یکشنبه, ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، شیرخواری حضرت امام حسین (ع) به چه شکل بوده است؟ در 3 روز قبل منتشر شده است .
»   بررسی روایات و متون, تاریخ ائمه (ع), شبهات عاشورایی, نقد سخنرانی ها, نقد مقالات, وقایع تاریخی  »   آیا غارت انگشتر امام حسین (ع) در روز عاشورا صحت دارد؟
391 views
۱۱ مهر ۱۳۹۶ , ساعت ۲۰:۱۸

آیا غارت انگشتر امام حسین (ع) در روز عاشورا صحت دارد؟

متن منتشر شده در فضای مجازی

حجت الاسلام مهدی پیشوایی در گفتگو با دفتر تبلیغات اسلامی بیان کرد: هر چه کتاب تاریخی به زمان آن حادثه نزدیک باشد، از اعتبار بیشتری برخوردار است و هر چه دورتر باشد، اعتبار کمتری دارد، چرا که نزدیک بودن زمان، راویان کمتر و احتمال خطا و تحریف نیز کمتر خواهد شد و مورخ اطلاعات بیشتر و مؤثقی را می تواند به دست بیاورد.

حجت الاسلام والمسلمین پیشوایی تصریح کرد: نوع تاریخ های ما مربوط به قرن سوم تا پنجم است و اگر تنازل کنیم می توانیم تا قرن هفتم هشتم بپردازیم؛ وقتی که گفته می شود که فلان مسأله مستند است، ملاک هایی برای کتاب های قرون ذکر شده است و ملاک اعتبار کتاب های قرن هشت به بعد به این است که باید دید که مأخذ آن کجاست و این مسأله نه تنها در تاریخ عاشورا، بلکه در تمام تاریخ به این صورت است…

استاد حوزه علمیه قم غارت انگشتر امام حسین(ع) و بریدن انگشت آن حضرت را نادرست خواند و گفت: این مسأله اصلا صحت ندارد؛ امام صادق(ع)در حدیثی این مسأله را تکذیب می کنند؛ در مجلس ۲۹ کتاب امالی شیخ صدوق نقل شده است که محمد بن مسلم به محضر امام صادق(ع) رسید و گفت که راجع به این انگشتر سؤال داشتم؛ سپس امام صادق فرمودند که این انگشتر اکنون دست من است و جدم آن انگشتر را به علی بن حسین(ع) داد و از آن حضرت به امام باقر(ع) رسید و از پدرم به من رسیده است.

 

نقد و پاسخ:

مقدمتا باید عرض شود که مساله تاریخ نگاری و تاریخ پژوهی با مسائل فقهی و اصولی متفاوت است. در بررسی یک گزارش (روایت)، اگر از منظر فقه بسنجیم، باید در یک منبع معتبر و از یک سلسله سند معتبر نقل شده باشد تا مورد پذیرش قبول گردد. اما در مساله تاریخ، ملاک، بیان است. البته بیان عاری از خلاف، اعم از کذب و اشتباه و خطا و… .

با این مقدمه، مشخص می شود که در نقل یک گزارش تاریخی، حتی منابع مخالف، اگر مطلبی را ذکر کردند، باید مورد پذیرش باشد، مگر آنکه با منبع و نقل دیگری در تعارض باشد. برای مثال، در گزارشات کربلا و یا گزارشات غدیر خم، بعضا مخالفین و منافقین گزارشات تاریخی نقل میکنند. مثلا در کربلا از شمر بن ذی الجوش، گزارش تاریخی به ما رسیده است، و یا از عمرسعد، مطلب هایی به ما رسیده است؛ و در اینکه این دو شخصیت (عمرسعد وشمر) از دشمنان هستند، شکی نیست. اما نقل آنها مورد پذیرش است. چرا که نقل تاریخی است ونه نقل فقهی که نیاز به وثاقت و .. باشد. همینطور است نقل تاریخی عمر بن خطاب از واقعه غدیر خم و …

اما درباره غارت انگشتر امام حسین علیه السلام، نقل های تاریخی متعددی وجود دارد، که دو مورد از موارد، قابل اعتمادتر اند. در ادامه به بررسی این اقوال می پردازیم:

۱_ مرحوم مجلسی، در بحارالانوار به نقل از سید بن طاووس از کتاب لهوف می فرماید: «ثُمَّ أَقْبَلُوا عَلَى سَلْبِ الْحُسَیْنِ فَأَخَذَ قَمِیصَهُ إِسْحَاقُ بْنُ حُوَیَّهَ الْحَضْرَمِیُّ … أَخَذَ خَاتَمَهُ بَجْدَلُ بْنُ سُلَیْمٍ الْکَلْبِیُّ وَ قَطَعَ إِصْبَعَهُ مَعَ الْخَاتَمِ وَ هَذَا أَخَذَهُ الْمُخْتَارُ فَقَطَعَ یَدَیْهِ وَ رِجْلَیْهِ وَ تَرَکَهُ یَتَشَحَّطُ فِی دَمِهِ حَتَّى هَلَکَ وَ … وَ قَدْ نَقَلَ الرُّوَاهُ تَصْدِیقَ مَا قُلْنَاهُ وَ صُورَهَ مَا حَکَیْنَاهُ» [۱] مرحوم سید بن طاووس می فرمایند: «سپس برای غارت حسین بن علی علیه السلام رفتند.. لباس حضرت را اسحاق بن حویه حضرمی سلب کرد، … خاتم حضرت را بجدل بن سلیم کلبی، به واسطه قطع انگشت حضرت سرقت نمود، مختار ثقفی، وقتی بجدل بن سلیم را یافت، دست و پاهای او را قطع کرد و ا را رها کرد تا هلاک شد. … و این مطلبی که ما نقل کرده ایم، راویان دیگری نیز نقل و تصدیق کرده اند و دقیقا همانها را نقل کرده اند.»

در نقل مرحوم مجلسی از کتاب لهوف، دو نکته حائز اهمیت است:

اولا: این نقل تاریخی را سید بن طاووس بیان کرده اند؛ و از آنجا که سید بن طاووس در سده پنجم می زیسته، کتاب لهوف از منابع دست اول تاریخی شیعه محسوب می گردد. و نقل ایشان طبق گفته خود جناب آقای پیشوایی (در متن گفتگویشان) قابل اعتماد و مستند است. پس در اعتبار سندی آن نمیتوان خدشه کرد.

دوما: سید، بعد از بیان این نقل تاریخی، در نهایت می گوید: « و این مطلبی که ما نقل کرده ایم، راویان دیگری نیز نقل و تصدیق کرده اند و دقیقا همانها را نقل کرده اند.» این نشان می دهد، سید این مطلب را نه تنها در یک منبع، بلکه در منابع متعدد مشاهده نموده است.

۲_ مرحوم مجلسی در بحارالانوار نقل می کند: « و أتوه ببجدل بن سلیم الکلبی و عرفوا أنه أخذ خاتمه و قطع إصبعه فأمر بقطع یدیه و رجلیه فلم یزل ینزف حتی مات» [۲] یعنی: «و بجدل بن سلیم کلبی را نزد مختار ثقفی آوردند، و معرفی شد به اینکه خاتم حضرت را به واسطه قطع انگشت سلب کرده است، پس مختار دستور به قطع دست و پاهایش کرد…»

در این نقل نیز، مرحوم مجلسی به صراحت علت هلاکت بجدل بن سلیم به دست مختار ثقفی را، سرقت انگشتر حضرت به واسطه قطع انگشت یاد کرده است که مویدی است بر مطلب اول.

اما جناب آقای پیشوایی به نکته ای اشاره کردند؛ وجود تعارض بین این نقل تاریخی و یک روایت از امام صادق علیه السلام:

شیخ صدوق در روایتی از محمد بن مسلم آورده که گوید: از امام صادق علیه السلام درباره انگشتر امام حسین علیه السلام سوال کردم که چه سرنوشتی پیدا کرد؟ و خاطرنشان کردم که شنیده ام، انگشتر حضرت از جمله وسائلی بود که از حضرت غارت شد. حضرت فرمودند: آنطور که می گویند نیست، امام حسین علیه السلام به فرزند علی بن حسین علیه السلام وصیت کرد و انگشترش را در دست او کرد و امامت را به او سپرد، همانطور که پیامبر در حق امیرالمومنین و حضرت با امام حسن و امام حسن با امام حسین و … کردند. سپس این خاتم به پدر من رسید و بعد از او به من و اکنون نزد من است. من هر جمعه ان را در دست می کنم و نماز می خوانم…

محمد بن مسلم گوید روز جمعه نزد حضرت رفتم، ایشان در حال نماز بودند، وقتی از نماز فارغ شدند، انگشتری را به من نشان دادند که در دستشان بود، نقش انگشتر «لا اله الا الله عده للقاء الله» بود. حضرت فرمودند این همان خاتم امام حسین علیه السلام است. [۳]

بررسی تعارض:

آنچه از روایت محمد بن مسلم برداشت می شود این است که:

اولا: امام حسین علیه السلام انگشتری داشته اند که به امام سجاد و سپس به امام صادق علیهم السلام رسیده است.

دوما: آنچه مردم درباره انگشتر امام حسین علیه السلام می گویند، صحیح نیست.

سوما: نقش نگین انگشتر حضرت، لا اله الا الله عده للقاء الله بود.

حال، با این وجود، باید پرسید که از کدام یک از این سه برداشت، جناب آقای پیشوایی حکم کردند که این روایت متعارض با آن نقل تاریخی است؟ برای توضیحات بیشتر عرض می کنیم که:

در اینکه حضرت امام حسین علیه السلام، انگشتر های متعددی داشته اند، شکی نیست. با بررسی روایات درخواهیم یافت که امام حسین علیه السلام حداقل شش انگشتر داشتند:

انگشتری با نگین «إنّ الله بالغ امره» داشتند[۴] که بعد از شهادت حضرت به امام سجاد علیه السلام رسید و از ایشان در نسل امامان قرار گرفت.[۵] انگشتر دیگر حضرت، با نقش نگین «لا أله إلّا الله عُدّه لِلِقاءِ الله» که این انگشتر نیز به امام سجاد منتقل شد.[۶] انگشتری دیگر با نگین «علمت فاعمل»[۷]. همچنین انگشتری با نقش «حسبی الله» که با امام حسن علیه السلام در نقشش شریک بودند.[۸]  برخی دیگر از روایات «الحمدلله» بیان کرده اند.[۹] همچنین انگشتر دیگری نیز که ارث از حضرت زهرا سلام الله علیها بود.

با این حساب، حدودا ۶ انگشتر برای حضرت سید الشهدا یاد شده است. و آنچه در روایت محمد بن مسلم یاد شده است، تنها یک انگشتر از این شش انگشتر است، سوال اینجاست، باقی انگشتر ها چه؟ آنها هم به غارت نرفتند؟

همچنین در روایت محمد بن مسلم، یادشده است که آنچه مردم می گویند صحیح نیست. ابتدا باید مشخص شود مردم چه می گفتند تا بعدا رد امام صادق علیه السلام بر سخن آنان حاکم شود. آنطور که از برخی مطالب تاریخی می توان برداشت کرد، این است که مردم بعد ازواقعه عاشورا، به این تفکر افتادند که ذوالفقار و خاتم پیامبر و الباقی خزائن امامت، به غارت رفته است و امام صادق علیه السلام قصدشان از بیان این روایت، این است که آنچه به غنیمت رفته است، غیر از خزائن الهی است. این باور و سخن آیت الله شعرانی است در ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی[۱۰] و مرحوم سپهر نیز به صراحت به این مطلب اشاره دارند[۱۱].

با این حساب، بین این دو نقل تاریخی، هیچ تناقضی وجود ندارد که بگوییم، غارت انگشتر حضرت باطل است.

ضمن اینکه این قول (که امام حسین علیه السلام به دست انگشتر داشتند)، تقویت می شود با آموزه های اسلام، که از استحباب به دست کردن انگشتر به کرات یاد کرده اند. حتی یکی از آداب جنگ، دست کردن انگشتر است.[۱۲] و یقینا امام حسین علیه السلام، از این استحباب غافل نخواهند بود.

بنابراین:

۱_ موضوع غارت انگشتر امام حسین علیه السلام، در منابع معتبر بیان شده است و قابل انکار نیست.

۲_ حدیث امام صادق علیه السلام، دلالت بر عدم غارت انگشتر ندارد، بلکه دلیل بر عدم غارت یک انگشتر به خصوص است.

۳_ سنت بودن انگشتر به دست کردن، خصوصا در جنگ ها، مویدی بر روایات غارت انگشتر است.

۴_ حدیث قصاص مختار ثقفی نسبت به بجدل بن سلیم، موید دیگری بر غارت انگشتر است.

۵_ روایت ساربان، بجدل در مکه و روایات دیگر، که به جهت برخی مسائل از بیان آنها معذوریم، مویدهای دیگر محسوب می شوند.

 

__پی نوشت______________

[۱]. بحارالانوار: ج۴۵، ص۵۸.
[۲]. بحارالانوار: ج۴۵؛ ص۳۷۶.
[۳]. امالی شیخ صدوق، مجلس ۲۹، حدیث۱۳.
[۴]. اصول کافی، (دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش): ج۶، ص ۴۷۴.
[۵]. حلیه المتقین علامه مجلسی: باب دوم، فصل هفتم / فروع کافی: (انتشارات قدس، قم): ج۸، باب ۲۶ (نقش خواتم) حدیث ۸، ص۴۷۷.
[۶]. امالی شیخ صدوق، مجلس ۲۹، حدیث۱۳.
[۷]. مستدرک الوسائل: ج۳، (باب خاتم) ص۳۰۷.
[۸]. فروع کافی (انتشارات قدس، قم): ج۸، باب ۲۶ (نقش خواتم) حدیث۲، ص۴۷۵.
[۹]. بحارالانوار: ج۴۳، ص۲۵۸.
[۱۰]. ترجمه کتاب نفس المهموم، ص۳۲۶.
[۱۱]. ناسخ التواریخ: ج۱، ص۳۹.
[۱۲]. الامان سید بن طاووس: ص۴۸.

مطالب مرتبط

پرسش: برخی از علما می گویند و در مقاتل هم آمده است که امام حسین علیه السلام از هیچ زنی شیر نخورده و تنها از انگشت مبارک پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله تغذیه کرده ...
متن شبهه: رضایت و حق انتخاب شهربانو برای ازدواج با حسین بن علی یک دروغ بزرگ است. شما تصور کنید زنان سرزمینی را به کنیزی ببرند و بگویند یکی از این اشخاص را به همسری انتخاب ...
متن منتشر شده در فضای مجازی: ظرف غذای نذری همسایه را نگرفتم هاج و واج نگاهم کرد گفتم: خوراک داریم و این زیادی است. به او نگفتم که اگر 10 دقیقه سر کوچه بایستد ؛ حتما ...
متن شبهه: نام: یزید، شهرت: بنی امیه، نام پدر: معاویه، نام پدربزرگ: ابوسفیان، نام جد بزرگ: عبدالمطلب نام: حسین، شهرت: بنی هاشم، نام پدر: علی، نام پدربزرگ: محمد و ابوطالب، نام جد بزرگ: عبدالمطلب نتیجه گیری: رابطه ی ...
پرسش: اعتقاد غالیان در مورد شهادت امام حسین علیه السلام چه بود و این اعتقاد چه تأثیری خواهد داشت؟   پاسخ: یکی از پدیده های انحرافی در اندیشه های دینی، پدیده زیاده روی و غلو در ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب