یکشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، برهان اثبات خدا (برهان فطرت) در 1 هفته قبل منتشر شده است .
»   شبهات تاریخ ائمه(ع), شبهات مهدویت  »   چه کسانی حضرت مهدی(ع) را در کودکی دیده‌اند؟
۲۷ بهمن ۱۳۹۴ , ساعت ۱۴:۴۷

چه کسانی حضرت مهدی(ع) را در کودکی دیده‌اند؟

شبهه:
شبهه‌ای مطرح است که چطور ممکن است که شخصی چون امام حسن عسکری علیه السلام با آن جایگاه در متن جامعه، صاحب فرزندی بشوند ولی کسی آن فرزند را ندیده باشد و فقط با اخباری که رسیده به وجود او علم پیدا کنند؟

پاسخ:
در پاسخ این شبهه می‌توان اشاره‌ای داشت به کسانی که حضرت مهدی علیه السلام را در دوران کودکی دیده‌اند:

۱. از کسانیکه در هنگام تولد حضرت صاحب الامر علیه السلام حضور داشته و جریان را مفصلاً شرح داده حکیمه خاتون دختر امام محمد تقی و عمهء امام حسن عسکری علیه السلام است. اجمال داستان این است:
حکیمه خاتون می‌گوید: روزی به خانه امام حسن علیه السلام مشرف شدم، شبانگاه که شب نیمه شعبان سال بود وقتی خواستم به منزلم مراجعت کنم، امام حسن فرمود: عمه جان امشب در خانه ما باش، زیرا ولی خدا و جانشین من در این شب متولد خواهد شد. پرسیدم از کدام کنیزانت؟ فرمود: از سوسن. پس هر چه در سوسن جستجو نمودم آثاری از حمل ندیدم. بعد از افطار و ادای نماز با سوسن در یک اطاق خوابیدیم طولی نکشید که از خواب بیدار شدم و در فرمایشات امام حسن تفکر می‌نمودم. بعداً مشغول نماز شب شدم، سوسن هم از خواب برخاسته نماز شب را به جای آورد. نزدیک سپیده دم شد اما از وضع حمل خبری نبود. داشتم در صحت وعدهء امام حسن تردید مینمودم که از اطاقش فرمود: عمه جان شک نکن که وقت تولد فرزندم نزدیک شده است. ناگهان احوال سوسن را متغیر دیدم از جریان پرسیدم فرمود: احساس ناراحتی شدیدی در خود می‌کنم. من به تهیه مقدمات و وسائل وضع حمل مشغول شدم و خودم قابلگی او را بر عهده گرفتم. طولی نکشید که ولی خدا پاک و پاکیزه به دنیا آمد، درهمان حال امام حسن فرمود: عمه جان فرزندم را بیاور، وقتی کودک را به نزدش بردم او را در بغل گرفته زبان مبارکش را بر چشمان آن کودک مالید، بلافاصله باز شد. سپس زبانش را بر دهان و گوش آن نوزاد کشید و دست بر سرش مالید. پس آن کودک به سخن آمده به تلاوت قرآن مشغول شد. بعداً کودک را به من داد و فرمود: به نزد مادرش ببر. کودک را نزد مادرش بردم و به منزل خودم برگشتم. در روز سوم نیز به خانه امام حسن مشرف شدم و ابتدائاً بقصد دیدار نوزاد به حجره سوسن رفتم اما کودک را ندیدم، پس خدمت امام حسن مشرف شدم ولی خجالت کشیدم از احوال نوزاد سؤال نمایم. امام حسن ابتداءاً فرمود: عمه جان فرزندم در پناه خدا غایب شده است، هنگامی‌ که من از دنیا رفتم و دیدی شیعیانم اختلاف دارند جریان ولادت فرزندم را به شیعیان مورد موثق خبر بده اما باید آن قضیه مخفی بماند زیرا فرزندم غایب خواهد شد. [غیبت شیخ، ص ۱۴۱-۱۴۲]

۲. نسیم و ماریه خدمتکاران امام حسن علیه السلام روایت کرده‌اند که: وقتی صاحب الامر متولد گشت برد و زانوی خویش نشست و انگشتانش را به سوی آسمان بلند نمود سپس عطسه‌ای نموده فرمود: الحمدلله رب العالمین. [اثبات الهداه، ج ۷، ص ۲.۹۲؛ اثبات الوصیه، ص ۱.۹۷]

۳. ابوغانم خادم می‌گوید: فرزندی برای امام حسن علیه السلام متولد شد… روز سوم آن کودک را به اصحابش نشان داده فرمود: این فرزندم بعداز من صاحب و امام شماست و همان قائمی است که همه در انتظارش می‌باشند. وقتی زمین را جور و ستم فرا گرفت قیام می‌کند و عدل و داد را بر پا می‌دارد.. [اثبات الهداه، ج ۶، ص ۴۳۱]

۴. ابوعلی خیزرانی از کنیزی که او را به امام حسن علیه السلام بخشیده بود، نقل کرده که گفت: من در هنگام تولد صاحب الامر حاضر بودم و نام مادرش صیقل است… [منتخب الاثر ص ۳.۴۳]

۵. حسن بن حسین علوی می‌گوید: در سامره خدمت امام حسن عسکری علیه السلام رسیده تولد فرزندش را تبریک گفتم. [اثبات الهداهج ۶ ص ۴۳۳]

۶. عبدالله بن عباس علوی می‌گوید: در شهر سامره خدمت امام حسن رسیدم و تولد فرزندش را تبریک گفتم. [اثبات الهداه ج ۷ ص ۲۰ ]

۷. حسن بن منذر می‌گوید: روزی حمزه بن ابی الفتح نزد من آمد و گفت: بشارت باد که دیشب خدا به امام حسن فرزندی عطا کرده لیکن دستور داده که امرش را مخفی بداریم. نامش را پرسیدم گفت: نامش م.ح.م.د است. [اثبات الهداه ج ۶ص ۴۳۲]

۸. احمد بن اسحق مى‌گوید: روزى خدمت امام حسن عسکری (ع) رسیده قصد داشتم، از جانشینش سؤال کنم. پس آن جناب ابتدا به سخن نموده فرمود: اى احمدبن اسحاق! خداوند متعال از هنگامى که آدم را آفریده تا قیامت، زمین را هرگز از حجتى خالى نگذاشته و نمى گذارد، به برکت آن وجود است که بلا از زمین دفع مى شود و باران نازل مى گردد و برکات زمین خارج میشود. عرض کردم یابن رسول الله ! امام و جانشین شما کیست؟ آنجناب داخل خانه شد، سپس کودک سه ساله‌اى را که مانند ماه شب چهارده بود، بردوش گرفته خارج شد و فرمود: احمد! اگر تو نزد خدا و ائمه، گرامى نبودى فرزندم را نشانت نمى‌دادم، بدان که این کودک هم‌نام وهم کنیهء رسول خداست و همان کسیست که زمین را پر از عدل و داد مى‌کند. [بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۳]

۹. معاویه بن حکیم و محمد بن ایوب و محمد بن عثمان عمرى روایت کرده‌اند که: چهل نفر بودیم که در خانهء امام حسن اجتماع نمودیم. پس آنحضرت فرزندش را ظاهر کرده فرمود: این امام شما و جانشین منست، باید بعد از من از. [بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۵]

۱۰. جعفر بن محمد بن مالک از جماعتى از شیعیان که على بن بلال و احمد بن هلال و محمد بن معاویه بن حکیم و حسن بن ایوب، از جملهء آنان مى باشند نقل کرده که گفتند: ما در خانهء امام حسن اجتماع نموده بودیم تا از جانشینش سؤال کنیم و در آن حال چهل نفر در آن مجلس حضور داشتند. پس عثمان بن سعید برخاسته عرض کرد: یا بن رسول الله! ما آمده‌ایم از موضوعى سؤال کنیم که شما بهتر مى‌دانید. حضرت فرمود: بنشین آنگاه از جا حرکت نمود فرمود: هیچکس از مجلس خارج نشود. بعد از ساعتى برگشت و کودکى را که مانند پاره‌اى از ماه بود با خودش آورده فرمود: این امام شماست از او اطاعت کنید لیکن دیگر او را نخواهید دید. [اثبات الهداه، ج ۶، ص ۳۱۱]

۱۱. ابوهارون مى‌گوید: صاحب الزمان را دیدم در حالیکه صورتش مانند ماه شب چهارده مى‌درخشید. [اثبات الهداه، ج ۷، ص ۲۰]

۱۲. یعقوب مى‌گوید: روزى داخل خانه امام حسن شدم و در طرف راست آن حضرت اطاقى را دیدم که پرده‌اى بردرش آویخته بود. عرض کردم: آقاى من! صاحب الامر کیست؟ فرمود: پرده را بالا بزن. هنگامیکه پرده را بالا زدم، کودکى ظاهر شده آمد برروى زانوى آن حضرت نشست پس به من فرمود: این امام شماست. [اثبات الهداه، ج ۶، ص ۴۲۵]

۱۳. عمرو اهوازى مى‌گوید: امام حسن فرزندش را به من نشان داده فرمود: بعد از من فرزندم امام شماست. [اثبات الهداه، ج۷، ص۱۶]

۱۴. خادم فارسى مى‌گوید: درب خانه امام حسن بودم که کنیزى از خانه خارج شد، در حالى که چیز پوشیده‌اى را همراه داشت، پس امام به او فرمود: چیزى را که همراه دارى آشکار ساز. پس آن کنیز، کودک زیبایى را نمایان ساخت. امام به من فرمود: این امام شماست. خادم فارسى مى‌گوید: بعد از آن دیگر کودک را ندیدم [ینابیع الموده، باب ۸۲]

۱۵. ابو نصرخادم مى‌گوید: صاحب الزمان را در گهواره دیدم. [اثبات الهداه، ج ۷، ص ۳۴۴؛ اثبات الوصیه، ص ۱۹۸]

۱۶. ابوعلى بن مطهر مى‌گوید: فرزند امام حسن را دیدم. [ینابیع الموده، باب ۸۲]

۱۷. کامل بن ابراهیم مى‌گوید: صاحب الامر را در خانه امام حسن دیدم. در سن چهار سالگى بود و صورتش مانند ماه مى‌درخشید و مشکلاتم را قبل از سؤال پاسخ داد. [اثبات الهداه، ج ۷، ص ۳۲۳؛ ینابیع الموده، باب ۸۲]

۱۸. سعدبن عبدالله مى‌گوید: صاحب الامر را دیدم در حالیکه صورتش مانند پاره ماهى بود. روى زانوى پدرش نشسته بود و مسائل مرا پاسخ داد. [بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۷۸و ۸۶]

۱۹. حمزه بن نصیرغلام ابى الحسن علیه السلام از پدرش نقل کرده که گفت: وقتیکه حضرت صاحب الامر متولد شد اهل خانه حضرت عسکرى به همدیگر بشارت مى‌دادند. چون قدرى بزرگ شد براى من دستورى صادر شد که هر روز استخوان قلمى هم با گوشت بخرم و گفتند: این براى مولاى کوچک ماست. [اثبات الهداه، ج ۷، ص ۱۸؛ اثبات الوصیه، ص ۱۹۷]

۲۰. ابراهیم بن محمد مى گوید: روزى از ترس والى قصد فرار داشتم، پس به منظور وداع، به خانه امام حسن علیه السلام داخل شدم، کودک زیبایى را در کنارش دیدم، عرض کردم یابن رسول الله این کودک از کیست؟ فرمود: فرزند و جانشین منست. [اثبات الهداه، ج ۷، ص ۳۵۶]

اگر مى‌خواهید در موضوع تولد حضرت صاحب الامر علیه السلام، اطلاعات بیشترى بدست آورید بکتاب «تبصره الولى فیمن رأى القائم المهدی» تألیف علامه محقق سید هاشم بحرانى و کتاب بحارالانوار، جلد ۵۱، باب ۱ و جلد ۵۲ باب ۱۷ و ۱۹ مراجعه نمایید.

آیت الله ابراهیم امینی - برگرفته از کتاب دادگستر جهان

مطالب مشابه

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب