یکشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، برهان اثبات خدا (برهان فطرت) در 1 هفته قبل منتشر شده است .
»   شبهات وجود خدا  »   خداوند موجودی ذهنی است یا وجودی حقیقی؟
۲۱ دی ۱۳۹۵ , ساعت ۷:۳۹

خداوند موجودی ذهنی است یا وجودی حقیقی؟

متن شبهه:
خدا موجودى ذهنى است ساخته و پرداخته‌ى ذهن افراد خدا پرست… و طبیعتا هر خداپرستى خدایش با دیگرى فرق دارد، چون زاده و پرورده ذهن خودش است. بطور مثال مهاجر ایرانى‌اى را در نظر بگیرید که به کانادا آمده و تا حدودى به قوانین مدنى آن آشنا شده و خرافات و زن ستیزى و کودک آزارى در فرهنگ اسلام را دیگر قبول ندارد و یا در او خیلى سست شده است، و به زبان انگلیسى هم تا حدودى تسلط پیدا کرده ولى هنوز در پستوى ذهن خود به خدائى نیز معتقد است. طبیعتا این خداى او مانند خود او دیگر زن آزار نیست و با کودکان مهربان‌تر از خداى اسلام است… به همین دلیل مى‌بینیم که خداى محمد بطور مثال مشروب و گوشت خوک را حرام کرده در صورتیکه خداى عیسى مسیح هیچ مشکلى با آن ندارد. در یک کلام نمى توان ٢ خدا پرست را یافت که علیرغم اینکه دین و آئین و مرام مشترکى هم داشته باشند خدایشان دقیقا یکى باشد.

پاسخ:
مقدمه:
ابتدا باید تحقیق نمود که آیا گرایش به خدا می‌توانسته امری موهومی و خیالی باشد یا نه؟ برای رسیدن بدین منظور باید پیرامون تعریف تخیل و اقسام آن سخن گفت و سپس تشریح نمود که معتقدین به این قضیه، گرایش به خدا را از نوع کدام یک از اقسام تخیل می‌دانند.
«تخیل عبارت از قوه‌ای است که به وسیله‌ی آن می‌توان اشیا درک شده در گذشته را مجسم ساخت و به کمک عناصری که از گذشته اخذ می‌شود تجسم‌های جدید تشکیل داد.» این تخیل اقسامی دارد:
۱_ تخیل تولیدی: (دوباره تولید کننده) که صورت وقایع گذشته را در شعور دوباره ظاهر می‌سازد.
۲_ تخیل خلاق: که صور جدیدی به وجود می‌آورد. و عبارت از عمل تداعی معانی است و شکل عالی آن به تداعی فکورانه منجر می‌گردد. بنابراین تخیل خلاق نیز به دو قسم می‌شود:
الف_ تخیل خلاق ارتجاعی (تخیل انفعالی): که در آن ذهن دخالت ندارد. بدین ترتیب اشکال پست تخیل تولید می‌گردد: خیال بافی، رؤیا و غیره.
ب_ تخیل خلاق فکورانه (تخیل ادراکی): که در آن ذهن عمل تخیل را هدایت می‌کند، بدین ترتیب اشکال عالی تخیل مانند اختراع هنری و ادبی به وجود می‌آید.»[۱]
براساس قبول این دیدگاه که: وجود خدا یک وجود ذهنی و تخیلی است، می‌گوییم: گرایش به خدا از نوع اول یعنی تخیل تولیدی نمی‌توان دانست، زیرا می‌بایست تصوری وجود داشته باشد تا دوباره در ذهن احیا گردد و با در نظر گرفتن اینکه اگر تجسم فکری (به صورت مادی) از خدا در ذهن بشر وجود داشته باشد باید قبل از اینکه در ذهن به صورت تخیل جلوه کند، موجودیت خارجی داشته است.
اما تخیل خلاق، اگر به صورت تخیل خلاق فکورانه باشد که در آن عقل و تفکر دخالت ندارد موضوع جنبه عقلانی پیدا می‌کند، یعنی گرایش خدا بر اساس عقل و تفکر بوده و در نتیجه اصالت داشته و امری پوچ و بیهوده نمی‌توانسته باشد.
اما اگر تخیل خلاق ارتجاعی باشد که طرفداران نظریه نویسندگان شبهه، بیشتر منظورشان همین نوع از تخیل است، با پذیرش آن با مشکلاتی مواجه می‌شویم، زیرا اگر گرایش به خدا را جزو توهم و جنون که از اقسام تخیل انفعالی[۲] هستند بدانیم؛ باید تمامی خداشناسان را جزو بیماران روانی به شمار آوریم. در حالی که هیچ یک از روان شناسان، هرگز نخواهند توانست ادعا کنند که تمامی معتقدین به خدا از فرد عامی گرفته تا آلبرت انیشتن و ماکس پلانک از سلامت روانی برخوردار نبوده‌اند و اعتقادشان به خدا فقط جنبه توهم داشته است.
و اگر گرایش به خدا را نیز بخواهیم با «خیالبافی» توجیه کنیم شکی نیست که نمی‌توان گفت استدلالات گوناگون عقلی و منطقی که فیلسوفان و دانشمندان ارائه کرده‌اند چیزی جز خیالبافی نیست.
مینار می‌گوید: «بر فرض اینکه ذهن انسانی موجود یا مولد مفهوم خدا باشد چگونه این امر امکان یافته است، یعنی انسان تنها با قوای خود که متناهی و ممکن و ناقص است چگونه توانسته است که وجود نامتناهی و واجب و کامل را تصور کند؟ چگونگی این امر را نمی‌توان دریافت. دکارت خود به خوبی بدین نکته پی‌برده و گفته است که ممکن نیست روح انسان از آن حیث که چنین است بتواند جهت کافی یا وجه تبیین معنی کمال باشد. حواس ما و تخیل ابداعی ما هیچ یک نمی‌تواند موجب چنین معنی خارق العاده‌ای که در نوع خود یکی بیش نیست و سراسر فکر ما را فرا می‌گیرد بشود. بر فرض اینکه مفهوم خدا را ما خودمان ساخته باشیم این کار را می‌بایست با ابتناء به قدرتی که داشته‌ایم و منشا آن وجود متعال بوده است کرده باشیم. به قول دولوباک De Lubac ممکن است بگویید که انسان است که آسمان را صورت خدایی داده است، اما باید دید که معنی خدا بودن را از کجا آورده است تا به انسان منسوب دارد؟ «یعنی معنی خدا را چنان که هم اکنون هست نمی‌توان مخلوق مستقل عقل انسانی دانست».[۳]

وجود خداوند متعال
وجود خداوند متعال، با براهین و دلایل مختلفی اعم از علمی و عقلی و… ثابت شدنی است؛ پایگاه تخصصی شبهه برخی از این براهین را تحت عنوان برهان‌های اثبات خدا به صورت نقد و بررسی قرار داده است. با این وجود، براهینی چون وجود معجزات علمی در کتب مقدس، وجود معجزات تاریخی در این کتب، مباحث ماوراء الطبیعه و همچنین آینده‌نگری و پیشگویی‌هایی در کتب الهی و حتی روایات، باعث می‌شود وجود خداوند متعال، انکار نشدنی باشد.
همچنین با کمترین تفکر و تاملی درخواهیم یافت، اکثریت انسان‌های کره خاکی، معتقد به وجود خداوند یگانه می‌باشند (اعم از مسیحی، یهودی و مسلمانان و…) بنابراین و آنچه قبلا در مقدمه گذشت، ادعای تخیلی بودن خداوند متعال در مساله وجود؛ مستلزم آن است که اکثریت کره خاکی را افرادی تخیل پرداز (دیوانه و روان پریش) و یا خرافه دوست، دانست که:
اولا: با دلایل و براهین علمی و عقلی و تاریخی موحدان در اثبات خداوند متعال، در تعارض است، در حالی که پاسخ نقضی هم برای این دلایل وجود ندارد.
دوما: کسی چنین ادعایی نکرده است. (که همه موحدان تخیل پرداز و دیوانه می‌باشند.)
سوما: این مساله تخصیص اکثر است، که از نظر فلسفی، کاری صحیح نیست.
چهارما: این ادعا با اعتقاد به خداوند توسط افراد نخبه و عالم همچون دانشمندان علوم مختلف، ناسازگاری دارد. و…

نتیجه
نهایتا باید اعتراف کرد که، وجود خداوند متعال، بعد از آنکه با دلایل قانع کننده، اثبات می‌شود و ضمن اینکه نقض و دلیلی بر رد این دلایل اثباتی وجود ندارد و یا وارد نیست، در پایان باید گفت: ادعای موهوم بودن و یا تخیلی بودن خداوند باطل و بدون دلیل می‌باشد.

دلیل اختلاف چیست؟
اما ادعای شبهه، مبنی بر اختلاف در اعتقادات دو موحد، در توحید آنها نیست، بلکه در دین آنهاست؛ توضیح بیشتر اینکه: اکثر موحدان، در یگانه بودن خدا، واجب الوجود بودن او، قدیم بودن، خالق بودن و… با هم هم اعتقاد هستند. اما از شیوه تفکر، و یا شیوه برداشت‌های خود از منابع؛ به مسائل مختلف اعتقاد پیدا می‌کنند، برای مثال، برخی با دلایلی اثبات می‌کنند که عدالت در ذات خداوند است، برخی نیز با دلایلی دیگر اثبات می‌کنند، عدالت در فعل خداوند است، برخی هم عدالت را قبول نمی‌کنند؛ تمام این افراد برای خود دلایلی دارند، و در نهایت یکی از آنها حرف صحیح و راست را می‌گوید و دیگری یا دلیلی اشتباه را برگزیده، و یا شیوه استدلالش اشتباه بوده است. و یا برای انتخاب دین و آئیین خود، دلایل را بررسی کرده، و به حقانیت اسلام رسیده و دیگری به حقانیت مسیحیت و… رسیده‌اند؛ که منشاء این اختلاف در موارد مختلفی است و نه در وجود یگانه خداوند متعال.
مثال برای تقریب به ذهن:
فرض کنید در ساله ۲۰۱۷ میلادی، یک تکه چوب در بخش ساحلی یک دریا، پیدا شده است، با بررسی‌های صورت گرفته مشخص می‌شود این چوب متعلق به ۲۰۰۰ سال قبل بوده است (یعنی سال ۱۷ میلادی) و متعلق به یک کشتی می‌باشد. در این‌باره اختلافاتی ممکن است بین باستان شناسان صورت بگیرد، برخی این تکه چوب را متعلق به بالادی کشتی بدانند، برخی متعلق به زیر کشتی و برخی متعلق به یکی از اتاق‌ها و…، در حقیقت این چوب نمی‌تواند برای همه این مکان‌های تخمینی باشد، بلکه یک کشتی در سال ۱۷ میلادی وجود داشته و این چوب برای آن بوده است. همین مساله را در وجود خداوند قیاس کنید؛ خداوند یک وجود ثابت شده واحد و یگانه است، برخی آن را آنطور که می‌خواهند تصور می‌کنند، برخی آنطور که هست و برخی آنطور که برداشت می‌کنند. و منافاتی با یگانه بودن کشتی و حقیقت ندارد.

اختلاف در شراب و خوک
در انتهای متن شبهه، اختلاف در مساله شراب در دین مسیحیت و اسلام را بیان کرده است، که می‌گوییم:
این اختلاف یا ناشی از خداوند متعال است، که ایشان برای قومی چیزی را حلال و برای قومی چیزی را حرام می‌کنند، به جهت آزمون آنها، همانطور که صید در روز شنبه برای یهود حرام بوده ولی برای مسلمانان چنین نیست. که این اختلاف در بین خدایان نیست، بلکه تفاوت در احکام وضع کننده خداوند متعال است. مثل آنکه معلمی در امتحانات میان ترم از دانش آموزان، امتحانی با درجه ۳ اخذ می‌کند ولی در پایان سال و امتحانات ترم، امتحانی با درجه ۱. این تفاوت، ریشه در تعدد معلم‌ها ندارد، بلکه ریشه آن در تفاوت دیدگاه و صلاحدید معلم در زمان‌های مختلف است. همانطور که خداوند در زمانی قوم را به حرمت صید امتحان کرد و امروز به مسائل دیگر…
و یا اینکه، این اختلاف ناشی از تحریف تاریخ و احکام است، برای مثال در مساله حرمت شراب، شراب از ابتدا حرام بوده و حتی یهودیان مسیحیان نیز باید آن را رعایت می‌کردند، ولی به علت تحریف کتب الهی توسط افرادی با غرض‌های شخصی و سیاسی، این احکام تغییر پیدا کرده است.
در هر دو صورت همچنان ایراد به یگانگی خداوند متعال و یا موهوم بودن آن نمی‌شود.

اما ادعای خط آخر شبهه، مبنی بر: «نمی‌توان دو خداپرست را پیدا کرد که خدایشان با هم یکی باشد»، می‌گوییم: ادعای کاملا بی‌اساسی است، هر چند افراد در معرفت به خداوند متفاوت‌اند، ولی یقینا خدایشان یکی است… چرا که منشاء اتحاد آنها، همان خداوند یکتاست و چیز دیگری نمی‌تواند موجب این اتحاد و وجود در یک مَقسَم بشود.

یک نکته
از متن شبهه مشخص است که نویسنده شبهه، دانستن زبان انگلیسی یا زندگی در یک کشور خارجی را، نشانه تمدن می‌داند، در حالی که تمدن در شیوه ایدئولوژی افراد می‌باشد. از همین رو، اسلام به عنوان ایدئولوژی و جهان شناسی برتر موجود در جهان، بهترین تمدن‌ساز می‌باشد.
تهمت‌هایی چون: «زن آزاری در اسلام» و یا «کودک آزاری در اسلام» که در شبهه مطرح شده است، نشانه عدم معرفت به اسلام و تشیع و در نتیجه سفاهت نویسنده شبهه می‌باشد. اسلام همواره با آزار به همه افراد، خصوصا کهنسالان، زنان، کودکان و… مخالفت ورزیده و آنها را ظلم خطاب کرده و از آنها نهی نموده است.

__پی‌نوشت____________
[۱] خلاصه فلسفه: ج۱، روان شناسی: صص ۲۷۰ و ۲۲۷.
[۲] اقسام تخیل انفعالی عبارتند از: الف. رویا، ب. خیالبافی، ج. حرکت در خواب طبیعی ( سمنامبولیسم)، د. حرکت در خواب غیر طبیعی (هیپنوتیزم)، هـ توهم و جنون. شکی نیست که اگر بخواهیم گرایش به خدا را با این نوع تخیل توجه کنیم فقط با خیال بافی یا توهم باید توجیه شود.
[۳] شناسایی و هستی: صص ۳۵۲ و ۳۵۳.

شیخ علی شاهرودی - پایگاه تخصصی شبهه

مطالب مشابه

سوال:آیا سلام دادن به خداوند صحیح است؟ گاهی مشاهده می‌شود که برخی به خدا سلام می‌دهند آیا می‌توان به خدا سلام داد؟! پاسخ:یکی از رایج‌ترین کلمات در ...
سوال:در سوره آل عمران آیه 54 آمده است: «و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین» منظور از مکر خداوند چیست؟ پاسخ:در قرآن آیاتى، شبیه این آیه، دیده ...
آیا شبیه سازی حیوانات در آزمایشگاه آیه ۷۳ سوره حج را نقض می‌کند؟
توضیح شبهه:یکی از ایراداتی که آتئیست‌ها به قرآن کریم وارد می‌کنند مربوط به آیه ۷۳ سوره الحج است:«يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب