جمعه, ۱۵ آذر ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، آیا اکثریت دانشمندان حال حاضر دنیا آتئیستند؟ در 14 ساعت قبل منتشر شده است .
»   اسلایدر, بررسی روایات و متون, تاریخ پیش از اسلام, شایعات تاریخی  »   آیا مقبره سنگی پاسارگاد، قبر کوروش است یا مادر سلیمان؟
۲۸ آبان ۱۳۹۵ , ساعت ۲۳:۵۸
آیا مقبره سنگی پاسارگاد، قبر کوروش است یا مادر سلیمان؟

آیا مقبره سنگی پاسارگاد، قبر کوروش است یا مادر سلیمان؟

وقتی سوال می‌شود که مقبره کوروش کبیر کجاست، غالبا تصویر یک مقبره سنگی در نزدیکی پاسارگاد نمایش داده می‌شود و آنجا را مرقد کوروش معرفی می‌کنند. اما آیا این مطلب، یک شایعه تاریخی است و یا یک حقیقت؟
آیا واقعا مقبره سنگی پاسارگاد، متعلق به کوروش کبیر (پادشاه هخامنشی) است؟ سند این مطلب کجاست؟
در ادامه مطالعه می‌کنیم نقدهایی که به این مقبره وارد شده و پاسخ‌هایی که شنیده می‌شود.

کوروش
کوروش دوم معروف به کوروش بزرگ یا کوروش کبیر؛ بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که به مدت سی سال، در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد.
شخصیت او همواره مورد نقد و بررسی بوده، برخی وجود چنین پادشاهی را کذب و افسانه می‌دانند، برخی وجودش را پذیرفته، ولی او را پادشاه ظالم و ستمگری معرفی می‌کنند و برخی نیز او را یکی از پادشاهان بزرگ دنیا و عادل می‌دانند.
علت این اختلاف دیدگاه‌ها نیز، وجود منابع مختلف تاریخی برای شخصیت کوروش است. برخی منابع پذیرفتی نیست، و برخی نیز پذیرفتنی بوده ولی در مدح و ذم مختلف‌اند.
برخی از تاریخ نویسان همچون مری بویس، استدلال می‌کند که کوروش یک زرتشتی بوده (همچون نیاکان خود) و خاطرنشان می‌سازند که آتشکده‌ها و نیایشگاه‌های پاسارگاد حاکی از عمل به آیین‌های زرتشتی‌است و متن‌های یونانی نیز به عنوان شاهد آورده‌اند که مغان زرتشتی جایگاه‌های ارزنده‌ای در دربار کوروش داشته‌اند.[۱] لوییس گری عقیده دارد که کوروش دقیقاً پیرو آئین ایرانیان باستان قبل از گاتاهای زرتشت و بازماندهٔ آن در اوستای جدید بود و خدایانی که مورد تکریم کوروش بودند، با اهورامزدا، میترا، آذر و آناهیتا، قابل تطبیق هستند. وی معتقد است دین کوروش به آئین ارائه‌شده در اوستای جدید نزدیک بوده و دلیلی برای زرتشتی دانستن او وجود ندارد.[۲] در برابر، پژوهشگرانی همچون جورج کامرون و والتر هینتس عقیده دارند که زمان زندگی زرتشت مابین سال‌های ۶۶۰ تا ۵۸۲ پیش از میلاد بوده و کوروش در این مدت، حتی با زرتشت دیدار هم داشته و پیرو دین زرتشتی بوده‌ است و دلیل این استدلال را آتشدان‌های ساخته‌شده در فضای آزاد و برج نگهداری آتش در پاسارگاد می‌دانند. ماکس مالوان می‌گوید که تاکنون هیچ مدرکی بدست نیامده که بر پایهٔ آن بتوان گفت، کوروش زرتشتی بوده‌است ولی رفتار او با آموزه‌های زرتشت و اصول دین او نقاط مشترک بسیاری دارد و شاید از دین زرتشتی تأثیر پذیرفته باشد.[۳]
کوروش در نهایت تصمیم گرفت مرزهای شمال شرقی امپراتوری‌اش را از تاخت و تاز اقوام چادرنشین ماساگت‌ها در امان بدارد. این تاخت و تازها زیان‌ها و صدمات چشمگیری بر ایرانیان شهرنشینی که آمیخته امپراتوری هخامنشی شده بودند وارد کرده بود.[۴] هرودوت می‌گوید که کوروش با حیله به یکی از اردوگاه‌های ماساگت حمله‌ور شد و بسیاری ساکنان آنجا را کشت؛ ولی پس از این جریان، قسمت اعظم نیروهای ماساگت تحت فرماندهی ملکه تهم‌رییش، شکست سنگینی بر ایرانیان وارد آوردند و کوروش کشته شد.[۵]

بررسی مقبره پاسارگاد
معروف است که: آرامگاه کوروش، بنایی بی‌پیرایه، در فاصله حدود یک کیلومتری جنوب غربی کاخ‌های پاسارگاد است.[۶] این اثر در سال ۲۰۰۴ میلادی به عنوان زیر مجموعه پاسارگاد تحت شماره ۱۱۰۶ در میراث جهانی یونسکو ثبت شده‌ است.[۷] در گزارش یونسکو هیچ سخنی از مرقد کوروش به میان نیامده است.

اما مستندات تاریخی این ادعا به شرح زیر است:
۱_ از قدیمی‌ترین توصیف‌های مربوط به آرامگاه کوروش می‌توان به توصیف اریستوبولوس، یکی از همراهان اسکندر مقدونی در لشکرکشی‌اش به قلمرو هخامنشیان نام برد که توسط آریان در کتاب آناباسیس اسکندر بدین شکل ثبت شده‌است: «قسمت‌های پایینی آرامگاه از سنگ‌هایی تشکیل شده بود که به شکل مربع بریده شده بودند و در کل یک قاعده مستطیلی شکل را تشکیل می‌دادند. بالای آرامگاه یک اتاق سنگی بود که یک سقف و یک در داشت و به قدری باریک بود که یک مرد کوتاه قد به‌ سختی می‌توانست داخل اتاق شود. در داخل اتاق یک تابوت طلایی وجود داشت که پیکر کوروش را در داخل آن قرار داده بودند. یک نیمکت نیز با پایه‌هایی از طلا در کنار تابوت قرار داشت. یک پرده بابلی پوشش آن (احتمالاً نیمکت) بود و کف اتاق نیز با فرش پوشانده شده بود. یک شنل آستین‌دار و سایر لباس‌های بابلی روی آن قرار داشتند. شلوارها و جامه‌های مادی در اتاق یافت می‌شد، بعضی تیره و بعضی به رنگ‌های دیگر بودند. گردنبند، شمشیر، گوشواره های سنگی با تزیینات طلا و یک میز نیز در اتاق بودند. تابوت کوروش بین میز و نیمکت قرار داشت. در محوطه آرامگاه یک ساختمان کوچک برای روحانیون وجود داشت که وظیفه نگهداری آرامگاه کوروش را بر عهده داشتند.»[۸]

۲_ کتیبه‌های آرامگاه کوروش: برخی تاریخ‌نگاران یونانی از جمله آریان، استرابون و پلوتارک از آرامگاه کوروش سخن به میان آورده‌اند و گفته‌اند که، روی آرامگاه کوروش با خط میخی چنین نوشته شده است که: «ای انسان. من کوروش پسر کمبوجیه هستم، که شاهنشاهی پارس را بنیاد کردم و شاه (کل) آسیا بودم. پس به این آرامگاه بر من رشک مبر.»[۹]
هر چند برخی به این عبارت ایراد کرده و آن را حقیقت نمی‌دانند[۱۰] ولی استرابون متن کتیبهٔ دیگری در آرامگاه کوروش را به نقل از اُنِسیکْریت آورده‌است: «اینجا آرامگاه من کوروش شاهنشاه است»[۱۱] که ایراد وارده به این متن، وارد نیست.

۳_ فارس‌نامهٔ ابن بلخی (۵۱۰ق، ۱۱۱۶م) از کهن‌ترین آثار فارسی‌ موجود، درباره این آرامگاه می‌گوید: «مرغزار کالان نزدیکی گور مادر سلیمان است طول آن چهار فرسنگ اما عرض ندارد مگر اندکی و گور مادر سلیمان از سنگ کرده‌اند خانهٔ بچهار سو هیچ‌کس در آن خانه نتواند نگریدن کی گویند کی طلسمی ساخته‌اند کی هر کی در آن نگرد کور شود اما کسی را ندیده‌ام کی این آزمایش کند.»[۱۲]

۴_ حمدالله مستوفی در نزههالقلوب همین مطلب را که از ابن بلخی گرفته‌ است -و خود بدین موضوع به تلویح اشاره کرده‌ است- ذیل همان مرغزار کالان آورده‌است.[۱۳]

۵_ یان استرایس جهانگرد هلندی که در قرن هفدهم میلادی (۱۶۷۲م، ۱۰۸۲ق) از پاسارگاد بازدید کرده‌ است، از مشهد مادر سلیمان به عنوان زیارتگاه نام می‌برد و می‌گوید که مخصوص زنان می‌بود و «مومنه‌هایی… سه بار قبر را به پیشانی می‌ساییدند و همان تعداد بار می‌‌بوسیدند، ذکر کوتاهی زیر لب می‌گفتند… و می‌رفتند.»[۱۴]

۶_ نخستین شخصی که دریافت مشهد مادر سلیمان همان آرامگاه کوروش بزرگ است، جیمز موریه (۱۷۸۰ _ ۱۸۴۹) در سال ۱۸۰۹ این احتمال را پیش کشیده بودند که بنای مذکور آرامگاه کوروش باشد. لیک خود آن را رد کرده بود.[۱۵] علت‌های رد کردن این ادعا، در ادامه خواهد آمد.

۷_ رابرت کرپورتر جهانگرد و دیپلمات انگلیسی نیز بعد از موریه، در سال ۱۸۱۸ میلادی (۱۲۳۳ق) از پاسارگاد دیدن کرد و آنجا را محل دفن کوروش معرفی کرد.[۱۶]

فرصت‌الدوله شیرازی[۱۷] به وجود فضای خالی میان سقف درون و سقف شیب‌بامی بیرون پی برده‌بود و آن را محل دفن مرده دانسته بود: «سقف آن [آرامگاه] از طرف بیرون شیب بامی است ولی از درون مسطح است. لهذا از پشت این سقف مسطح اندرون تا زیر مقعر سقف بیرون مجوف [=خالی] است به شکل مثلث و آن جا محل دفن مرده بوده و در زمان‌های گذشته پشت بام را سوراخ کرده و سنگ‌هایش را شکسته‌اند. بعضی از اهالی که از آنجا بالا رفته، آن دخمه را دیده‌اند، مذکور بودند که در آن تابوت از سنگ نهاده‌اند و مرده در آن تابوت بوده. اکنون جسد هبا منثور است [مثل غبار پراکنده است].»[۱۸]
این قسمت میان تهی که فرصت شیرازی از آن یاد می‌کند، عبارت است از یک گودی به طول ۴٫۷۵ متر که حدود یک متر عرض دارد و ۸۵ سانتیمتر عمق. برای این که درازی این گودی استقامت سقف را متزلزل نکند، آنرا دو تکه‌ای ساخته‌اند.[۱۹] ولی این نظر که فضای خالی محل قرار گرفتن تابوت یا حتی دو تابوت (با توجه به تقسیم فضای میان‌تهی به دو) بوده‌است، در گذشته طرفدارانی داشته‌ است.[۲۰]

جمع بندی مطالب
از تمام مطالب بالا، این سه حرف بیشتر بر نمی‌آید که:
۱_ آرامگاه پاسارگاد، متعلق به کوروش هخامنشی است.
۲_ آرامگاه پاسارگاد، متعلق به شخصیت مادر سلیمان است.
۳_ آرامگاه پاسارگاد، متعلق به شخص دیگری است.

از منبع اول که مطرح شد، برخی ویژگی‌ها برای مقبره کوروش مطرح می‌شود، پس احتمال دفن کوروش در اتاقک بین سقف اتاق و شیروانی، پذیرفتنی نیست. (در بین سقف اتاقک و شیروانی اتاقکی کوتاه وجود دارد که دو تابوت سنگی در آن قرار دارد ولی خالی می‌باشد.)
از منبع دوم مشخص می‌شود که آرامگاه کوروش کتیبه‌هایی دارد، و یک مقبره ساده نیست.
از منابع سوم تا ششم، مشخص می‌شود که این مقبره، مقبره مادر سلیمان محسوب می‌شود.
و منبع هفتم، به متعلق بودن آن به کوروش را صحیح می‌داند که برای سخنش دلیل متقنی بیان نمی‌کند.

توضیحات بیشتر
جیمز موریه پس از اعلام نظرش درباره مقبره کورش در پاسارگاد (که قبلا به آن اشاره کردیم) نظر خود را تغییر می‌دهد و آرامگاه کورش و پاسارگاد را به دلائلی، جایی در اطراف فسا اعلام می‌کند. از جمله دلائل موریه برای صرف نظر کردن از نظریه قبلی خود می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
جیمز موریه بعدها از آنکه از نظریه مقبره کوروش خود، پشیمان می‌شود، دلایلی را برای آن بیان می‌کند که به اهم آنها اشاره می‌کنیم:
الف) در منابع تاریخی (در گفتار امثال پلینی و…) آمده است که پاسارگاد و مقبره کوروش، در مشرق تخت جمشید قرار دارد و یک مغ (از مغان) نگهبان آن است. برخی از منابع تاریخی از جمله بطلمیوس نیز گفته‌اند که پاسارگاد در جنوب شرقی تخت جمشید قرار دارد. از این دو حرف چنین نتیجه می‌شود که پاسارگاد واقعی در حد فاصل شرقی و جنوب شرقی تخت جمشید بوده است. در حالی‌که مقبره مشهور امروزی، در شمال شرقی تخت جمشید قرار دارد. هر چند جورج کرزن تلاش کرده که این ایرادات مهم را کم‌ اهمیت جلوه دهد اما وقتی خودش متوجه می‌شود که این ایراد چه اندازه مهم و اساسی است، مدعی می‌شود که شاید منظور بطلمیوس، یک پاسارگاد دیگر بوده است! (که برای این ادعا، دلیل قانع کننده‌ای نیست)
ب) بنا به گزارش‌های مورخان یونانی بنای آرامگاه منسوب به کوروش، پادشاه هخامنشی، بایستی در یک منطقه کوهستانی واقع شده باشد. اما مقبره کنونی در منطقه موسوم به مادر سلیمان واقع شده که هموار و دشتی مسطح است.
ج) بنابر همان نوشته‌های یونانی، مقبره کوروش بایستی با کتیبه و ده سکوی مطبق و اطاق بزرگی که بتواند تابوت و تخت و میز و ساغرها و هدایای گوناگون را در خود جای دهد، توصیف شده که این توصیفات با مقبره‌ فعلی که با شش سکوی مطبق و اطاق بسیار کوچک و بدون کتیبه یا جای کتیبه دیده می‌شود، سازگاری ندارد.
د) برخی مورخان یونانی همچون آریانوس و استرابون گزارش کرده‌اند که در آرامگاه کورش، کتیبه‌ای وجود دارد. آنان همچنین وضعیت داخل مقبره را نیز به اختصار توصیف کرده‌اند. بر پایه گفتار آنان در اطاق آرامگاه یک تخت زرین با تابوتی زرین و میز و ساغرها و هدایایی وجود داشته است. اما در مقبره فعلی در پاسارگاد، دیوارهای اطاق بسیار ضخیم ساخته شده‌اند. بطوری که پس از ورود به اطاق در می‌یابیم که اندازه‌های داخلی آن کمی بیشتر از دو متر در سه متر است. جای پاشنه درها نشان می‌دهد که این اطاق با دو در سنگی بزرگ که بر روی همدیگر قرار می‌گرفته‌اند، بسته می‌شده است. چنین درهایی که به سختی باز و بسته می‌شوند، معمولاً برای بناهایی بکار می‌رفته است که قرار نبوده رفت ‌و آمدهای زیادی به درون آن انجام پذیرد. این درها نزدیک به ۱۳۰ سانتیمتر بلندی داشته و ورود به اطاق با خم شدن امکان پذیر می‌شده است. داخل اطاق بسیار ساده و کف و سقف آن هر کدام از دو قطعه سنگ بزرگ و ضخیم پوشیده شده است. و این مسائل با هم سازگاری ندارد.
باستان شناسان و مورخان و همچنین سفرنامه نویسانی از جمله پیترو دلاواله (جهانگرد ایتالیایی)، سر ویلیام اوزلی (ایران شناس و فراماسون انگلیسی)، لاسِن، اوپرت (زبان شناس آلمانی)، سایس (نویسنده کتاب امپراتوری باستان در شرق) و ژان دیولافوآ (باستان شناس فرانسوی) ، براساس نظریه دوم موریه، آرامگاه کورش و پاسارگاد را در اطراف فسا ‌دانستند. علاوه بر این، عده‌ای دیگر نیز نظرات متفاوتی داشته‌اند. آلبرشت فون ماندِلسو در سال ۱۶۳۸ میلادی و به تأسی از روحانیون مسیحی مقیم شیراز، این مقبره را مدفن مادر سلیمان چهاردهمین خلیفه پس از حضرت علی علیه السلام دانسته است.
براساس آنچه در کتب مورخین یونانی آمده، کوروش در نبردش با ماساگت‌ها در شمال غربی ایران فعلی در نزدیکی ترکمنستان و مجاورت رود اترک یا سیحون، کشته شده است (برخی هم براین باورند که جنگ کوروش و ماساگت‌ها در شمال غربی ایران و در آذربایجان امروز یعنی شمال رود ارس اتفاق افتاده است). چگونگی به دست آوردن جنازه کوروش، در آن نبرد سنگینی که منجر به کشته شدن فرمانده ارشد جنگ شده، همچنین حمل آن تا پاسارگاد فعلی که در خوش‌بینانه‌ترین حالت، قریب به ۲۰۰۰ کیلومتر فاصله وجود دارد ابهام بزرگی است که در آن شرایط غیر ممکن می‌نمایاند.

نتیجه (خلاصه):
بنابراین به صورت یک مختصر و خلاصه باید چنین نتیجه گرفت که:

اگر این مقبره را مقبره مادر سلیمان بدانیم، (بدون اینکه بدانیم شخص سلیمان چه کسی است، سلیمان پیامبر و یا سلیمان خلیفه) نمی‌توانیم برای رد این ادعا، جز نبود سند موثق ایرادی وارد کرد.
اما اگر این مقبره را مقبره کوروش بدانیم، ایرادهای فراوانی به آن وارد است که به صورت مختصر عرض می‌کنیم:
۱_ کوروش کبیر طبق قدیمی‌ترین نقل‌های تاریخی در جنگ با ماساژت‌ها در شمال شرق ایران فعلی در نزدیکی آذربایجان و مجاورت رود ارس، کشته شده است. و از آنجا که در این جنگ، کوروش کشته شده و سر از تنش جدا شده است، به دست آوردن جسد او برای دفن توسط سپاهیان ایرانی، تقریبا غیر ممکن است.
۲_ برفرض قبول اینکه جسد توسط سپاه ایرانی، بازپس گرفته شده باشد، انتقال این جسد از فاصله قریب به ۲۰۰۰ کیلومتری به پاسارگاد، تقریبا غیرممکن است، و بر فرض رسیدن جسد به این مکان؛ جسد از بین خواهد رفت. مگر اینکه جسد مومیایی شده باشد که در هیچ منبعی به چنین عبارتی نخواهیم رسید.
۳_ بر فرض اینکه جسد کوروش به سلامت به پاسارگاد رسیده باشد، طبق آئین مجوس (زرتشت) و فقه آنها، جسد دفن نمی‌شود، بلکه باید جسد را مرده خوارها (لاشخورها و سایر حیوانات) از بین ببرند، تا اهریمن موجود در جسد مردگان به خاک و آتش سرایت نکند.[۲۱] بنابراین کوروش نمی‌تواند وصیت به دفن و یا آرامگاه کند و اگر کند، مردم آن زمان که پایبند به آئین زرتشت بودند؛ چنین عملی را در حق او اجرا نمی‌کردند.
۴_ بر فرض قبول اینکه جسد مومیایی شده و یا به طریقی به پاسارگاد رسیده است، و قصد دفن آن نیز شده باشد؛ این جسد باید در تابوتی از جنس طلا در اتاقک مقبره قرار گرفته باشد که اکنون چنین تابوت و جسدی وجود ندارد، پس مقبره کوروش دیگر آنجا نیست.
۵_ جهانگردان و تاریخ نویسان و باستان شناسانی چون: ابن بلخی[۲۲]، حمدالله مستوفی[۲۳]، یان استرایس[۲۴]، جیمز موریه[۲۵]، دلاواله[۲۶] ، اوزلی[۲۷]، لاسِن و اوپرت[۲۸]، سایس[۲۹] و ژاندیولافوآ [۳۰] ، این آرامگاه سنگی را متعلق به مادر سلیمان می‌دانند.
۶_ گفته برخی از مورخین و جهانگردان چون: گروتفند[۳۱]، کورزون[۳۲]، هرتسفلد[۳۳]، سِر رابرت کرپورتر[۳۴] و کلودیوس جیمز ریچ[۳۵] نیز نقل قولی از جیمز موریه بوده است، شخصی که بعد از بیان ادعای مقبره کوروش، ادعای خود را با دلایلی تاریخی و عقلی، رد کرد.
۷_ وجود مسجدی تاریخی در این مکان (ستون‌های مسجد هنوز اثراتی از خود را دارند) و تخریب این مسجد باستانی توسط دولت پهلوی به جهت حفظ حریم هخامنشی؛ و وجود روستایی در آن اطراف به نام مشهد سلیمان و یا مادرسلیمان؛ همه نشانه برخی اسناد تاریخی مبنی بر آرامگاه بودن این مکان برای شخصی به نام مادر سلیمان بوده است.
این احتمال بسیار قوی است که دولت پهلوی برای ادعای خود مبنی بر مقبره کوروش، آثار تاریخی این مسجد و حتی کتیبه‌های این مقبره را از بین برده است. و این نابودی آثار تاریخی، ظن ایجاد می‌کند که دلایل تاریخی مبنی بر عدم مقبره کوروش، از بین رفته است.
۸_ وجود مقبره‌ای در طبقه دوم این ساختمان (بین سقف و شیروانی) و عدم اشاره تاریخ‌نویسان و حتی خلاف گفته آنها؛ نشانه عدم تعلق این مقبره به کوروش می‌باشد.
۹_ بر فرض رد تمام این موارد، این مقبره اکنون خالی است و اگر متعلق به کوروش بوده است؛ جسد او دزیده و یا از بین رفته است.

__پی نوشت____________
[۱] هخامنشیان و دین زرتشت_گری: ۲۳.
[۲] داریوش و ایرانیان_هینتس: ۹۳.
[۳] تاریخ ایران کمبریج_مالوان: ۴۹۴.
[۴] تاریخ سیاسی هخامنشیان_داندامایف: ۸۹.
[۵] همان: ۹۰.
[۶]  آرامگاه کوروش بزرگ، کانون پژوهشهای ایران باستان.
[۷] Unesco World Heritage-Official Website
[۸] Arrian Anabasis 6.29
[۹] Flavii Arriani, Anabasis 6.29 // Strabo Geography 15.3.7
[۱۰] ایران در دوران نخستین پادشاهان هخامنشی_داندامایف: ۵۳و۵۴.
[۱۱] Strabo Geography 15.3.7
[۱۲] فارس‌نامه_ابن بلخی_صفت کورتهاء پارس، مرغزارهای معروف: ۱۵۴-۱۵۵.
[۱۳] نزههالقلوب_مستوفی_ذکر مواضع برّ و بحر مملکت فارس: ۱۹۴.
[۱۴] John Struys, “Third Voyage, ch. XXXIII”, Voyages, 331
[۱۵] Morier,[First] Journey, 151–۱۵۲
[۱۶] شهبازی: ۱۲۳.
[۱۷] زاده ۱۲۳۳ خورشیدی در شیراز – درگذشته ۱۲۹۹ خورشیدی در شیراز.
[۱۸] آثار عجم_فرصت شیرازی: ۲۲۹.
[۱۹] شهبازی_راهنمای جامع پاسارگاد: ۴۳.
[۲۰] علاوه بر فرصت شیرازی، رک به فارسنامهٔ ناصری_حسینی فسائی،(گفتار دوم): ۱۵۶۰.
[۲۱] بنگرید به: اوستا، پژوهش استاد پورداود، گزارش دکتر دوستخواه، انتشارات مروارید، نسخه انجمن زرتشتیان آلمان، ج ۲ ص ۷۷۹ – ۷۸۰.
[۲۲] فارس‌نامه_صفت کورتهاء پارس، مرغزارهای معروف: ۱۵۵-۱۵۴.
[۲۳] نزههالقلوب_ذکر مواضع برّ و بحر مملکت فارس: ۱۹۴.
[۲۴] John Struys, “Third Voyage, ch. XXXIII”, Voyages, 331
[۲۵] Morier,[First] Journey, 151–۱۵۲
[۲۶] پیترو دلا واله (زاده: ۱۵۸۶ – درگذشت: ۱۶۵۲) جهانگرد ایتالیایی بود که به چند کشور شرقی سفر کرد
[۲۷] ویلیام اوزلی (زاده: ۱۷۶۷ _ در گذشت: ۱۸۴۲) ایران‌شناس انگلیسی است که در اوایل سلطنت فتحعلی شاه قاجار به شیراز سفر کرده و نتایج آنرا در سفرنامه‌ای ‏منتشر نموده است.
[۲۸] کریستین لسن و ژول اوپرت.
[۲۹] سایس (sayce) صاحب کتاب «the ancient empires of the east» مرتبط با کوروش و هخامنشیان.
[۳۰] مادام ژان دیولافوا (۱۸۵۱/ ۱۹۱۶) همسر مارسل اوگوست دیولافوا، مهندس راه و ساختمان و باستان‌شناس فرانسوی بود و به همراه همسرش از سوی دولت فرانسه برای انجام کاوش‌های باستان‌شناسی سه بار به ایران سفر کردند.
[۳۱] گئورگ فریدریش گروتِفِند (به آلمانی: Georg Friedrich Grotefend) (زاده ۹ ژوئن ۱۷۷۵ – درگذشت ۱۵ دسامبر ۱۸۵۳)
[۳۲]  لرد کورزون(Lord Curzon) در کتاب “ایران و مسئله ایران”
[۳۳]  ارنست امیل هرتسفلد (به انگلیسی: Ernst Emil Herzfeld) (متولد ۲۳ ژوئیه ۱۸۷۹ – درگذشت ۲۰ ژانویه ۱۹۴۸) باستان‌شناس و ایران‌شناس آلمانی.
[۳۴] رابرت کرپور‌تر، یک جهانگرد و دیپلمات و نویسنده انگلیسی بود. وی در سال ۱۸۱۸ میلادی از پاسارگاد بازدید کرده‌ است. شهبازی در کتاب “راهنمای جامع پاسارگاد” صفحه ۱۲۳ به اشتباه او را اوّلین کسی می‌داند که این بناء را آرامگاه کورش خوانده است.
[۳۵] کلودیوس جیمز ریچ (Claudius James Rich) برای منافع تجاری کمپانی انگلیسی هند شرقی در بغداد کار می‌کرد.

پایگاه تخصصی شبهه

مطالب مشابه

آیا مقبره سنگی پاسارگاد، قبر کوروش است یا مادر سلیمان؟
متن منتشر شده در فضای مجازی:1_ زمانی که عرب ملخ میخورد ... کورش به هرکس به اندازه خانواده اش گندم میداد (یعنی عدالت)2_ زمانی که عرب در بیابان بز میچراند ... کورش نیمی ...

9 دیدگاه برای آیا مقبره سنگی پاسارگاد، قبر کوروش است یا مادر سلیمان؟

  1. کفشی
    0

    عاشق این وبسایت شدم من.عالی هستید
    شما

  2. زیست شناس
    +2

    تو زمینه ای که فعالیت میکنید جزو بهترین سایت ها هستید.

  3. ارضی
    +3

    تو زمینه ای که فعالیت میکنید جزو بهترین
    سایت ها هستید.

  4. س
    +6

    سوالی که همیشه هست چرا نام مقبره مادر سلیمان بوده .و تا حداقل ۱۳۰۰ سال بعد از اسلام هم همین نام بوده و آلان یکباره  بعد از رضا شاه خارجی ها و اونم یهودی ها اومدن گفتند اینه.طرح بنا مخصوصا سقفش هم که یونانی سلوکی هست بعدشم این آقا کوروش بزرگ ما که نامش هم در تورات میگن کوروش بیان شده و در کتیبه  خودش را به همین نام معرفی کرده پس چرا نام کوروش در شاهنامه که از شاهان اساطیر هم سخن می راند و نیز در توده و خواص مردم ناشناخته بوده و چنین جهانگیر و ذوالقرنینی به یکباره کشف شده و نماد ملی آنهم در زمان معاصر .اون منشور استوانه هم که با خط و زبان اکدی و با نام مردوک و مدد خدای بابلی و نه اهورامزدا و کپی برداری از قوانین همورابی که قبل از اون بوده نوشته شده .

  5. مسعود
    0

    کوروش کبیر نیست اینقد بهش کبیر نگین ….چهارتا دانشمنداز کوروش تعریف کردن شماها چرا جوگیر شدین؟؟؟ اگه کوروشی وجود داشته چرا شعرای ایرانی ازش یاد نکردن؟؟

  6. 0

    سلام.خواستم بابت وبسایت خوبتون ازتون تشکر کنم و امیدوارم باعث ایجاد انگیزه براتون بشه

  7. آیدا
    0

    عاشق این وبسایت شدم من.عالی هستید شما

  8. man
    0

    سلام.ممنون .خیلی خوب بود.از دست اندرکاران
    وبسایت به این خوبی سپاسگزارم

  9. محمد
    +1

    دیگه به هیچ کس وهیچ نوشته ای اعتماد ندارم،علی الخصوص فضای مجازی،

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب