چهارشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، تقلب کردن طلبه‌ها در امتحانات حوزه علمیه در 3 هفته قبل منتشر شده است .
»   بررسی روایات و متون, شایعات تاریخی, شبهات تاریخ ائمه(ع)  »   خواستگاری امام علی(ع) از دختر ابوجهل
۱۲ اسفند ۱۳۹۴ , ساعت ۱۵:۳۱

خواستگاری امام علی(ع) از دختر ابوجهل

روایت است که علی بن ابی طالب از دختر ابوجهل خواستگاری کرد، حضرت زهرا بعد از شنیدن این خبر به پیامبر شکایت کرد و پیامبر به منبر رفت… در ادامه به نقد این روایت پرداخته خواهد شد.
محدثان تمام آنچه را که روایت کرده‌اند و شنیده‌اند در کتاب‌های خود نیاورده‌اند، بلکه در مصنفات، صحاح، سنن، مسانید و معاجم خود مطالبی را که با کوشش به ثبوت آنها پی برده‌اند، پس از تنقیح و تصحیح به رشته تحریر در آورده‌اند. ولی این امر ما را از نقد و بررسی احادیث آنها بی نیاز نمی‌سازد و آگاهی از تحقیقات آنان عذر قابل قبولی برای عدم نقد و بررسی مجدد نیست. مخصوصا زمانی که پیرو و مقلد‌اندیشه‌ها و نظرات آنها نباشیم…
داستان خواستگاری امیرالمومنین علی علیه السلام از دختر ابوجهل در زمان حیات رسول خدا در حالی که زهرای طاهره همسر آن حضرت بود از آشکارترین شواهد و کامل‌ترین مصادیق بر صحت گفته‌های ماست.
ما در بررسی این موضوع به روایت هایی که به پیامبر صل الله علیه و آله امیرالمومنان علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها مربوط می‌شود مراجعه کردیم سند‌ها و عبارات مختلف متن آنها را بررسی نمودیم و در شرح حال راویان آن در پرتو گفتار علمای بزرگ رجال شناس‌اندیشیدیم سپس مدلول این حدیث را بر اساس قواعدی که در کتاب‌های علوم حدیثی مقرر شده و با استناد به آنچه که محققان و شارحان اخبار و روایات گفته‌اند به دقت نگریستیم نتیجه این بود که حدیث را روایتی جعلی داستانی و ساختگی، و حکایت ساخته و پرداخته یافتیم. 

روایت بخاری
بخاری این روایت را در صحیح خود در چهار مکان متفاوت و به طریق نقل کرده است:
۱.در کتاب خمس
۲.در کتاب نکاح
۳.در کتاب مناقب
۴.در باب شقاق و جدایی کتاب طلاق
روایت بخاری به شرح زیر است:
سعید بن محمد جرمی از یعقوب بن ابراهیم روایت کرده است که پدرم از ولید بن کثیر و او از محمد بن عمر بن حلحله دولی روایت کرد که ابن شهاب زهری گوید: هنگامی‌که علی بن الحسین بعد از کشته شدن حسین بن علی رحمه الله علیه از نزد یزید بن معاویه به مدینه آمد، مسور بن مخرمه به دیدار او رفت و گفت: آیا درخواستی از من داری که آن را انجام دهم؟
علی بن الحسین می‌گوید: به او گفتم نه مسور گفت: آیا شمشیر رسول خدا صل الله علیه و آله را به من می‌دهی؟ من می‌ترسم که این قوم به سبب آن بر تو مسلط شوند. به خدا سوگند اگر آن را به من بدهی تا زنده‌ام به دست آنها نخواهد رسید.
مسور در ادامه می‌گوید: علی بن ابی طالب، دختر ابوجهل را در زمان فاطمه خواستگاری کرد. من در آن زمان به سن بلوغ رسیده بودم، پیامبر خدا صل الله علیه و آله در اینباره بر بالای منبر برای مردم خطبه خواند و فرمود: فاطمه از من است و من می‌ترسم که او (علی) در دینش به فتنه بیافتد.[۱]
بخاری در جای دیگر روایت را از لیث از ابن ابی ملیکه از مسو بن مخرمه روایت می‌کند… بر بالای منبر رفت و فرمود: خانواده هشام بن مغیره (ابوجهل) از من اجازه خواستند که دخترشان را به ازدواج علی بن ابی طالب در آورند من اجازه نمی‌دهم مگر این که پسر ابوطالب بخواهند دختر مرا طلاق دهد و با دختر آنها ازدواج کند، چرا که او پاره تن ماست…
مسلم نیز در صحیح خود در چهار مکان روایت را نقل کرده است. ترمذی و ابن ماجه نیز در ۲ جا نقل روایت کرده‌اند. با توجه به آن چه بیان شد، طریقی که اصحاب صحاح همگی بر آن اتفاق نظر دارند، همان طریق روایت نخست(روایت مسور) است و این تنها طریقی است که بخاری، مسلم، نسایی[۲] و ابن ماجه آن را نقل کرده‌اند.

بررسی روایت
از بررسی‌های گذشته روشن شد که روایاتی که اینان از مسور نقل کرده‌اند به دو نقر منتهی می‌شود:
۱.علی بن الحسین امام زین العابدین علیه السلام
۲.عبدالله بن عبدالله بن ابی ملیکه
تنها راوی که روایت خواستگاری را از امام زین العابدین روایت کرده است کسی جز محمد بن شهاب زهری نیست. ولی راویانی که از ابن ابی ملیکه روایت کرده‌اند دو نفر‌اند:
۱.لیث بن سعد
۲.ایوب بن ابی تیمیه سختیانی
در مورد ایوب و لیث که از مردم مصر بودند، سخن نمی‌گوییم، بلکه فقط متذکر می‌شویم که مردم مصر از عثمان، عیب جویی و بدگویی می‌کردند اما از زمانی که لیث در مصر موقعیت و شهرت پیدا کرد و به بیان روایاتی در فضیلت عثمان پرداخت مردم از عیب جویی و بدگویی عثمان دست برداشتند.[۳]

بررسی راویان
ابن ابی ملیکه:
درباره ابن ابی ملیکه همین بس که بدانیم او قاضی عبدالله بن زبیر و موذن خاص او در دوران حکومتش بود، ابن زبیر بعد از هلاکت یزید در مکه و در بعضی از شهرهای حجاز حکومت تشکیل داد.[۴]
البته قبل از این به سیاست علمی ابن زبیر در دشمنی با اهل بیت علیهم السلام اشاره‌ای کردیم و دقت در آن برای آگاهی از وضعیت ابن ابی ملیکه که قاضی و شخص مورد اعتقمادش بوده کافی است.
زهری:
زهری یکی از راویان اصلی در بیشتر روایات این داستان است. او کسی است که خبر مورد اعتماد حدیث شناسان اهل سنت را به نقل از امام سجاد علیه السلام روایت کرده است! زهری از جمله منحرفان از امیرالمومنین علی علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام بود. این دشمنی در مورد او شهرت بسیاری یافت، به طوری که تاریخ نویسان و محدثان او را در ردیف منحرفان از اهل بیت علیهم السلام شمرده‌اند.
ابن ابی الحدید معتزلی به این مطلب اشاره می‌کند و می‌گوید: جریر بن عبدالحمید از محمد بن شیبه روایت کرد و گفت: وارد مسجد مدینه شدم، زهری و عروه بن زبیر نشسته بودند و از علی بدگویی می‌کردند. این مطلب به گوش علی بن الحسین رسید. به مسجد آمد و کنار آنها ایستاد و گفت: اما تو ای عروه! پدرم از دست پدرت به خدا شکایت کرد و او را به داوری فراخواند و خداوند به نفع پدرم و علیه پدر تو حکم کرد، اما تو ای زهری اگر در مکه بودی، دم آهنگری پدرت را به تو نشان می‌دادم.[۵] این کلام از آن حضرت اشاره دارد به یهودی زاده بودن زهری است چرا که حرفه مذکور در آن تاریخ شغل یهودیان مکه است.
موضوعی که دشمنی زهری با امیرالمومنین علی و اهل بیت را تاکید می‌کند، تلاش او برای انکار مناقب امیرالمومنین علی از جمله انکار تقدم آن حضرت در اسلام بر عموم یاران رسول الله است. ابن عبدالبر می‌گوید که معمر در کتاب جامع خود از زهری نقل می‌کند که گفته است: کسی را نمی‌شناسیم که پیش از زید بن حارثه اسلام آورده باشد. عبدالرزاق می‌گوید: کسی را سراغ نداریم که چنین گفته باشد مگر زهری.[۶]
در تکمیل آگاهی از دشمنی زهری با علی علیه السلام و اهل بیت همین بس که او از عمر بن سعد ملعون قاتل امام حسین روایت نقل می‌کرد. ذهبی در اینباره می‌گوید: عمربن سعد بن ابی وقاص از پدرش روایت کرده، ابراهیم و ابواسحاق از او روایت کرده‌اند، و زهری و قتاده به طور مرسل از او روایت نقل کرده‌اند.
ابن معین می‌گوید: چگونه کسی که حسین را کشته است می‌توان موثق باشد؟[۷]
اکنون که جایگاه وضعیت زهری و جایگاه او نزد امام علی بن الحسین علیه السلام روشن شد، آیا می‌توان پذیرفت که امام چنین حدیثی را که در آن عیب جویی و کاستی بر جدش رسول امین صل الله علیه و آله مادرش زهرا علیها السلام و پدرش امیرالمومنین علی علیه السلام است، برای او بیان کرده باشد؟
گویا این روش زهری بوده است که هر چه را می‌خواهد جعل کند آن را به خاندان رسالت منتصب می‌کند، مانند انتصاب حلیت متعه توسط ابن عباس…
مسور بن مخرمه:
در مورد مسور همین بس که چند نکته را بدانیم:
۱. او از ملازمان ابن زبیر بود و ابن زبیر کاری را بدون مشورت وی انجام نمی‌داد.
۲. هرگاه نامه معاویه را بر زبان جاری می‌کرد، بر او درود و صلوات می‌فرستاد
۳. خوارج با او رفت و آمد و مذاکرات خصوصی داشتند آنها مذهب و نظرات او را پذیرفته و خود را به او منسوب می‌کردند.
۴. مسور دو سال بعد از هجرت به دنیا آمد. بنا بر این زمانی که پیامبر آن خطبه را می‌خواند چند سال داشت؟
تاملی در متن حدیث مسور بن مخرمه:
ابن سید الناس در ادامه می‌گوید: مسور در زمان پیامبر به سن بلوغ نرسیده بود، زیرا او پس از ابن زبیر به دنیا آمده بود پس هنگام وفات پیامبر هشت ساله بود.[۸] همچنین آیا عقلایی است که انسان برای کسی که در پی فراهم ساختن آسایش خاطر اوست و می‌خواهد محبت خود را نسبت به او ابراز کند، سخنی بگوید که او را‌ اندوهگین کند و عواطفش را جریحه دار سازد؟

چند سوال:
آیا به راستی امیرالمومنان علی از دختر ابوجهل خواستگاری کرد؟
آیا وعده ازدواج به علی داده شده بود؟
آیا در این مورد پیامبر اجازه خواستند؟
چه کسی از پیامبر اجازه خواست؟
به راستی چه کسی این خبر را به پیامبر رسانید؟
براستی علی چه کرده بود؟
آیا ازدواج کردن علی با وجود فاطمه الزهرا بر او حرام بود یا حرام نبود؟
چرا پیامبر قضیه را علنی کرد؟ …

نتیجه گیری:
۱. گفتار مسور که: و من بالغ بودم موجب شک و تردید در اصل شنیدن این حدیث از پیامبر است، و همچنین نبود مناسب معقول بین درخواست او در مورد شمشیر پیامبر از امام زین العابدین و حکایت آن داستان چون پیامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است.
۲. اختلاف متون روایت، و معانی آنها به گونه ای است که شارحان این روایت نتوانسته وجه معقولی برای جمع میان این عبارات بیان کنند. و هنگامی‌که در یک داستان چنین حالتی وجود داشته باشد، ناگزیر در صحت اصل حدیث شک و تردید پدید می آید.
۳. مدلول حدیث متناسب با شان امیرالمومنین علی علیه السلام و حضرت زهرا نیست فراتر این که با شان پیامبر صاحب شریعت والا نیز سازگاری ندارد حتی اگر امیرالمومنین کاری را که جایز نبود انجام می‌داد چنین رفتاری با شوون پیامبر اکرن تناسب نداشت چرا که در سیرده و روش آن حضرت آمده است: وقتی سخنی از کسی به حضرتش می‌رسید نمی‌فرمود فلانی چه شده که چنین می‌گوید؟ بلکه فرمود: این مردم را چه شده است که چنین و چنان می‌گویند….

__پی‌نوشت_____________
۱- صحیح بخاری: ۳/۱۱۳۲ شماره ۲۹۴۳
۲- خصائص امیرالمومنین علی:۱۸۳شماره ۱۳۳ و ۱۳۴
۳- تهذیب التهذیب:۱۱/۱۳۱
۴- همان: ۵/۲۷۲
۵- شرح نهج البلاغه: ۴/۱۰۲
۶- الاستیعاب: ۲/۱۱۷
۷- الکاشف:۲/۳۰۱
۸- فتح الباری: ۹/۴۰۹

آیت الله سید علی میلانی – برداشتی از کتاب خواستگاری ساختگی

مطالب مشابه

متن منتشر شده در فضای مجازی:محبت پیغمبر بزن تا این درجه بود که یک روزی اتفاقا چشمش بزن زید پسر خوانده وی افتاد که بدون لباس بود میلی در وی پیدا شد وقتی ...
سوال:آیا با استناد به قاعده فقهی که می‌گوید: مرد مسلمان، می‌تواند با زن مسلمان ازدواج دائم داشته باشد و نه با غیر مسلمان و کافر. می‌توان اثبات نمود که عایشه، همسر پیامبر اسلام، ...
پرسش:در كدام يک از آيات و روايات ازدواج موقت آمده؟ و چرا در زمان خليفه دوّم منع شد؟ و اگر درست و صحيح مي‏‌باشد چرا افراد اعتراض نكردند و در مقابل اين كار ...
سوال:آیا خلیفه دوم داماد حضرت علی (ع) بود؟ پاسخ:ازدواج خلیفه دوم با ام کلثوم دختر حضرت علی علیه السلام در روایات شیعه و سنی وارد شده است، ولی روایاتی که ...
سوال:آیا ام کلثوم بنت علی، با عمر بن خطاب ازدواج کرده است؟ و عمر داماد حضرت علی علیه السلام است؟ پاسخ:در میان تمامی اقوال متفاوت و حتی ...

2 دیدگاه برای خواستگاری امام علی(ع) از دختر ابوجهل

  1. رضا
    0

    سلام..چرا در آخر نماز سلام میدهیم…دلیلش چیست ؟

    •  
      0

      سلام علیکم، دلیل سلام دادن در نماز، آن است که پیامبر اکرم در نمازشان سلام دادند، و علت اینکه پیامبر در نمازشان سلام دادند، دستور خداوند متعال بوده است، و از آنجا که خداوند و رسولش، ما را امر به خواندن نماز، دقیقا همانند آن نماز رسول خدا کردند؛ پس ما باید همانطور که رسول خدا نماز خواندند، نماز بخوانیم،پس دلیل نماز خواندن ما به این شکل و همچنین دادن سلام در آخر همین است…

      اما اینکه چرا سلام، و سلام به چه معناست، می توانید به کتب مفصل تفسیر نماز مراجعه بفرمایید، که اولا این سلام ها به چه کسانی است، دوما به چه معناست و سوما به چه دلیل است!

      اما به صورت مختصر پاسخ امام رضا علیه السلام را قرار می دهیم که فرمودند: «امام رضا علیه السّلام در بیان فلسفه این که چرا سلام تحلیل نماز است؟ و در جواب کسی که از ایشان پرسید: چرا خداوند سلام را تحلیل نماز قرار داده و چرا به جای آن، تکبیر و تسبیح یا چیز دیگری قرار نداد؟ فرمود: چون وقتی نمازگزار خواست شروع به نماز کند، کلام مخلوقین را بر خود حرام کرد و توجّه به خدا و خالق کرد؛ امّا تحلیل نماز به کلام مخلوقین است و انتقال به طرف مخلوقین است و اولین چیزی که انسان ها می گویند سلام است» (بحارالانوار: ج ۸۲، ص ۳۰۶)

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب