جمعه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، آیا اولین بار تجسیم را شیعیان به خداوند نسبت دادند؟ در 2 ماه قبل منتشر شده است .
»   وجود خداوند, یادداشت ها  »   برهان اثبات خدا (برهان حرکت) + نقد و پاسخ نقد
802 views
۵ آذر ۱۳۹۵ , ساعت ۱۷:۲۸

برهان اثبات خدا (برهان حرکت) + نقد و پاسخ نقد

برهان حرکت که ابتدا از سوی ارسطو مطرح شده است، در کتابهای کلامی و فلسفی نیز به عنوان یک دلیل بر اثبات خداوند مطرح بوده است. بعدها توماس آکویناس به عنوان نخستین برهانش برای اثبات خدا به آن پرداخت. در جهان اسلام نیز کسانی چون ملاصدرا و هادی سبزواری به شرح آن پرداختند.

روند استدلال در این برهان به این صورت است:

مقدمه۱: موجودهایی که در عالم مشاهده می‌شود، همگی تغییر می‌کنند و حرکت دارند. [۱]

مقدمه۲: بر اساس اصل علیت، هر حرکتی نیاز به محرّک و موجودی دارد که آن حرکت را ایجاد کرده باشد.[۲]

مقدمه۳: به جهت اینکه دور و تسلسل در میان علت‌ها، ممکن نیست، پس نیاز به محرّکی است که خودش ثابت باشد و حرکت و تغییری نداشته باشد. [۳]

نتیجه:

بنابراین، وجود خدا به عنوان موجودی که هیچ حرکتی ندارد و همواره ثابت است، اثبات می‌شود.

 

نقد های وارده به برهان

نقد اول: برهانی که خود را نقض می‌کند.

این برهان ابتدا هر محرکی را نیازمند محرکی دیگر می‌شمارد و در آخر با سخن گفتن از محرک اول خود را نقض می‌کند.

نقد دوم: بی‌نیازی حرکت از محرک در واقعیت

این حرف انتزاعی و شهودی که هر حرکتی محرکی بخواهد، در عالم واقعیت غلط از آب درآمده است. بطلان این سخن در دانش فیزیک از زمان نیوتون به اثبات رسیده؛ این گونه نیست که نفس حرکت به عامل و محرک نیازمند باشد؛ حرکت به عامل احتیاج ندارد، بلکه تغییر حرکت است که نیازمند عامل است. حالت عادی اجسام این است که در حرکت یکنواخت یا سکون باشند، نه الزاماً در سکون؛ پس جسم می‌تواند همواره در حال حرکتی یکنواخت باشد، در حالی که هیچ عامل خارجی بر آن اثر نمی‌گذارد.

به سخن دیگر: اجسام تمایل دارند حالت اولیه خود را حفظ کنند؛ یعنی اگر ساکن هستند در حالت سکون باقی بمانند و اگر در حال حرکت هستند به حرکت خود به طور یکنواخت با سرعت ثابت ادامه دهند. حال اگر بخواهیم جسم ساکنی را به حرکت درآوریم یا سرعت متحرک را کاهش یا افزایش دهیم، باید به آن نیرو وارد کنیم. نیرو با ایجاد شتاب باعث تغییر سرعت می‌شود.

بنابراین هیچ حرکتی نیازمند محرک نیست، حرکت یکنواخت ماهواره‌ها در فضاهای بین ستاره‌ای، پس از آنکه یک بار به حرکت درآمدند، بهتر از مثالهای دیگر این نکته را نمایان می‌سازد.

نقد سوم: مغالطه و محدودیت نتیجه گیری در برهان

اگر چیزی باشد که محرک همه حرکات باشد، آنگاه مطمئناً هر حرکتی محرکی دارد؛ ولی از این که هر حرکتی محرکی دارد، نتیجه گرفته نمی‌شود که چیز واحد و یگانه‌ای هست که محرک همه حرکات باشد.[۶]

حتی به فرض صحت این برهان، محرک غیر متحرک (محرک اول)، می‌تواند جسم باشد، زیرا حرکت جزئی از اوصاف و عوارض اجسام است، از این رو برهان حرکت نیاز به محرک را در محور همان اوصاف و عوارض اثبات می‌نماید.[۷]

 

پاسخ به نقد ها

پاسخ از نقد اول:

اینکه این برهان خود را نقض می کند، صحیح نیست. چرا که محرک اول (خدا)، یک محرَک (به حرکت درآورنده) بالذات است، شاید بتوان برای این مساله ادعای بداهت کرد که؛ اگر محرک اول هم خود محرک دیگری بخواهد، تسلسل پیش می آید. و چون تسلسل محال است، پس باید تحرک و محرک بودن شخص اول، بالذات است نه بالغیر.

پاسخ به نقد دوم:

«آن محرکی که ارسطوئیین گفته‌اند، غیر از آن عاملی است که فیزیک امروز می‌شناسد، آنچه که تجربیات علمی امروز ثابت می‌کند، رابطه حرکت است با عامل خارج از وجود متحرک، در صورتی که از نظر فلسفی عامل حرکت همیشه در داخل جسم متحرک است و عامل خارجی عامل دست دوم است نه عامل دست اول، فیلسوف وقتی می‌گوید حرکت یعنی هر گونه تغییر، نقط مقابل ثبات، آنچه ارسطو و ارسطوئیین گفته‌اند، اگر هم درست نباشد باید به دلیل دیگری درست نباشد»[۴]

توضیح بیشتر اینکه: منظور از حرکت در این برهان، تغییر است، حدوث است نه حرکت فیزیکی که در تعریف آن گفته اند: «حرکت در فیزیک به معنی تغییر مکان جسم در ارتباط با زمان است.»[۵] بنابراین اگر منظور از حرکت در برهان تغییر و تحول باشد، دیگر این ایراد وارد نیست.

اما اگر منظور از حرکت، در برهان، همان حرکت فیزکی نیز باشد؛ همچنان ایراد وارد نیست، چرا که حرکت اولیه و عدم سکون ماده اولی باید ثابت بشود که این ثابت شدن، هنوز از لحاظ علمی ثابت نشده است.

پاسخ به نقد سوم:

صحیح است که اگر ثابت شود که با پذیرش برهان، وجود محرک اول ثابت می شود، اما اینکه این محرک باید واحد و یگانه باشد، و یا قدرتش در چه حد و اندازه ایست، از این برهان ثابت شدنی نیست. بلکه صرفا وجود یک محرک اول ثابت می شود.

اما با ضمیمه کردن براهین دیگری چون برهان نظم، برهان علیت و … می توان سایر صفات ازجمله یگانگی و علم و قدرت و … را ثابت نمود. به دیگر سخن این نقد، به کیفیت برهان ایراد می کند نه به اصل برهان.

اما اینکه این برهان در محدوده، جسم است و حرکت، با پاسخ ما در نقد دوم مشخص شد که منظور از حرکت، تغیـّر و تحول است نه حرکت فیزیکی.

____پی نوشت______________

[۱] فیزیک (ارسطو): گ b 250، سطر ff. 11، گ a261، سطر ۳۱ -a263، سطر۳، متافیزیک، گ b 1071، سطرهای۱۱-۴، گ a1072، سطر۲۲.

[۲] فیزیک(همو): گ b 200، سطر ff. 26.

[۳] فیزیک(همو): گ a256، سطر b-4 256، سطر ۲۳، گ b267، سطرهای ۶-۹.

[۴] توحید (مرتضی مطهری): صص ۱۸۰ تا ۱۸۲.

[۵] Nave, R. 2005. Motion. HyperPhysics. Georgia State University

[۶] منطق(گراهام پریست): صص ۳۷ تا ۴۵.

[۷] تبیین براهین اثبات خدا(عبدالله جوادی آملی): صص ۱۷۵ و ۱۷۶.

مطالب مرتبط

متن منتشر شده در فضای مجازی: بودن یا نبودن آفریننده، مستقل از آرزوهای ماست. جهانی بدون آفریننده یا هدف شاید پوچ و بی معنا به نظر برسد، ولی این به تنهایی الزامی برای بودن آفریننده ایجاد ...
متن منتشر شده در فضای مجازی: ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﺎ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﻢ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺍﺑﺪﯼ ﻣﻨﻮ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺛﺒﺎﺕ می بوﺩ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﻧﺎﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.   پاسخ: سرنوشت ...
متن برهان علیت را به صورت مختصر با هم مرور می کنیم: مقدّمه علماء كلام (متكلمين) براهين زيادى را براى اثبات خداى متعال، اقامه كرده‌اند كه در كتب مفصل، مذكور است. ما در ميان همه آنها يك ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب