یکشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، تقلب کردن طلبه‌ها در امتحانات حوزه علمیه در 3 هفته قبل منتشر شده است .
»   بررسی روایات و متون, شبهات احکام عبادی  »   بررسی روایت کافی پیرامون شستن پا در وضو
۱۸ بهمن ۱۳۹۴ , ساعت ۱۶:۴۶

پاسخ مختصر: این روایت از نظر رجال و درایه صحیح نبوده و نمی توان به آن استناد کرد.

بررسی روایت کافی پیرامون شستن پا در وضو

سوال:
در کتب شیعه آمده است که در وضو باید پا را بشویی، آیا این روایت صحیح است یا نه؟ الکافی، جلد۳، صفحه ۳۵ و وسایل الشیعه، جلد۱ صفحه ۲۶۹.

پاسخ:
ابتدا روایت مورد نظر شما را می‌نویسیم آنگاه پاسخ را ارائه خواهیم کرد. مرحوم شیخ کلینی روایت را با این سند و متن نقل کرده است:
«عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِی دَاوُدَ جَمِیعاً عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَهَ بْنِ أَیُّوبَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَهَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام. قَالَ: إِذَا نَسِیتَ فَغَسَلْتَ ذِرَاعَکَ قَبْلَ وَجْهِکَ فَأَعِدْ غَسْلَ وَجْهِکَ ثُمَّ اغْسِلْ ذِرَاعَیْکَ بَعْدَ الْوَجْهِ فَإِنْ بَدَأْتَ بِذِرَاعِکَ الْأَیْسَرِ قَبْلَ الْأَیْمَنِ فَأَعِدْ غَسْلَ الْأَیْمَنِ ثُمَّ اغْسِلِ الْیَسَارَ وَ إِنْ نَسِیتَ مَسْحَ رَأْسِکَ حَتَّى تَغْسِلَ رِجْلَیْکَ فَامْسَحْ رَأْسَکَثُمَّ اغْسِلْ رِجْلَیْکَ.»
«امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه فراموش کردى و پیش از شستن صورت، دست خود را شستى، برگردید و صورتت را بشویید و بعد از آن دست خود را بشویید. اگر فراموش کردى و پیش از دست راست، دست چپ را شستى، برگرد و دست راستت را بشوى و بعد از آن دوباره دست چپ را بشوى. اگر مسح سرت را فراموش کردى و به شستن پاها پرداختى، برگرد و سر خود را مسح کن و بعد از آن دوباره پاهاى خود را بشویید.»[۱]

از این روایت می‌توان چند پاسخ ارائه کرد:
اولا، سند روایت منقطع است:
این روایت از نظر سند منقطع است؛ زیرا «حسین بن سعید»، اصلاً «فضاله‌ بن ایوب» را ملاقات نکرده تا بتواند از وی روایت نقل کند. از این رو ، از نظر شیعه این روایت اعتباری ندارد.
مرحوم نجاشی در خصوص این مطلب می‌نویسد: «فضاله بن أیوب الأزدی عربی صمیم، سکن الأهواز، روى عن موسى بن جعفر علیه السلام، وکان ثقه فی حدیثه، مستقیما فی دینه. له کتاب الصلاه. قال لی أبو الحسن البغدادی السورائی البزاز. قال لنا الحسین بن یزید السورائی: کل شئ تراه الحسین بن سعید عن فضاله، فهو غلط، إنما هو الحسین عن أخیه الحسن عن فضاله وکان یقول: إن الحسین بن سعید لم یلق فضاله،…»
«فضاله بن ایوب ازدی از عرب های اصل ساکن اهواز بوده و از امام کاظم علیه السلام روایت نقل کرده است. وی در نقل روایت موثق و در دینش مستقیم بوده و دارای کتاب است. به نقل ابو الحسن بغدادی، حسین بن یزید سورایی گفته است: هرجا می‌بینی که حسین بن سعید از فضاله نقل کرده، اشتباه است؛‌ زیرا حسین از برادرش حسن و او از فضاله نقل کرده است. وی می‌گفت: حسین بن سعید اصلا فضاله را ملاقات نکرده است…».[۲]

ثانیا، علمای شیعه این روایت را حمل بر تقیه کرده‌اند.
بر فرض صحت سند روایت، این حدیث از روی تقیه و به خاطر حفظ جان شیعیان صادر شده است. مرحوم شیخ حر عاملی بعد از نقل روایت می‌نویسد: «أقول : غسل الرجلین محمول على التقیه لما مر.» «می‌گویم: شستن هر دو پا بر تقیه حمل شده است.»[۳]
توضیح مطلب این که: در جایی که جان انسان در خطر باشد، اسلام اجازه داده است برای حفظ جانش تقیه کند. امام صادق علیه السلام نیز این روایت را در چنین شرایطی بیان کرده است در حالی که طبق مبنای فقه شیعه که برگرفته از روایات اهل بیت علیهم السلام است، شستن پا در وضو جایز نیست، و فقهای شیعه تنها آن را در صورت تقیه و خوف جایز دانسته‌اند. مرحوم شیخ طوسی می‌نویسد: «ولا یجوز غسل الرجلین للوضوء مع الاختیار، ویجوز عند التقیه والخوف.» «شستن هر دو پا در وضو در صورت اختیار جایز نیست؛ اما اگر تقیه و خوف باشد جایز است.»[۴]
یحیی بن سعید حلی نیز می‌فرماید: «ولا یجوز غسل الرجلین بدلا عن المسح إلا لتقیه.» «شستن هر دو پا به جای مسح، جایز نیست مگر در صورت تقیه.»[۵]

ثالثا، روایت مخالف اعتقاد شیعه و روایات دیگر است:
پاسخ دیگر این است که این روایت، مخالف اعتقاد شیعه و روایات مستفیضی است که مسح پاها را واجب شمرده و شستن آن را جایز نمی‌دانند. شیخ صدوق در این باره می‌فرماید: «ومن غسل الرجلین فقد خالف الکتاب و السنه.» «کسی که هر دو پا را بشوید، بدون تردید با کتاب خدا و سنت رسول خدا صلی الله علیه و‌آله مخالفت کرده است.»[۶]
صاحب جواهر نیز مسح پاها را از ضروریات مذهب شیعه می‌داند و می‌فرماید: «من فروض الوضوء (مسح الرجلین) إجماعا عند الإمامیه محصلا ومنقولا، بل هو من ضروریات مذهبهم، وأخبارهم به متواتره، بل فی الانتصار أنها أکثر من عدد الرمل والحصى.» «از واجبات وضو مسح نمودن پاها است که دلیل آن در نزد امامیه اجماع محصل و منقول می‌باشد؛ بلکه بالاتر از آن، مسح نمودن از ضروریات مذهب شیعه است و روایات شیعه درباره آن متواتر است بلکه در کتاب «انتصار» آمده که روایات آن از تعداد ریگ‌ها و سنگریزه‌ای بیابان بیشتر است.»[۷]
آقا رضا همدانی بعد از نقل سخن کتاب «الانتصار سید مرتضی» می‌گوید: «ولکن مخالفینا نبذوه وراء ظهورهم ولولاه لاتحدت الکلمه وارتفعت المخالفه بین الأمه.» «مخالفین شیعه این روایات را پشت سر شان انداخته‌اند اگر این کار را نمی‌کردند نظر شیعه و اهل سنت در این مورد یکی می‌شد و اختلاف از میان امت برداشته می‌شد.»[۸]
محقق بحرانی نیز در این زمینه می‌نویسد: «وما یدل على وجوب المسح ونفی الغسل من أخبارنا فمستفیض، بل الظاهر أنه من ضروریات مذهبنا.» «روایاتی که بر وجوب مسح پا و نفی شستن آن دلالت دارد، مستفیض هستند؛‌ بلکه از ضروریات مذهب شیعه است.»[۹]

روایات وجوب مسح پاها در وضو
تا اینجا ثابت شد که مسح پاها در وضو واجب و از ضروریات مذهب شیعه می‌باشد و روایات آن متواتر است. برای اثبات مطلب، چند روایت آن را ذکر می‌نماییم:

روایت اول:
مرحوم کلینی از امام باقر علیه السلام روایتی درباره‌ی ترتیب افعال وضو نقل کرده که حضرت در این روایت به مسح کردن پاها دستور داده است:
«عَلِیٌّ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَهَ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام تَابِعْ بَیْنَ الْوُضُوءِ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ابْدَأْ بِالْوَجْهِ ثُمَّ بِالْیَدَیْنِ ثُمَّ امْسَحِ الرَّأْسَ وَ الرِّجْلَیْنِ وَ لَا تُقَدِّمَنَّ شَیْئاً بَیْنَ یَدَیْ شَیْ‏ءٍ تُخَالِفْ مَا أُمِرْتَ بِهِ وَ إِنْ غَسَلْتَ الذِّرَاعَ قَبْلَ الْوَجْهِ فَابْدَأْ بِالْوَجْهِ وَ أَعِدْ عَلَى الذِّرَاعِ وَ إِنْ مَسَحْتَ الرِّجْلَ قَبْلَ الرَّأْسِ فَامْسَحْ عَلَى الرَّأْسِ قَبْلَ الرِّجْلِ ثُمَّ أَعِدْ عَلَى الرِّجْلِ ابْدَأْ بِمَا بَدَأَ اللَّهُ بِه.»
«امام باقر علیه السلام فرمود: وضویت را پى در پى بگیر. آن چنان که خداوند فرموده است؛ یعنی اول شستن صورت، بعد شستن دو دست، بعد از آن مسح سر، و در پایان مسح دو پا را انجام بده. هیچ یکی را بر دیگرى مقدم نکن که فرمان خدا را مخالفت خواهى کرد. اگر دست خود را شستى، پیش از آن که صورت خود را بشوئى، برگرد و صورت خود را بشوى و بعد از آن دوباره ساعد خود را بشوى. و اگر پاى خود را مسح کردى، پیش از آن که سر خود را مسح کنى، برگرد، و سر خود را مسح کن و بعد از آن دوباره پاى خود را مسح کن. همواره به آن عضوى ابتدا کن که خداوند عزوجل ابتدا کرده است».[۱۰]
تصحیح روایت:
سند این روایت از نظر علمای شیعه صحیح است. علامه مجلسی در باره صحت روایت می‌نویسد: «الحدیث الخامس‏: حسن کالصحیح.» «روایت پنجم: حسن است همانند روایت صحیح.»[۱۱]
علامه حلی نیز می‌نویسد: «وروی فی الصحیح ، عن زراره قال : قال أبو جعفر علیه السلام: …ثم بالیدین ثم امسح الرأس والرجلین» «در حدیث صحیح از زراره روایت شده که امام باقر علیه السلام فرمود:…».[۱۲]
مرحوم بهائی عاملی نیز می‌نویسد: «من الصحاح زراره قال قال أبو جعفر ( علیه السلام ) … ثم امسح الرأس والرجلین…» «از روایات صحیح، روایت زراره است که می‌گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:…»[۱۳]
محقق بحرانی نیز می‌نویسد: «فی صحیح زراره: …ثم بالیدین ثم امسح الرأس والرجلین»[۱۴]
آقا رضا همدانی نیز از این روایت تعبیر «صحیحه» دارد: «فی صحیحه زراره …ثم امسح الرأس والرجلین…»[۱۵]
در نتیجه این روایت صحیح است و ثابت می‌شود که مسح پاها واجب است و کلمه «امسح» در این جمله دلالت بر وجوب می‌کند.

روایت دوم:
روایت دیگری در اصول کافی از امام هشتم علیه السلام نقل شده که ‌آن حضرت خودش پاها را مسح نمود و آن را به دیگران آموزش داده است:
«عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَسْحِ عَلَى الْقَدَمَیْنِ کَیْفَ هُوَ فَوَضَعَ کَفَّهُ عَلَى الْأَصَابِعِ فَمَسَحَهَا إِلَى الْکَعْبَیْنِ إِلَى ظَاهِرِ الْقَدَمِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا قَالَ بِإِصْبَعَیْنِ مِنْ أَصَابِعِهِ هَکَذَا فَقَالَ لَا إِلَّا بِکَفِّهِ.»
«امام هشتم علیه السلام فرمود: مسح پاها چگونه انجام مى‏شود؟ امام کف دست را بر روى انگشتهاى پا نهاد و پشت پا را تا محل برآمدگی مسح کشید. من گفتم: اگر کسى فقط با دو انگشت خود این طورى مسح بکشد، کفایت نمى‏کند؟ حضرت فرمود: نه. جز این که با کف دست بکشد، کفایت نخواهد کرد.»[۱۶]
تصحیح روایت:
سند این روایت نیز صحیح است.
مرحوم علامه محمد تقی مجلسی (مجلسی اول)، روایت را ذیل این بحث که آیا مسمای مسح کفایت می‌کند یا خیر، تصحیح کرده و به این روایت برای مدعای خود استدلال می‌فرماید:
«و الأخبار الصریحه داله على الاکتفاء بالمسمى. نعم الأولى الاستیعاب، کما یدل علیه صحیحه ابن أبی نصر عن الرضا علیه السلام: قال سألته عن‏ المسح‏ على‏ القدمین‏ کیف هو؟ فوضع کفه على الأصابع فمسحها إلى الکعبین إلى ظاهر القدم،»
«روایات صریح دلالت می‌کند که مسمای مسح کفایت می‌کند. بلی، استیعاب (مسح با همه کف دست) بهتر است؛ چنانچه بر این مطلب روایت صحیح ابن ابی نصر بزنطی از امام هشتم علیه السلام  دلالت می‌کند…»[۱۷]
و در کتاب «مرآه العقول» روایت ششم این باب را (روایت مورد بحث) صحیح می‌داند: «الحدیث السادس‏: صحیح.»[۱۸]
و در کتاب دیگرش نیز این روایت را که در تهذیب به شماره ۲۸ ذکر شده، صحیح می‌داند: «الحدیث الثامن و العشرون: صحیح أیضا.»[۱۹]
علامه حلی نیز می‌نویسد:
احتج الآخرون : بما رواه أحمد بن محمد بن أبی نصر ، فی الصحیح ، عن أبی الحسن الرضا علیه السلام قال : سألته عن المسح على القدمین کیف هو؟ «دیگران احتجاج کرده به روایت صحیح احمد بن محمد بن ابی نصر که از امام هشتم علیه السلام نقل کرده است…»[۲۰]
و در کتاب دیگرش به صراحت این روایت را صحیح می‌داند:
«وروی فی الصحیح ، عن أحمد بن محمد ، قال : سألت أبا الحسن علیه السلام عن المسح على القدمین کیف هو؟» «در روایت صحیح وارد شده است از احمد بن محمد …»[۲۱]
شهید اول نیز از این روایت تعبیر «صحیحه» دارد: «ولصحیحه البزنطی عن الرضا (علیه السلام)، وسأله عن المسح على القدمین، فوضع کفه على الأصابع فمسحهما إلى الکعبین.» «و به خاطر روایت صحیح بزنطی از امام هشتم علیه السلام …»[۲۲]
فاضل هندی نیز می‌گوید: «لصحیح البزنطی سأل الرضا علیه السلام عن المسح على القدمین کیف هو؟»[۲۳]
محقق بحرانی نیز این روایت را صحیح می‌داند و می‌گوید: «ومن تلک الأخبار صحیحه أحمد بن محمد بن أبی نصر البزنطی عن الرضا ( علیه السلام ) قال: سألته عن المسح على القدمین کیف هو؟» «از جمله این روایات، روایت صحیح احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی از امام هشتم علیه السلام است…».[۲۴]
در نتیجه این روایت نیز صحیح است.

روایت سوم:
امام صادق علیه السلام در روایت صحیح دیگر نیز ترتیب افعال وضو را بیان کرده و برای پاها مسح را واجب می‌داند:
«عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الْأُذُنَانِ لَیْسَا مِنَ الْوَجْهِ وَ لَا مِنَ الرَّأْسِ قَالَ وَ ذُکِرَ الْمَسْحُ فَقَالَ امْسَحْ عَلَى مُقَدَّمِ رَأْسِکَ وَ امْسَحْ عَلَى الْقَدَمَیْنِ وَ ابْدَأْ بِالشِّقِّ الْأَیْمَنِ.»
«امام صادق علیه السلام فرمود: گوشها نه جزء صورتند و نه جزء سر. حضرت در مورد مسح کشیدن فرمود: اول، جلو سر را مسح کن و بعدا روی پاها را و در مسح پاها پاى راست را مقدم بدار.»[۲۵]
تصحیح روایت:
این روایت نیز از نظر سند معتبر است و علمای شیعه بر این مطلب تصریح کرده‌اند. علامه محمد باقر مجلسی (مجلسی اول) می‌فرماید: «الحدیث الثانی‏: حسن.» «روایت دوم سندش «حسن» است.»[۲۶]
محقق نراقی نیز از این روایت تعبیر به «حسنه» کرده است: «وحسنه محمد: وذکر المسح فقال: امسح على مقدم رأسک وامسح على القدمین وابدأ بالشق الأیمن.» «و روایت حسنه‌ی محمد بن مسلم، بحث مسح را ذکر کرده و فرموده: بر جلوی پیشانیت و بر هر دو پای خود مسح کن…»[۲۷]
مرحوم صاحب جواهر درباره ترتیب مسح می‌نویسد: «رواه الکلینی فی الحسن کالصحیح عن محمد بن مسلم عن أبی عبد الله علیه السلام قال: وذکر المسح فقال: امسح على مقدم رأسک، وامسح على القدمین» «این مطلب را مرحوم کلینی در روایت حسن که همانند صحیح است، از محمد بن مسلم از امام صادق علیه السلام روایت کرده است…».[۲۸]
مرحوم آقا رضا همدانی نیز در استدلال بر وجوب رعایت ترتیب این روایت را صحیح می‌داند و می‌نویسد: «ویدل علیه ما رواه الکلینی [ره] فی الحسن کالصحیح عن محمد بن مسلم عن أبی عبد الله (ع) قال وذکر المسح فقال امسح على مقدم رأسک وامسح على القدمین.» «بر این مطلب آنچه را که مرحوم کلینی در روایت حسن که همانند صحیح است، از محمد بن مسلم از امام صادق علیه السلام نقل کرده است،‌ دلالت می‌کند…».[۲۹]
سید خوانساری نیز همین تعبیر را درباره این روایت دارد: «ما رواه الکلینی فی الحسن کالصحیح، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: وذکر المسح فقال: (امسح على مقدم رأسک وامسح على القدمین وابدء بالشق الأیمن)»[۳۰]

نتیجه:
روایتی که شستن پاها را در وضو بیان می‌کند از نظر سند ضعیف، و مخالف عقیده شیعه است و روایات صحیحی که در حد استفاضه است، وجوب مسح پا از آنها استفاده می‌شود. که چند نمونه از آن را ذکر کردیم. بنابراین،‌ بر مبنای روایات صحیح مذهب شیعه، در وضو پاها مسح می‌شود.

__پی‌نوشت__________

  1. الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الأصول من الکافی، ج۳، ص ۳۵، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعه الثانیه، ۱۳۶۲هـ.ش.
  2. النجاشی الأسدی الکوفی، ابوالعباس أحمد بن علی بن أحمد بن العباس (متوفاى۴۵۰هـ)، فهرست أسماء مصنفی الشیعه المشتهر ب‍ رجال النجاشی، ص۳۱۱، تحقیق: السید موسی الشبیری الزنجانی، ناشر: مؤسسه النشر الاسلامی ـ قم، الطبعه: الخامسه، ۱۴۱۶هـ.
  3. الحر العاملی، محمد بن الحسن (متوفاى۱۱۰۴ق)، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، ج ۱، ص ۳۱۸، تحقیق و نشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، الطبعه: الثانیه، ۱۴۱۴هـ.)
  4. الطوسی، الشیخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علی بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، المبسوط، ج ۱، ص۲۲
  5. الحلی، یحیى بن سعید (متوفای۶۸۹هـ)، الجامع للشرایع، ص ۳۵، تحقیق: تحقیق وتخریج: جمع من الفضلاء / إشراف: الشیخ جعفر السبحانی، ناشر: مؤسسه سید الشهداء، چاپخانه: المطبعه العلمیه – قم، چاپ: ۱۴۰۵
  6. الصدوق، ابوجعفر محمد بن علی بن الحسین (متوفاى۳۸۱هـ)، الهدایه، ص۸۰
  7. النجفی، الشیخ محمد حسن (متوفاى۱۲۶۶هـ)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج۲، ص ۲۰۶، تحقیق وتعلیق وتصحیح: محمود القوچانی، ناشر: دار الکتب الاسلامیه ـ تهران، الطبعه: السادسه، ۱۳۶۳ش.
  8. الهمدانی، آقا رضا (متوفای۱۳۲۲هـ)، مصباح الفقیه (ط.ق)، ج ۱، ص ۱۵۷، ناشر: منشورات مکتبه الصدر – طهران، چاپخانه: حیدری، توضیحات: طبعه حجریه، طبق برنامه کتابخانه اهل البیت علیهم السلام.
  9. البحرانی، الشیخ یوسف، (متوفای۱۱۸۶هـ)، الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره،‌ ج ۲، ص۲۹۰، ناشر : مؤسسه النشر الإسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه،‌ طبق برنامه مکتبه اهل البیت.
  10. الکلینی الرازی، أبو جعفر محمد بن یعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الأصول من الکافی، ج ۳، ص ۳۵، ح۵، ناشر: اسلامیه‏، تهران‏، الطبعه الثانیه،۱۳۶۲ هـ.ش.
  11. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏۱۳، ص۱۱۲، تهران، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ ق.
  12. الحلی الأسدی، جمال الدین أبو منصور الحسن بن یوسف بن المطهر (متوفاى۷۲۶هـ)،‌ منتهى المطلب فی تحقیق المذهب،‌ ج ۲ ص ۱۰۶، تحقیق: قسم الفقه فی مجمع البحوث الإسلامیه،‌ ناشر: مجمع البحوث الإسلامیه – إیران – مشهد، چاپخانه: مؤسسه الطبع والنشر فی الآستانه الرضویه المقدسه، چاپ: الأولى۱۴۱۲
  13. الحارثی العاملی، محمد بن الحسین بن عبد الصمد، (متوفای ۱۰۳۱هـ) الحبل المتین، ص ۲۲، ناشر : منشورات مکتبه بصیرتی – قم
  14. المحقق البحرانی، الحدائق الناضره، ج ۲، ص ۳۵۲
  15. آقا رضا الهمدانی، مصباح الفقیه (ط.ق)، ج ۱، ص ۱۷۳
  16. الکافی، ج‏۳، ص ۳۱، ح۶
  17. مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضه المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه (ط القدیمه) ، ج‏۱ ؛ ص۱۴۹، قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۶ ق.
  18. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏۱۳، ص۱۰۲، تهران، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ ق.
  19. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار ،‌ ج‏۱، ص۲۸۳، قم، چاپ: اول، ۱۴۰۶ ق.
  20. الحلی، الحسن بن یوسف (متوفای۷۲۶هـ)، مختلف الشیعه، ج ۱، ص ۲۹۰، تحقیق : مؤسسه النشر الإسلامی، تحقیق : مؤسسه النشر الإسلامی، چاپ : الثانیه، سال چاپ : ذى القعده ۱۴۱۳
  21. الحلی الأسدی، جمال الدین أبو منصور الحسن بن یوسف بن المطهر (متوفاى۷۲۶هـ)،‌ منتهى المطلب فی تحقیق المذهب،‌ ج ۲، ص ۶۷، تحقیق: قسم الفقه فی مجمع البحوث الإسلامیه،‌ ناشر: مجمع البحوث الإسلامیه – إیران – مشهد، چاپخانه: مؤسسه الطبع والنشر فی الآستانه الرضویه المقدسه، چاپ: الأولى۱۴۱۲
  22. العاملی الجزینی، محمد بن جمال الدین مکی، الشهید الأول (متوفای۷۸۶ ه‍ ـ) ذکرى الشیعه فی أحکام الشریعه، ج ۲، ص۱۵۴، تحقیق : مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ناشر : مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث – قم، الطبعه الأولى ۱۴۱۹
  23. الاصفهانی، الشیخ بهاء الدین محمد بن الحسن الأصفهانی المعروف ب‍ الفاضل الهندی (متوفای۱۱۳۷ه‍)، کشف اللثام عن قواعد الأحکام، ج ۱، ص ۵۴۵، تحقیق: مؤسسه النشر الإسلامی، ناشر: مؤسسه النشر الإسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه، چاپ: الأولى،‌ سال چاپ: ۱۴۱۶
  24. البحرانی، الشیخ یوسف، (متوفای۱۱۸۶هـ)، الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره،‌ ج ۲، ص ۳۰۰، ناشر : مؤسسه النشر الإسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم المشرفه،‌ طبق برنامه مکتبه اهل البیت.
  25. الکافی، ج‏۳، ص ۳۰، ح۲
  26. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآه العقول فی شرح أخبار آل الرسول، ج‏۱۳، ص۹۶، تهران، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ ق.
  27. النراقی، المولی أحمد بن محمد مهدی (متوفای۱۲۴۵هـ)، مستند الشیعه فی أحکام الشریعه، ج۲، ص۱۴۴، تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث – مشهد المقدسه، ناشر: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث – قم، اپخانه: ستاره، چاپ: الأولى۱۴۱۵
  28. النجفی، الشیخ محمد حسن (متوفاى۱۲۶۶هـ)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۲، ص ۲۲۸، تحقیق وتعلیق وتصحیح: محمود القوچانی، ناشر: دار الکتب الاسلامیه ـ تهران، الطبعه: السادسه، ۱۳۶۳ش.
  29. الهمدانی، آقا رضا (متوفای۱۳۲۲هـ)، مصباح الفقیه (ط.ق)، ج ۱، ص ۱۶۲، ناشر: منشورات مکتبه الصدر – طهران، چاپخانه: حیدری، توضیحات: طبعه حجریه، طبق برنامه کتابخانه اهل البیت علیهم السلام.
  30. الخوانساری، السید احمد، (متوفای ۱۴۰۵ق) جامع المدارک ، ج ۱، ص ۴۷،‌ تحقیق : تعلیق : علی أکبر الغفاری، ناشر : مکتبه الصدوق – طهران، چاپ : الثانیه، سال چاپ : ۱۴۰۵ – ۱۳۶۴ ش

مطالب مشابه

یک دیدگاه برای بررسی روایت کافی پیرامون شستن پا در وضو

  1. زیبا
    +1

    خیلی عالی و کامل بود مرسی استفاده کردم

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب