شنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، آیا اولین بار تجسیم را شیعیان به خداوند نسبت دادند؟ در 1 ماه قبل منتشر شده است .
»   پرسش و پاسخ, تاریخ حضرت محمد (ص), سایر مسائل  »   چرا شیعیان، خلفاء سه گانه را ملامت می کنند؟
510 views
۳۱ تیر ۱۳۹۶ , ساعت ۱۰:۴۴

چرا شیعیان، خلفاء سه گانه را ملامت می کنند؟

متن شبهه:

با توجه به این‌که خلفای سه گانه در طول حیاتشان در عصر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هیچ‌گونه خطائی و خلافی مرتکب نشده و همراه اعمال‌شان مورد تأیید نبی مکرم اسلام بوده است، چرا مورد ملامت شیعه هستند؟

 

پاسخ:

این مطلب ‌که هیچ‌گونه خطایی از افراد یاد شده سرنزده باشد قابل قبول نیست چرا که مواردی از خطاهای آن‌ها در منابع تاریخی شیعه و اهل سنّت آمده است؛ نظیر فرار از جنگ، اعتراض بر پیامبر، عدم اطاعت از برخی دستورات پیامبر… برای مثال: بعد از نزول آیه حرمت شراب باز هم خلیفه اوّل و دوّم اقدام به این عمل نمودند و حتّی ابوبکر در ضمن میگساری، اشعاری را در سوگ کشته شدگان بدر سرود وقتی خبر آن به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و ایشان خشمگین شدند و ابوبکر قول داد دیگر چنین نخواهد کرد.

انس بن مالک در ابن رابطه چنین می‌گوید، من آن روز ساقی آن گروه (ده نفر) بودم و باده (شراب) انگور و انجیر را به هم آمیخته بودیم و در میان ما ابوبکر بود که می‌گفتند، وقتی از شراب نوشید گفت: مادر بکر را با درود خویش خوش‌آمد می‌گویم …، عسقلانی در ادامه نقل از انس چنین می‌نویسد: برخی پنداشتند که مقصود ابوبکر صدیق است امّا چنین نیست، ولی اینکه نام عمر در میان (ده نفر) آمده است معلوم می شود که در نشان کردن او (ابوبکر) با نام صدیق لغزشی روی نداده است.[۱] و نام ده نفر را که ابوبکر و عمر هم در آن هست می‌آورد.

همچنین در مورد خلیفه دوّم ابن ابی الحدید می نویسد، عمر در صلح حدیبیه که به پیامبر صلّی الله علیه و آله گفت: آیا تو برای ما نگفتی که به زودی وارد مکّه خواهید شد. و آن چنان الفاط و کلمات زشتی بر زبان آورد، که پیامبر از او پیش ابوبکر گله کرد.[۲]

امّا دلائل ملامت شیعه نسبت به خلفاء متعدد است که مهم‌ترین آن‌ مسئله غصب خلافت می باشد با توجّه به این‌که پیامبر بارها و به صراحت در زمان‌ها و مکان‌های مختلف چه در مجالس عمومی و چه خصوصی علی علیه السّلام را به‌عنوان جانشین پس از خود تعیین فرموده بود امّا پس از رحلت پیامبر برخلافت توصیه‌های پیامبر صلّی الله علیه و آله عمل شد. سلمان فارسی می‌گوید: از پیامبر صلّی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «همانا برادرم و وزیرم و بهترین کسی را که پس از خود به جانشینی و خلافت بر می گزینم علی بن ابیطالب است».[۳]

ام سلمه می‌گوید: پیامبر به من فرمود: «خداوند اختیار فرموده از هر امتی پیغمبری را و برای هر پیغمبری اختیار فرموده وصی ای را، من پیغمبر دین اسلام هستم و علی وصی من است در عترت من و اهل بیت من و در امّت من بعد از من».[۴]

عمار یاسر می‌گوید: پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود: «به آن‌کس که به من ایمان آورده و مرا تصدیق نموده است سفارش به ولایت علی بن ابیطالب می نمایم‌ پس هر کسی که ولایت او را بپذیرد، ولایت مرا پذیرفته است ومعتقد به ولایت من، پیرو ولایت الهی است.»[۵]

عبدالله بن مسعود می‌گوید: روزی با پیامبر صلی الله علیه و آله همراه بودیم رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود. حالم خوش نیست. گفتم یا رسول‌الله جانشین خود را در میان امّت تعیین کن فرمود: چه کسی گفتم: علی، فرمود: «افسوس می‌خوردم از این‌که امّت زیر بار آن نخواهد رفت و به خدا سوگند که اگر علی بن ابیطالب را به خلافت برگزینم و امّت من از او پیروی کند او همه امّت را به سرچشمه زلالِ رستگاری رهنمون خواهد نمود ولی اگر از فرمانش سرپیچی کنند هر عمل و عبادتی را که بدون پیروی از او انجام دهند همه از بین خواهد رفت».[۶]

واقعه غدیر خم نیز از آشکارترین وقایعی است که در آن به صراحت جانشین علی علیه السّلام بیان شده است و حتّی از مردم بیعت گرفته شد. که گزارش آن در منابع اهد سنت هم آورده شده است.[۷]

در پایان سخنان خود و احمد بن حنبل این حدیث را از چهل طریق روایت کرده و ابن جریر طبری از هفتاد و چند طریق و جزری از هشتاد طریق و ابن عقده از ۱۰۵ طریق و ابوسعید سجستانی از ۱۲۰ طریق … روایت کرده‌اند.[۸]

که پیغمبر مردم به بیعت با حضرت علی شتافتند و گفتند: شنیدیم امر خدا و رسولش را و به دل و زبان و جمیع جوارح خود فرمانبرداریم، سپس با دست‌های گشاده برای مسافحه و بیعت بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و علی علیه السّلام آمدند و اولین کسانی که دست خود را به‌عنوان اطاعت و بیعت به پیغمبر و علی علیهما السّلام رساندند ابوبکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر بودند، با باقی مهاجران و انصار و سایر مردم …»[۹]

امّا متأسفانه با همه این توصیه‌ها و صراحت در تعیین جانشین، بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله در سقیفه اجتماع کردند و مدعی شدند که پیامبر جانشینی برای خود تعیین نکرده است، و خودشان، خلیفه تعیین کرده و در مسیر خلافت انحراف ایجاد نمودند و بسیاری از پی آمدهای منفی که در اثر همین انحراف مسیر خلافت، به‌وجود آمد تا منتهی شد به خلافت طلقاء (آزاد شده‌ها: آن کسانی که در فتح مکّه مورد عفو پیامبر واقع شدند.)، و تبدیل خلافت به سلطنت و موروثی شدن آن.

و البتّه اقدامات دیگری خلفاء در حیات پیامبر صلی الله علیه و آله و بعد از حیات پیامبر مرتکب شدند نظیر واقعه یوم الخمیس که عمر بعدها در زمان خلافت خودش به ابن عباس گفت: «وقتی پیامبر دوات و کتف خواستند من فهمیدم که می‌خواهد امارت علی علیه السّلام را یادآوری کند و لذا من نگذاشتم».[۱۰]

و حوادث دیگری نظیر غصب فدک، ایذاء حضرت زهرا علیها السّلام، جلوگیری از ذکر احادیث پیامبر صلّی الله علیه و آله و عدم اجرای حدود، تحریف و بدعت در دین، پناه دادن عناصر مطرود پیامبر نظیر حکم بن ابی العاص از سوی خلیفه سوّم، حیف و میل کردن بیت المال… از جمله اقداماتی بود که بعد از رحلت پیامبر انجام دادند و از نقاط ضعف آن‌ها محسوب می‌شود. و شیعه، آن‌ها را به واسطه این اقدامات مورد ملامت قرار می‌دهد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱. المراجعات مرحوم شرف الدین عاملی.
۲. شب‌های پیشاور.
۳. نظریات الخلیفتین، تالیف احمد نجاح.

__پی نوشت___________________

[۱] عسقلانی، ابن هجر، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۱ ق، ج ۱۱، ص ۱۵۹ ـ ۱۵۸.
[۲] واقدی، المغازی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ سوّم، ۱۴۰۹، ج ۲، ص ۶۰۶؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، بیروت، دارالجیل، ۱۴۰۷ ق، ج۱، ص۱۸۳.
[۳] الحافظ الموفق بن احمد الحنفی (اخطب خوارزم)، المناقب للخوارزمی، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، سوّم، ۱۴۱۷ ق، ص ۱۱۲.
[۴] اخطب خوارزم، همان، ص۱۴۷.
[۵] ابوالحسن علی بن محمّد الواسطی الشافعی، مناقب امیرالمؤمنین، بیروت، دارالمکتبه الحیاه، ص ۱۵۴؛ الحافظ شیرویه دیلمی، فردوس الاخبار، بیروت، دارالفکر، اوّل، ۱۴۱۸ ق، ج ۱، ص ۲۴۶.
[۶] اخطب خوارزم، همان، ص ۱۱۲.
[۷] ابن کثیر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالحیاء التراث العربی، ج ۴، ص ۳۷۶؛ الحافظ سلیمان بن ابراهیم الحنفی، ینابیع الموده؛ قم، انتشارات الشریف الرضی، هفتم، ۱۳۷۳ ش، ج ۱، ص ۲۹۷.
[۸] امینی، الغدیر، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، اوّل، ۱۴۱۴ ق، ج ۱، ص ۳۴ ـ ۳۳.
[۹] امینی، همان، ج ۱، ص ۳۱۸، نقل از محمّد بن جریر طبری، الولایه ص ۲۶۰ ـ ۲۵۸.
[۱۰] ابن ابی الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج ۱۲، ص ۷۹.

مطالب مرتبط

روی عَنِ النَّبِی صلی الله علیه و آله، انه قال: مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ یشَمَّ رَائِحَةَ الْجَنَّة مقدمه یکی از ...
متن شبهه: چرا امامی که مثانه میترکاند دشمنان خود را با دعا نابود نکرد؟ در اصول کافی باب بَابُ الدُّعَاءِ عَلَى الْعَدُوِّ ( نفرین بر دشمن) روایت طولانی است که امام دعا میکند برای نابودی مخالف ...
متن شبهه: آیا میدانستید، در زیارت عاشورا وقتی میخوانند، اللهم العن الاول و الثانی و الثالث و الرابع، ویزید خامسا ..چه کسانی هستند؟ اولی قابیل پسر حضرت ادم، که پایه گذار قتل و فساد بود. دوم ...
پرسش: نارضايتی و غضب فاطمه زهرا سلام الله علیها، نسبت به خلفاء در چه كتاب هایی بيان شده است؟   پاسخ: در اكثر تواريخ و كتب روائی معتبر اهل سنت اين حقيقت با عباراتی نزديك به اين مضمون منعكس ...
پرسش: آيا سه خليفه اول مسلمان بوده اند؟ اگر بودند چرا به سخنان پيامبر گوش ندادند؟   پاسخ: در سؤال فوق، احتمالاً منظور از «گوش ندادن به سخنان پيامبر صلي الله عليه و آله» تخلف آنان در مورد جانشينی ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب