سه شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، شبهه: سقف خانه ما سوراخ است (حسین پناهی) در 6 روز قبل منتشر شده است .
»   اهل سنت  »   بیوگرافی عمربن خطاب
552 views
۱۳ تیر ۱۳۹۶ , ساعت ۱۲:۴۶

بیوگرافی عمربن خطاب

عمربن خطاب بن نفیل قرشی، دومین خلیفه مسلمانان است، در روزگار جاهلیت زندگی می کرد که چندان قابل ذکر نیست.[۱]

او مردی دراز بالا و سیاه چرده و تندخو بود،[۲] روزی نبود که بر رسول خدا برنیاشوبد و بر کردار و گفتار آن حضرت خرده نگیرد. وی در زندگی خود هشت زن به نکاح خود درآورده و دارای نه پسر بود. وی سیزده سال بعد از عام الفیل بدنیا آمد، و وقتی که به خلافت رسید پنجاه و دو سال داشت.[۳]

و موافق تواریخ حقه، قتل او در نهم ربیع سال ۲۳ هجری و به دست فیروز غلام مغیره ابن شعبه معروف به ابولؤلؤ واقع شد.[۴]

عمر در دوران مدینه، در حوادث و جنگ ها حضور داشت گرچه تاریخ خاطره ویژه ای از وی به یادگار ندارد، چون چندان شجاعتی نداشت که نامی از خود در جنگ ها به یادگار بگذارد، زمانیکه دختر او حفصه به عقد رسول خدا صلی الله علیه و آله درآمد، رفت و شد وی با رسول خدا صلی الله علیه و آله بیشتر شد. در این زمینه، وی با ابوبکر موقعیت مشابه ی داشت.[۵] و عمر و ابوبکر از کسانی بودند که رسول خدا صلی الله علیه و آله میان آنان پیوند برادری بست.[۶]

شخصیت روحی عمر که درکار فکری سیاسی و اجرائی او نیز تأثیر شدیدی داشت، از نظر فکری افراطی بود[۷]، او مدیریت را عبارت از نوعی سختگیری می دید و می کوشید تا با این سختگیری اعراب بدوی را تحت کنترل در آورد، عمر در همان روز نخستِ خلافت گفت: خدایا من تندخو هستم، مرا نرم گردان![۸]او گمان می کرد که بدون شلاق نمی توان با این مردم بسر برد، لذا گفته اند: او نخستین کسی بود که شلاق «دره» در دست گرفت.[۹] و این خود بهترین دلیل بر خشونت ذاتی او می باشد.

به گزارش عبدالرزاق صنعانی، ابراهیم نخعی می گوید: عمر در صفوف زنان می گشت، ناگهان بوی عطری از آنان به مشامش رسید، در آن حال گفت: اگر می دانستم این بو از کیست با او چه و چه می کردم، زنان باید برای شوهرانشان خود را معطر کنند، ابراهیم می افزاید: زنی که در آنجا خود را معطر کرده بود از ترس بول کرد.[۱۰]

خلق سختگیرانه عمر، از نظر اقتصادی نیز نمود خاص خود را داشت. او زندگی ساده را برای خود و کارگزاران و خانواده خود می پسندید، در این باره الگوی زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله هنوز در میان مردم جاری بود گرچه به مرور کسانی از حاکمان، راه و رسم دیگری را پیشه کرده بودند،‌ عمر علاوه بر آنکه به هر روی تحت تأثیر آن الگو قرار داشت شخصاً نیز برداشتِ زهدگرایانه افراطی از دین داشت. نشانه آن برداشت وی از آیه «أَذْهَبْتُمْ طَیِّباتِکُمْ فِی حَیاتِکُمُ الدُّنْیا»[۱۱] است که آن را درباره مسلمانان روا می شمرد. البته در اینباره مورد اعتراض قرار گرفت و زمانی کمه معلوم شد آیه مزبور درباره کفار است آن را قبول کرد.[۱۲]

عمر برای اداره امور، مدیران سختگیر را می پسندید حتی اگر از لحاظ تقوا چندان پایبند نبودند، منجمله مغیره ابن شعبه که به فسق خود نیز در نزد عمر اعتراف کرد.[۱۳] ولی او یکی از نزدیکان و مدیران عمر بود.

او معاویه ابن ابوسفیان را در طی شش سال آخر خلافت در سمت حاکم دمشق منصوب کرد[۱۴]، دروقت مرگ نیز به شورای شش نفره گفت: با یکدیگر اختلاف نکنید که معاویه در شام است![۱۵] یعنی از حکومت معاویه در شام حمایت نمود و جای او را محکم کرد.  عمر به همان اندازه که در عمل قوی به نظر می آمد از لحاظ فکری ضعیف بود. او خود بارها به این امر اعتراف کرده و برای حل مسائل زیادی از دیگران استمداد کرده بود. علامه امینی در حدود نیمی از جلد ششم الغدیر را تحت عنوان «نوادر الاثرنی علم عمر» به این مسائل اختصاص داده است. به دلیل همین ضعف بینه علمی بود که چندان از بحث و جدل دینی خشنود نبود و یکبار که کسی معنای «و الذاریات زروا» را از وی پرسید او به کتک زدن وی پرداخت.[۱۶]

یکی از ویژگی های فکری عمر آن است که او اختیارات خود را به عنوان یک حاکم، بسیار گسترده می دانست. او نه تنها در محدوده امور سیاسی و اجرائی، بلکه درباره تشریع و قانونگذاری حق خاصی برای خود قایل بود. حتی اینکه خود را «زمیل» (هم ردیف) محمد صلی الله علیه و آله می دانست.[۱۷]

و خود دارای اجتهادات شخصی بود که نوعاً بر اساس «مصالح» مورد نظر او صورت می گرفت؛ منجمله اینکه عمر سهم «مؤلفه قلوبهم» را که رسول خدا صلی الله علیه و آله از زکات می پرداخت قطع کرد و گفت: اسلام دیگر هراسی از آنان ندارد.[۱۸]

او معتقد بود فرد جنبی که نیاز به آب دارد، اگر آب پیدا نکند نباید نماز نخواند؛ زمانی که عمار یاسر برای او سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله را در تیمم یاد کرد، عمر به او گفت: اتق الله یا عمار؛ منظور عمر از این کلمه این بود که مرا تعلیم سنت پیامبر نکن این اخلاق از غرور عمر حکایت می کرد. و عمار پاسخ داد: اگر میل تو چنین است، حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله را نقل نخواهم کرد![۱۹]

متعه حج و متعه سناء نیز از مشهورترین امور شرعی اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله حلال می شمردند و عمر آنها را نامشروع اعلام کرد.[۲۰]

در دوره او، نخستین بار عنوان «امیرالمؤمنین» اصطلاحی برای خلیفه شد. تا پیش از آن او را «خلیفه خلیفه رسول الله» خطاب می کردند. اما بنابر آنچه نقل شده، از سال ۱۷ هجری او عنوان امیرالمومنین را از طرف مغیره بن شعبه یا ابو موسی اشعری و یا عدی بن حاتم به دست آورد.[۲۱] و از اقدامات اداری عمر که در جهت سازماندهی حکومت و ایجاد دولت نقش مهمی داشته، تدوین «دوا دین» و تشکیل دیوان در سال ۲۰ هجری بوده است.[۲۲]

و نیز در روزگار او دیوان هائی به سبک دیوان های ایران تاسیس گشت. دو شهر بصره و کوفه به امر او ساخته شد، درهم ها در عهد او نقش کسری داشت و او در بعضی از آنها جمله «الحمدالله» و در برخی «لااله الاّ الله وحده» و در بعضی «محمد رسول الله» را افزود، نقش مهر او «کفی بالموت و اعظاً یا عمر» بوده است.[۲۳] عمر ابن خطاب اول کسی بود که، در منطقه غدیر خم وقتی که پیامبر صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام را بعنوان امام و خلیفه به مسلمانان معرفی کرد، اظهار شادی و بشاشت نمود و با جمله «بخٍّ بخٍّ لک یا علی» امامت و خلافت آنحضرت را به او تبریک گفت.[۲۴]و نیز عمر بن خطاب اولین کسی است که نسبت هذیان گوئی را به رسول اکرم صلی الله علیه و آله در اواخر عمر شریفشان داد.[۲۵]تا بدین وسیله اسباب خلافت خود و ابابکر را حاصل کند.

برای مطالعه بیشتر به کتاب های زیر مراجعه نمایید:
۱_ تاریخ خلفاء، رسول جعفریان، صفحه ۶۷.
۲_ ناسخ التواریخ، جلد ۱، صفحه ۱، جلد ۲، صفحه ۵۴.

 

__پی نوشت__________________

[۱] علی اکبر دهخدا، لغت نامه، دانشگاه تهران، شماره حرف ع، بخش دوم عمادیه ـ عینینه، صفحه ۳۳۲.
[۲] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، مصر، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۸۷ ق، ج ۱، صفحه ۱۸۳.
ناسخ التواریخ محمد تقی لسان الملک سپهر، انتشارات اسلامیه، ج ۲، صفحه ۴.
[۳] محمد تقی لسان الملک سپهر، ناسخ التواریخ، انتشارات الاسلامیه، ج ۱، صفحه ۱.
[۴] http://shobhe.net/Archives/17
[۵] رسول جعفریان، تاریخ خلفاء، چاپ دوم، قم، دلیل ما چاپ نگارش، تابستان ۱۳۸۲، صفحه ۶۷.
[۶] السهمی، تاریخ جرحان، بیروت، عالم الکتب، الطبعه الرابعه، ۱۴۰۷ ق، صفحه ۹۶.
[۷] محمد بن حبیب بغدادی، المحبّر، بیروت، دارالافاق الجدیده، چاپ حیرآباد، ۱۳۶۱ ق، صفحه ۳۰۳.
[۸] محمد بن سعد، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ ق، ج۳، صفحه ۲۷۴.
[۹] محمد بن جریر الطبری، تاریخ طبری، قاهرهظ. دارالمعارف، ج۴،‌صفحه ۲۷۴.
تاریخ خلفاء، جلال الدین سیوطی، مصر، ۱۳۷۱ ق، صفحه ۱۳۷.
[۱۰] عبدالرزاق بن همام الصنعانی، تخقیق: حبیب الدرحمن الاعظمی، بیروت، ۱۳۹۲ ق، ج۴، صفحه ۳۷۴ – ۳۷۳.
[۱۱] سوره احقاف، آیه ۱۹.
[۱۲] ابن ابی الحدید،‌شرح نهج البلاغه،‌ تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، مصر، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۸۷ ق، ج۱، صفحه ۱۸۲.
[۱۳] احمد واضح یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، دارصادر، افست قم، ۱۳۷۳، ج۲، صفحه ۱۵۵.
ابوسعد عالی، نثرالدبر، قاهره، الهیئه العامه المصریه للکتب، ۱۹۸۱ م، ج۲، صفحه ۸۰.
[۱۴] رسول جعفریان، تاریخ خلفاء، چاپ دوم، نگارش، قم، ۱۳۸۲، صفحه ۸۱.
[۱۵] الو سعد عالی، نثر الدر، قاهره، الهیئه العامه المصریه للکتب، ۱۹۸۱ م، ج۴، صفحه ۳۷.
[۱۶] ابو عثمان اسماعیل عبدالرحمن الصابوبی، عقیده السلف اصحاب الحدیث، تحقیق: بدر عبدالله البدر، مدینه منوره، مکتبه الغرباء الاثریه، ۱۴۱۵ ق، ج۱، صفحه ۴۱۵.
رسول جعفریان، ناریخ خلفاء،‌نگارش، ۱۳۸۲، چاپ دوم، صفحه ۸۴.
[۱۷] محمد بن جریر الطبری، تاریخ طبری، عمر فروخ، بیروت، دارالعلم للمدابین، ج۴، صفحه ۲۲۵.
ابن ابی الحدید،‌شرح نهج البلاغه، مصر، داراحیاء الکبت العربیه، ۱۳۸۷ ق، ج۱۲، صفحه ۱۲۲ – ۱۲۱.
[۱۸] فضل ابن شاذان النیشابوری، الایضاح، بیروت، الاعلمی محدث ارموی، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۶۳ ش، صفحه ۹۷.
[۱۹] عبدالحسین امینی، الغدیر، بیروت، درارالکتاب العربی، ۱۳۹۷ ق، ج۶، صفحه ۸۵ – ۸۳ از سنن ابی داوود.
[۲۰] همان مأخذ، صفحه ۲۱۳ – ۱۹۸.
[۲۱] احمد بن محمد بن واضح الیعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، دارصادر، افست قم، ۱۳۷۳، ج۲، صفحه ۱۵۰.
ابو الحسن علی بن الحسین المسعودی، مروج الذهب، بیروت، دارالاندلس، الطبقه الاولی، ۱۳۵۸ ق، ج۲، صفحه ۳۰۵.
ابو محمد احمد ابن اعثم الکوفی، حیدرآباد، ۱۳۹۳ ق، ج۱، صفحه ۱۵۷.
[۲۲] احمد محمد بن واضح یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت،‌دارصادر، افست قم، ۱۳۷۳، ج۲، صفحه ۱۵۳.
[۲۳] علی اکبر دهخدا،‌ لغت نامه، دانشگاه تهران، صفحه ۲۷۱.
[۲۴] محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، الطبقه الثانیه، موسسه الوفاء، بیروت، ج۹۵، صفحه ۳۲۱.
الحافظ یحیی بن الحسن الاسدی الحلی، التحقیق: جامعه المدرسین، قم،‌ مؤسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین، صفحه ۳۴۴.
ابی عبدالله محمد بن یغمان العکبری البغدادی الشیخ المفید، التحقیق: الشیخ مهدی نجف، دارالمفید، بیروت، لبنان، صفحه ۲۰.
شیخ عباس قمی، منتهی الامال، قم، هجرت، چاپ پانزدهم ۱۳۸۲، ج۱، صفحه ۱۸۰.
[۲۵] علامه مجلسی، حیاه القلوب.
شیخ عباس قمی،‌منتهی الامال، هجرت، قم، چاپ پانزدهم، ۱۳۸۲، ج۱، صفحه ۱۸۶.

سایت اندیشه قم

مطالب مرتبط

سوال: آيا فتوحات بعد از پيامبر، صلي الله عليه و آله همان انگيزه‌هاي زمان پيامبر را دنبال مي‌كرد؟   پاسخ: جواب اجمالی: اصل فتوحات در دوران خلفاي اوليه همچون فتوحات دوران پيامبر صلي الله عليه و آله مورد تأئيد اهل‌بيت ...
سوال: آیا خلیفه دوم داماد حضرت علی (ع) بود؟   پاسخ: ازدواج خلیفه دوم با ام کلثوم دختر حضرت علی علیه السلام در روایات شیعه و سنی وارد شده است، ولی روایاتی که این قضیه را نقل کرده، یکسان ...
سوال: آیا ام کلثوم بنت علی، با عمر بن خطاب ازدواج کرده است؟ و عمر داماد حضرت علی علیه السلام است؟   پاسخ: در میان تمامی اقوال متفاوت و حتی متضادی که در شیعه و سنی نقل شده است، ...
منزلت خانه فاطمه علیهاالسلام و هجوم به آن
سوالی از علماء اهل سنت داریم؛ آیا خلفاء شما؛ منزلت خانه فاطمه سلام الله علیها را نمی دانستند و به آن هجوم بردند؟! 1_ خانه انبياء احترام ويژه ‏اى دارد كه كسى حق ورود بدون اجازه ندارد: ...
رسول خدا قصد نوشتن چه چیزی را داشتند که …
  مگر رسول خدا در آخر عمر چه می خواست بنویسد که عمر بن خطاب مانع شد؟ قسطلانی از علمای بزرگ عامه (اهل سنت) می نویسد که رسول ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب