سه شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، شبهه: سقف خانه ما سوراخ است (حسین پناهی) در 6 روز قبل منتشر شده است .
»   شبهات عدل و صفات خداوند, شبهات قرآنی, مطالب داغ  »   شبهه: اهانت های قرآن به کسانی که مسلمان نیستند
1,319 views
۲۱ دی ۱۳۹۵ , ساعت ۴:۵۰

شبهه: اهانت های قرآن به کسانی که مسلمان نیستند

متن شبهه:

اینکه نباید به اسلام و مقدسات توهین کرد و نباید به دین مردم کاری داشت سخنی است که شبانه روز از مسلمانان می توان شنید. اما آیا اسلام و مسلمانان هم به دیگران و باورهایشان احترام میگذارند؟ خیر؛ در دین اسلام و بر اساس آیات قرآن، مسلمانان همه ی غیرمسلمانان، دگراندیشان، منتقدان اسلام و حتی پیروان ادیان دیگر را هرگونه که خواستند مورد توهین و فحاشی قرار می دهند و آنها را با القاب و برچسب های زشت و توهین آمیز که در قرآن آمده خطاب می کنند از جمله: ابله، نادان، حیوان، چهارپا، بوزینه، خوک، سگ، نجس، حرامزاده، فاسق، بی شعور و … برای بهتر آشنا شدن با آیه های توهین آمیز در قرآن و همچنین فرهنگ، تربیت و ادب اسلامی ناب محمدی، نمونه هایی از فحاشی در قرآن که حاوی توهین و فحاشی های رکیک می باشد نقل می شود امیدوارم پس از مطالعه و بررسی؛ دوستان دست از این اندیشه ناقص که مدعی احترام به مقدسات اسلام می باشد دست شسته و بدانند چه در لفظ و چه در عمل و احکام قرآن همواره دگر اندیش را به باد توهین و تمسخر گرفته و دستور به نابود کردن وی داده.حال برای چنین آئینی چگونه میتوان احترام قائل شد؟ آئینی که در کنار توهین و فحاشی ؛ کشتار شما را هم بلامانع می داند: …

 

پاسخ:

نویسنده شبهه، کمترین انصافی در نقل آیات به خرج نداده، و لغات را آنگونه که مورد علاقه خود می باشد، ترجمه می نماید، ضمن اینکه به باقی روایات و آیات اسلام، توجه نکرده و تنها بخشی از اسلام را برای نقد انتخاب نموده است. در ادامه، بعد از بیان توضیحاتی، به بیان آیات مطرحه در شبهه پرداخته و پاسخ را ارائه می نماییم…

اسلام، همواره دستور به رعایت ادب و احترام داده است؛ هیچگاه دستور به توهین نداده است و با ناسزا و فحش، مخالفت دارد. خداوند متعال در قبال توهین دشمنان اسلام و خدا، به پیامبرش چنین دستور میدهد: «وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذینَ یَخُوضُونَ فی‏ آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُوا فی‏ حَدیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرى‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ»[۱] هر گاه کسانى را دیدى که آیات ما را استهزا مى‏ کنند، از آنها روى بگردان تا به سخن دیگرى بپردازند! و اگر شیطان از یاد تو ببرد، هرگز پس از یاد آمدن با این جمعیت ستمگر منشین.

همچنین به صراحت از مقابله با مخالفان (کسانی که به دشمنی برخواسته و سعی در استهزاء اسلام دارند) می فرمایند: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا»[۲]  و بندگان خداى رحمان کسانى‏ اند که روى زمین به فروتنى راه مى‏ روند، و چون جاهلان [به ناروا] خطابشان کنند، به آنها سلام می گویند.

در قرآن کریم آمده است: «ولا تسبوُّا الذین یدْعون من دون اللَّه فیسبوا عَدْواً بغیر علم»[۳] ؛ کسانی را که جز خدا را می ‏خوانند و می ‏پرستند ، دشنام و ناسزا مگویید ، زیرا ممکن است آنها نیز خدا را از روی جهالت و نادانی فحش و ناسزا ‏گویند»

در آیه ی دیگری از قرآن آمده است: «یا ایها الذین آمنوا لایَسخَر قومٌ من قومٍ عَسَی‏ أن یکونوا خیراً مِنهُم و لانساء من نساءٍ عَسَی‏ أن یَکُنَّ خیراً منهنَّ»[۴] ای مومنین! مردمی از شما مردمان دیگر را مسخره نکنند ، شاید آنان بهتر از ایشان باشند ، و زنان ، زنان دیگر را مسخره ننمایند شاید اینان بهتر از ایشان باشند.

در روایات، مکررا به چنین مفاهیمی برخواهیم خورد که چگونه عده ای، در مقابل حاکم اسلامی می ایستاند و شروع به توهین و فحاشی و بی ادبی به آنان می کردند و حاکمان اسلامی، با صبوری و بردباری، پاسخ آنها را می دادند؛ از جمله توهین به پیامبر اکرم در مسجدالحرام، و یا ادرار کردن بادیه نشینی در مسجد النبی در مقابل پیامبر و همچنین، توهین به حضرت علی علیه السلام در مقابل ایشان و آب دهان انداختن به بزرگواران دیگر و … که در همه این موارد، حضرات معصومین به عنوان حاکم اسلامی، صبر پیشه کرده و با آن افراد به سخن برمی آمدند و در نهایت خجالت و عذرخواهی افراد را در برمی داشتند.

اما ادعای انتهای شبهه، مبنی بر قتل دگراندیشان و مخالفان و منتقدان توسط مسلمانان و اسلام، ادعایی باطل است؛ در حکومت اسلامی هر کسی می تواند هر عقیده ای را که می پسندد انتخاب کند، تنها باید قوانین حکومت را (اگر قصد زندگی در حکومت دارد) رعایت نماید و به برخی احکام اجتماعی پایبند باشد، برای مثال کافری که در حکومت اسلامی قصد زندگی دارد، می تواند مانند یک مسلمان زندگی کند، اما حق ندارد قوانین اجتماعی را زیر پا گذاشته واحکام مفسده داری چون زنا، تجاوز، قتل و شرب خمر و… را مرتکب گردد. در صورتی که به این قوانین پایبند باشد، همانند یک مسلمان محسوب شده، جان، مال و ناموسش، مانند جان، مال و ناموس یک مسلمان مورد احترام و محافظت است.

با این مقدمه شروع به بررسی آیا مطروحه در متن شبهه می پردازیم:

۱_ سوره ماده گوساله آیه ۱۵: «اللّه یستهزئ بهم و یمدّهم فی طغیانهم یعمهون» الله تمسخرشان مى کند و آنان را سرگردان در ستمکاری شان سوق مى دهد.

از ترجمه نام سوره از بقره به «ماده گوساله» مشخص است که نویسنده شبهه، نه تنها در علوم دینی، متعصبانه برخورد می کند، بلکه از علوم لغوی و معانی و بیان را نیز به صورت ابزاری استفاده می کند. از این موارد گذشته به معنی واقعی آیه می پردازیم:

در آیات ابتدایی سوره بقره، از آیه هشتم، خداوند متعال از منافقین سخن به میان می آورند. «کسانی که می گویند: به خدا ایمان آورده ایم ولی ایمان نیاورده اند»[۵] بعد از بیان برخی ویژگی های منافقین در این آیه ۱۳ به بعد، شروع به بیان توهین ها و تمسخر منافقین نسبت به مومنین می فرماید: «و چون به آنان (منافقین) گفته شود همان گونه که مردم ایمان آوردند شما هم ایمان بیاورید مى‏ گویند آیا همان گونه که کم خردان ایمان آورده‏ اند ایمان بیاوریم هشدار که آنان همان کم‏ خردانند ولى نمى‏ دانند (۱۳) و چون با کسانى که ایمان آورده‏ اند برخورد کنند مى‏ گویند ایمان آوردیم و چون با شیطانهاى خود خلوت کنند مى‏ گویند در حقیقت ما با شماییم ما فقط [آنان را] ریشخند مى ‏کنیم (۱۴) خدا [است که] ریشخندشان مى ‏کند و آنان را در طغیانشان فرو مى‏ گذارد تا سرگردان شوند (۱۵)

در تفسیر مجمع البیان درباره علت بکاربرده شدن عبارت تمسخر توسط خداوند، چند مورد ذکر شده است:

الف_ کیفر تمسخر آنان: بعضى معتقدند که خدا آنان را به سبب تمسخرشان کیفر مى کند، و از این کیفر، با اصطلاح «استهزا» یاد شده است؛ چرا که در فرهنگ عرب، جزاى هر عملى را به همان نام ذکر مى کنند. در قرآن نیز آمده است که: «وَ جَزاؤُ سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِثْلَها …»[۶] و کیفر بدى، مانند آن، بدى خواهد بود… این سخن، بى ربط نیست، چراکه کیفر وقتى عادلانه باشد، بد نیست؛ امّا عنوان آن در اینجا مانند خود گناه، واژه «بد» است.

ب_ نکوهش منافقان: خدا آنان را براى این کارشان نکوهش مى کند. در فرهنگ عرب نیز بسیار اتفاق مى افتد که واژه اى را بجاى واژه دیگر که از جهت معنى به آن نزدیک است، بکار مى برند.

ج_ عذاب و نابودى آنان: ابن عبّاس مى گوید: معناى آیه شریفه این است که خدا به منافقان نعمت مى دهد و آنان مى پندارند که این نعمت و بخشایش، پاداش کردار آنان است؛ درحالیکه خداوند تنها به این جهت به آنان نعمت مى بخشد که در کردار ظالمانه و زشت خود بمانند و درنتیجه به نگونسارى دنیا و عذاب آخرت گرفتار آیند. آرى؛ از این رو به این نعمت دهى تمسخر گفته شده است که ظاهر آن نعمت، و حقیقت آن کشاندن منافقان به نابودى و کیفرى است که با عملکرد زشت خویش درخور آن شده اند.

بنابراین، معنای تمسخر، به معنای متبادر به ذهن نمی باشد…

 

۲_ سوره ماده گوساله آیه ۶۵: «و لقد علمتم الّذین اعتدوا منکم فی السّبت فقلنا لهم کونوا قرده خاسئین» به طور قطع از حال کسانی از شما، که در روز شنبه نافرمانی و گناه کردند، آگاه شده اید. ما به آنها گفتیم: به صورت بوزینه هایی طرد شده درآیید.

آیه شریفه درباره نافرمانی قومی از یهود می باشد، که توسط خداوند دچار عذاب الهی شده، و همگی مسخ شدند؛ به این گونه که دیگر از حالت انسانی خارج شده و تبدیل به بوزینه (حیوانی شبیه به میمون) شده اند. قاعده مسخ یک مساله مورد قبول در ادیان الهی مخصوصا اسلام می باشد. اگر منظور نویسنده از تبدیل شدن گروهی از کفار و منافقین، به شکل بوزینه؛ توهین در قرآن می باشد؛ این مساله یک نقل تاریخی است، و نه یک توهین. حقیقتا، کسانی که با دلایل عقلی و براهین علمی (معجزات) هنوز شکی در دلشان برای ایمان به خداوند داشته باشند و یا اینکه به یقینشان عمل نکنند، از شان انسان بودن تنزل یافته و تبدیل به یک بوزینه خواهند شد، بنابراین این امور، توهین محسوب نمی شوند بلکه نوعی بیان حقیقت است.

 

۳_ سوره ماده گوساله – آیه ۱۷۱… که پاسخ آن به صورت مفصل در مطلبی جداگانه داده شده است، مراجعه شود به:

http://shobhe.net/Archives/463

 

۴_ سوره مائده – آیه ۶۰: «قل هل أنبّئکم بشرّ من ذلک مثوبه عند اللّه من لعنه اللّه و غضب علیه و جعل منهم القرده و الخنازیر و عبد الطّاغوت أولئک شرّ مکانا و أضلّ عن سواء السّبیل» بگو : آیا شما را از کسانی که در نزد الله کیفری بدتر از این دارند خبر، بدهم : کسانی که خدایشان لعنت کرده و بر آنها خشم گرفته و بعضی را بوزینه و خوک گردانیده است و خود بت پرستیده اند؟ اینان را بدترین جایگاه است و از راه راست گمگشته ترند.

جالب است به آیات قبل مراجعه بفرمایید تا مشخص شود، چه کسانی تمسخر و توهین کرده و خداوند در پاسخشان چه عمل نموده اند: «و هنگامى که [به وسیله اذان مردم را] به نماز مى‏ خوانید آن را به مسخره و بازى مى‏ گیرند زیرا آنان (کفار و منافقین) مردمى‏ اند که نمى‏ اندیشند (۵۸) بگو اى اهل کتاب آیا جز این بر ما عیب مى‏ گیرید که ما به خدا و به آنچه به سوى ما نازل شده و به آنچه پیش از این فرود آمده است ایمان آورده‏ ایم و اینکه بیشتر شما فاسقید (۵۹)  بگو آیا شما را به بدتر از [صاحبان] این کیفر در پیشگاه خدا خبر دهم همانان که خدا لعنتشان کرده و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزینگان و خوکان پدید آورده و آنانکه طاغوت را پرستش کرده‏ اند اینانند که از نظر منزلت بدتر و از راه راست گمراه‏ ترند (۶۰)»

در مساله تبدیل برخی انسان ها به بوزینه و تنزل از مقام انسانیت به مقام حیوانیت، در گزینه شماره ۲ همین مطلب، گذشت.

 

۵_ سوره اعراف – آیه ۱۶۶: «فلمّا عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم کونوا قرده خاسئین» آری، هنگامی که در برابر آنچه از آن نهی شده بودند سرکشی کردند، به آنها گفتیم: به شکل میمون هایی طرد شده در آیید.

خداوند متعال در این آیه همچون دو آیه سابق، مساله مسخ را مطرح می کند، عده ای از ظالمان و کافران؛ به جهت نافرمانی از دستورات الهی از مقام انسانیت به مقام حیوانیت تنزل یافته اند. خداوند در این مساله، توهین و ناسزا به کسی نسبت نداده است بلکه از حقیقتی پرده برداشته است. (حقیقتی تاریخی)

 

۶_ سوره اعراف – آیه ۱۷۶: «و لو شئنا لرفعناه بها و لکنّه أخلد إلى الأرض و اتّبع هواه فمثله کمثل الکلب إن تحمل علیه یلهث أو تترکه یلهث ذلک مثل القوم الّذین کذّبوا بآیاتنا فاقصص القصص لعلّهم یتفکّرون» و اگر میخواستیم به آن آیات او را رفعت مقام می بخشیدیم، لیکن او به زمین (تن) فروماند و پیرو هوای نفس گردید، و در این صورت مثل و حکایت حال او به سگی ماند که اگر بر او حمله کنی و یا او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد. این است مثل مردمی که آیات ما را بعد از علم به آن تکذیب کردند. پس این حکایت بگو، باشد که به فکر آیند.

ابتدا، ترجمه صحیح آیه: «و اگر مى‏ خواستیم قدر او را به وسیله آن [آیات] بالا مى ‏بردیم اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هواى نفس خود پیروى کرد از این رو داستانش چون داستان سگ است [که] اگر بر آن حمله‏ ور شوى زبان از کام برآورد و اگر آن را رها کنى [باز هم] زبان از کام برآورد این مثل آن گروهى است که آیات ما را تکذیب کردند پس این داستان را [براى آنان] حکایت کن شاید که آنان بیندیشند»

این آیه در شان بلعم باعورا (مومنی که به گمراهی کشیده شد) نازل شده است، و روایت گر داستان اوست. در این آیه، منظور از زبان از کام بیرون آوردن (یَلْهَثْ) می تواند دو معنا داشته باشد: پارس کردن، زبان از دهان بیرون آوردن. گویا معنای زبان از دهان بیرون آوردن (همانطور که سگ های تشنه و خسته این کار را می کنند) از معنی پارس کردن بهتر دلالت می کند.

با این وجود، اگر هر دو معنا را تصور کنیم، ایرادی وارد نیست، بلکه این آیه، تمثیلی است برای شخصیتی تاریخی. و همانطور که واضح است، تمثیل به معنی مثال زدن است؛ بنابراین توهینی در آیه نمی توان متصور شد. آیه با ظرافت خاصی، سگی که چه به او حمله شود و چه رها شود، پارس کرده و یا زبان از دهان خارج می کند را به شخصی مثال زده است که اگر دلایل پذیرش دین و خداوند را برایش بیان می کنی، ناسزا می دهد و اگر رهایش کنی، همچنان به ناسزا مشغول می شود.

در تکمیل این تمثیل، بعد از همین آیه، در آیه ۱۷۷ آمده است: «چه زشت است داستان گروهى که آیات ما را تکذیب و به خود ستم مى ‏نمودند»

 

۷_ سوره اعراف – آیه ۱۷۹: «و لقد ذرأنا لجهنّم کثیرا من الجنّ و الإنس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم أعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها أولئک کالأنعام بل هم أضلّ أولئک هم الغافلون» و به راستى بسیارى از جن و انس را براى جهنم آفریدهایم، دلهایى دارند که با آن در نمى یابند و چشمهایى دارند که با آن نمىبینند و گوشهایى دارند که با آن نمىشنوند، آنان چون چهارپایانند، بلکه اینان گمراهترند، ایشان بى خبرند.

در آیه شریفه ۱۷۹ اعراف، افرادی که معجزات الهی را دیده، براهین عقلی و علمی را به گوش شنیده و ناتوانی خود را در محضر پیامبران الهی درک کرده اند ولی به آنها ایمان نیاورده اند به حیوانات تمثیل شده اند، و قلب هایشان را قفل شده، چشم هایشان را کور و گوش هایشان را کر، معرفی کرده است. و در نهایت از مقام حیوانیت، تنزل یافته از حیوانات نیز گمراه تر اند.

علت این تعابیر با اندک تاملی در تاریخ مشخص می شود؛ فرض کنید شخصی با دلایل علمی و عقلی و همچنین دیدن اثرات یک دارو و روش های مختلف مجاب کردن او، به این نتیجه می رسد که حقیقتا این دارو لازم و مصرف آن حتمی باید باشد؛ ولی از مصرف دارو خودداری می کند و به خود ضرر می رساند؛ چنین شخصی که علم و عقل و منطق و شعور خود را زیر سوال برده است؛ آیا تفاوتی با حیوانات بدون عقل و شعور دارد؟ یقینا بین این دو تفاوتی نیست جز اینکه انسان صاحب عقل است و این رفتار را می کند و حیوانات بدون عقل چنین عملی را مرتکب می شوند، بنابرین جرم انسان صاحب عقل بیشتر است.

به همین خاطر است که کسانی که برایشان حقانیت پیامبر و وجود خداوندی یگانه در قلب و گوش و چشمشان، ثابت شده است، چطور می توانند آن را انکار کنند و به خرافات خود بپردازند،  چنین افرادی یقینا از عقل خود استفاده نکرده و از حیوانات نیز گمراه تر شده اند.

به این آیه در مطلبی مفصل پاسخ داده شده است، مراجعه شود به:

http://shobhe.net/Archives/463

 

۸_ سوره توبه – آیه ۲۸: «یا أیّها الّذین آمنوا إنّما المشرکون نجس فلا یقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و إن خفتم عیله فسوف یغنیکم اللّه من فضله إن شاء إنّ اللّه علیم حکیم» ای کسانی که ایمان آورده اید، مشرکان نجسند و از سال بعد نباید به مسجدالحرام نزدیک شوند و اگر از بینوایی می ترسید، الله اگر بخواهد به فضل خویش بی نیازتان خواهد کرد زیرا الله دانا و حکیم است

در آیه شریفه، خداوند متعال، حکمی را تحت عنوان «نجاست کافر» تبیین می کند؛ نجاست یکی از احکام اسلامی است که خداوند متعال برخی اشیاء را نجس اعلام می کند به جهت اینکه باید احکامی خاص درباره این اشیاء رعایت گردد. خداوند ۱۱ مورد را نجس اعلام کرده و از این یازده مورد باید در لباس، بدن و مکان نمازگزار، نگهداری آن در مسجد (که باعث نجاست مسجد بشود)، خوردن و خرید و فروش آنها اجتناب کرد و در باقی مسائل نیازی به اجتناب از آنها نیست. با این مقدمه می گوییم:

اگر خداوند کافران، خون، لاشه حیوانات، ادرار و مدفوع و…  را نجس اعلام کرده است، یک حکم شرعی برای مسلمانان است، و ارتباطی به غیر مسلمانان نداشته و بر آنها حرجی نیست. به همین خاطر است که نمی توان نجاست در این آیه را به عنوان توهین پذیرفت.

 

۹_ سوره فرقان – آیه ۴۴: «أم تحسب أنّ أکثرهم یسمعون أو یعقلون إن هم إلاّ کالأنعام بل هم أضلّ سبیلا» آیا گمان میبری بیشتر آنها میشنوند یا میفهمند؟ آنها فقط همچون چهارپایانند بلکه گمراه تر.

توضیح مطلب که چرا خداوند کافران را گمراه تر از چهارپایان خطاب فرمودند، در مطلب شماره هفت همین پست گذشت.

 

۱۰_ سوره عنکبوت – آیه ۴۱: «مثل الّذین اتّخذوا من دون اللّه أولیاء کمثل العنکبوت اتّخذت بیتا و إنّ أوهن البیوت لبیت العنکبوت لو کانوا یعلمون» مثل کسانی که غیر از الله را اولیای خود برگزیدند، مثل عنکبوت است که خانه ای برای خود انتخاب کرده؛ در حالی که سست ترین خانه ها خانه عنکبوت است اگر می دانستند.

آیاتی چند از سوره عنکبوت درباره قوم موسی علیه السلام نازل شده است و بیانگر تاریخ آنان است، به برخی از این آیات توجه کنید:

«و قارون و فرعون و هامان را [هم هلاک کردیم] و به راستى موسى براى آنان دلایل آشکار آورد و[لى آنها] در آن سرزمین سرکشى نمودند و [با این همه بر ما] پیشى نجستند (۳۹) و هر یک [از ایشان] را به گناهش گرفتار [عذاب] کردیم از آنان کسانى بودند که بر [سر] ایشان بادى همراه با شن فرو فرستادیم و از آنان کسانى بودند که فریاد [مرگبار] آنها را فرو گرفت و برخى از آنان را در زمین فرو بردیم و بعضى را غرق کردیم و [این] خدا نبود که بر ایشان ستم کرد بلکه خودشان بر خود ستم میکردند (۴۰) داستان کسانى که غیر از خدا دوستانى اختیار کرده‏ اند همچون عنکبوت است که خانه‏ اى براى خویش ساخته و در حقیقت اگر مى‏ دانستند سست‏ ترین خانه ‏ها همان خانه عنکبوت است (۴۱)»

شاید اگر بدون تعصب و با دیدی روشن به این آیات توجه شود، مشخص خواهد شد کسانی که عقل و علم و منطق را تعطیل کرده و به کفر و تعصب خود پافشاری می کنند؛ بر مبنای علم و عقل و منطق (که پیاه های استوار زندگی بشری هستند) تفکراتشان را پیاده نکرده و اساس اعتقاداتشان را بر حدس، تعصب و دشمنی بنا نهادند. چنین افرادی در قرآن به عنکبوت تمثیل شده اند؛ عنکبوتی که خانه اش بسیار سست است، ولی در نزد خود آن را محکم ترین خانه ها می داند.

توصیه می کنیم به مطلب «معجزه علمی آیه ۴۱ سوره عنکبوت» به آدرس زیر مراجعه بفرمایید:

http://shobhe.net/Archives/2719

 

۱۱_ سوره مدثر – آیه ۴۹: «فما لهم عن التّذکره معرضین کأنّهم حمر مستنفره فرّت من قسوره» چه شده که است از این پند اعراض می کنند؟ مانند خران وحشی که از شیر می گریزند.

در مطلبی مفصل به بیان توضیحات درباره این آیه پرداخته شده است، مراجعه شود به:

http://shobhe.net/Archives/463

 

۱۲_ سوره جمعه – آیه ۵ :«مثل الّذین حمّلوا التّوراه ثمّ لم یحملوها کمثل الحمار یحمل أسفارا بئس مثل القوم الّذین کذّبوا بآیات اللّه و اللّه لا یهدی القوم الظّالمین» مثل کسانى که به تورات مکلف شدند ولى به آن عمل نکردند همچون خرى است که کتابهایى را حمل کند، چقدر بد است مثل قومى که آیات الله را تکذیب کردند. الله ستمکاران را هدایت نمىکند.

آیه شریفه با تمثالی بسیار زیبا و پرمفهوم، کسانی که تورات را پیش خود نگهداری می کنند، ولی به آن عمل نکرده و یا مورد استفاده قرار نمی دهند را، به حیواناتی تشبیه نموده که حمل کننده کتاب هستند. در حالی که حیوانات، از کتاب بهره ای نمی برند و برتری نسبت به حیوانات دیگر با این حمل متصورشان نمی شود، پس کسانی که باید به تورات و کتب آسمانی عمل می کردند، ولی به آن ها عمل نکرده و تنها حمل کننده آن بودند؛ به مانند همین حیوانات اند که برتری نسبت به دیگر افراد ندارند.

از کلمه «کمثل» مشخص می شود که این مساله نیز یک تمثیل است؛ کاف تشبیه که متصل به عبارت مثل شده است، بیانگر واضح این مفهوم است. به عبارت دیگر، خداوند به قصد توهین کسی را حمار خطاب نکرده است، بلکه از باب تمثیل، مثالی برای شیوه زندگی چنین افرادی زده شده است که زندگی آنان مانند زندگی حیوانات است. با کمترین تفکر و تاملی در آیه، معنای مدنظر واضح خواهد شد.

 

۱۳_ سوره انفال – آیه ۲۲: «إنّ شرّ الدّوابّ عند اللّه الصّمّ البکم الّذین لا یعقلون» بدترین جانوران در نزد خدا این کران و لالان هستند که در نمی یابند.

این آیه همانند آیه ۵۵ سوره انفال می باشد که در شان کفار نازل شده است. آیه ۵۵ سوره انفال می فرماید: «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الَّذِینَ کَفَرُواْ فَهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ» به تحقیق بدترین جنبندگان نزد خداوند کسانی هستند که کافرند و ایمان نمی آورند.

اگر منظور از توهین کلمه دواب به معنی جنبنده است که به جانور نیز تعبیر می شود؛ باید گفت اشتباه معنایی صورت گرفته است؛ دواب جمع دابه است به معنی جانورانی که بر روی زمین سیر کنند.(دهخدا) در روایات یکی از صفات امیرالمومنین علی علیه السلام، دابه الارض است. با این اوصاف، صرف کلمه دابه، توهین و ناسزا نمی تواند تعبیر شود.

اما اگر منظور از توهین در این آیه، بخش انتهایی آن است، ابتدا شما را توصیه به مطالعه آیات ۲۰ الی ۲۳ همین سوره می نماییم:

«اى کسانى که ایمان آورده‏ اید خدا و فرستاده او را فرمان برید و از او روى برنتابید در حالى که [سخنان او را] مى ‏شنوید (۲۰)  و مانند کسانى مباشید که گفتند شنیدیم در حالى که نمى شنیدند (۲۱) قطعا بدترین جنبندگان نزد خدا کران و لالانى‏ اند که نمى‏ اندیشند (۲۲) و اگر خدا در آنان خیرى مى‏ یافت قطعا شنوایشان مى‏ ساخت و اگر آنان را شنوا میکرد حتما باز به حال اعراض روى برمى‏ تافتند (۲۳)»

علامه طباطبائی در تفسیر آیه ۲۱ و ۲۲ سوره انفال می فرماید:

در آیه ۲۱ خداوند خطاب به مؤمنان می فرماید: مانند کسانی نباشید که زمانی که کلام حق به گوششان می رسیدمی گفتند: شنیدیم ، خیر، اینها نمی شنوند،اگر می شنیدند آن را قبول می کردند، … و این آیه تعریضی برعلیه مشرکین است و یا عده ای از اهل مکه که به رسولخدا (ص) ایمان آوردند، ولی قلبهایشان از شرک خالص نشده بود، به هر صورت می فرماید: وقتی می شنوند، ولی اطاعت نمی کنند، گویا اصلانشنیده اند و تصدیق ظاهری هم بدون ایمان و اطاعت هیچ فایده ای نداشته و فرقی با نشنیدن و تصدیق نکردن ندارد. … اما آیه ۲۲: این آیه نیز مذمت و تعریض بر علیه کفار است و می فرماید: اینها بدترین موجودات درنزد خدا می باشند، چون به مانند کرها سخن حق را نمی شنوند ومانند لالها آن راتصدیق نمی کنند و هیچ تفکری هم نمی نمایند و لذا راهی به سوی پذیرش حق ندارند و هیچ خیری در آنها نیست.

با این تفاصیل، باید مشخص شود که منظور از کر و لال ها در آیه فوق، کافران هستند نه کر و لال هایی که به صورت بیمار و معلول شناخته می شوند.

 

۱۴_ سوره بقره – آیه ۱۰: «فی قلوبهم مرض فزادهم اللّه مرضا و لهم عذاب ألیم بما کانوا یکذبون» در دلهایشان مرضى است و خدا بر مرضشان افزود و به [سزاى] آنچه به دروغ مى گفتند، عذابى دردناک [در پیش] خواهند داشت.

با اندک تاملی در آیه، مشخص می شود آیه دربیان یک حقیقت می باشد و توهین در آیه وجود ندارد؛ از آنجا که کسانی به اسم کافران و مشرکان، با دلایل و براهین عقلی و علمی و منطقی و … و حتی دیدن معجزات الهی، هنوز حاضر به ایمان نشدند؛ خداوند دلهایشان را مریض خطاب کرده، و شاید منظور از این مریض، همان تعصب و دشمنی با پیامبران الهی باشد.

 

۱۵_ سوره بقره – آیه ۱۳: «و إذا قیل لهم آمنوا کما آمن النّاس قالوا أ نؤمن کما آمن السّفهاء ألا إنّهم هم السّفهاء و لکن لا یعلمون» و هنگامی که به آنان گفته شود: همانند (سایر) مردم ایمان بیاورید، می گویند: آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟! بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی دانند.

توصیه می کنیم ابتدا آیات ۱۱ تا ۱۳ را مطالعه کنیم:

«و چون به آنان گفته شود در زمین فساد مکنید مى‏ گویند ما خود اصلاحگریم (۱۱) بهوش باشید که آنان فسادگرانند لیکن نمى‏ فهمند (۱۲) و چون به آنان گفته شود همان گونه که مردم ایمان آوردند شما هم ایمان بیاورید مى‏ گویند آیا همان گونه که کم خردان ایمان آورده‏ اند ایمان بیاوریم هشدار که آنان همان کم‏خردانند ولى نمى‏ دانند (۱۳)»

در آیات بیان شده است که: عده ای معتقد هستند خودشان در زمین اصلاح می کنند و از فساد دوری می جویند، در حالی که در حقیقت خودشان فسادگر هستند. همچنین وقتی به این افراد گفته می شود با دیدن معجزات الهی و شنیدن براهین و دلایل علمی، ایمان بیاورید؛ می گویند: همانند بی خردان ایمان نمی آوریم، در حالی که آنها منکر علم و برهان و معجزات الهی شده اند و بی خردان واقعی خود آنان اند. با اندک تاملی مشخص می شود این آیه شریفه، توهین نمی کند بلکه حقیقتی را در فطرت برخی روشن می سازد.

 

۱۶_ سوره قمر – آیه ۷: «خشّعا أبصارهم یخرجون من الأجداث کأنّهم جراد منتشر» آنان در حالی که چشم هایشان از شدت وحشت به زیر افتاده، همچون ملخ های پراکنده از قبرها خارج می شوند.

آیه شریفه، قصد توهین نداشته و تنها برای اتفاقی که در آینده خواهد افتاد، تمثیلی عالمانه زده است؛ شان نزول آیه نیز، مخصوص کفار نیست، بلکه مومنین را هم فرا می گیرد. در تفسیر نمونه درباره این تشبیه آمده است:

نسبت «خشوع» به «چشمها» به خاطر آن است که صحنه آن قدر هولناک است که تاب تماشاى آن را ندارند، لذا چشم از آن برمى‏ گیرند و به زیر مى‏ اندازند. و تشبیه به «ملخهاى پراکنده» به تناسب این است که توده ملخها برخلاف بسیارى از پرندگانى که به هنگام حرکت دسته جمعى با نظم و ترتیب خاصى حرکت مى‏ کنند هرگز نظم و ترتیبى ندارند، به علاوه آنها همچون ملخها در آن روز موجوداتى ضعیف و ناتوانند و چنان وحشت زده مى‏ شوند که مانند مستها بى‏ توجه به هر طرف رو مى‏ آورند و به یکدیگر مى‏ خورند.

 

۱۷_ سوره واقعه – آیه ۵۶: «فشاربون شرب الهیم» و همچون شتران مبتلا به بیماری عطش، از آن می آشامید.

آیه شریفه در حال بیان عذاب های اهل جهنم می باشد، بنابرین یک خبر غیبی از آینده است. بنابراین توهینی نیست، ضمن اینکه؛ این آیه نیز می تواند تمثیل باشد.

 

۱۸_ سوره انفال – آیه ۵۵: «إنّ شرّ الدّوابّ عند اللّه الّذین کفروا فهم لا یؤمنون» به یقین، بدترین جنبندگان نزد خدا، کسانی هستند که کافر شدند و ایمان نمی آورند.

پاسخ این مطلب در شماره ۱۳ همین پست گذشت.

 

۱۹_ سوره القلم – آیه ۱۳: «عُتُلٍّ بَعْدَ ذَلِکَ زَنِیمٍ» گستاخ [و] گذشته از آن زنازاده است.

آیه شریفه در بیان ویژگی های دشمنان پیامبر است، که در بخشی از آن، به زنازاده بودن برخی دشمنان اشاره می فرماید؛ و از آنجا که زنا، در مکتب اسلام قبیح است ودر مکتب کفر، عملی مباح شناخته می شده است (والبته می شود) نیازی به توضیح نیست که این مطلب برای غیر مسلمانان توهین محسوب نمی شود.

پاسخ مفصل تر در مطلب زیر مطالعه بفرمایید:

http://shobhe.net/Archives/463

 

۲۰_ سوره انبیاء – آیه ۶۷: «أفّ لکم و لما تعبدون من دون اللّه أ فلا تعقلون» ننگ (اف) بر شما و بر آنچه غیر از الله مى پرستید مگر نمى اندیشید.

به این آیه در پستی مجزاء پاسخ داده شده است، مراجعه شود به:

http://shobhe.net/Archives/463

 

۲۱_ سوره مدثر آیه ۵۰: «کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُّسْتَنفِرَهٌ» (جهنمیان ) گویى گورخرانى رمیده اند

به این آیه در پستی مجزاء پاسخ داده شده است، مراجعه شود به:

http://shobhe.net/Archives/463

۲۲. سوره مرسلات آیه ۳۳: «کَأَنَّهُ جِمَالَتٌ صُفْرٌ» (جهنمیان) گویى شترانى زرد رنگند.

اگر تنها به همین یک آیه، برای جهل نویسنده شبهه، اکتفاء کنیم، کافی است؛ غالبا کسانی که قصد نقد اسلام و تشیع را دارند، بوئی از تشیع نبرده و کمترین اطلاعاتی از ساختار شیعه و اسلام ندارند. تنها از روی شنیده ها و نهایتا دیده های سطحی خود، بدون هیچ تامل و تفکر و تجسسی، شروع به نقد کرده اند. و حقیقتا قرآن کریم چه زیبا، آنها را به کم خردان معرفی کرده است، به این آیه توجه کنید:

«و إذا قیل لهم آمنوا کما آمن النّاس قالوا أ نؤمن کما آمن السّفهاء ألا إنّهم هم السّفهاء و لکن لا یعلمون» چون به آنان گفته شود همان گونه که مردم ایمان آوردند شما هم ایمان بیاورید مى‏ گویند آیا همان گونه که کم خردان ایمان آورده‏ اند ایمان بیاوریم هشدار که آنان همان کم‏خردانند ولى نمى‏ دانند.

اما بررسی آیه ۳۳ سوره مرسلات، باید گفت: در آیات قبل از این آیه، به بیان ویژگی های آتش های جهنم می پردازد، که آیه ۳۳ آخرین تعبیر از آتش های جهنم است، خداوند می فرمایند: «[ دوزخ ] چون کاخی [ بلند ] شراره می افکند (۳۲) ‏آتشپاره‌هائی که انگار ( از لحاظ رنگ و حرکت و سرعت ) شتران زردی هستند.(۳۳)»

بنابراین واضح است که منظور از شتر های زرد رنگ، شراره های آتش جهنم است، نه جهنمیان و این یک تمثیل برای جهنم می باشد.

 

در پایان، ابراز تاسف می خوریم به حال کسانی که خود را جزئی از انجمن بیداری خطاب می کنند، ولی در خوابی عمیق و جاهلانه غرق شده اند.

__پی نوشت______________

[۱] قرآن کریم: سوره انعام، آیه ۵۸.

[۲] قرآن کریم: سوره الفرقان، آیه ۶۳.

[۳] قرآن کریم: سوره انعام، آیه ۱۰۸.

[۴] قرآن کریم: سوره الحجرات، آیه ۱۱.

[۵] قرآن کریم: سوره بقره، آیه ۸.

[۶] قرآن کریم: سوره شوری آیه ۴۰.

پایگاه تخصصی شبهه _ شیخ علی شاهرودی

مطالب مرتبط

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب