سه شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، شبهه: سقف خانه ما سوراخ است (حسین پناهی) در 6 روز قبل منتشر شده است .
»   اهل سنت, سایر مسائل, وقایع تاریخی  »   آیا تحریم متعه توسط عمربن خطاب، ادعای بدون سند است؟
616 views
۱۳ تیر ۱۳۹۶ , ساعت ۱:۱۷

آیا تحریم متعه توسط عمربن خطاب، ادعای بدون سند است؟

متن شبهه:

اینکه متعه (ازدواج موقت) را عمر بن خطاب تحریم نموده و تغیر سنّت داده است ادعائی بدون دلیل است، چرا که پیامبر (ص) در موارد خاصی مانند جهاد آن را مجاز کرده بود. و بعد هم آن را تحریم نمودند دلیلی بر آن وجود ندارد.

 

پاسخ:

در این مورد به دو مطلب باید پرداخت گردد:

اول: رد ادعای نسخ آیه متعه.

دوّم: رد این ادعا، که متعه از سوی عمر بن الخطاب تحریم نشده است.

اما بخش نخست در قرآن، آیه‌ای مختص به متعه که در سوره نساء آیه ۲۴ [۱] آمده است برخی ادعا می کنند این آیه نسخ شده است در حالی که هیچگاه آیات قرآن با خبر و روایات نمی‌تواند نسخ شود. به گفته امام شافعی؛ «هیچ‌گاه نمی‌توان آیه قرآن را با خبر و روایات نسخ نمود و ناسخ آیات قرآن منحصراً باید آیه دیگری از قرآن باشد.» مدعیان نسخ آیه متعه به چند آیه از قرآن اشاره می‌کنند، که از جمله آن‌ها آیه ۵ و ۶ سوره مؤمنون است که می فرماید: «و آنها دامان خود را حفظ می کنند تنها آمیزش جنسی به همسران و کنیزان خود دارند که در بهره گیری از آنتها ملامت نمی شوند.»

در جواب آن می‌گوییم: در این آیات سخن از زوجیت است و از لوازم زوجیت، ارث بردن زوجین از هم دیگر است، و چون در متعه، طرفین از یکدیگر ارث نمی برند، پس متعه، زوجیت شناخته نمی شود، گرچه این جواب کامل نیست زیرا لازمه زوجیت ارث بردن نمی باشد. و چرا که بسا زوجیت باشد و زوجه هم، دائمه ‌باشد، ولی توریث بین زوجین نباشد و زوجه از زوج خود ارث نبرد مانند زوجه ذمیه دائمه و زوجه قاتله. چون لازم از بین رفت، پس ملزوم نیز از بین می‌رود. اما چون آیه متعه در سوره نساء وارد شده و سورخ نساء مدنی است و سوره مؤمنون مکّی می‌باشد لذا آیه‌ متعه بعد از آن آیه نازل شده و است معقول نیست که ناسخ قبل از منسوخ نازل شده باشد.

در جواب آنان که می‌گویند نسخ آیه متعه، به آیه طلاق است.[۲] می‌توان گفت:

الف_ شرط زوجیت این نیست که بتوان زن را طلاق داد، چه بسا زوجه‌ های دائمه‌ای هستند که طلاق ندارند؛ مانند زوجه مرتده و زوجه دائمه ملاعنه که اینها بدون طلاق رها می‌گردند.

ب_ طلاق فرع بر باقی بودن ‌آثار نکاح است. و در مورد متعه با تمام شدن مدّت متعه اساساً؛ نکاحی باقی نمی‌ماند تا بشود صیغهء طلاق جاری نمود و قبل از انقضای مدت هم اگر زوج از حق خود گذشت و بذل مدت نمود، باز نکاحی باقی نمی ماند تا طلاق واقع گردد. پس، ادعای نسخ آیه متعه به آیه طلاق صحیح نیست.

امّا جواب آنان که می‌گویند، نسخ آیه متعه به آیه عدّه[۳] می‌باشد، بدین خاطر که عده در نکاح متعه کمتر است. آن هم صحیح نیست، زیرا متعه هم دارای عده است بر فرض آن که عده متعه کمتر باشد، این تقلیل مدت به دست خود شارع است، وبه موجب خبر موثق جایز گردیده است، صدمه‌ای به زوجیت متعه نمی زند، بنابراین نمی توان قلّت مدت عده را حمل به نسخ نمود.

امّا جواب آنان که می گویند: نسخ آیه متعه، به آیه حرمت می‌باشد[۴]، چرا که متعه داخل در محرمات نکاح است. این تصور نیز باطل است، زیرا آیه متعه، از آیه تحریم مستثنی شده است و این امر از بدیهیات است، که حکم مستثنی غیر از مستثنی منه می‌باشد. در نهایت می توان گفت؛ هیچ یک از آیات شریفه مذکوره را نمی‌توان، ناسخ آیه متعه دانست.

اما اینکه ادعا شده است؛ دلیلی بر منع عمر بن خطاب از متعه نداریم، سخنی بی‌پایه است. چرا که بسیاری از بزرگان اهل سنت به این مطلب اذعان و تصریح دارند، ما برای روشن شدن مطلب، به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم.

۱_ از ابی رجاء نقل شده که می‌گوید: آیه متعه در کتاب خدا نازل شده و رسول خدا (ص) ما را به انجام آن امر فرمود و آیه‌ای که آن را نهی و نسخ نموده باشد نازل نشده است و بعداً مردی برای خودش گفت آنچه می خواست،[۵]

۲_ در زمان رسول خدا (ص) ما متمتع می‌شدیم و مردی هر آنچه می خواست برای خودش گفت.[۶]

۳_ از جابر بن عبد الله نقل شده است؛ ما با یک مشت خرما وآرد متعه می‌کردیم، در عهد و ایام رسول اکرم (ص) و ابوبکر تا آنکه عمر آنرا نهی کرد.[۷]

۴_ از عروه بن زبیر نقل است، که خوله دختر حکیم وارد بر عمر شده وگفت: ربیع بن امیه استمتاع کرد و از زنی کامیاب شد و آن زن آبستن شد. پس عمر بیرون رفت در حالی که عبایش را از ناراحتی می کشید گفت؛ این متعه است اگر من جلوتر درباره آن رأی داده بودم، هر آینه او را سنگسار می کردم.[۸]

۵_ از حَکم پرسیدند آیا آیه متعه نساء منسوخه است؟ گفت: خیر و علی علیه السلام فرمود: اگر عمر نهی از متعه نکرده بود، کسی زنا نمی‌کرد مگر شقی و جنایتکار. [۹]

۶_ از ابی جریج نقل است که ابن عباس می‌گفت؛ خداوند بر عمر رحم کند، متعه نبود مگر رحمتی از خدا که با مجاز کردن آن بر امت محمّد (ص) ترحم کرده بود و اگر عمر آنرا نهی نمی کرد کسی محتاج به زنا نمی شد مگر اندکی از مردم پست وبدبخت.[۱۰]

۷_ از ابی سعید خدری و جابر بن عبد الله انصاری نقل شده است، ما تا نیمی از خلافت عمر، صیغه می کردیم تا آنکه عمر مردم را از آن کار منع کرد.[۱۱]

۸_ ابی رشد می‌گوید: ما در زمان رسول خدا (ص) و ابوبکر و نیمی از خلافت عمرصیغه می کردیم سپس عمر مردم را از آن نهی کرد.[۱۲]

۹_ و گفته خود خلیفه دوم که: «متعتان کانتا علی عهد رسول الله(ص) و أنا انهی عنهما و أعاقب علیهما متعه الحج و متعه النساء»[۱۳].

 

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

۱. حیات عمر بن خطاب، تالیف بکری.

 

__پی نوشت_____________________

[۱] «فما استمتعتم به منهن فآتوهن اجورهن فریضهً».
[۲] طلاق/۱.
[۳] بقره/۲۲۸، که می فرماید: «زنان مطلقه باید به مدت سه بار عادت ماهانه، انتظار بکشند(وعدّه نگه دارند)».
[۴] نساء/۲۳، که می فرماید: «حرام شده بر شما مادرانتان و دخترانتان و خواهران و…».
[۵] صحیح مسلم، ج۱، ص ۴۷۴.
قرطبی، ج۲، ص ۳۶۵.
[۶] صحیح بخاری، ج۳، ص ۱۵۱.
[۷] صحیح مسلم، ج۱، ص ۳۹۵.
ابن ربیع، تیسیر الوصول، ج چهارم، ص۲۶۲.
ابن حجر، فتح الباری، ج۹، ص۱۴۱.
[۸] مالک، موطا، ج۲، ص۳۰.
شافعی، کتاب الام، ج۷، ص ۲۱۹.
بیهقی، سنن الکبری، ج۷، ص۲۰۶.
[۹] تفسیر طبری، ج ۵، ص ۹.
تفسیر رازی، ج۳، ص۲۰۰.
تفسیر ابی حیان، ج ۳، ص ۲۱۸.
تفسیر الدر منثور، ج۲، ص۱۴۰.
[۱۰] جصاص، احکام القرآن، ج ۲، ص ۱۷۹.
ابن رشد، بدایه المجتهد، ج۲، ص۵۸.
ابن رشد، النهایه، ج۲، ص۲۴۹.
تاج العروس، ج۱۰، ص۲۰۰.
[۱۱] عمده القاری، ج۸ ، ص۳۱۰.
[۱۲] بدایه المجتهد، ج۳ ، ص۵۸.
[۱۳] جاحظ، البیان والتبیین، ج۲، ص۲۲۳.
احکام القرآن جصاص، ج۱، ص۳۴۲ و ص۳۴۵، و ج۲، ص۷۱۴.
تفسیر قرطبی، ج۲، ص۳۷۰.
ضوء الشمس، ج۲، ص۹۴.
ابی صالح وطحاوی، ص۲۹۴.

مطالب مرتبط

پرسش: در كدام يک از آيات و روايات ازدواج موقت آمده؟ و چرا در زمان خليفه دوّم منع شد؟ و اگر درست و صحيح مي‏ باشد چرا افراد اعتراض نكردند و در مقابل اين كار مقاومت ...
نهي خلیفه دوم از ازدواج موقت بنا به قول خودش برچه مصلحتي بود؟ پاسخ: چرا عمر ازدواج موقت را حرام كرد؟!! براي رسيدن به جواب لازم ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب