یکشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، شبهه: سقف خانه ما سوراخ است (حسین پناهی) در 4 روز قبل منتشر شده است .
»   یادداشت ها  »   برهان اثبات خدا (برهان علیت) + توضیحات آن
857 views
۲۷ آبان ۱۳۹۵ , ساعت ۱۲:۴۷

برهان اثبات خدا (برهان علیت) + توضیحات آن

متن برهان علیت را به صورت مختصر با هم مرور می کنیم:

مقدّمه

علماء کلام (متکلمین) براهین زیادى را براى اثبات خداى متعال، اقامه کرده‌اند که در کتب مفصل، مذکور است. ما در میان همه آنها یک برهان را که نیاز به مقدمات کمترى دارد و سهل التناولتر هست انتخاب کرده ایم. ولى باید توجه داشت که این برهان، خدا را تنها بعنوان «واجب الوجود» یعنى موجودى که وجودش ضرورى و بى نیاز ایجاد کننده است اثبات مى‌کند و صفات ثبوتیه او مانند علم و قدرت و جسمانى نبودن و زمان و مکان نداشتن را باید با براهین دیگرى اثبات کرد.

متن برهان

موجود در یک فرض عقلى یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود، و هیچ موجودى عقلا از این دو فرض، خارج نیست. و نمى‌توان همه موجودات را ممکن الوجود دانست، زیرا ممکن الوجود نیاز به علت دارد و اگر همه علتها هم ممکن الوجود و به نوبه خود نیازمند به علت دیگرى باشند هیچگاه هیچ موجودى تحقق نخواهد یافت، به دیگر سخن: تسلسل علتها محال است، پس ناچار سلسله علتها به موجودى منتهى مى‌شود که خودش معلول موجود دیگرى نباشد یعنى واجب الوجود باشد.

توضیحات متن برهان علیت:

امکان و وجوب

هر قضیه‌اى هر قدر ساده باشد دست کم از دو مفهوم اساسى (موضوع و محمول) تشکیل مى‌یابد. مثلاً در این قضیه «خورشید روشن است» که دلالت بر ثبوت روشنى براى خورشید دارد «خورشید» موضوع قضیه، و «روشن» محمول آن مى‌باشد.

ثبوت محمول براى موضوع، از سه حال، خارج نیست: یا محال است مانند اینکه گفته شود: «عدد سه بزرگتر از عدد چهار است» یا ضرورت دارد مانند این قضیه که «عدد دو، نصف عدد چهار است» و یا نه محال است و نه ضرورت دارد مانند «خورشیدى بالاى سرِ ما قرار دارد».

طبق اصطلاح منطقى، در صورت اول، قضیه، داراى وصف «امتناع» و در صورت دوم، داراى وصف «ضرورت» یا «وجوب» و در صورت سوم داراى وصف «امکان» (بمعناى خاص) مى‌باشد.

اما نظر به اینکه در فلسفه، درباره «موجود» بحث مى‌شود و چیزى که ممتنع و محال باشد هیچگاه وجود خارجى نمى‌یابد، از اینروى فلاسفه، موجود را بحسب فرض عقلى به واجب الوجود و ممکن الوجود، تقسیم کرده اند: واجب الوجود عبارتست از موجودى که خودبخود وجود داشته باشد و نیازى به موجود دیگرى نداشته باشد و طبعاً چنین موجودى ازلى و ابدى خواهد بود زیرا معدوم بودن چیزى در یک زمان، نشانه اینست که وجودش از خودش نیست و براى وجود یافتن، نیاز به موجود دیگرى دارد که سبب یا شرط تحقق آنست و با فقدان آن مفقود مى‌شود. و ممکن الوجود عبارتست از موجودى که خودبخود وجود ندارد و تحقق یافتنش منوط به موجود دیگرى است.

این تقسیم که براساس فرض عقلى، انجام گرفته است بالضروره وجودِ ممتنع الوجود را نفى مى‌کند ولى دلالتى ندارد بر اینکه موجودات خارجى از کدامیک از دو قسم (واجب الوجود و ممکن الوجود) هستند. و به دیگر سخن: صدق این قضیه به سه صورت، تصور مى‌شود: یکى آنکه هر موجودى واجب الوجود باشد، دوم آنکه هر موجودى ممکن الوجود باشد، سوم آنکه بعضى از موجودات، واجب الوجود و بعضى دیگر ممکن الوجود باشند. بنابر فرض اول و سوم، وجود واجب الوجود، ثابت است پس باید این فرض را مورد بررسى قرار داد که آیا ممکن است همه موجودات، ممکن الوجود باشند یا نه؟ و با ابطال این فرض است که وجود واجب الوجود بصورت قطعى و یقینى، ثابت مى‌گردد هر چند اثبات وحدت و سایر صفات او مى‌بایست با براهین دیگرى اثبات شود.

بنابراین، براى ابطال فرض دوم، باید مقدمه دیگرى را به برهان مزبور، ضمیمه کرد و آن اینست که ممکن الوجود بودن همه موجودات محال است. ولى این مقدمه، بدیهى نیست و بهمین جهت درصدد اثبات و تبیین آن برآمده‌اند به این صورت: ممکن الوجود نیاز به علت دارد، و تسلسل در علل، محال است. پس باید سلسله علل به موجودى منتهى شود که ممکن الوجود و محتاج به علت نباشد یعنى واجب الوجود باشد. و از اینجاست که پاى مفاهیم فلسفى دیگرى به میان مى‌آید که باید توضیحى پیرامون آنها داده شود.

علت و معلول

اگر موجودى نیازمند به موجود دیگرى باشد و وجودش به نوعى توقف بر آن دیگرى داشته باشد به اصطلاح فلسفى، موجود نیازمند را «معلول» و آن دیگرى را «علت» مى‌نامند. ولى علت، ممکن است بى نیاز مطلق نباشد بلکه خودش نیز نیازمند و معلول موجود دیگرى باشد. اما اگر علتى هیچگونه نیاز و معلولیتى نداشت علت مطلق و بى نیاز مطلق خواهد بود.

تا اینجا با اصطلاح فلسفى علت و معلول و تعریف آنها آشنا شدیم، اکنون باید به توضیح این مقدمه بپردازیم که «هر ممکن الوجودى نیازمند به علت است».

با توجه به اینکه ممکن الوجود خودبخود وجود ندارد ناچار وجودش منوط به تحقق موجود یا موجودات دیگرى خواهد بود زیرا این قضیه، بدیهى است که هر محمولى که براى موضوعى در نظر گرفته شود یا خودبخود (بالذات) ثابت است و یا در اثر امر دیگرى (بالغیر) ثابت مى‌شود مثلاً هر چیزى یا خودبخود روشن است و یا به واسطه چیز دیگرى (نور) روشن مى شود، و هر جسمى یا خودبخود چرب است و یا بوسیله چیز دیگرى (روغن) چرب مى‌شود و محال است که چیزى نه خودش روشنى و چربى داشته باشد و نه بوسیله چیز دیگرى متّصف به این صفات گردد و در عین حال، روشن یا چرب باشد!

پس ثبوت وجود هم براى یک موضوع یا بالذات است و یا بالغیر، و هنگامى که بالذات نبود ناچار بالغیر خواهد بود، بنابراین، هر ممکن الوجودى که خودبخود متّصف به وجود نمى‌شود بواسطه موجود دیگرى بوجود مى‌آید و معلول آن خواهد بود. و این همان اصل مسلم عقلى است که: هر ممکن الوجودى نیازمند به علت است.

ولى بعضى گمان کرده‌اند که مفاد اصل علیّت اینست که «هر موجودى احتیاج به علت دارد» و بر این اساس، اشکال کرده‌اند که باید براى خدا هم علتى در نظر گرفت! غافل از اینکه موضوع اصل علیّت «موجود» بطور مطلق نیست بلکه موضوع آن «ممکن الوجود» و «معلول» است، و به دیگر سخن: هر موجود وابسته و نیازمندى محتاج به علت است نه هر موجودى.

محال بودن تسلسل علل

آخرین مقدمه‌اى که در این برهان بکار گرفته شده اینست که سلسله علل باید منتهى به موجودى شود که خودش معلول نباشد، و به اصطلاح تسلسل علل تا بى نهایت، محال است. و بدین ترتیب، وجود واجب الوجود بعنوان نخستین علت که خودبخود موجود است و نیازى به موجود دیگرى ندارد ثابت مى‌شود.

فلاسفه، براهین متعددى براى ابطال تسلسل، اقامه کرده‌اند ولى حقیقت اینست که بطلان تسلسل در مورد علل، قریب به بداهت است و با اندک تأملى روشن مى‌شود. یعنى با توجه به اینکه وجود معلول، نیازمند به علت و مشروط به وجود آن است اگر فرض کنیم که این معلولیت و مشروطیت، عمومى باشد هیچگاه هیچ موجودى تحقق نخواهد یافت زیرا فرض مجموعه‌اى از موجودهاى وابسته بدون وجود موجود دیگرى که طرف وابستگى آنها باشد معقول نیست.

فرض کنید یک تیم دونده، جلو خط شروع ایستاده‌اند و آماده دویدن هستند ولى هرکدام از ایشان تصمیم گرفته است که تا دیگرى ندود او هم شروع به دویدن نکند، اگر این تصمیم واقعاً عمومیت داشته باشد هیچگاه هیچکدام از ایشان شروع به دویدن نخواهند کرد! همچنین اگر وجود هر موجودى مشروط به تحقق موجود دیگرى باشد هیچگاه هیچ موجودى تحقق نخواهد یافت. پس تحقق موجودات خارجى، نشانه اینست که موجود بى نیاز و بى شرطى وجود دارد.

تقریر برهان

اکنون با توجه به مقدمات یاد شده، بار دیگر به تقریر برهان مى‌پردازیم:

هر چیزى که بتوان آنرا «موجود» دانست از دو حال، خارج نخواهد بود: یا وجودى براى آن، ضرورت دارد و خودبخود موجود، و به اصطلاح «واجب الوجود» است و یا وجودش ضرورت ندارد و مرهون موجود دیگرى است و به اصطلاح «ممکن الوجود» مى‌باشد. و بدیهى است که اگر تحقق چیزى محال باشد هرگز وجود نخواهد یافت و هیچگاه نمى‌توان آن را موجود دانست. پس هر موجودى یا واجب الوجود است و یا ممکن الوجود.

با دقت در مفهوم «ممکن الوجود» روشن مى‌شود که هر چیزى مصداق این مفهوم باشد معلول و نیازمند به علت خواهد بود، زیرا اگر موجودى خودبخود وجود نداشته باشد ناچار بوسیله موجود دیگرى بوجود آمده است چنانکه هر وصفى که بالذات نباشد ثبوت آن بالغیر خواهد بود، و مفاد قانون علیّت هم همین است که هر موجود وابسته و ممکن الوجودى نیازمند به علت است، نه اینکه هر موجودى نیاز به علت دارد تا گفته شود: پس خدا هم احتیاج به علت دارد، یا گفته شود: اعتقاد به خداى بى علت، نقض قانون علیّت است!

از سوى دیگر اگر هر موجودى ممکن الوجود و نیازمند به علت باشد هیچگاه موجودى تحقق نخواهد یافت، و چنین فرضى نظیر آنست که هر یک از افراد یک گروه، اقدام خود را مشروط به شروع دیگرى کند که در این صورت، هیچ اقدامى انجام نخواهد گرفت. پس وجود موجودات خارجى، دلیل آنست که واجب الوجودى موجود است.

حجت الاسلام مصباح یزدی _ درس عقائد

مطالب مرتبط

متن منتشر شده در فضای مجازی: بودن یا نبودن آفریننده، مستقل از آرزوهای ماست. جهانی بدون آفریننده یا هدف شاید پوچ و بی معنا به نظر برسد، ولی این به تنهایی الزامی برای بودن آفریننده ایجاد ...
متن منتشر شده در فضای مجازی: ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﯾﺎ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﻢ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺍﺑﺪﯼ ﻣﻨﻮ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺛﺒﺎﺕ می بوﺩ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺭﻓﺘﻦ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ ﻧﺎﻋﺎﺩﻻﻧﻪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.   پاسخ: سرنوشت ...
برهان حرکت که ابتدا از سوی ارسطو مطرح شده است، در کتابهای کلامی و فلسفی نیز به عنوان یک دلیل بر اثبات خداوند مطرح بوده است. بعدها توماس آکویناس به عنوان نخستین برهانش برای اثبات ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب