یکشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، برهان اثبات خدا (برهان فطرت) در 1 هفته قبل منتشر شده است .
»   سایر شبهات, شایعات اعتقادی  »   تفاوت نظریه تکامل داروین و قاعده مسخ و تناسخ در اسلام
۲۰ بهمن ۱۳۹۴ , ساعت ۲۰:۱۷

تفاوت نظریه تکامل داروین و قاعده مسخ و تناسخ در اسلام

متن منتشر شده:
مرحوم داروین فقط کافی بود یکبار به بحارالانوار یا حلیه المتقین مسلمانان رجوع می‌کرد، دیگر چه نیازی به آن همه مطالعه و سفر داشت؟ حضرت امام موسی کاظم فرمودند: حیواناتی که مسخ شدند به قرار ذیل می باشند. (بدین معنی که ابتدا انسان بودند و بعد به اذن خدا تبدیل بحیوانات شدند): فیل: پادشاهی بوده که زنا و لواط می کرده.! خرگوش: زنی بوده که به شوهر خود خیانت می کرده.! میمون و خوک: جماعتی از بنی اسراییل که در روز شنبه شکار کردند.! سوسمار: گروهی از بنی اسراییل که در زمان حضرت عیسی ایمان نیاوردند.! عقرب: مردی بوده که سخن چینی می کرده.! زنبور: قصابی بوده که از ترازو دزدی می کرده.! خرس: مردی بوده که مردم با او عمل قبیح می کردند.! عنکبوت: زنی بوده که از برای شوهر خود سحر می کرده.! پشه: شخصی بوده که پیغمبران را مسخره می کرده.! منبع: (حلیه المتقین .باب۱۳.فصل۸ – تالیف علامه محمد باقر مجلسی )

توضیح و نقد مطلب:
ابتدا مطلبی که در کتاب حلیه المتقین مرحوم علامه مجلسی آمده است را مطرح می‌کنیم:
«از حضرت امام موسی کاظم علیه‏ السلام منقول است که حیواناتی که مسخ شده‌اند دوازده صنفند، اما فیل پس از آن پادشاهی بود که زنا و لواط می‌کرد و خرس اعرابی بادیه نشینی بود که دویتی می‌کرد و خرگوش زنی بود که با شوهر خود خیانت می‌کرد و غسل حیض و جنابت نمی‌کرد و شب پره خرمای مردم را می‌دزدید و سهیل مری بود که در یمن عشاری می‌کرد و زهره زنی بود که مردم می‌گویند که هاروت و ماروت از او فریب خوردند و میمون و خوک جماعتی بودند از بنی اسرائیل که در روز شنبه شکار کردند و امام سوسمار و چلپاسه گروهی بودند از بنی اسرئیل که در زمان حضرت عیسی علیه‏ السلام چون مائده از آسمان نازل شد، ایمان نیاوردند و مسخ شدند، پس یک گروه ایشان به دریا رفتند و دیگر به صحرا و اما عقرب مرد سخن چینی بود و اما زنبور قصابی بود که از ترازو دزدی می‌کرد. در روایت دیگر منقول است که خرس، مردی بود که مردم با او عمل قبیح می‌کردند. و سوسمار، اعرابی بود که مال حاجیان را می‌دزدید. و عنکبوت زنی بود که از برای شوهر خود سحر می‌کرد و دعموص مرد سخن چینی بود که در میان دوستان جدائی می‌انداخت و مار و ماهی دویت بود و شب پره خرما از سردرخت می‌دزدید و میمون یهودانند که ماهی در شنبه شکار کردند و خوک جماعتی‌اند که ایمان بمائده آسمان نیاوردند.»

اما تعریف مسخ و تناسخ چیست؟
علامه طباطبائی در تعریف مسخ می‌نویسد: تبدیل صورت انسانی به صورت حیوانی را مسخ گویند و کیفیت آن به این صورت است که انسان‌ها در اثر تکرار عملی، صورتی از صور ملکات را کسب می‌کنند؛[۱] یعنی بر اثر کارهای نیک و مخلصانه، انسان به سمت نفس ملکوتی حرکت می‌کند و بر عکس با انجام کارهای زشت و ناپسند، به سوی ملکه‌ی آن کار ناپسند حرکت می‌کند. در بسیاری از روایات اخلاقی، عصبانیت به آتش تشبیه شده است[۲] و یا در قرآن مجید، حقیقت خوردن مال یتیم به آتش تعبیر شده است.[۳] این‌ها مجاز و استعاره نیست، بلکه حقیقت این گناهان است که توسط کتاب صادق و پیامبران راستگو بیان شده است.
برای نمونه می توان به حدیث غیبت مومن اشاره کرد:
دو نفر نزد پیامبر اکرم صل الله علیه و آله آمدند، تا چشم پیامبر به آنها افتاد، فرمود: «شما گوشت خوردید». گفتند: یا رسول اللّه! ما امروز اصلاً چیزی نخوردیم. پیامبر فرمودند: «شما گوشت خورده‌اید، من آثار و تکّه‌های گوشت را در دهان شما می‌بینم، آنها انکار کردند. پیامبر فرمود: شما امروز گوشت‌های تن سلمان و اسامه را جویدید، شما از آنها غیبت کردید.[۴]
از آنجا که جایگاه پیامبر اکرم لا ینطق عن الهوی است، پس یقینا در دهان آنان تکه‌های گوشت غیبت شوندگان (طبق آیه ۱۲ سوره حجرات) برای پیامبر اکرم تجسم کرده است.
در نتیجه اگر کسی در گناه غوطه‌ور شود، حقیقت این گناهان می‌تواند به صورت ملکه‌ای در نفس او درآید که حتی با آن ملکه در روز قیامت محشور شود. از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: «کسانی که خدا و رسولش را تکذیب کنند، در روز قیامت به صورت میمون و خوک از قبرهای­شان بلند شده و محشور می‌شوند.»[۵] «از طرفِی هیچ دلیلی نداریم که نفسانیات و صورت‌های نفسانی، همانطور که در آخرت مجسم می‌شوند در دنیا نیز از باطن به ظاهر درنیامده و مجسم نشوند».[۶] «در مسئله‌ی مسخ، انسان تبدیل به حیوان نمی‌شود بلکه بر روی صورت انسانی، صورت حیوانی قرار می‌گیرد، پس مسخ شده، انسان مسخ شده است نه مسخ شده‌ای فاقد انسانیت.»[۷]
این مطلب را دلایل دیگر نیز تأیید می‌کند، زیرا همانطور که گفته شد مسخ برای عذاب کردن عده‌ای گنه کار است.

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله می‌فرمایند: «خداوند، امت‌هایی را به خاطر سرپیچی از اوصیا و امامان بعد از انبیا مسخ کرد»،[۸] پس اگر قرار است عذاب الهی شامل آنها شود، باید انسانیت خود را درک کرده و صورتی از حیوانیت بر آنها تسلط یابد و وقتی عذاب در اینباره صدق می‌کند که متوجه شوند انسان هستند ولی به صورت خوک یا میمون در آمده‌اند.
در این باره از امام رضا علیه السلام روایت شده است: «خداوند انسان‌های مسخ شده را عبرت و پندی برای مردم قرار داد و دلیل بر اینکه کسانی هستند که در صورت خلقی‌شان تبدیلی ایجاد شده است، و در این مسخ شباهتی از انسان قرار داد تا فهمیده شود این‌ها انسان‌های مورد غضب اویند»؛[۹] یعنی هم خودشان می‌فهمند که انسانند و هم دیگران آنها را می‌شناسند و این مسخ بر صورت انسانی آنها تسلط پیدا کرده است.
در روایتی از امام زین العابدین علیه السلام چنین آمده است: «بعد از گناهی که یهودیان در روز شنبه کردند و از دستور خداوند مبنی بر ممنوعیت صید ماهی در روز شنبه سرپیچی کردند، خداوند آنها را به صورت میمون‌هایی درآورد: “محققاً دانسته‌اید جماعتی از شما را که عصیان ورزیدند و حرمت شنبه را نگاه نداشتند، گفتیم بوزینه شوید دور از قرب حق”،[۱۰] عده‌ای از مؤمنان که در شهرهای مجاور بودند برای دیدن آنها آمدند. عده ای از آنها که قبلاً این گناه­کاران را می‌شناختند بعد از دیدن چهره عوض شده‌ی آنها، دوباره آنها را می‌شناختند و می‌گفتند: تو فلانی پسر فلانی نیستی، آن میمون هم با اشک ریزان و با حرکت سر خود جواب می‌داد که بله.»[۱۱]

سوالی دیگر مطرح است که آیا مسخ ها حقیقی اند یا نوعی؟
اکثر مفسرین، مسخی را که در قرآن در مورد بوزینه و خوک شدن افراد آمده است، مسخ حقیقی می‌دانند؛ یعنی شخص واقعاً به صورت میمون و خوک درآمده است، اما در این میان عده‌ی بسیار کمی از مفسران اهل سنت مانند شیخ محمد عبده و دیگران این نوع مسخ را، مسخ در طبع می‌دانند، مثل این آیه‌ی قرآن که می‌فرماید: «کمثل الحمار یحمل اسفارا»، که فرد مورد خطاب به صورت حمار درنیامده ولی چنین طبیعتی دارد و برتر از آن نیست.[۱۲]
همچنین در روایات آمده است که مسخ شدگان بقا نخواهند داشت و زاد و ولد نخواهند کرد؛ امام علی بن الحسین (ع) می‌فرمایند: «مسخ شدگان تا سه روز زنده بودند، سپس خداوند باران و بادی فرستاد و همه را به دریا انداخت، هیچ مسخ شده­‌ای بعد از سه روز زنده نمانده است و این حیواناتی که اکنون به شکل آنها می‌بینید، فقط شبیه آنانند نه آنکه خود آنان و یا از نسل آنان باشند.»[۱۳] و اگر در بعضی از روایات علت حرمت گوشت سگ و خوک و میمون را مسخ شدن آنها نام می‌برد، منظورش این نیست که از نسل آنان‌اند، بلکه «به خاطر مضراتی که گوشت آنان دارد و به خاطر تعظیم عقوبت خداوند بر عده‌ای که به این شکل در آمده‌اند می‌باشد تا مردم با این گونه حیوانات انس نگیرند و عذاب الهی را سبک نشمارند.»[۱۴]
بنابر مطالب بالا مسخ شدن به معنای ذکر شده در پیام نمی‌باشد.

حال که معنی مسخ مشخص شد، نظریه داروین را مطرح خواهیم کرد:
فرضیه تکامل انواع یا «ترانسفورمیسم» می‌گوید موجودات زنده در آغاز به شکل کنونی نبودند، بلکه در آغاز موجودات تک سلولی در آب اقیانوس‌ها و از لابه لای لجن‌های اعماق دریاها با یک جهش پیدا شدند؛ یعنی موجودات بی‌جان در شرایط خاصی قرار گرفتند که از آنها نخستین سلول‌های زنده پیدا شد. این موجودات ذره بینی زنده تدریجاً تکامل یافتند و از نوعی به نوع دیگر تغییر شکل دادند. کامل‌ترین حلقه این تکامل همین انسان‌های امروزند که از موجوداتی شبیه به میمون و سپس میمون‌های انسان‌نما ظاهر گشتند.

تفاوت تناسخ و نظریه تکامل:
با این توضیح مختصر مشخص می شود که نظریه داروین با قضیه تناسخ در اسلام کاملا متفاوت است؛ تفاوت نظریه داروین و تناسخ را می‌توان چنین بیان کرد:
۱_ نظریه داروین صرفا یک نظریه است که بارها مورد نقد قرار گرفته است در حالی که تناسخ یکی از مسائل ثابت شده و مسلم برای (حداقل) مسلمانان خواهد بود.
۲_ نظریه داروین به سیر جانداران به سوی تکامل اطلاق می‌شود در حالی که مسخ شدن، نوعی تنازل از مقام انسانیت است به حیوانیت.
۳_ در نظریه داروین سیر جانداران به سوی تکامل به صورت تدریجی بوده است در حالی که در تناسخ به صورت دفعتا، تغییر صورت می‌گیرد.
۴_ در نظریه داروین جانداری که جهش کرده است و تبدیل به حیوان دیگری شده؛ زنده خواهد ماند و بقاء خواهد داشت در حالی که در مسخ شدن افراد شخص جان خواهد داد و زاد و ولد معنی نخواهد داشت.

نتیجه:
نظریه داروین هیچ ارتباطی به قضیه تناسخ نخواهد داشت و این دو مساله با هم متفاوت‌اند؛ نظریه داروین بارها از نظرهای مختلف علمی مورد نقد قرار گرفته است و معروف است که مرگ نظریه داروین توسط دانشمندان اعلام شده است.
شایان ذکر است که در مسائل روایی و اعتقادی؛ بدون بررسی تمام و کمال روایات و همچنین صحت و سقم آنها نمی‌توان، آن آموزه دینی و یا خبر روایی را نقد کرد.

__پی‌نوشت____________

  1. المیزان، ج ۱، ص ۳۱۱.
  2. معراج السعاده، فصل در مذمت غضب، ص ۱۷۲.
  3. نساء، ۱۰.
  4. تفسیر کشف الاسرار میبدی، ج۹، ص۲۶۳.
  5. سفینه البحار، ج ۴، ص ۳۷۷.
  6. المیزان، ج ۱، ص ۳۱۱.
  7. همان.
  8. سفینه البحار، ج ۴، ص ۳۷۶.
  9. تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۸۶.
  10. و لقد علمتم الذین اعتدوا منکم فی السبت فقلنا لهم کونوا قرده خاسئین»، بقره، ۶۵.
  11. تفسیر صافی، ملامحسن فیض، ج ۱، ص ۶۲۰.
  12. تفسیر کاشف، محمد جواد مغینه، ج ۱، ص ۱۲۱.
  13. تفسیر صافی،همان.
  14. سفینه البحار، ج ۴، ص ۳۷۵.
سایت اسلام کوئیست - پایگاه تخصصی شبهه

مطالب مشابه

«و إن تعجب فعجب قولهم أءذا كنا تربا أ ءنا لفی خلق جدید أولئك الذین كفروا بربهم و أولئكش الأغلل فی أعناقهم و أولئك أصحب النار هم فیها خلدون و یستعجلونك بالسیئة قبل ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب