شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، آیا روضه دوطفلان حضرت زینب (س) معتبر است؟ در 6 روز قبل منتشر شده است .
»   اهل سنت, پرسش و پاسخ  »   آیا سه خلیفه اول، مسلمان بودند؟
431 views
۳۰ تیر ۱۳۹۶ , ساعت ۱۹:۲۴

آیا سه خلیفه اول، مسلمان بودند؟

پرسش:

آیا سه خلیفه اول مسلمان بوده اند؟ اگر بودند چرا به سخنان پیامبر گوش ندادند؟

 

پاسخ:

در سؤال فوق، احتمالاً منظور از «گوش ندادن به سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله» تخلف آنان در مورد جانشینی حضرت علی علیه السلام می باشد از این رو به نکاتی در این مورد اشاره می شود.

اولاً داشتن عنوان و اسم مسلمان دال بر مسلمان واقعی و مؤمن بودن فرد نیست. ثانیاً هر کس که عنوان مسلمانی را دارد دیگر نمی توان گفت که از او هیچ خطائی سر نمی زند و البته تأثیر خطا، خود دارای مراتبی است که بیان خواهد شد. ثالثاً: در صدر اسلام غیر از خلفای سه گانه، مسلمانان در موارد متعددی به سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله گوش نداده اند. اما درباره اینکه چه انگیزه یا انگیزه هایی سبب شد که سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله توسط خلفای سه گانه مورد بی توجهی قرار گیرد شاید بتوان گفت: قدرت طلبی، دنیاطلبی و حرص و حسد و سیاست منفی (غلط) و انگیزه های دیگری از این سنخ موجب این امر شد.

گفتنی است بسیاری از افراد فقط عنوان مسلمانی را دارند. اما آیا این عنوان واقعیتی هم دارد یا خیر؟ معلوم نیست. در قرآن کریم آمده است: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ» یعنی اعراب گفتند: ما ایمان آوردیم، ای پیامبر به آنها بگو: شما ایمان نیاوردید، بلکه بگوئید ما اسلام آوردیم، و هنوز ایمان در قلبهای شما وارد نشده است.

بنابراین شاید خیلی از ما مسلمانها باید در ایمان و اسلام خود تجدید نظر کنیم. حضرت علی علیه السلام در مورد افراد غافل می فرمایند: «هر یک از شما دین را تنها بر سر زبان می رانید.»[۱] و یا در جایی دیگر حضرت در نکوهش کوفیان می فرماید: از اسلام تنها نام آن و از ایمان جز نشانی را نمی شناسید»[۲] از سویی در جای دیگر حضرت اسلام را چیزی جز تسلیم در برابر دستورات آن نمی داند.[۳]

مطلب بعد اینست که هر انسانی ممکن است در طول زندگی اش مرتکب اشتباهات و گناهان و انحرافات زیادی شود. در برخی از موارد بر آن خطا و گناه اثری جزئی مترتب است و تأثیرش در جامعه کم. اما گاهی اوقات تخلف از فرامین الهی و دستورات پیامبر صلی الله علیه و آله تأثیر فوق العاده ای دارد و روند آن هم طولانی و در بلند مدت، برای همین است کنار گذاشته شدن علی علیه السلام بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله یک رجعت سیاسی دانسته شده و نخستین قدم در طریق جاهلیت و سرفصل جنبش ارتجاعی بعد از پیامبر معرفی شده است.[۴]

همچنین از جمله بی توجهی های مسلمانان به دستورات پیامبر صلی الله علیه و آله می توان به مسئله اعزام سپاه اسامه[۵] اشاره کرد. ریاست این جوان بر لشکر مسلمین که گروهی از صحابه اولیه در آن بودند، بر آنان بسیار سخت و گران آمد و زبان به طعن و اعتراض گشودند و سخنانی گفتند که حاکی از فقدان روح تسلیم در آنان نسبت به فرامین الهی بود. پیامبر صلی الله علیه و آله که از تأخیر سپاه اسامه مطلع شد با اینکه در بستر بیماری بود به مسجد آمد و سخنانی را ایراد فرمود و شدت ناراحتی خویش را بیان داشت، چنانچه فرمود: «شنیده ام که کسانی درباره سالاری اسامه سخن دارند، همان گونه که درباره سالاری پدرش نیز سخن می گفتند. پدرش سالاری شایسته بود. خود او نیز سالاری شایسته است. سپاه اسامه را تجهیز کنید.»[۶]

با اینکه پیامبر با صراحت دستور اعزام سپاه اسامه را بار دیگر اعلام کردند، اما باز هم این کار صورت نگرفت. طبری می نویسد: «… کار سر نگرفت و مردم به هم می نگریستند تا خدای عزوجل پیغمبر را به جوار خویش برد.[۷] ابن اثیر نیز می نویسد: «… مردم در حرکت با لشکر اسامه اکراه داشته و از آن ابا نموند.»[۸] این فقط یک مورد از تخلفات مسلمانان بود از دستورات رسول گرامی اسلام بود. موارد متعدد دیگری هم مانند تخلف از دستور پیامبر در صلح حدیبیه[۹] و یا ممانعت از آوردن کاغذ و دوات برای پیامبر صلی الله علیه و آله قبل از رحلت بوده است که دیگر مجال پرداختن به آنها وجود ندارد.[۱۰]

اما انگیزه خلفا از نافرمانی در برابر دستورات پیامبر چه بود؟

۱_ قدرت طلبی:

قدرت طلبی و رسیدن به مقام دنیوی انگیزه بسیار قوی ای بود که موجب شد خلفا برخلاف دستورات پیامبر صلی الله علیه و آله عمل کنند. چرا عمر بن خطاب در روز پنج شنبه آخر عمر پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه نداد که قلم و کاغذی برای رسول خدا بیاورند. عمر می گوید: «رسول خدا صلی الله علیه و آله تصمیم داشت به هنگام بیماریش تصریح به نام علی بکند ولی من نگذاشتم.» [۱۱] عمر با اینکه حضرت را بر خویش برتر می دید و به نصب علی علیه السلام به امامت آگاه بود، اما به خاطر در دست داشتن خلافت و قدرت، این رهبری را به حضرت واگذار نکرد. عمر بارها در حل مسائل قضائی و عبادی و نظامی و… عاجز می شد به حضرت مراجعه می کرد به همین جهت بارها جمله «لولا علی لهلک عمر»[۱۲] را تکرار کرده است.

۲_ حسادت:

حضرت علی علیه السلام در جواب یکی از یارانش که پرسید: «چگونه خویشاوندان شما این مقام را از شما گرفتند با اینکه از همه سزاوارتر بودید حضرت فرمود: … این امتیازی بود که حسد عده ای را برانگیخت و سخت به آن حرص ورزیدند.»[۱۳] و یا حضرت در خطبه ای دیگر می فرماید: «… بنا و ساختمان خلافت را از محل و پایه های اصلی اش منتقل ساخته، و در غیر موضع خود که معدن تمام خطاها و گذرگاههای گمراهی بود قرار دادند، در میان کسانی که در کینه و حسادت فرو رفته بودند.»[۱۴] قابل ذکر است که این حسادت را عمر بارها در زندگی اش آشکار کرده چنانچه در گفتگویش با ابن عباس می گوید: «… قریش مایل نیستند که اجازه دهند نبوت و خلافت در خاندان شما جمع شود برای اینکه بدین وسیله احساس غرور و شادمانی خواهید کرد.»[۱۵]

از اینرو حضرت زهرا سلام الله علیها در خطبه ای می فرماید: «چه عیبی از ابوالحسن علیه السلام می توانستند بگیرند؟ چرا از او ناراحت بودند؟ به خدا قسم به خاطر شمشیرش، از سرسختیش در کارهایش، از شدتش در صحنه های نبرد، از دقت و سخت گیری در مورد فرمان های خداوند…»[۱۶]

۳_ نفاق

از جمله موارد دیگری که در انحراف خلفاء موثر بود، نفاق و دشمنی دیرینه ی آنان با رسول خدا بود، ماجرای ترور های مکرر رسول الله صلی الله علیه و آله، که در آخرین مرحله، پیامبر اکرم مسموم شدند و از دنیا رفتند، نشانه نفاق در بین خلفاست. حذیفه بن یمان، معروف به حذیفه منافق شناس، درباره نفاق ابوبکر، عمر و عثمان نقل می کند که عده ای منافق در برگشت از جنگ تبوک، قصد ترور پیامبر را داشتند که نیت پلیدشان عملی نشد. [۱۷]

هر چند در روایت حذیفه، نام این افراد مشخص نیست، اما ابن حزم اندلسی (از علماء اهل سنت) چنین می آورد که: «أَنَّ أَبَا بَکْرٍ وَعُمَرَ وَعُثْمَانَ وَطَلْحَهَ وَسَعْدَ بن أبی وَقَّاصٍ رضی الله عنهم أَرَادُوا قَتْلَ النبی صلى الله علیه وسلم وَإِلْقَاءَهُ من الْعَقَبَهِ فی تَبُوکَ.» [۱۸] ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، سعد بن أبی وقاص ؛ قصد کشتن پیامبر صلی الله علیه وآله را داشتند و می‌خواستند آن حضرت را از گردنه‌ای در تبوک به پایین پرتاب کنند.

از این دست موارد، که نشانه نفاق خلفاست، کم نبوده و بسیار اند.

بنابراین به طور خلاصه می توان گفت که دنیا طلبی، حرص، کسب مقامات دنیوی، حسادت، سیاست باطل[۱۹] که همه چیز را وارونه می ساخت و البته نفاق از انگیزه های اصلی بودند که این خلفای را وادار می کرد که سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله را نادیده بگیرند.

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

۱. رهبری امام علی در قرآن و سنت نوشته سید شرف الدین موسوی.
۲. آنگاه هدایت شدم تالیف محمد تیجانی سماوی.

 

__پی نوشت_______________

[۱] نهج البلاغه، ترجمه مرحوم محمد دشتی، قم، انتشارات ال علی، چاپ دهم، ۱۳۸۱، خطبه ۱۱۳، ۲۱۹.
[۲] همان، خطبه ۱۹۲، ص ۳۹۷.
[۳] «الأسلام هو التسلیم»
[۴] فارسی، جلال الدین، انقلاب تکاملی اسلام، تهران، آسیا، ص ۴۷.
[۵] اسامه بن زید بن حارثه جوانی مستعد و باکفایت بود. در حالی که بیست سال بیشتر نداشت رسول خدا(ص) او را به عنوان فرمانده سپاه مسلمانان انتخاب کرد.
[۶] طبری، محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، ۱۳۶۲، ج۴، ص۱۳۱۳.
[۷] همان، ج۴، ص۱۳۱۳.
[۸] ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ترجمه عباس خلیلی، مؤسسه مطبوعاتی علمی، ج۱، ص ۳۹۶.
[۹] محمد بن جریر طبری، همان، ج ۳، ص ۱۱۲۵.
[۱۰] مفید، الارشاد، بیروت، مؤسسه آل البیت، دوم، ۱۴۱۶، ج۱، ص ۱۸۴.
[۱۱] موسوی، سید شرف الدین، رهبری امام علی(ع) در قرآن و سنت، ترجمه محمدجعفر امامی، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ۱، ۱۳۷۰، ص ۴۹۷، به نقل از نهج البلاغه، خطبه ۱۵۷.
[۱۲] یعنی «اگر علی نبود – عمر هلاک شده بود».
[۱۳] موسوی، سید شرف الدین، پیشین، ص ۴۹۰، به نقل از نهج البلاغه.
[۱۴] همان، ص ۴۹۱، به نقل از نهج البلاغه، خطبه ۱۴۸.
[۱۵] جعفری، سید حسین محمد، تشیع در مسیر تاریخ، ترجمه سیدمحمدتقی آیت اللهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۷۲، ص ۵۸، به نقل از طبری، ج۱، ص ۲۷۶۹.
[۱۶] موسوی، سید شرف الدین، پیشین، ص ۴۹۲، به نقل از جوهری در کتاب السقیفه و ابوطاهر در بلاغات النساء.
[۱۷] البیهقی، أبی بکر أحمد بن الحسین بن علی (متوفای۴۵۸هـ)، دلائل النبوه،  دلائل النبوه  ج ۵، ص۲۵۶،  باب رجوع النبی من تبوک وأمره بهدم مسجد الضرار…
السیوطی، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الدر المنثور،  ج ۴، ص ۲۴۳، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۳.
[۱۸] إبن حزم الأندلسی الظاهری، ابومحمد علی بن أحمد بن سعید (متوفای۴۵۶هـ)، المحلی،  ج ۱۱، ص ۲۲۴، تحقیق: لجنه إحیاء التراث العربی، ناشر: دار الآفاق الجدیده – بیروت؛ و دار الفکر،
[۱۹] تیجانی در این رابطه می گوید: «آنها فقط به دنبال سیاست بودند همان سیاستی که حقایق را وارونه می سازد و آیات قرآنی را به دیوار می زند ـ تیجانی، محمد، آنگاه هدایت شدم، ترجمه عباسعلی براتی، قم، بنیاد معارف اسلامی، چاپ پانزدهم، ۱۳۷۴، ص۲۶۲.

مطالب مرتبط

روی عَنِ النَّبِی صلی الله علیه و آله، انه قال: مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ یشَمَّ رَائِحَةَ الْجَنَّة مقدمه یکی از ...
متن شبهه: چرا امامی که مثانه میترکاند دشمنان خود را با دعا نابود نکرد؟ در اصول کافی باب بَابُ الدُّعَاءِ عَلَى الْعَدُوِّ ( نفرین بر دشمن) روایت طولانی است که امام دعا میکند برای نابودی مخالف ...
متن شبهه: آیا میدانستید، در زیارت عاشورا وقتی میخوانند، اللهم العن الاول و الثانی و الثالث و الرابع، ویزید خامسا ..چه کسانی هستند؟ اولی قابیل پسر حضرت ادم، که پایه گذار قتل و فساد بود. دوم ...
پرسش: نارضايتی و غضب فاطمه زهرا سلام الله علیها، نسبت به خلفاء در چه كتاب هایی بيان شده است؟   پاسخ: در اكثر تواريخ و كتب روائی معتبر اهل سنت اين حقيقت با عباراتی نزديك به اين مضمون منعكس ...
متن شبهه: با توجه به اين‌كه خلفای سه گانه در طول حياتشان در عصر پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله هيچ‌گونه خطائی و خلافی مرتكب نشده و همراه اعمال‌شان مورد تأييد نبی مكرم اسلام بوده ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب