یکشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، تقلب کردن طلبه‌ها در امتحانات حوزه علمیه در 3 هفته قبل منتشر شده است .
»   شبهات وجود خدا  »   پاسخ به متن «من کافرم» و شبهات پیرامون آن
۵ بهمن ۱۳۹۵ , ساعت ۱۷:۰۴

پاسخ به متن «من کافرم» و شبهات پیرامون آن

متنی در فضای مجازی منتشر شده است که حاوی ۱۳ بند می‌باشد، این بندها با عنوان «من کافرم» منتشر شده است که در این مختصر به بررسی هر ۱۳ بند به صورت مختصر می‌پردازیم:

متن منتشر شده در فضای مجازی:
من کافرم:
۱_ من به خدایى که نوبت همخوابگى پیامبرش مهمتر از نفى برده‌دارى است، کافرم…

پاسخ شماره ۱:
برده‌داری، یکی از قوانین و قواعد حساب شده خداوند، برای رسیدگی به امور اسیران است، در مطلبی جدا و مفصل، به اثبات این ادعا پرداخته‌ایم که «قوانین برده‌داری اسلام، بهترین راه ممکن در نگهداری و رسیدگی به اسیران است» مراجعه بفرمایید به:

اینجا

اما منظور از نوبت همخوابی در متن، احتمالا روایات و آیاتی است که اشاره به عدالت بین همسران است؛ خداوند متعال در آیاتی، رعایت عدالت بین همسران متعدد را گوشزد کرده و حتی پیامبر اکرم نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند. این خود دلیلی بر عدالت خداوند و حقانیت اسلام و پیامبر آن است.

متن منتشر شده
۲_ من به خدایى که دستور کشتن ناباورانش را می‌دهد، کافرم…

پاسخ شماره ۲:
خداوند متعال، هیچگاه دستور قتل کافران را نداده است، بلکه تنها جرم کسانی که مسلمان زاده‌اند (پدر و مادر آنها مسلمان است) ولی خودشان اظهار به کفر می‌کنند، حکم اعدام وضع شده است. و علت وضع این حکم نیز، اهمیت دادن به کافر شدن یک مسلمان است به طوری که این مسلمان حق اظهار کفر خود را ندارد، بلکه صرفا می‌تواند در درون خود کافر باشد ولی در ظاهر باید اسلام را رعایت کند و بین مسلمانان زندگی کند تا اینکه شبهاتش برطرف شده، و به اسلام برگردد.
این قاعده، از حقانیت اسلام سرچشمه می گیرد؛ مانند اینکه پدری، از اینکه فرزند خلافکارش، بعداز مدتی دوباره به زندگی عادی برخواهد گشت و حتما سرش به سنگ برخورد خواهد کرد؛ پسر را ولو به اجبار در منزل نگهداری می‌کند و او را طرد نخواهد کرد. هیچ شخصی حق ندارد به این پدر بگوید: تو به پسرت زور می‌گویی، بگذار تا برود و هر کاری می‌خواهد بکند و او را در خانه حبس نکن؛ مگر آنکه پدر در حق فرزندش واقعا ظلم کرده باشد.

متن منتشر شده
۳_ من به خدایى که راهى بهتر از قطع عضو براى اصلاح جامعه ندارد، کافرم…

پاسخ شماره ۳:
خداوند متعال در اسلام، دستوراتی وضع کرده است که مردم از روی اختیار اقدام به خرابکاری در جامعه نکنند و در نتیجه جامعه ،گرفتار بحران نخواهد شد؛ اما همیشه هستند افرادی که نه اعتقادی به آخرت و کلام الهی و نه اعتقاد به مسائل امنیتی و اخلاقی و قوانین حکومت‌ها دارند. بنابراین راهی جز مجازات و برقراری جزاء اعمال وجود نخواهد داشت؛ به همین خاطر خداوند متعال جزائی دنیایی و اخروی برای اعمال اشتباه وضع کرده است؛ از جمله همین قوانین، حکم قطع چهار انگشت دست برای کسی که دزدی نماید. (البته تمام دزدی‌ها چنین مجازاتی را ندارد، بلکه باید هجده شرط محقق شود) و همچنین جزاء قتل که اعدام است و جزاء اعمال تروریستی نیز به همین شکل… با وضع چنین مواخذه‌هایی، افراد با روحیه فوق، از ترس ضررهای دنیایی (قطع انگشتان) اقدام به دزدی را رها می‌کنند.
این قاعده در تمام جهان و نزد تمام عقلا جاری است و در قانون گذاری، تعزیرات و مجازات‌ها تعیین می‌گردد.

متن منتشر شده
۴_ من به خدایى که منبع تنفر است و حتى از مخلوقات خودش، سگ و خوک متنفر است، کافرم…

پاسخ شماره ۴:
خداوند متعال، از ظلم، زشتی، پلیدی و هر چه به آن بد اطلاق شود، بیزاری جسته و آن را از خود نمی‌داند؛ چرا که خداوند خالق نور است و تاریکی عدم نور می‌باشد؛ خداوند خالق زیبایی است و زشتی عدم زیبایی است؛ خدا، خالق خوبی‌هاست و بدی‌ها، عدم خوبی‌ها می‌باشند. بنابراین خداوند خالق زشتی‌ها و بدی‌ها و پلیدی‌ها نیست، بلکه این مخلوقات خداوندند که با استفاده از اختیار خود، این موارد را برای خود پیش می‌اورند. اصطلاحا گفته می‌شود، «شر»، امر عدمی است و «خیر» امر وجودی.
اما سگ و خوک، دو موجود از موجودات خداوند هستند که خداوند آنها را به دلایل مختلف خلق کرده است؛ و هیچگاه از آنها تنفر نجسته و آنها را دور نرانده؛ بلکه برای آنها احکامی وضع کرده است؛ از جمله نجاست و حرمت گوشت و… که ارتباطی به ذات آنان ندارد. و اگر اینچنین بود، اگر جان آنها در خطر می‌افتاد، هرگز ـنها را حفظ نمی‌کرد و به آنها روزی اعطاء نمی‌نمود و از ابتدا خلقشان نمی‌کرد. حتی در احکام دینی که خودش وضع کرده، دستور به کمک کردن به این حیوانات نمی‌داد و…

متن منتشر شده
۵_ من به خدایى که در تدارک جهنم است و خود را مهربان می‌نامد، کافرم….

پاسخ شماره ۵:
خداوند متعال، انسان‌ها را برای آتش نیافریده است؛ ولی عدل او اقتضاء می‌کند؛ به ظلم‌های ظالمان که در دنیا پاسخ داده نشده، پاسخ دهد، آنها را مجزات نموده، حق مظلومان را از آنها بستاند. همانطور که باید به عادلان و نیکوکاران، اجر کار آنها را بدهد. بنابراین توقع اینکه خداوند نسبت به ظالمان بی‌توجه باشند؛ توقع ظالمان است و خداوند شایسته چنین ظلمی نیست.

متن منتشر شده
۶_ من به خدایى که دینش زیر کمر و بهشتش فحشا خانه است، کافرم…

پاسخ شماره ۶:
خداوند متعال، قوانین جامعی را برای زندگی بشر وضع کرده است که ما به آن اسم دین را می‌گذاریم؛ این قوانین از کوچک‌ترین عمل‌های زندگی روزانه یک بشر شروع و تا بزرگ‌ترین معضلات یک جامعه و کشور تمام می‌شود؛ از یک آب خوردن ساده تا معضلات اقتصادی حکومت‌ها.
اما مسائل جنسی نیز یکی از این موارد است؛ کسانی که مدعی هستند اسلام تمام احکامش مربوط به مسائل جنسی است، کمتری مطالعه‌ای درباره اسلام نداشته‌اند.
و اما مساله بهشت، خداوند متعال بهشتی را وعده داده است که تمام طیبات و طاهرات در آن حلال و بدون هیچ قید و شرطی در اختیار بهشتیان قرار گرفته است؛ یکی از این نعمت‌ها، مسائل جنسی است که به بهترین نوع خواست افراد بشر (بهشتیان) مورد استفاده قرار خواهد گرفت. و این بهره‌برداری از نعمت‌های بهشت، بسته به نوع سلیقه و میل افراد مختلف است. شاید برخی از بهشتیان علاقه‌ای به مسائل جنسی نداشته باشند و از سایر نعمت‎های الهی استفاده نمایند.
عجیب است که نویسندگان چنین متونی، از تبعیض در مسائل جنسی، سخت‌گیری اسلام درباره روابط آزاد جنسی و… دم می‌زنند؛ ولی اکنون به روابط جنسی عالم بهشت، ایراد وارد می‌کنند.

متن منتشر شده
۷_ من به خدایى که تقلید را به تفکر، و باور را به حقیقت ترجیح میدهد، کافرم…

پاسخ شماره ۷:
قواعد و قوانین اسلام، به دو دسته: فروع و اصول دین تقسیم می‌شود؛ اصول دین آن مسائل اعتقادی است که تقلید در آن باطل، و شخص باید در اعتقادات خود با عقل و فهم و درک و همچنین منابع اسلامی، به یک اعتقاد دسترسی پیدا کند؛ اما در مسائل فروع (مسائل عملی) دین نیز می‌تواند خود اینچنین باشد (با استفاده از منابع و عقل خود حکم خداوند را دریابد) و یا از متخصصی تقلید کند. تقلید از متخصص را هر عقل سلیمی تجویز می‌کند. رفتن به پزشک، درخواست از یک دامپزشک، مهندس ساختمان، ریاضی‌دان، شیمی‌دان و… برای رفع مشکلات و معضلات در حیطه کاری آنان، از جمله رجوع به متخصص است.
اما حقیقت و باور، بنابر اعتقادات مسلمانان، حقیقت همان باور آنهاست؛ بنابراین اگر خلاف باور مسلمانان مطلبی مطرح شود، و حقیقت جلوه داده شود، مسلمانان آن را نمی‌پذیرند. برای مثال، اگر اسلام به کروی بودن زمین رای می‌دهد و تمام دانشمندان عالم، به مسطح بودن آن رای بدهند (همانطور که صدها سال همین را می‌گفتند)، مسلمانان به باور خود اعتماد می‌کنند نه به حرف دانشمندان (مانند واقعه تاریخی نظام بطلمیوسی و سخنان امام صادق علیه السلام)

متن منتشر شده
۸_ من به خدایى که نمیداند خورشید به دور زمین نمیچرخد و شبها در برکه گِل فرو نمیرود، کافرم…

پاسخ شماره ۸:
خداوند متعال، در آیاتی از قرآن کریم، به بیان حقایقی روی آورده است که ممکن است علوم تجربی هنوز به کشف آنها نرسیده باشد؛ از جمله مساله چرخش زمین به دور خورشید؛ این مساله تا صدها سال پیش، مساله‌ای اشتباه قلمداد می‌شد، تا اینکه دانشمندان از چرخش زمین به دور خورشید پرده برداشتند؛ آنها گفتند که زمین نیز به دور خوشید می‌چرخد، هر چند با سرعتی بسیار آهسته و غیر قابل درک. بنابراین این ایرادی به قرآن کریم و خداوند متعال نیست که از حقایقی پرده برداشته است که علوم تجربی بشری را محدود نشان می‌دهد.
و اما شبهه ورود خورشید در برکه گل، به صورت مفصل در یک مطلب مجزاء به آن پرداخته شده است، مراجعه بفرمایید به:

اینجا

متن منتشر شده
۹_ من به خداى داعش و طالبان، ملّا و بوکوحرام، کافرم…

پاسخ شماره ۹:
داعش، طالبان، بوکوحرام، مجاهدین خلق، القاعده و… همگی گروه‌هایی هستند که خود را اسلامی می‌دانند، ولی با مبانی اسلام و دستورات آن همخوانی ندارند؛ ما شیعیان دوازده امامی نیز از دینی که داعش، طالبان و… به عنوان دین حق معرفی می‌کنند، بیزاریم و آن را قبول نخواهیم داشت و خدای ساختگی آنها را نیز قبول نمی‌کنیم، خدایی که جسم است، ظلم می‌کند و دگراندیشان را خواهد کشت…
با یک بررسی دقیق تاریخی، متوجه نکته ظریفی خواهیم شد و آن اینکه: «تمام گروه‌های تندروی اسلامی، همه از فرقه‌های منحرف اسلامی غیر از شیعه دوازده امامی هستند» و از دیدگاه ما و روایات نبوی و اسلامی؛ تمام فرقه‌های اسلام بجز شیعه اثنی عشری؛ باطل و منحرف‌اند.

متن منتشر شده
۱۰_ من به خداى پنهان شده که جرات نشان دادن و اثبات خودش را ندارد، کافرم…

پاسخ شماره ۱۰:
خداوند متعال، واجب الوجودی است که قابلیت دیدن را ندارد، چرا که جسمیت ندارد و همچنین وجود خود را به روش‌های مختلفی اثبات نموده‌است؛ از جمله: براهین عقلی محض، براهین علمی، معجزات و…
کسانی که وجود خداوند را منکر می‌شوند، یقینا مصداق آیات قرآن کریم هستند که خود را کور و کر کرده‌اند. و این براهین حتمی را نمی‌بینند.

متن منتشر شده
۱۱_من به خدایى که چشم خود را بروى جنایتى که بنامش میشود بسته است، کافرم…

پاسخ شماره ۱۱:
در جهان کنونی ما، ظلم‌ها و جنایات بسیاری صورت می‌گیرد که برخی به اسم خداوند محقق می‌شود؛ در حالی که حقیقتا این ظلم‌ها منشایی غیر خداوند است. چرا که خداوند ظالم نیست و ظلم را دوست ندارد.
اینکه چرا خداوند مانع ظلم ظالمان نمی‌شود نیز ریشه در اختیار افراد دارد؛ خداوند نمی‌تواند مانع از اختیار افراد بشود، چرا که در این صورت دیگر ظلمی تحقق نمی‌یافت و دیگر آزمون و خطا مطرح نبود. و این کار مناسبی برای خداوند متعال نیست.
فرض کنید شخصی قصد قتل دیگری را دارد، خداوند می‌تواند مانع شود، و باعث بشود این شخص موفق به قتل نگردد؛ که این کار با اختیار قاتل منافات دارد. و همچنین می‌تواند به اختیار او خللی وارد نکند و جزاء او را در دنیا و یا آخرت از او مطالبه نماید.
یقینا کفار در این مساله دچار تحیرند که چطور خداوندی وجود داشته باشد و ظلمی را ببیند ولی کاری نکند؛ در حالی که موحدان با اعتقاد به آخرت، دنیا را پایان حیات بشری نمی‌دانند. علت آن است که زندگی، مجموع دنیا و آخرت است؛ و ظلم درباره خداوند، زمانی معنا می‌گیرد که ما از آخرت نیز با خبر باشیم. مانند آنکه اگر بخواهیم ظالم بودن یا ظالم نبودن شخصی را اعلام کنیم؛ باید تمام زندگی او را مدنظر بگیریم؛ و نمی‌شود در برهه‌ای از زمان اعلام ظلم و یا عدل کنیم؛ چرا امکان تغییر وجود دارد.

متن منتشر شده
۱۲_ من به خداى اسلام، که خود هم دیکتاتور است و هم شیطان، کافرم…

پاسخ شماره ۱۲:
دیکتاتوری با اختیار افراد بشر، مخالفت دارد؛ چطور می‌شود خداوند متعال به دیگران اختیار بدهد، سپس از عواقب کارها نیز ایشان را با خبر کند؛ و سپس به آنها دیکتاتوری نماید؟

متن منتشر شده
۱۳_ من به خداى تو کافرم، به همه خدایان ساخته ذهنِ بیمار انسان عهد عتیق، کافرم…

پاسخ شماره۱۳:
کسانی که منکر وجود خداوند متعال بشوند، یا وجود او را قبول کنند ولی به آن کفر بورزند، بیانگر جهل، نادانی و بی‌خردی خود هستند. وقتی عقل، فطرت، معجزات علمی و تاریخی و… همگی به وجود خداوندی قادر و عالم نشانه اند؛ چطور می توان منکر عقل و فهم و درک و فطرت شد؟
یقینا چنین افرادی از درک عقلی، بی‌بهره‌اند. و به همین خاطر است که ما به این افراد می‌گوییم کافر، چرا که کافر کسی است که چیزی را بپوشاند، در حالی که به وجود آن علم دارد. کسانی که می‌دانند خداوندی هست، ولی آن را مخفی می‌کنند.

پایگاه تخصصی شبهه

مطالب مشابه

یکی از راه‌های شناخت و معرفت به خداوند، راه فطرت است. انسان همان‌گونه که از نگاه و تفکر در آیات آفاقی واقعیتی را به عنوان خالق و مدبر این جهان کشف می‌کند، از ...
متن شبهه:تصور کن توی اقیانوس داری شنا می‌کنی، ناگهان عضله‌ت می‌گیره و از ساحلم خیلی دوری و نزدیکه غرق بشی! هیچکس بجز من اون طرفا نیست، من یه خداناباورم و روی جت اسکی ...
متن شبهه: اگر ما تونستیم بفهمیم که برده‌داری اشتباه بوده، چرا خدا نتونسته بفهمه؟ پاسخ: برده‌داری، به چند معنا در جهان جاری بوده و هست، که اثر آنها ظالمانه بوده و حق ...
متن منتشر شده در فضای مجازی: در برابر کسانی که بدون نیاز به خدا هم خوب هستند، شگفت‌زده نشوید. به خاطر کسانی که برای خوب بودن به خدا نیاز دارند غمگین باش......
متن شبهه: "you don't become an atheist atheism is the default position." شما تبدیل به یک آتئیست نمی شوید، آتئیست حالت اولیه و پیش فرض همه است. شما به وضعیت اصلی تون برمیگردید....

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب