راهکار عریان بودن برای دفع انحرافات جنسی (اشو)

چاپ

متن:

برتراند راسل می نویسد که در دوران ویکتوریایی، وقتی که کودک بود، پاهای زنان هرگز در مکان های عمومی دیده نمی شد. حتی اگر انگشت پای زنی دیده می شد، همان کافی بود که مردان را شهوانی کند و میل جنسی را در آنان برانگیزانند. اما اینک زنان تقریبا نیمه برهنه می گردند بیشتر قسمت های پای ایشان قابل دیدن است، ولی مردان ابداً آنگونه تحت تأثیر قرار نمی گیرند. او می نویسد که همین نکته ثابت می کند ما هر چه بیشتر چیزی را پنهان کنیم، یک جاذبه ی انحرافی بیشتر برای آن تولید می شود.

اگر دنیا بخواهد از دام جنسیت رها شود، کودکان باید مجاز باشند که تا جایی که ممکن است در خانه برهنه بگردند. توصیه می شود که دختران و پسران تا حد مقدور برهنه با هم بازی کنند تا تماماً با بدن های یکدیگر آشنا شوند.

اوشو/ از سکس تا فرا آگاهی

 

نقد:

پذیرش این دیدگاه، به این می ماند که، شما در حال طبخ غذای لذیذی هستید، ولی نمی خواهید بوی غذای شما، کسی را به طمع خوردن آن بیاندازد، برای اینکار، بوی غذا را همه جا پخش کنید، تا کسی میل به غذای شما نبرد.

ما اگر بخواهیم این دیدگاه را بپذیریم، (یعنی پنهان کردن را جاذبه انحرافی بدانیم) لازم است که هیچ چیز پنهانی را در جامعه قرار ندهیم. اگر اینطور باشد، باید لباس، مالکیت شخصی، حقوق شهروندی، اسرار نظامی و فردی، علائق، روابط جنسی و … را که از امور مخفی و پنهان است، به عنوان یک امر عادی جلوه داده، بدون هیچ پنهان کاری در متن جامعه نهادینه کنیم تا همه بتوانند با آن مواجه شده و آن را ببینند.

حال اگر اینچنین کنیم، آیا نظم جامعه به هم نمی خورد؟ اگر لباس را حذف کنیم، اگر مالکیت شخصی را منع کنیم، اگر اسرار نظامی را فاش کنیم، که مبادا کسی بر اثر جاذبه آن انحراف پیدا نکند؛ آیا انحراف برچیده می شود؟ و اگر برچیده شد، آیا به ملزومات آن می ارزد؟ آنوقت کرامت بشری چه می شود؟

ضمن اینکه در مثال نقض می گوییم، هم اکنون بیاییم بین جوامع غربی و جوامع شرقی مقایسه ای کنیم. جوامع غربی از پوشش رها و بازتری نسبت به جوامع شرقی استفاده می کنند. بیاییم درصد انحرافات جنسی، مشکلات بلوغ و تجاوز و آزارهای خیابانی را مقایسه کنیم. نتیجه کاملا واضح است. جوامع غربی از انحرافات جنسی و تجاوزات بیشتری رنج می برند. کافی است به آمارهای جهانی مراکز بین المللی مراجعه شود.

حتی اگر در یک جامعه مشخص، مثلا یکی از شهرهای ایران، مقایسه فوق را بکنیم، زنان با حجاب، از زنان بی حجاب؛ بیشتر مورد آزاد و اذیت قرار خواهند گرفت. این آزمایش بارها توسط افراد مختلف در کشورهای مختلف آزموده شده است.

ثالثا باید اضافه کرد که منظور شما از انحراف چیست؟ آیا منظورتان آزار و اذیت و تجاوزات و … است؟ از شما سوال می کنیم، چه کسی اسم این را گذاشته است انحراف؟ اساسا چه ارگان و چه شخصی می تواند انحرافی بودن چیزی را تعیین کند؟ و انحرافی نبودنش را اعلام نماید؟

از دیدگاه ما، خداوند متعال، انحرافات را مشخص نموده است، و یکی از انحرافات را انحرافات جنسی به معنای مصطلح اعلام کرده است. حال به دیدگاه اشو، باید برای اینکه گرفتار این انحراف جنسی (به تعریف خودش) نشویم، مجبوریم به انحرافات متعدد دیگر دست بزنیم و گرفتار آنها بشویم.

توضیح بیشتر: مثلا برای اینکه در یک خانواده، انحرافات جنسی (در رفتار و اعتقاداتشان نسبت به جامعه در آینده) پیش نیاید، لازم است که کودکان و فرزندان خانواده عریان باشند. خب، سوالات ما از جناب اشو این است که:

۱. آیا این عریانی، سبب نمی شود که بلوغ جنسی زودرس در خانواده شکل بگیرد؟

۲. آیا این عریانی، احتمال انحراف جنسی در خانواده را زمینه ساز نمی شود؟

۳. آیا این عریانی، خواهر را به برادر و برادر را به خواهر جذب نمی کند؟ و یا سبب میل جنسی نخواهد بود؟

رابعا، عاملی که سبب جذب مردان به زنان و بلعکس می شود، قوه جنسی ست. چگونه ممکن است قوه جنسی شخصی را با عریان نشان دادن جنس مخالفش، از بین برد. بله، عادی سازی ممکن است، اما این عادی سازی، اولا زمان زیادی می برد، دوما کاربرد آنچنانی در جامعه ندارد (چرا که هر فرد جامعه، گزینه و نوع نگرش متفاوت تری نسبت به دیگری دارد) سوما مستلزم پذیرش موارد بسیاری است که هر کدام انحراف بزرگی هستند.

خامسا، عوامل انحرافات جنسی، تنها جنسیت و میل جنسی نیست، بلکه در موارد کثیری، خشونت و میل به قدرت است. این در حالی است که تفکر اشو، تنها میل جنسی را عامل انحرافات جنسی می داند و با نسخ کردن جنسیت، قصد دارد، این انحرافات را ریشه کن کند.

با تمام این سخن ها، آیا راه ادیان برای نهادینه کردن اخلاق و نگهداری قوه های جنسی به توان سابق، ولی تربیت و مهار کردن آن، عاقلانه تر و کاربردی تر نیست؟

بنابراین:

همیشه آشکار کردن آنچه باید مخفی باشد، باعث بی رغبتی به آن نیست، بلکه شاید رغبت را شدیدتر نیز بکند.