یکشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، تقلب کردن طلبه‌ها در امتحانات حوزه علمیه در 3 هفته قبل منتشر شده است .
»   نقد سخنرانی‌ها  »   نقد سخنرانی «داعش و حکومت اسلامی» دکتر سروش با موضوع «اسلام ناب»
۱۴ آذر ۱۳۹۵ , ساعت ۱۹:۱۹

نقد سخنرانی «داعش و حکومت اسلامی» دکتر سروش با موضوع «اسلام ناب»

دکتر عبدالکریم سروش که در آمریکا اقامت دارد، در سخنرانی خود با عنوان «داعش و حکومت اسلامی» مدعی شده است که «اسلام ناب» مفهومی موهوم است.
متن سخنرانی وی به شرح زیر است:
«ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ‌ﻓﻬﻤﻢ ﻣﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﮔﺸﺘﻦ ﺁﺧﺮﺵ ﺳﺮ ﺍﺯ ﺑﻨﯿﺎﺩﮔﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﺸﻮنت‌ها ﺩﺭ ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ… ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺗﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﭼﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﻣﺪﻋﯿﺎﻥ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻫﻢ ﺗﮑﻔﯿﺮ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺍﺳﺖ… ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﺩﺳﺖ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺳﻨﯽﻫﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺎﻓﺮ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺷﯿﻌﻪ ﺍﭘﻮﺯﻭﺳﯿﻮﻥ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻫﻢ ﮐﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﻃﺎﻋﺎﺕ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺣﺎﻻ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﯾﺎ ﺍﺻﻠﯽ ﺩﺳﺖ ﮐﯿﺴﺖ؟
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺽ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺻﻼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺪﻋﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺶ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﯾﮏ ﺑﺬﺭﯼ ﺭﺍ ﮐﺎﺷﺖ، ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﯾﻦ ﺑﺬﺭ ﺭﺷﺪ ﮐﺮﺩ، ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺷﺪ. ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻨﺎﻭﺭ. ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﻣﻌﻨﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﺑﺬﺭ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﻭ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﻭﻟﯿﻪ. ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﺍﻭﻻ ﻧﺸﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ. ﺷﺪﻧﯽ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﺳﻮﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﻃﻔﻞ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻭﻗﺘﯽ ﺟﻨﯿﻦ ﺑﻮﺩﻩ، ﺩﺭ ﺭﺣﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩﻩ، ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ، ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﻟﻎ ﻋﺎﻟﻢ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺷﺪﻩ، ﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ، ﻣﺎ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺟﻨﯿﻦ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ. ﺍﻭﻻ ﮐﻪ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﻫﯿﭻ ﺍﻧﮕﻮﺭﯼ ﺩﮔﺮ ﻏﻮﺭﻩ ﻧﺸﺪ، ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ ﭼﻪ ﺳﻮﺩﯼ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺁﻭﺭﺩ ﺑﺬﺭ ﺭﺷﺪ ﯾﺎﺑﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﮐﺎﺷﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺷﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ شکل‌ها ﻭ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﺮﻓﺖ ﻟﺬﺍ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺑﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﭘﺮﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻩ، ﺭﺷﺪ ﮐﺮﺩﻩ، ﺗﻨﻮﻣﻨﺪ ﺷﺪﻩ، ﻣﯿﻮﻩ ﺩﺍﺩﻩ، اقلیم‌های ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺷﮑﻞ ﻭ ﺷﻤﺎﯾﻞ ﺗﺎﺯﻩﺍﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻫﻤﻪﯼ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻮع‌ها ﺭﺍ ﻣﻨﮑﺮ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﮑﻞ ﺧﺸﮏ ﻭ ﺧﺎﺹ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺧﺎﺹ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺍﻧﻪﯼ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻥ، ﻫﺪﻑ ﻭ ﺣﺴﺮﺕ ﺑﻨﯿﺎﺩﮔﺮﺍﻫﺎﺳﺖ.»

نقد سخنرانی
یکی از مسایل مهم و حیاتی برای مسلمین و دیگران شناخت درست و صحیح از اسلام است. متاسفانه با گذشت بیش از هزار و چهارصد سال از ظهور نورانی اسلام هنوز هم آنگونه که شایسته و بایسته است، اسلام به درستی شناخته نشده است. حتی در میان مسلمین هم اسلام عزیز به درستی شناخته نشده. قلیلی از انسان‌ها هستند که درک جامع و همه جانبه از اسلام دارند. اکثر مسلمین آگاهی و شناخت ناقص از اسلام ودین دارند. عده‌ای دین را مجموعه‌ای از عبادات ظاهریه می‌دانند که کاری به هیج چیز دیگر ندارد که نام آن را می‌توان اسلام عوامانه نامید. عده‌ای دین را امر مقدسی می‌دانند که فقط قابل تقدیس و احترام است و صرف التزام قلبی به آن را کافی می‌دانند. مثل اینکه العیاذ بالله در جمع زیادی از مسلمین رایج است که قرآن را می‌بوسند و در مراسم عزا قرآن می‌خوانند و در مراسم عروسی قرآن همراه عروس می‌کنند و در مسافرت از زیر قرآن عبور می‌کنند ولی بعد دیگر کاری با قرآن ندارند. البته به حسب ظاهر بی‌احترامی به قرآن هم نمی‌کنند. عده‌ای هم دین را وسیله برای اهداف و اغراض پلید فردی واجتماعی ومقامی و حکومتی و هواهای نفسانی خود قرار می‌دهند. و… همه این نگرش‌های ناقص و چه بسا انحرافی و فاسد ناشی از عدم شناخت درست و همه جانبه از اسلام و دین است.
پس در ابتداء لازم است که یک تعریف جامعی از اسلام و دین اسلام داشته باشیم. دین اسلام مجموعه‌ای از دستورات و قوانین و احکام و مسایلی است که در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی و سیاسی وحکومتی انسان و روابطش با خدا وخلق و خود و طبیعت نقش دارد. این اسلام با این تعریف جامع همان اسلام ناب محمدی است که باید تلاش شود که مسلمین در این طریق و سمت و سو قرار گیرند.
اگر یک بعد از ابعاد اسلام نادیده گرفته شود چنین اسلامی ناقص و ابتر است. به نظر بنده جناب دکتر سروش هنوز درک و تصویر و شناخت درستی از اسلام جامع و اصیل ندارد و یا اگر دارد براساس امیال نفسانی عمدا تصویر نادرستی از اسلام در جامعه منتشر می‌سازد.

یک سوالی ممکن است در اینجا مطرح شود که ازکجا و با تکیه برچه منابعی ما می‌توانیم اسلام ناب و جامع را بشناسیم و یا تعریف کنیم؟
درجواب باید گفت که با دلیل عقلی و نقلی و حتی اجماع ما می‌توانیم اسلام ناب و جامع را بشناسیم و تعریف نماییم. قرآن کریم که تنها کتاب مصون از تحریف لفظی درمیان مسلمین است و اهلبیت پیغمبر علیهم السلام که آثار فریقین (شیعه وسنی) بر عصمت آنها گواهی آشکار می‌دهد و آنها  به عنوان جانشنان برحق پیغمبر، اسلام شناسان حقیقی هستند، وقتی که این دو را کنارهم قرار دهیم  نتیجه آن اسلام ناب محمدی یا اسلام جامع خواهد بود و ما از این طریق می‌توانیم اسلام ناب را تعریف و یا به فراخور خود درک کنیم. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعتری ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا»، یعنی دوچیز گرانبها و با ارزش در بین شما قرار دادم که یکی کتاب خداست ودیگری عترت و اهل بیتم است مادامی که به هر دوی آن تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد.

طبق این روایت قرآن که تجلی نورانی دین محمد صلی الله علیه و آله است به همراه عترت یکدیگر را کامل می‌کنند و این دو مکمل هم هستند و هر یک بدون دیگری ناقص است. ما اسلام ناب و جامع داریم و از این طریق که گفته شد قابل دسترسی هم می‌باشد. جماعت مسلمین در قالب اهل سنت و غیره راه را گم کردند و از اسلام راستین محمدی منحرف گشتند و جناب آقای دکتر سروش که می‌گوید اسلام ناب وجود ندارد اشتباهش این است که اسلام را منهای منهاج و طریق استوار اهل بیت علیهم السلام در نظر گرفته. (البته به نظر بنده بخش مهمی از نظرات منحرفانه دکتر سروش ناشی از هواهای نفسانی وشیطانی است…)

آقای سروش می‌گوید اسلام ناب مدعیان فروانی دارد؟! این سخن غلط و نادرست است زیرا به استناد دلیل قطعی اسلام ناب یک شعبه بیشتر ندارد وآن هم اسلام ناب تشیع علوی حسینی است و بقیه مسلمین از جاده مستقیم اسلام منحرف هستند. دلیل و گواه بارز ما براین مدعا همان کتب اهل سنت است.
درکتاب در محضر آیت الله بهجت خواندم که کسی از حضرت ایشان سوال کرد که از کجا حقانیت تشیع را درک کنیم و بفهمیم؟! ایشان درجواب فرمودند از طریق کتب مخالفین (اهل سنت) و اضافه کردند که کتب اهل سنت پر است از مطالبی که دال برحقانیت تشیع است و الحق و الانصاف در هر زمان و نیز اکنون این فرمایش حضرت آیت الله بهجت صادق است و می‌درخشد.

آقای دکتر سروش می‌گوید که ارجاع دادن به اسلام ناب، اولا شدنی نیست و بعد اگر هم شدنی باشد سودی ندارد و بعد مقایسه کرد این مساله را به طفل کوچکی که جنین بوده و بعد به دنیا آمده و بزرگ و بالغ گشته انگاه ایشان با شعری از مولوی نتیجه گرفته که همانطوری که برگشت به حالت جنینی و ارجاع به آن ممکن نیست درباره اسلام ناب هم ارجاع دادن مردم به آن نادرست است؟!! وگفته که اسلام ناب وجود ندارد!!!
پاسخ این سخن باطل آن است که اولا شما یعنی دکتر سروش قیاس مع الفارق کردید. قیاس شما به اصطلاح قیاس مع الفارق و بیگانه از هم است. بطلان مقایسه‌ای ایشان به این بیان است که اسلام و مجموعه احکام و قوانین الهی آن یک مجموعه الهی تشریعی است نه تکوینی و جریان جنین و نوزاد که بزرگ و بالغ می‌شود یک وجود خارجی و تکوینی است. آقای سروش شما امر و مساله تشریعی را با امر تکوینی مقایسه کردید و نتیجه باطل گرفتید؟!
ثانیا در این مقایسه باطل هم دچار اشتباه شدید چون مقایسه ارجاع کامل با ارجاع ناقص کردید. اینکه اسلام شناسان واقعی، مردم را به اسلام ناب و جامع (اسلام ناب محمدی) ارجاع می‌دادند این ارجاع به نحو ارجاع به کامل و کمال است. یعنی اسلام ناب محمدی مجموعه‌ای از احکام و مقررات است که همه ابعاد فردی و اجتماعی و… اعم از دنیوی و اخروی را در برمی‌گیرد. [خداوند در این باره در قرآن می‌فرماید: الیوم اکملت لکم دینکم، امروز دین برای شما کامل شده است] و این دین جامع و ناب از طریق قرآن و اهل بیت وجود حقیقی خارجی تشریعی دارد و قابل دسترسی است. و اما جریان ارجاع جنینی که بزرگ و بالغ شده ارجاع به نقص است. پس دقت کنید و ببینید که در این مقایسه دو اشتباه رخ داده:
۱_ اینکه قیاس یک قیاس مع الفارق است یعنی مقایسه امر حقیقی تشریعی به  امرحقیقی تکوینی
۲_ اینکه این مقایسه، مقایسه بین ارجاع به کامل و کمال و ارجاع ناقص است.
آقای سروش  اسلام ناب وجامع وجود دارد و مسلمین موظف هستند که آن را بشناسند و در آن طریق و راه قرار گیرند و هرکس به فراخور درک و فهم و استعداد خود از آن بهره‌مند گردند. اسلام ناب محمدی همانند عسل خالص و ناب است که در بلندای کوه قرار دارد و برای رسیدن و چشیدن آن باید زحمت‌ها وخون جگرها کشید. عسل ناب، نافع و شفابخش است. اما عسل تقلبی و غیر خالص چه بسا مضر و مهلک است. برای رسیدن و لمس و درک کردن اسلام ناب و جامع هم همانند عسل ناب و خالص، باید همه مسلمین تلاش کنند و از کارشناسان واقعی اسلام بهره‌مند شوند.
درپایان با بیان آشکار و مستدل می‌گوییم که اسلام ناب امر خیالی و توهمی نیست بلکه وجود حقیقی تشریعی در خارج دارد و امثال سروش با این تُرَّهات و اراجیف نمی‌توانند نور درخشنان اسلام ناب نبوی علوی حسینی علیهم السلام را خاموش کنند.
در روایتی نقل شده است که حضرت علی علیه السلام می­ فرمایند: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: «به درستی که امت موسی بعد از موسی هفتاد و یک فرقه گردیدند که از آنها یک فرقه اهل نجاتند و هفتاد فرقه دیگر در دوزخند و امت حضرت عیسی بعد از عیسی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که یک فرقه آنها اهل نجات و هفتاد و یک فرقه آن در دوزخند و بدرستی که امت من بعد از من زود باشد که بر هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند که یک فرقه از آنها نجات یافته و هفتاد و دو فرقه آنها در دوزخند.» [سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۶۰]
ما می‎گوییم این یک فرقه که اهل نجات‎اند اسلام ناب محمدی است (که همان تشیع اثنی عشری است) و سایر فرقه‎ها، همگی اسم اسلام را داشته ولی در مبنا و یا در احکام، اشتباهات فاحش دارند.

پایگاه اندیشوران قم - حجت الاسلام سیداصغر سعادت لاهیجی

مطالب مشابه

یک دیدگاه برای نقد سخنرانی «داعش و حکومت اسلامی» دکتر سروش با موضوع «اسلام ناب»

  1. +1

    سلام علیکم
    مطلب فوق، نقد جناب آقای حجت الاسلام لاهیجی است که بدون هیچ تصرفی توسط پایگاه تخصصی شبهه انتشار یافته است؛ یقینا مطالبی از این دست، نیاز به توضیح مفصل و نقدی کاملتر خواهند داشت؛ به همین خاطر است که پایگاه تخصصی شبهه، بعد از مدتی، مجددا متون نقدی را بررسی کرده، در صورت نیاز نقدی مجدد و جدید برای آن می نگارد.
    ان شاء الله در اولین فرصت، نقدی به مطلب فوق تهیه خواهد شد.
    موفق و پیروز.

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب