.
این شیوه متداول بوده است و برای اکثر معصومین نقل شده است، که از ذکر تمام آنها به علت اختصار مطلب معذوریم.
اگر با تناقض بین این روایت و روش پیامبر و معصومین حکم به جعلی بودن روایت ندهیم، باید بگوییم در این ماجرا، وقتی پیامبر چنین رفتار می‌کنند؛ یعنی برخلاف روش و شیوه خود، شخص مدعی را به دادگاه و محکمه می‌خواند و…، می‌توان چنین برداشت کرد که شخص اعرابی می‌خواهد به پیامبر نسبت دروغ بدهد و تنها هدف او این بوده است که پیامبر را در انظار به دزدی متهم کند.

نکته دوم: پس از آنکه به محکمه حضرت علی در می‌آیند، حضرت از اعرابی اقرار می‌گیرد که آیا پیامبر را به دروغ گویی متهم می‌کنی، و شخص به این موضوع اقرار می‌کند که بله، پیامبر دروغ گفته است؛ با این حرف اعرابی، شخص اگر مسلمان باشد، یقینا مرتد خواهد شد چرا که اصلی از مسلمات اسلام را انکار می‌کند و به پیامبر توهین می‌نماید؛ در این حال اگر مرتد ملی باشد که باید توبه داده شود و اگر فطری باشد که باید اعدام گردد.
اما با بررسی روایات اجرای حکم اعدام مرتد توسط امیرالمومنین به این نتیجه می‌رسیم که باز برخلاف آداب مرسوم حضرت علی علیه السلام بوده است؛ در روایت صحیحی آمده است: «امیرمومنان علی علیه السلام در میان گروهى از اصحاب بود که مردى خدمت حضرت رسید و اقرار به انجام عمل لواط کرد. حضرت ابتدا از او نپذیرفت و فرمود شاید بیمار هستی که این سخن را می‌گویی، اما آن مرد سه بار پس از مرتبه اوّل، این اقرار خود را تکرار کرد و در مرتبه چهارم حضرت قصاص را در حق او اجرا نمودند.»
در روایت فوق شیوه برخود حضرت با محکومین به اعدام را می‌بینید. که اگر از این موضوع باز به جعلی بودن روایت حکم نکنیم باید دلیل دیگری غیر از ارتداد را برای اعدام چنین شخصی بیان نمود؛ و این علت می‌تواند همان مساله‌ای باشد که در آغاز بحث به آن اشاره شد و آن اینکه هدف وی دریافت پول بناحق از پیامبر نبوده، بلکه قصدی منافقانه داشته است…

نکته سوم: پیامبر می‌فرمایند: ای علی در این زمینه حکم خدا همین بود، ولی دیگر چنین نکن. از این عبارت پیامبر برخواهد آمد که حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام حکم خداوند را اجرا کرده‌اند، و از این بخش فهمیده خواهد شد که این شخص یقینا مرتد ملی نبوده است و حکم آن را نداشته است، پس یا مرتد فطری بوده که باید در همان لحظه اعدام گردد، یا اینکه حکم ساب النبی را داشته است که در این مورد نیز حکمش قتل است. (ساب النبی کسی است که به پیامبر توهین نماید).

شیخ علی شاهرودی - پایگاه تخصصی شبهه

مطالب مشابه

متن شبهه: یکی از احکام ضد انسانی اسلام، شلاق زدن به روزه خوار است. ممکن است عده ای از مسلمین ناآگاه گمان کنند که این حکم ضد انسانی هیچ ربطی به اسلام ندارد ...
متن شایعه:دين اسلام: قبل اعدام دختر, بايد به او تجاوز كرد. پاسخ:در پاسخ به این شایعه می‌گوییم:اولا در کدام منبع از منابع اسلامی، تجاوز قبل از اعدام ...
چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
سوال:چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟ پاسخ:برای درک صحیح از این سوال، و پاسخی کامل، لازم است تمام جوانب مرتد و تعریف صحیح آن و ...
چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
متن منتشرشده در فضای مجازی:اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ " ﻣﻐﻠﻄﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ "ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ" ﯾﺎ ...
چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
سوال:سنت پيامبر صلی الله عليه و آله در مورد اسيران و مرتدين چه بود كه ابوبكر آن را درباره فجائه سلميه رعايت نكرد و وي را آتش زد؟...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب