جمعه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، آیا اولین بار تجسیم را شیعیان به خداوند نسبت دادند؟ در 2 ماه قبل منتشر شده است .
»   اصل رسالت, سایر مسائل, وجود خداوند  »   احترام به عقاید، یک مغلطه است و 10 سوال + پاسخ
511 views
۲۰ فروردین ۱۳۹۷ , ساعت ۱۷:۱۴

احترام به عقاید، یک مغلطه است و ۱۰ سوال + پاسخ

متن منتشرشده در فضای مجازی:

اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ” ﻣﻐﻠﻄﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ “ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ” ﯾﺎ “ﺑﻪ ﺑﺎﻭﺭ ﻫﺎﯼ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ.”  ﻫﻤﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ. ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺷﻤﺮﺩ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺳﻮ ﺑﺎ ﺍﺻﻮﻝ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﺯﯾﺴﺘﯽ ﺑﺸﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

ﻫﺮ ﻣﻌﺘﻘﺪﯼ، ﺑﺎﻭﺭ ﻭ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ . ﺍﻣﺎ ﺁﯾﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ؟ ﺁﯾﺎ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺳﻨﮕﺴﺎﺭ ﻭ ﻗﻄﻊ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻭ ﮐﻮﺭ ﮐﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ؟ … ﻋﻘﯿﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﻪ ﺍﺻﻮﻝ ﺯﯾﺴﺘﯽ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﺸﺮﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﺍﺳﺖ.

خب حالا چند سوال کلیدی که هر انسان دیندار می بایست قبل از مرگ از خودشون بپرسند:

۱_ آیا دین و مذهبی که من دارم به انتخاب خودم بوده یا میراث پدرم؟

۲_ آیا دین و مذهبی که پدرم دارد انتخاب خودش بوده یا میراث اجداد ما ؟

۳_ آیا اگر در کشوری دیگر به دنیا می آمدم باز هم همین دین و مذهب من می بود

۴_ مگر نه اینکه اصول دین تحقیقی است نه تقلیدی، پس چرا از بدو تولد توحید، نبوت، و قیامت را به خورد من می دهند

۵_ اگر اصول دین تحقیقی است و من تحقیق کردم و خدایی نیافتم، چرا مرا می کُشند

۶_ چرا قرآن یکی ست ولی اسلام ٢٢ شاخه شده؟ کدام مذهب به بهشت می رود

۷_ چرا تمام پیروان ٢۶ دین موجود در جهان با حدود ٢٠٠ مذهب گوناگون با قاطعیت ایمان دارند که مذهب آنها بهترین مذهب است و فقط آنها به بهشت می روند

۸_ چرا علی فقط به خواب شیعیان می آید، عمر فقط به خواب سنی ها، و مریم فقط به خواب مسیحیان

۹_ چرا در قاره آمریکا و استرالیا هیچ اثری از دین و پیامبر نبوده و چرا خدا ١٢۴ هزار پیامبر را فقط در منطقه کوچک خاورمیانه فرستاده است؟

۱۰_ چرا با وجود اعزام همه پیامبران الهی به خاورمیانه، از ابتدا تا اکنون نا امن ترین،جاهل ترین،جنایت کار ترین،بدبخت ترین، مرتجع ترین و…..منطقه و مردمان، خاورمیانه است؟

 

پاسخ:

متن فوق از یک مقدمه و ۱۰ سوال تشکیل شده است که به ترتیب به آنها پاسخ داده خواهد شد.

احترام به عقائد دیگران، تا جایی که مخل آزادی بشر نباشد، جایز و بلکه لازم است. قرآن کریم درباره آزادی افراد نسبت به آئین و اعتقاد، صراحتا بیان می دارد که : «لا اکراه فی الدین». البته با این توضیح و قید که «تاجایی که آزادی بشر دچار تزلزل و آسیب نشود.» برای مثال، هر کسی می تواند هر آئین و دینی را اتخاذ کند، اما اگر در حکومت اسلامی و یا حکومتی با قوانین خاص زندگی می کند، باید به قوانین آنها ملزم باشد. بنابراین مشرکین می توانند در دولت و حکومت اسلامی زندگی کنند، اما به شرط اینکه قوانین عمومی اسلام را اجرا نموده و مخالفت عملیه نداشته باشند.

اسلام نیز به عنوان یک ایدولوژی و برنامه جامع زندگی، برای هر موضوعی قانون خاص ان را وضع نموده است. از پدیده های اجتماعی و فردی تا امور اقتصادی کلان و حکومت داری. در این بین، برای جرایم و عدم رعایت قوانین نیز، مجازات هایی تعیین نموده است. فی المثل برای قتل و یا سرقت مسلحانه موجب تشویش اذهان عمومی، جزای اعدام را قرار داده است.

طبیعی است که یکی از اهرم های فشار برای رعایت قوانین، وضع مجازات برای ترک قوانین از جانب قانون گذار است. و شارع مقدس (خداوند متعال) برای جرم های مختلف، مجازات های مختلف و سختی قرار داده است تا نسبت به آن جرم و خطا، مجازات پاسخگویی باشد. در این بین، برای جرم زنای محصن یا محصنه (رابطه جنسی بین زن و مردی که یکی از آنها و یا هر دو دارای همسر و یا شوهر باشد) حکم سنگسار، برای اقدام مسلحانه که جان عموم مردم را به خطر بیاندازد (مثل راهزنی مسلحانه و یا سرقت مسلحانه) حکم قطع یک دست و یک پا، و برای جرم کور کردن شخص دیگر، کور شدن شخص ضارب را وضع کرده است.

اما در پاسخ به سوالات:

۱_ دین، باید به انتخاب خود فرد باشد و الا پذیرفته نیست. البته انتخاب ما، بعد از سن بلوغ معنا پیدا می کند؛ بنابراین ما تا سن بلوغ، حتی اگر پدرمان مسلمان باشد، و ما را وادار به نماز خواندن نیز بکند، مسلمان واقعی نیستیم و در اصطلاح به ما گفته می شود «مسلمان حکمی» یعنی در حکم مسلمان هستیم. البته یکی از روش های علم به حقانیت دین، استدلال و تعلیم پدران ماست؛ چرا که پدران ما نیز با استدلال و دلیلی به اسلام گرایش داشته اند، و اگر ان نیز ارثی باشد، نهایتا باید به یک دلیل منتهی شود. و از آنجا که پدران ما، دلسوزان برای ما می باشند، سخنشان می تواند برای ما معتبر باشد.

۲_ پاسخ این پرسش گذشت.

۳_ درباره مساله تاثیر جغرافیا بر دین، بارها بحث و گفتگو و مطالب تخصصی بیان شده است؛ مختصرا متذکر می شویم که، جغرافیا نیز بر شناخت و علم و آگاهی افراد تاثیرگذار خواهد بود، و از آنجا که علم و آگاهی در انتخاب دین، موثر است؛ پس تاثیر جغرافیا بر دین، امری اجتناب ناپذیر است. اما این مطلب، ارتباطی به حقانیت و نوع ایدولوژی ندارد. حضرت محمد صلوات الله علیه و آله، که پیامبر دین اسلام است، خود در قبیله و کشور و منطقه ای مشرک دیده به جهان گشود و رشد کرد؛ و موحد شد و به مقام نبوت رسید. موسی کلیم الله در منزل فرعون رشد یافت ولی موحد شد. اکنون در سراسر دنیا، موحد و مسلمان یافت می شود. اساسا اگر دین موروثی باشد، در دنیا چند دینی بودن منتفی بود. چرا که هر کس از دین پدرش تبعیت می کرد و اکنون اکثریت باید اولین دین می بود. در حالی که اکثریت مسیحیت و اسلام می باشد و این دو دین، جزء آخرین ادیان الهی.

۴_ فرق است بین تعلیم و اجبار کردن. خانواده ها سعی می کنند تا آنچه را خود صحیح می دانند، به فرزندشان نیز تعلیم نمایند. و برخی اوقات نیز به اجبار روی می آورند. فرضا به دبستان رفتن و تحصیل های ابتدایی به اختیار و انتخاب ما نیست و پدران ما آن را صحیح دانسته اند و اجبار نمودند؛ و ما اکنون آن را تحسین می کنیم بابت این انتخاب و برای فرزندانمان نیز تکرار خواهیم کرد. درباره دین نیز چنین است، آنان دینی که صحیح می دانند و اعتقادی که به آن باوردارند را به ما آموختند، و تایید و رد نهایی آن از جانب ما در سن بلوغ صورت می گیرد.

۵_ اصول دین تحقیقی است و تا سن ۱۵ سالگی وقت برای تحقیق است. از سن ۱۵ سالگی، شخص مجبور می شود تا دینی را اتخاذ کند؛ اگر شخص دین پدرش را انتخاب نمود (یعنی اسلام) که سخنی نیست، اگر دین دیگری را پذیرفت، به علت اینکه از اسلام حکمی به کفر و یا دین دیگر گراییده است، با او کاری نیست. اگر بعد از پذیرش اسلام و ورود به اسلام، از اسلام رویگردان شد، (در صورتی که پدرش مسلمان باشد) با شرایطی (همچون اعلام مخالفت عملیه با اسلام و …) محکوم به ارتداد است و در جزای او، بین علماء اسلام اختلاف است که برخی حکم به اعدام می دهند (برای مردان و نه زنان). این حکم نیز دلایلی دارد که در مطالب مفصل به آن اشاره شده است.

۶_ اسلام به ۲۲ فرقه تقسیم نمی شود و فرق اسلامی بیش از این عدد می باشد. پیامبر اکرم در روایتی می فرمایند اسلام به روزی خواهد افتاد که به ۷۳ فرقه تقسیم می شود که تنها یک فرقه اهل نجات اند. علت این اختلاف، اختلاف در قرآن نیست؛ بلکه اختلاف در اعتقادات برداشت شده از قرآن می باشد. اینکه کدام یک حق است، نیاز به تحقیق فرد فرد افراد جامعه دارد. آنچه ما و اساتید ما به آن رسیده اند، شیعه دوازده امامی است که حق را می گوید و اعتقادش جز حق نیست.

۷_ قاطعیت در دین، لازمه هر اعتقادی است و اساسا زمانی اعتقاد معنا پیدا می کند که یقین حاصل شود. شخص متدین به هر دینی، به آن دین اعتقاد و باور پیدا کرده است و آن را حق می داند؛ اما آیا در فهم دینش، دچار اشتباه و خطا شده است یا خیر. مساله ای که امروز در جهان شایع شده است و رو به پیشرفت می باشد؛ مساله نقد ادیان و فرقه هاست. در این مقوله، هر شخص به نقد و بررسی ادیان دیگر می پردازد و آن را تایید و یا رد می کند؛ در نهایت امر، مشخص خواهد شد که کدام دین، اعتقادات صحیح تری داشته است.

عدم فهم صحیح از ادیان دیگر، وجود خرافات در بین اعتقادات، تعصبات دینی و قومی، عدم انصاف و علم و آگاهی و میزان سواد، همگی از عوام موثر در ماندن در ایدولوژی ایست که حقانیت اش ثابت نیست.

۸_ خواب اساسا هیچ اعتباری ندارد؛ و نباید توقع داشت که کسی، شخص دیگری را که به آن هیچ ایمانی ندارد و او را هیچ تقدیسی نمی کند، در خواب ببیند. خواب دیدن افراد معیاری برای حقانیت نیست، همانطور که در خواب ندیدن معیار بطلان نمی باشد. معیار، استدلال و کلام حق است.

۹_ به این سوال نیز مکررا پاسخ داده شده است. پیامبر اکرم نسبت به نیاز افراد بشر، به آنها پیامبر اعطاء می کردند؛ بنابراین برای قومی هدایت یافته، وجود پیامبر لازم و ضروری نبوده است. اما از آنجا که منطقه خاورمیانه از لحاظ فرهنگی نسبت به سایر مناطق عقب مانده تر بوده است و از انجا که قدمت آن نیز بیشر می باشد؛ پس حضور و ظهور پیامبران در این منطقه کاملا عادی و منطقی است.

ولی اینکه در سایر نقاط، چرا پیامبری مبعوث نشده است، اساسا سوال باطل است. ابتدا باید ثابت شود که پیامبری در آن منطقه مبعوث نشده است، سپس درباره دلیل آن بحث شود. قاره آمریکا، استرالیا و نقاط وسیعی از اروپا، تا چندصد سال پیش هنوز بشر به خود ندیده بود، پس بعثت پیامبران در آن منطقه بی معنا می شد.

پراکندگی جمعیت، تا دوران حضرت عیسی علیه السلام، تنها به بخشی از اروپا و بخش شرقی آسیا رسیده بوده است و بعثت پیامبران در غیر این مناطق، عبث و بیهوده بوده است.

۱۰_ پاسخ این سوال در پاسخ قبلی گذشت. علت با کمی تامل در شیوه زندگی مردمان این منطقه روشن خواهد شد. اساسا دین برای برنامه بخشی به زندگی افراد است؛ و ادیان الهی به مسائلی دستور می دهند که رعایت آن موجب تعالی است. راستگویی، عدم دزدی، رعایت حقوق، ممنوعیت تجاوز به حقوق دیگران و حرمت جنگ و خونریزی و … همگی از دستورات دینی است که رعایت آنها در کشورهای متمدن و پیشرفته امروزی، باعث پیشرفتشان شده است.

چگونه چنین دستوراتی در خاورمیانه اثر عکس بگذارد. بهتر است به این سوال پاسخ بدهید که: «اگر دین و محدودیت هایی که دین برای مردمان خاورمیانه وضع کرده است را حذف کنیم، آیا آنها پیشرفته تر می شوند و یا پست تر؟»

پایگاه تخصصی شبهه _ شیخ علی شاهرودی

مطالب مرتبط

چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
سوال: چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟   پاسخ: برای درک صحیح از این سوال، و پاسخی کامل، لازم است تمام جوانب مرتد و تعریف صحیح آن و احکام پیرامون آن، بیان شود...   مرتد کیست؟ مرتد کسى است که ...
چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
سوال: ایمان حضرت نرجس خاتون (مادر امام زمان علیه السلام) چطور اثبات می شود و آیا روایتی برای ایمان ایشان وارد شده است؟   پاسخ: داستان اسلام آوردن مادر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ، مهاجرت او ...
چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
متن شبهه: خدا در اسلام کپی شده از یهود خنده خدا در منابع اسلامی: عنْ أَبِي هُرَيْرَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ يضْحَكُ اللَّهُ إِلَى رَجُلَيْنِ يقْتُلُ أَحَدُهُمَا الْآخَرَ يَدْخُلَانِ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُ هَذَا فِي ...
چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
متن منتشر شده در فضای مجازی: اگر شما در اسراییل به دنیا می‌آمدید به احتمال زیاد یهودی می‌شدید! اگر در عربستان به دنیا می‌آمدید قطعا مسلمان می‌شدید! اگر در اروپا به دنیا می‌آمدید به احتمال زیاد ...
چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
متن شبهه: گناه، یکی از قدیمیترین ترفندها برای سلطه بر مردم است. آنها در تو احساس گناه ایجاد میکنند. آنها ایده هایی بس احمقانه به خوردت میدهند که قادر به محقق ساختن انها نیستی..... سپس گناه ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب