سه شنبه, ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، شیرخواری حضرت امام حسین (ع) به چه شکل بوده است؟ در 5 روز قبل منتشر شده است .
»   نقد سخنرانی ها  »   نقد سخنرانی «داعش و حکومت اسلامی» دکتر سروش با موضوع «اسلام ناب»
1,065 views
۱۴ آذر ۱۳۹۵ , ساعت ۱۹:۱۹

نقد سخنرانی «داعش و حکومت اسلامی» دکتر سروش با موضوع «اسلام ناب»

دکتر عبدالکریم سروش که در آمریکا اقامت دارد، در سخنرانی خود با عنوان «داعش و حکومت اسلامی» مدعی شده است که «اسلام ناب» مفهومی موهوم است.

متن سخنرانی ایشان به شرح زیر است:

«ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻢ ﻣﺎ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ. ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﮔﺸﺘﻦ ﺁﺧﺮﺵ ﺳﺮ ﺍﺯ ﺑﻨﯿﺎﺩﮔﺮﺍﯾﯽ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺧﺸﻮﻧﺘﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ … ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺗﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﭼﯿﺴﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﻣﺪﻋﯿﺎﻥ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻫﻢ ﺗﮑﻔﯿﺮ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺍﺳﺖ… ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﺩﺳﺖ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺳﻨﯽ ﻫﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﺎﻓﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺷﯿﻌﻪ ﺍﭘﻮﺯﻭﺳﯿﻮﻥ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻫﻢ ﮐﻢ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﻃﺎﻋﺎﺕ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺣﺎﻻ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﯾﺎ ﺍﺻﻠﯽ ﺩﺳﺖ ﮐﯿﺴﺖ؟

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺽ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺩﺳﺖ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺻﻼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺪﻋﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺶ ﺑﺎﺷﺪ. ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﯾﮏ ﺑﺬﺭﯼ ﺭﺍ ﮐﺎﺷﺖ، ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﯾﻦ ﺑﺬﺭ ﺭﺷﺪ ﮐﺮﺩ،ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺷﺪ. ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻨﺎﻭﺭ. ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺏ ﻣﻌﻨﯿﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﺑﺬﺭ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﻭ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﻭﻟﯿﻪ. ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﺍﻭﻻ ﻧﺸﺪﻧﯽ ﺍﺳﺖ. ﺷﺪﻧﯽ ﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﺳﻮﺩﯼ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺩﺭﺳﺖ ﺷﺒﯿﻪ ﯾﮏ ﻃﻔﻞ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻭﻗﺘﯽ ﺟﻨﯿﻦ ﺑﻮﺩﻩ،ﺩﺭ ﺭﺣﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩﻩ،ﺣﺎﻻ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺁﻣﺪﻩ،ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ ﻭ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﻟﻎ ﻋﺎﻟﻢ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺷﺪﻩ،ﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ،ﻣﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺟﻨﯿﻦ ﺍﻭﻟﯿﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ. ﺍﻭﻻ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﻣﻮﻻﻧﺎ ﻫﯿﭻ ﺍﻧﮕﻮﺭﯼ ﺩﮔﺮ ﻏﻮﺭﻩ ﻧﺸﺪ، ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ ﭼﻪ ﺳﻮﺩﯼ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺁﻭﺭﺩ ﺑﺬﺭ ﺭﺷﺪ ﯾﺎﺑﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺍﻭ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﮐﺎﺷﺖ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﻧﻪ ﺑﺎ ﺁﺏ ﻭ ﻫﻮﺍﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺷﺪ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺷﮑﻠﻬﺎ ﻭ ﺭﻧﮓ ﻭ ﺑﻮﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﺮﻓﺖ ﻟﺬﺍ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﺎﺑﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﯾﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﭘﺮﻭﺭﺩﻩ ﺷﺪﻩ، ﺭﺷﺪ ﮐﺮﺩﻩ، ﺗﻨﻮﻣﻨﺪ ﺷﺪﻩ، ﻣﯿﻮﻩ ﺩﺍﺩﻩ، ﺍﻗﻠﯿﻤﻬﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎ ﺷﮑﻞ ﻭ ﺷﻤﺎﯾﻞ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﺗﻨﻮﻋﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻨﮑﺮ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺷﮑﻞ ﺧﺸﮏ ﻭ ﺧﺎﺹ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﮑﻞ ﺧﺎﺹ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﺍﻧﻪ ﯼ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻥ، ﻫﺪﻑ ﻭ ﺣﺴﺮﺕ ﺑﻨﯿﺎﺩﮔﺮﺍﻫﺎﺳﺖ.»

 

نقد سخنرانی

یکی از مسایل مهم وحیاتی برای مسلمین و دیگران شناخت درست وصحیح از اسلام است. متاسفانه با گذشت بیش از هزار وچهارصد سال از ظهور نورانی اسلام هنوز هم آنگونه که شایسته وبایسته است، اسلام به درستی شناخته نشده است. حتی در میان مسلمین هم اسلام عزیز به درستی شناخته نشده. قلیلی از انسان ها هستند که  درک جامع وهمه جانبه از اسلام دارند. اکثر مسلمین آگاهی و شناخت ناقص از اسلام ودین دارند. عده ای دین را مجموعه ای از عبادات ظاهریه می دانند که کاری به هیج چیز دیگر ندارد که نام آن را می توان اسلام عوامانه نامید. عده ای دین را امر مقدسی می دانند که فقط قابل تقدیس واحترام است وصرف التزام قلبی به آن را کافی می دانند. مثل اینکه العیاذ بالله در جمع زیادی از مسلمین رایج است که قرآن را می بوسند ودر مراسم عزا قرآن می خوانند ودر مراسم عروسی  قرآن همراه عروس می کنند و در مسافرت از زیر قرآن عبور می کنند ولی بعد دیگر کاری با قرآن ندارند. البته به حسب ظاهر بی احترامی به قرآن هم نمی کنند. عده ای هم دین را وسیله برای اهداف و اغراض پلید فردی واجتماعی ومقامی وحکومتی و هواهای نفسانی خود قرار می دهند. و… همه این نگرش های ناقص وچه بسا انحرافی وفاسد ناشی از عدم شناخت درست وهمه جانبه از اسلام ودین است.

پس در ابتداء لازم است که یک تعریف جامعی از اسلام ودین اسلام داشته باشیم. دین اسلام مجموعه ای از دستورات وقوانین واحکام ومسایلی است که در همه ابعاد زندگی فردی واجتماعی و سیاسی وحکومتی انسان و روابطش با خدا وخلق وخود وطبیعت نقش دارد. این اسلام با این تعریف جامع همان اسلام ناب محمدی است که باید تلاش شود که مسلمین در این طریق وسمت وسو قرار گیرند.

اگر یک بعد از ابعاد اسلام نادیده گرفته شود چنین اسلامی ناقص وابتر است.به نظر بنده جناب دکتر سروش هنوز درک وتصویر وشناخت درستی از اسلام جامع واصیل ندارد ویا اگر دارد براساس امیال نفسانی عمدا تصویر نادرستی از اسلام در جامعه منتشر می سازد.

یک سوالی ممکن است در اینجا مطرح شود که ازکجا و با تکیه برچه منابعی ما می توانیم اسلام ناب وجامع را بشناسیم ویا تعریف کنیم؟

درجواب باید گفت که با دلیل عقلی ونقلی وحتی اجماع ما می توانیم اسلام ناب وجامع را بشناسیم وتعریف نماییم. قرآن کریم که تنها کتاب مصون از تحریف لفظی درمیان مسلمین است و اهلبیت پیغمبر علیهم السلام که آثار فریقین (شیعه وسنی) برعصمت آنها گواهی آشکار می دهد وآنها  به عنوان جانشنان برحق پیغمبر، اسلام شناسان حقیقی هستند، وقتی که این دو را کنارهم قرار دهیم  نتیجه آن اسلام ناب محمدی یا اسلام جامع خواهد بود وما از این طریق می توانیم اسلام ناب را تعریف و یا به فراخور خود درک کنیم. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعتری ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا»، یعنی دوچیز گرانبها و با ارزش در بین شما قرار دادم که یکی کتاب خداست ودیگری عترت واهل بیتم است مادامی که به هردوی آن تمسک کنید هرگز گمراه نخواهید شد.

طبق این روایت قرآن که تجلی نورانی دین محمد ص است به همراه عترت یکدیگر را کامل می کنند و این دو مکمل هم هستند و هر یک بدون دیگری ناقص است. ما اسلام ناب وجامع داریم و از این طریق که گفته شد قابل دسترسی هم می باشد. جماعت مسلمین در قالب اهل سنت وغیره راه را گم کردند و از اسلام راستین محمدی منحرف گشتند وجناب آقای دکتر سروش که می گوید اسلام ناب وجود ندارد اشتباهش این است که اسلام را منهای منهاج وطریق استوار اهل بیت علیهم السلام درنظر گرفته.( البته به نظر بنده بخش مهمی از نظرات منحرفانه دکتر سروش ناشی از هواهای نفسانی وشیطانی است…)

آقای سروش می گوید اسلام ناب مدعیان فروانی دارد؟! این سخن غلط و نادرست است زیرا به استناد دلیل قطعی اسلام ناب یک شعبه بیشتر ندارد وآن هم اسلام ناب تشیع علوی حسینی است وبقیه مسلمین ازجاده مستقیم اسلام منحرف هستند. دلیل وگواه بارز ما براین مدعا همان کتب اهل سنت است.

درکتاب در محضر آیت الله بهجت خواندم که کسی از حضرت ایشان سوال کرد که از کجا حقانیت تشیع را درک کنیم وبفهمیم؟! ایشان درجواب فرمودند از طریق کتب مخالفین(اهل سنت) واضافه کردند که کتب اهل سنت پر است از مطالبی که دال برحقانیت تشیع است و الحق والانصاف در هر زمان و نیز اکنون این فرمایش حضرت آیت الله بهجت صادق است و می درخشد.

آقای دکتر سروش می گوید که ارجاع دادن به اسلام ناب، اولا شدنی نیست وبعد اگر هم شدنی باشد سودی ندارد وبعد مقایسه کرد این مساله را به طفل کوچکی که جنین بوده وبعد به دنیا آمده وبزرگ و بالغ گشته انگاه ایشان با شعری از مولوی نتیجه گرفته که همانطوری که برگشت به حالت جنینی و ارجاع به آن ممکن نیست درباره اسلام ناب هم ارجاع دادن مردم به آن نادرست است؟!! وگفته که اسلام ناب وجود ندارد!!!

پاسخ این سخن باطل آن است که اولا شما یعنی دکتر سروش قیاس مع الفارق کردید. قیاس شما به اصطلاح قیاس مع الفارق وبیگانه از هم است. بطلان مقایسه ای ایشان به این بیان است که اسلام ومجموعه احکام و قوانین الهی آن یک مجموعه الهی تشریعی است نه تکوینی و جریان جنین ونوزاد که بزرگ وبالغ می شود یک وجود خارجی وتکوینی است. آقای سروش شما امر ومساله تشریعی را با امر تکوینی مقایسه کردید ونتیجه باطل گرفتید؟!!!

ثانیا در این مقایسه باطل هم دچار اشتباه شدید چون مقایسه ارجاع کامل با ارجاع ناقص کردید. اینکه اسلام شناسان واقعی، مردم را به اسلام ناب و جامع (اسلام ناب محمدی) ارجاع می دادند این ارجاع به نحو ارجاع به کامل وکمال است. یعنی اسلام ناب محمدی مجموعه ای از احکام ومقررات است که همه ابعاد فردی واجتماعی و… اعم از دنیوی واخروی را دربرمی گیرد. واین دین جامع وناب از طریق قرآن و اهل بیت وجود حقیقی خارجی تشریعی دارد و قابل دسترسی است. واما جریان ارجاع جنینی که بزرگ وبالغ شده ارجاع به نقص است. پس دقت کنید وببینید که دراین مقایسه دواشتباه رخ داده:

۱_ اینکه قیاس یک قیاس مع الفارق است یعنی مقایسه امر حقیقی تشریعی به  امرحقیقی تکوینی

۲_ اینکه این مقایسه، مقایسه بین ارجاع به کامل وکمال  وارجاع ناقص است.

آقای سروش  اسلام ناب وجامع وجود دارد و مسلمین موظف هستند که آن را بشناسند ودر آن طریق وراه قرار گیرند وهرکس به فراخور درک وفهم واستعداد خود از آن بهره مند گردند. اسلام ناب محمدی همانند عسل خالص و ناب است که در بلندای کوه قراردارد و برای رسیدن به آن وچشیدن آن باید زحمت ها وخون جگرها کشید. عسل ناب، نافع وشفابخش است. اما عسل تقلبی وغیر خالص چه بسا مضر ومهلک است. برای رسیدن ولمس و درک کردن اسلام ناب وجامع هم همانند عسل ناب وخالص ، باید همه مسلمین تلاش کنند و از کارشناسان واقعی اسلام بهره مند شوند.

درپایان با بیان آشکار ومستدل می گوییم که اسلام ناب امرخیالی وتوهمی نیست بلکه وجود حقیقی تشریعی در خارج دارد و امثال سروش با این تُرَّهات و اراجیف نمی توانند نور درخشنان اسلام ناب نبوی علوی حسینی علیهم السلام را خاموش کنند.

در روایتی نقل شده است که حضرت علی علیه السلام می­ فرمایند: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: «به درستی که امت موسی بعد از موسی هفتاد و یک فرقه گردیدند که از آنها یک فرقه اهل نجاتند و هفتاد فرقه دیگر در دوزخند و امت حضرت عیسی بعد از عیسی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند که یک فرقه آنها اهل نجات و هفتاد و یک فرقه آن در دوزخند و بدرستی که امت من بعد از من زود باشد که بر هفتاد و سه فرقه تقسیم شوند که یک فرقه از آنها نجات یافته و هفتاد و دو فرقه آنها در دوزخند.» (سفینه البحار، ج ۲، ص ۳۶۰)

ما می گوییم این یک فرقه که اهل نجات اند اسلام ناب محمدی است (که همان تشیع اثنی عشری است) و سایر فرقه ها، همگی اسم اسلام را داشته ولی در مبنا و یا در احکام، اشتباهات فاحش دارند.

حجت الاسلام سیداصغر سعادت لاهیجی

مطالب مرتبط

2 دیدگاه برای نقد سخنرانی «داعش و حکومت اسلامی» دکتر سروش با موضوع «اسلام ناب»

  1. سید
    0

    با سلام
    بنده نیز با نظر دکتر سوش مخالفم اما این متنی که شما به عنوان جواب گذاشته اید، از نوع دفاع بد است که نه مقدمه دارد و نه مؤخره و نه محتوای چندانی و حتی موضوع را به نفسانیات دکترسروش ربط داده. چنین جوابهایی مؤید حرفها و ادعاهای دکتر سروش است ونه نقدی بر آنها

    • +1

      سلام علیکم
      مطلب فوق، نقد جناب آقای حجت الاسلام لاهیجی است که بدون هیچ تصرفی توسط پایگاه تخصصی شبهه انتشار یافته است؛ یقینا مطالبی از این دست، نیاز به توضیح مفصل و نقدی کاملتر خواهند داشت؛ به همین خاطر است که پایگاه تخصصی شبهه، بعد از مدتی، مجددا متون نقدی را بررسی کرده، در صورت نیاز نقدی مجدد و جدید برای آن می نگارد.
      ان شاء الله در اولین فرصت، نقدی به مطلب فوق تهیه خواهد شد.
      موفق و پیروز.

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب