سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، چرا امام رضا (ع) با علم غیب امامتشان، مسموم شدند؟ در 1 هفته قبل منتشر شده است .
»   تاریخ ائمه (ع), وقایع تاریخی  »   بررسی حضور و یا عدم حضور امام حسن و حسین (ع) در فتح طبرستان
577 views
۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ , ساعت ۱۷:۳۳

بررسی حضور و یا عدم حضور امام حسن و حسین (ع) در فتح طبرستان

مقدمه:

نویسندگان منتقد اسلام، همواره مطالبی را به اسلام نسبت می دهند که یا از سر عناد و دشمنی و یا از سر جهل و نادانی است. این افراد در مقالاتی در برخی دیگر از ادعاهای خود اتهام زنی به امام دوم و سوم شیعیان را هدف خود ساخته‌اند. به گفته آن‌ها، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام در فتح طبرستان شرکت کرده و تحت فرمان “سعید بن عاص” به قتل عام ایرانیان پرداخته‌اند. حسنین به عنوان اولین رهبران شیعی که ایرانیان علاقه فراوانی به آن‌ها دارند، به طور کلی عرب گرا و دشمن ایرانی بوده‌اند و حتی بعضاً دستور به اسارت گرفتن ایرانیان را صادر کرده‌اند.

 

چگونگی فتح طبرستان:

در رابطه با شرکت داشتن امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام در فتوحات و کشتار ایرانیان توجه به این نکات راه‏گشاست:

اولاً: بیشتر منابع دست اول تاریخی، فتح طبرستان را از راه صلح و بدون جنگ و خون‌ریزی نوشته‌اند.

ثانیاً: برخی از مورخان، نامی از امام حسن و امام حسین علیهما السلام در این فتح نبرده‌اند. برخی هم با ذکر عبارت «گویند که حسن و حسین در این جنگ شرکت داشته‌اند» به نوعی شک خویش را در این رابطه بیان کرده‌اند. ما ابتدا نظر مورخان دست اول همانند طبری، بلاذری، ابن قتیبه و… را ذکر می‌کنیم و سپس این اقوال را با نظر ابن خلدون که اشاره‌ای به قتل عام دارد، می‌سنجیم.

طبری می‌نویسد: «سعید به سال سی‌ام، آهنگ غزا کرد و سوی گرگان و طبرستان رفت. “عبدالله بن عباس” و “عبدالله بن عمرو بن زبیر” و “عبدالله بن عمرو بن عاص” با وی بودند… “کلیب بن خلف” گوید: سعید بن عاص با مردم گرگان صلح کرد… . ادریس بن حنظله می‌گوید: سعید بن عاص با مردم گرگان صلح کرد و چنان بود که گاهی یکصد هزار وصول می‌کردند و می‌گفتند صلح ما بر همین است و گاهی دویست هزار وصول می‌کردند و گاهی سیصد هزار و گاهی این را می‌دادند و گاهی نمی‌دادند».[۱]

بلاذری نیز در فتوح البلدان می‌نویسد: «”عثمان بن عفان”، “سعید بن عاص” را در سال بیست و نه بر کوفه ولایت داد و مرزبان طوس به او و به “عبدالله بن عامر بن کریز بن ربیعه بن حبیب بن عبد شمس” والی بصره نامه نوشت و ایشان را به خراسان دعوت کرد که هر یک غالب و پیروز شود، خراسان را به تصرف او دهد. “ابن عامر” به قصد آن دیار رهسپار شد و سعید نیز رفت ولی “ابن عامر” بر او پیشی گرفت و سعید به غزای طبرستان رفت. گویند که حسن و حسین دو پسر علی بن ابی‌طالب علیهم السلام، در این جنگ با وی همراه بودند. به قولی سعید بی آنکه از کسی فرمانی دریافت کند، از کوفه به قصد جنگ طبرستان رفت و الله اعلم. سعید طمیسه و نامنه را که قریه‌ای است بگشود و با پادشاه جرجان به دویست هزار و به قولی سیصد هزار بغلیه وافیه صلح کرد».[۲]

ابن قتیبه از مورخان صدر اسلام که وفات او در سال (۲۷۶ هجری) بوده نیز می‌نویسد: «طبرستان توسط سعید بن عاص در زمان عثمان به صلح فتح شد».[۳] مقدسی می‌نویسد: «به روزگار عثمان، “جریر بن عبدالله به جلی” ارمینیه را فتح کرد و سعید بن عاص به جنگ طبرستان رفت و حسن و حسین دو فرزند علی علیهم السلام با او بودند. آنجا را به صلح گشود».[۴]

“ابن فقیه همدانی” نیز در البلدان می‌نویسد: «عثمان بن عفان، سعید بن عاص بن امیه را، در سال (۲۹ هجری) والی کوفه کرد. مرزبان طوس، به او و عبدالله بن عامر بن کریز -والی بصره- نامه کرد و آنان را به خراسان خواند، بدین پیمان که هر یک پیروز شدند، او را بر خراسان فرمانروایی دهند. ابن عامر زودتر به سوی خراسان رفت. سعید از کوفه در آمد و به جهاد با طبرستان پرداخت. در این جنگ حسن و حسین دو فرزند علی، علیه السلام، با سعید بودند. سعید شهرهای طبرستان، طمیش و نامیه را گشود، و با شاه گرگان بر پرداخت دویست هزار درهم بغلیه وافیه صلح کرد. او آن درهم‌ها را به جنگندگان مسلمان می‌پرداخت».[۵]

بنابراین بزرگ‌ترین مورخان جهان اسلام و بزرگ‌ترین کسانی که در باب فتوحات سخن گفته‌اند، فتح طبرستان را به صلح نوشته‌اند. حال اگر مورخی همانند ابن خلدون می‌نویسد: «سعید بن عاص در حالی‌که جمعی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از جمله امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و ابن عباس و… همراه او بودند… پس از امان دادن به مردم جز یک نفر همه را کشت»،[۶] به سخن این مورخ متأخر نمی‌توان چندان اعتماد کرد.[۷]

در بخشی از نوشته‌های ضد دینی با استناد به روایاتی از «سفینه البحار» و «فی مدینه الحکم و الآثار» نوشته شیخ عباس قمی، آمده است که: «پایداری مردم ری در برابر تازیان به اندازه‌ای بر سران عرب گران آمد که امام حسین، پیشوای سوم شیعیان، در نامه‌ای به فرماندار ری نوشت: «ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی‌ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانی‌ها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد؛ زنانشان را به فروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب گماشت».

این روایت جعلی و ساختگی، هم از نظر تاریخی و هم از نظر قرآن و هم سیره معصومین، باطل است. نویسنده مزبور، بخش‌هایی از چند حدیث امام صادق علیه السلام (که لقب ایشان در منابع حدیثی “ابو عبدالله” است)[۸] را گزینش کرده و به هم چسبانده و با اضافه کردن چند جمله، این حدیث را جعل نموده است و گمان کرده این حدیث از امام حسین علیه السلام است!

پیش از این‌که جعلی بودن این حدیث را برای شما آشکار سازیم بهتر است بدانیم که یکی از معیارهای سنجش درستی یا نادرستی احادیث، عرضه آن‌ها بر قرآن کریم است. بر این اساس، اگر روایتی مخالف قرآن باشد، هر چند در کتب مشهور حدیثی آمده باشد، مردود است. پیامبر اکرم در این خصوص فرموده‌اند: «اگر حدیثی از من برای شما روایت شد، آن را بر قرآن عرضه کنید، آنگاه آنچه را که موافق کتاب خدا و سنت من است قبول و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من است، ردّ کنید».‌[۹] وی در حدیثی دیگر می‌فرماید: «وقتی حدیثی برای شما گفتند… اگر موافق قرآن بود من آن را گفته‌ام و اگر موافق قرآن نبود، من نگفته‌ام».[۱۰] حضرت علی علیه السلام نیز می‌فرماید: «آنچه را با کتاب خدا موافق باشد بگیرید و آنچه را با آن مخالف باشد رها کنید».[۱۱]

بنابراین طبق این معیار، روایتی که به تصور نویسندگان ضد دین، از امام حسین نقل شده، چون مخالف قرآن است، مورد پذیرش نیست (از ایشان نیست و جعلی است). نکته دیگر در همین رابطه این که باید توجه داشت امام حسین علیه السلام در سال چهارم هجری متولد شده است[۱۲] و ری در سال هجدهم[۱۳] و حداکثر در سال بیست و چهارم هجری[۱۴] فتح شده است؛ یعنی سن امام حسین علیه السلام در آن زمان بین ۱۴ تا ۱۹ سال بوده است. بنابراین آن حضرت در این زمان در سنین پایین بوده و خلافت هم در دست عمر یا عثمان قرار داشته است. حال این سؤال مطرح است که امام حسین در این زمان چه جایگاهی در لشکر داشته که به فرماندار ری نامه نوشته است؛ در حالی که پدرش از طرف حکومت وقت، طرد و خانه نشین شده بود؟ این مطلب درباره جاعلین حدیث و اسلام‌ستیزان از همان ضرب‌المثل قدیمی حکایت دارد که می‌گوید: ‌«دروغگو کم حافظه است».

علاوه بر این، ساختار حدیث و لحن آن به گونه ای است که گویا امام حسین علیه السلام دارای منصب حکومتی بوده است؛ در حالی که بر اساس منابع تاریخی وی در دوران خلفا هیچ منصب حکومتی نداشته است. باید توجه داشت از میان ائمه تنها امام علی علیه السلام در دوره‌ای کمتر از ۵ سال و امام حسن علیه السلام در دوره‌ای کمتر از ۷ ماه حکومت کرده‌اند.

نکته دیگر این که مرحوم شیخ عباس قمی، در سفینه البحار صفحه ۱۶۴ این حدیث و چند حدیث دیگر را در کنار هم برای بیان فضیلت‌های عجم و خدمات آن‌ها به اسلام آورده است نه تقبیح ایشان؛ اما نویسنده شبه گر با ارائه‌ی ترجمه ای تحریف شده و ناقص از این روایات معنای آن‌ها را به کلی دگرگون کرده است. در این‌جا ترجمه درست مطالب را مرور می‌کنیم. امام صادق علیه السلام فرموده است: اگر قرآن بر عجم نازل می‌شد عرب به آن ایمان نمی‌آورد. (خداوند) قرآن را بر عرب نازل نمود و عجم به آن ایمان آوردند و این فضیلتی برای عجم است. ابو عبدالله [امام صادق علیه السلام] فرمود: ما از قریشیم و شیعه ما عرب است و دشمن ما عجم است. منظور امام از این حدیث این است که شیعه ما، عرب ممدوح و قابل ستایش است؛ خواه از جماعت عرب‌ها باشد و یا از جماعت عجم‌ها، و دشمن ما عجم مذموم و قابل نکوهش است؛ گرچه از جماعت عرب‌ها باشد.[۱۵] همین بیان را علامه مجلسی نیز در بحارالانوار آورده است.[۱۶] اگر فرض کنیم که حدیث ذکر شده از نظر سند، صحیح باشد، با این معنی و مفهومی که در پرتو قرآن و سنت معصومین ارائه شد دیگر مشکلی نخواهد بود و اگر این مفهومی که توسط شیخ عباس قمی ارائه شد را نپذیریم باید بدانیم که در برابر این روایت، روایات دیگری وجود دارد، که در ادامه، به آن‌ها اشاره خواهد شد.

در ادامه صفحه ۱۶۴ کتاب سفینه البحار می‌خوانیم: زمانی که اسیران دربار فارس را به مدینه وارد گردیدند، عمر بن خطاب خواست که زنان آنان را به فروش رساند و مردان آن‌ها را برده قرار دهد تا افراد پیر و فرتوت و ضعیف را بر دوش خود قرار دهند و طواف کعبه دهند. پس امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: پیامبر دستور داده است گرامی دارید افراد کریم قوم را اگرچه مخالف شما باشند، و این قوم فارس، حکیمان کریم هستند و با ما صلح پیشه کردند و رغبت در دین اسلام نمودند. پس آن‌ها را در راه خدا، آزاد می‌نماییم. این حق من و حق بنی هاشم است. در مناقب ابن شهر آشوب نیز همین مطلب ذکر شده است.[۱۷]

علاوه بر این، در مقابل روایتِ: «نحن من قریش…» که اصل آن را شیخ صدوق در معانی الاخبار نقل کرده،[۱۸] روایات دیگری وجود دارد که بر خلاف این روایت است. شیخ صدوق روایت دیگری را همان جا از امام باقر علیه السلام نقل کرده که حضرت می‌فرماید: «ما عرب هستیم و شیعیان ما از ما هستند و سایر مردم پست هستند».[۱۹] در بحارالانوار نیز روایت دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است: «ما عرب هستیم و شیعیان ما از ایرانیان اند و سایر مردم پست هستند».[۲۰]

از جمله مسائل دیگری که در رد این حدیث می توان اشاره کرد، تعارض صریح این حدیث با آیه شریفه «یا أیُّهَا النّاسُ إِنَّا خَلَقناکُم مَن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَنَاکُم شُعُوباً وقَبَائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللّهِ أَتقَاکُم إِنَّ اللهَ عَلیم خبیر»[۲۱] است. یعنی «ای مردم! بی تردید ما همه افراد نوع شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را قبیله ای بزرگ و کوچک قرار دادیم تا همدیگر بشناسید مسلماً گرامی ترین شما نزدخدا پرهیزکارترین شماست همانا خداوند بسیار دانا وآگاه است.» این آیه صراحتا می گوید که: علت اکرام و برتری افراد در نزد خداوند، تنها و تنها تقوا و عملکرد آنهاست. بنابراین روایت مورد بحث، صراحتا و به طور واضح با این آیه شریفه تعارض دارد و راهی جز عدم پذیرش روایت و یا برداشت معنایی دیگر (همانطور که گذشت) باقی نخواهد ماند.

 

نتیجه گیری:

با توجه به نقل اکثر منابع تاریخی، فتح طبرستان با صلح و بدون درگیری انجام گرفت و بر خلاف ادعای نویسندگان ضد دین، قتل عامی از طرف مسلمانان در این منطقه صورت نگرفته تا بخواهیم امام حسن و امام حسین علیهما السلام را به خاطر شرکت در این قتل عام مقصر بدانیم و نقل منحصر به فرد ابن خلدون هم اعتباری ندارد. به علاوه شرکت امام حسن و امام حسین در فتح طبرستان کاملاً مشکوک است و سخنی که به امام حسین علیه السلام نسبت داده شده و حکایت از تعصب عربی و دشمنی با ایرانیان دارد، سخنی جعلی و ساختگی است و مخالف صریح قرآن، سنت معصومین و منابع تاریخی است.

 

__پی نوشت_________________________

[۱]. تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۲۱۱۷-۲۱۱۸.
[۲]. فتوح البلدان، ص ۴۶۹
[۳]. المعارف، ص ۵۶۸
[۴]. البدء و التاریخ، ج ۲، ص ۸۶۸
[۵]. البلدان (ابن فقیه همدانی)، ص ۱۵۲و ۱۵۳
[۶]. العبر، ج ۱، ص ۵۶۹
[۷]. وفات ابن خلدون در سال ۸۰۸ ه.ق یعنی در ابتدای قرن نهم هجری قمری بوده است.
[۸]. نویسنده بی اطلاع (و شاید مغرض) گمان کرده که مقصود از ابی عبدالله، امام حسین (ع) است؛ در حالی‌که در منابع حدیثی و رجالی، هرجا گفته می‌شود «قال ابو عبدالله، سمعت من ابی عبدالله و…» مقصود امام صادق (ع) است.
[۹]. الاحتجاج، ج ۲، ص ۴۷۷
[۱۰]. المحاسن، ج ۱، ص ۲۲۱ و المعجم الکبیر، ج ۱۲، ص ۲۴۴ و بحار الانوار، ج ۲، ص ۲۴۲
[۱۱]. بحار الانوار، ج ۲، ص ۲۲۷ و الامالی (شیخ صدوق)، ص ۴۴۹ و تاریخ الیعقوبی، ج۲،ص ۳۷۴
[۱۲]. الطبقات الکبری، ج ۵، ص ۵۲ و الاستیعاب، ج ۱، ص ۳۹۲ و انساب الاشراف، ج ۱، ص ۴۰۴
[۱۳]. تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۱۹۷۰
[۱۴]. تاریخ الیعقوبی،‌ ج ۲، ص ۵۶ و العبر، ج ۱، ص ۵۴۶
[۱۵]. مستدرک سفینه البحار، ج ۷، ص ۱۰۷
[۱۶]. بحار الانوار، ج ۶۴، ص ۱۷۶
[۱۷]. مناقب، ج ۳، ص ۲۰۷-۲۰۸ و بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۳۲۰
[۱۸]. معانی الاخبار، ص ۴۰۳
[۱۹]. همان.
[۲۰]. بحار الانوار، ج ۶۴، ص ۱۷۶
[۲۱]. سوره حجرات،آیه ۱۳

 

کتابنامه:

۱) ابن سعد؛ الطبقات الکبری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، تهران، فرهنگ و اندیشه، ۱۳۷۴.
۲) ابن عبد آلبر؛ الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲.
۳) ابن عبد آلبر؛ الاستیعاب فی معرفه الأصحاب، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲.
۴) ابن قتیبه؛ المعارف، القاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب، چاپ دوم، ۱۹۹۲.
۵) ابن خلدون، عبدالرحمن؛ العبر، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، چاپ اول، ۱۳۶۳.
۶) البرقی، احمد بن محمد بن خالد؛ المحاسن،‌ قم،‌ دار الکتب الاسلامیه، بی تا.
۷) بلاذری، احمد بن یحیی؛ انساب الاشراف، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷.
۸) بلاذری، احمد بن یحیی؛ فتوح البلدان، ترجمه: محمد توکل، تهران، نقره، چاپ اول، ۱۳۳۷.
۹) شیخ صدوق؛ الامالی، قم، مؤسسه البعثه، چاپ اول، ۱۴۱۷.
۱۰) طبرانی، سلیمان بن احمد؛ المعجم الکبیر، قاهره، مکتبه ابن تیمیه، چاپ دوم، بی تا.
۱۱) طبرسی، احمد بن علی؛ الاحتجاج، مشهد، مرتضی، چاپ اول، ۱۴۰۳.
۱۲) طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الطبری، ترجمه: ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، چاپ پنجم، ۱۳۷۵.
۱۳) مجلسی، محمدباقر؛ بحار الانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳.
۱۴) مقدسی، مطهر بن طاهر؛ البدء و التاریخ، ترجمه: محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، آگه، چاپ اول، ۱۳۷۴.
۱۵) نمازی، شیخ علی؛ مستدرک سفینه البحار، قم، مؤسسه نشر اسلامی، ۱۴۱۹.
۱۶) همدانی، ابن فقیه؛ البلدان، ترجمه: ح. مسعود، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۹.
۱۷) یعقوبی، ابن واضح؛ تاریخ الیعقوبی، بیروت، دار صادر، بی تا.

پژوهشکده باقرالعلوم

مطالب مرتبط

پرسش: امام حسن‌(ع) چند همسر داشتند؟ دلیل شایعاتی که مدعی هستند حضرت دارای 300 همسر بودند، چیست؟   پاسخ : آنچه از نقلهای مختلف در تاریخ به دست می‌آید این است كه حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام حداكثر ...
متن شبهه: حسین بن علی، قاتلی که از سر بی خردی مردم فرهنگ باخته، اسطوره شد. به راستی ما چه ملّت فرهنگ باخته و جهل زده ای هستیم؟ در کجای دنیا کسی برای قاتلین اجداد و ...
سوال: چرا حضرت علی علیه السلام در ماجرای اطعام فقیر، اسیر و یتیم ؛ تمام غذای خانه را به آنها دادند و غذایی برای خود و یا کودکان باقی نگذاشتند؟   پاسخ: درباره چگونگی نذر و نحوه اطعام اهل ...
اخیرا، روایتی از امام حسن مجتبی علیه السلام، توسط کانال های ملحدین، نشر داده شده است، ملحدین و منتقدین اسلام، معتقد اند این روایت بیانگر روحیات و خلقیات امام حسن مجتبی به عنوان کریم اهل ...
سوال: اگر كفر معاويه به خاطر جنگ با علي عليه السلام ثابت شود، پس چرا امام حسن عليه السلام با وي صلح نمود؟   پاسخ: كفر معاويه نه تنها به ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب