شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، آیا اولین بار تجسیم را شیعیان به خداوند نسبت دادند؟ در 1 ماه قبل منتشر شده است .
»   بررسی روایات و متون, معاملات  »   شبهه: چرا ایمان در دل کردها وارد نمی شود؟
631 views
۱۸ اسفند ۱۳۹۴ , ساعت ۱۱:۴۸

شبهه: چرا ایمان در دل کردها وارد نمی شود؟

متن شبهه:

عن ابی عبدالله قال؛ لا یدخل حلاوه الإیمان سندی و لازنجی وخوزی،و لاکردی ولا بربری ولا نبک الری ولا من حمله امه من زنا (الخصال شیخ الصدوق)

امام صادق علیه السلام فرمود ؛ حلاوت وشیرینی ایمان در دل سندی(پاکستانی) ،زنگی،وخوزستان و کرد و مردم سرزمین پر نشیب وفراز ری (تهران)ودر دل کسی که مادرش او رازنا حامله شده راه نمی یابد.

توهین صریح به اهل تهران و کردها وخوزستانیها؛ این هدیه واسه کردها وخوزستانیها ومردم اهل رى که خودشان راخسته نکند و چون هر کار کنند طعم ایمان را نخواهند چشید .

 

پاسخ: (۱۰۰۴/۱/۹۴۱۲)

روایت فوق از کتاب خصال صدوق در باب هفتگانه است؛ تحت عنوان ” ورود نمی کند حلاوه ایمان در قلب هفت دسته”

شیخ حر عاملی در بابی با عنوان «جمله من أصناف الناس الذین لا ینجب منهم أحد ولا یفعلون الخیر إلا نادرا» روایت صدوق را نقل کرده است  .
و علامه مجلسی این روایت را با عنوان « من لا ینجبون من الناس ، ومحاسن الخلقه وعیوبها اللتین تؤثران فی الخلق»نقل کرده است .
علامه مجلسی در بخش «بیان» در توضیح این روایت چنین آورده است :
«الخوزی: أهل خوزستان. والنبک: المکان المرتفع ویحتمل أن یکون إضافته إلى الری بیانیه، وفی بعض النسخ بتقدیم الباء على النون وهو بالضم أصل الشئ وخالصه».

در برخورد با این روایت و امثال آن که چند مورد دیگر میباشد؛ ۳ دسته نظر بین عالمان علم حدیث مطرح شده است.

 

  1. دسته ای از عالمان، قائل هستند به ناظر بودن روایات به قضایای حقیقیه، بر اساس این رویکرد ، روایات نکوهش ملیت ها جز در مواردی که دارای ارسال و ضعف سندی اند، صحیح بوده و از آنها بدست می آید که نکوهش ملیت ها و نژاد های پیشگفته همواره در حق آنان جاری است و از این جهت بر اساس آن چه در متن روایات دیگر آمده؛ معامله، آمد و شد و ازدواج با آن دسته دارای کراهت است.
  2. دسته دیگر از عالمان علم حدیث قائل هستند به ناظر بودن روایات به قضایای خارجیه، بر اساس این دیدگاه روایات نکوهش ملیت ها و نژاد ها ناظر به قضایای خارجیه است نه حقیقیه . به عنوان مثال می گویند نکوهش از اکراد بدان جهت بود که آنان بخاطر عدم معاشرنت با مردم از بصیرت و آگاهی لازم در معامله برخوردار نبودند .

ابن ادریس در توجیه کراهت معامله با کردها که روایتی است غیر از روایت مذکور، می گوید:«وذلک راجع إلى کراهیه معامله من لا بصیره له فیما یشتریه ولا فیما یبیعه ، لأن الغالب على هذا الجیل والقبیل قله البصیره ، لترکهم مخالطه الناس وأصحاب البصائر» چنان که از گفتار ابن ادریس پیدا است او به جای آن حکم کراهت را روی نژاد کردها معطوف سازد ، حکم را بر روی علت معطوف ساخته است. در حقیقت می خواهد بگوید که مقصود امام نکوهش افراد یا ملیت خاصی نیست، بلکه نکوهش هر کسی است که دارای بصیرت اندک است. و اگر در روایت نام اکراد برده شده از باب «عنوان مشیر» است.

از این عبارت برخی از فقها و عالمان حدیث نکته ای مهم قابل استفاده است و آن اینکه: کراهت ذکر شده در روایات برای معامله با اکراد یا عدم ورود حلاوه ایمان در قلب آنها؛ حقیقی نیست و شامل همه کردها و نژادها در همه زمان ها نمی شود، بلکه مقصود، کردهای ساکن در مناطق کرد نشین و یا نژادهای یاد شده در دوران صدور این روایات است. به این معنی که حلاوه ایمان در قبل ۷دسته وارد نمی شود، که این ۷گروه در زمان حیات امام صادق علیه السلام می زیستند.

  1. دسته آخر از عالمان در مورد این روایات می گویند: این دست از روایات مجعول اند:

در برابر دو دیدگاه نخست ، برخی از صاحب نظران معتقد اند که روایات نکوهش ملیت ها مجعول اند. چنان که شیخ نجاح طائی می نویسد:«ثم کثرت الروایات الکاذبه ضد القومیات والقبائل باسم رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) … ولم تسلم خوزستان من التعصب ومن تلک الروایات الکاذبه ما جاء فی حق أهالی خوزستان والمنسوبه زیفا إلى أئمه أهل البیت ( علیهم السلام ) : … إن نظریه تکفیر الأمم والشعوب وإهانتهم نظریه یهودیه معارضه للقرآن الکریم القائله : وخلقناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا إن أکرمکم عند الله أتقاکم».

این محقق این دست از روایات در آنها نکوهش ملیت ها و نژاد ها آمده را ساخته و پرداخته یهود می داند و معتقد است این دست از روایات با مبنای قرآنی مبنی بر برابر دانستن انسان ها و برتری آنان بر اساس تقوا و انتساب تفاوت ملیت ها به اراده الاهی بخاطر مصلحت شناخت متقابل آنان ، در تعارض است .

نیز ابن قیم مى گوید :

«احادیث نکوهش مردم حبشه و سودان و نیز احادیث نکوهش ترک ها و مملوک ها تماماً دروغ است».

فتنی در بابی با عنوان « باب مدح العرب ولغتهم والحبش وذم العجم ولغتهم وزیهم والسودان وسبب سوادهم وذم الهنود والکلمات الفارسیه مرفوعه .» عموم این دست از روایات را مجعول دانسته است .

 

نتیجه:

از نظر ما روایات نکوهش ملیت ها و نژاد ها با مبانی دینی که برگرفته از آیات و روایات عقل بوده و با عقل نیز سازکار است، منافات دارد. بنابراین یا باید آنها را مجعول دانست و در صورتی که اعلام جعل آنها با توجه به صحت سند شماری از این دست از روایات بویژه آنها که در کتب اربعه و مخصوصاً در کافی شریف شریف آمده، نادرست است، گریزی جز حمل آنها بر قضایای خارجیه نیست . یعنی آنها را باید ناظر به دوران صدور روایات دانست. هر چند برخی از تعلیل های ذکر شده در برخی روایات، این توجیه را با دشواری روبرو می سازد.

در مورد روایت مذکور در متن شبهه نیز، از نظر سندی قابل بحث است، چرا که راویان این حدیث بعضا به غلو محکوم شده اند.

علاوه بر مطالب فوق در معنی روایت مطرح شده در متن شبهه نیز می توان طرح مسائلی نمود،

مثلا می توان کلمه ایمان را بررسی کرد، و همچنین کلمه حلاوه را نیز باید مورد توجه قرار داد.

در روایت مطلق ایمان نفی نشده، بلکه اصلا ایمان نفی نشده، چرا که کلمه حلاوه ایمان از این دسته نفی گشته است.

همچنین در عبارات زنگی و سندی و خوزی و ری و حتی کرد باید نهایت دقت را خرج نمود؛ چرا که هر کدام از این عبارات معانی خاص خود را دارند؛ مثلا عبارت ری، هنوز مورد اختلاف علماء است که آیا روستای ری در تهران امروزی ملاک بوده یا شهر ری در کشور عراق… یا کلمه سندی و زنگی را باید مورد دقت قرار داد تا به معنی حقیقی آن که به کار رفته است ترجمه گردد.

در علوم حدیث در ترجمه لغات، زمان بکاربرده شدن آن لغت یکی از معیارهای ترجمه و فهم روایت است؛ به این معنی که شاید معنی زنگی و سندی و خوزی در زمان امام صادق علیه السلام چیزی باشد که در حال کنونی چنین معنایی را از دست داده و معنای دیگری گرفته باشد.

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب