یکشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، برهان اثبات خدا (برهان فطرت) در 1 هفته قبل منتشر شده است .
»   شبهات احکام عبادی  »   چرا باید دشمنان امام حسین(ع) را لعن كرد؟
۱۵ مهر ۱۳۹۵ , ساعت ۱۳:۳۳

چرا باید دشمنان امام حسین(ع) را لعن کرد؟

متن منتشر شده در فضای مجازی:
برخی مى‌گویند که بسیار خوب، ما تا این جا قبول کردیم که تاریخ امام حسین (ع) تاریخ مؤثر و حرکت‏ آفرینی بوده است. همچنین دریافتیم که باید آن را عمیقاً به خاطر داشت، و به یاد امام حسین (ع) عزاداری کرد؛ تا این جا را قبول داریم. اما شما در این عزادارى‌های خود کار دیگری هم مى‌کنید. علاوه بر این که از امام حسین (ع) به نیکی یاد مى‌کنید، و بر شهادت او گریه مى‏‌کنید، بر دشمنان امام حسین (ع) هم لعن مى‌فرستید. این کار برای چیست و چرا دشمنان ابى ‏عبدالله را لعن مى‌کنید؟ این کار نوعی خشونت و بدبینی است. این یک نوع احساسات منفی است و با منش «انسان مدرن» نمى‌سازد. هنگامی که احساسات شما تحریک مى‌شود، بروید گریه و عزادری کنید. اما چرا دشمنان را لعن مى‌کنید؟ چرا مى‏‌گویید «أَتَقَرَّبُ اِلی اللَّهِ بِالْبَرائَهِ مِنْ اَعْدائِک»[۱] (من با تبری از دشمنان تو، به خدا تقرب مى‏‌جویم).
امروز زمانی است که باید با همه مردم با خوشی و شادی و لبخند رفتار کرد. امروز باید دم از زندگی زد، دم از شادی زد، دم از صلح و آشتی زد. این روحیه لعن و تبری و پشت کردن به دیگران خشونت‌‏هایی است که به هزار و چهار صد سال پیش، یعنی زمانی که امام حسین علیه‏ السلام را کشتند بر مى‌گردد و با آن زمان مناسبت دارد. اما امروز دیگر جامعه و مردم این کارها را نمى‏‌پسندند. بیایید به جای این‌ها راه آشتی را پیش بگیرید، و روی دشمنان هم لبخند بزنید، به آنها هم محبت کنید. مگر اسلام دین محبت، دین رأفت و رحمت نیست؟ این چه کاری است که شما دائما لعن و بدگویی مى‏‌کنید؟
فرض کنید اگر نوجوانی از ما سؤال کرد که چرا باید قاتلان ابی ‏عبدالله را لعن کرد؟ به جای لعن‏‌هایی که در زیارت عاشورا مى‏‌خوانید صد مرتبه دیگر هم باز بر امام حسین (ع) سلام بفرستید. مگر سلام کردن برای سیدالشهداء (ع) ثواب ندارد؟ به جای آن صدر مرتبه لعن، صد مرتبه سلام بفرستید، چه عیبی دارد؟ این همه لعن و بدگویى، فحش، ناسزا و اظهار برائت چه لزومی دارد؟

پاسخ:
جواب علمی چنین سؤالی این است که همان‏گونه که سرشت انسان فقط از شناخت ساخته شده است، تنها از احساسات و عواطف مثبت هم ساخته نشده است. آدمیزاد موجودی است که هم احساس مثبت و هم احساس منفی دارد. هم عواطف مثبت و هم عواطف منفی دارد. همان‏گونه که شادی در وجود ما هست، غم هم هست. خدا ما را این‏گونه آفریده است، هیچ انسانی نمى‌تواند بى‌غم و یا بى‌شادی زندگی کند. همچنان که خدا استعداد خندیدن به ما داده استعداد گریه کردن هم به ما عطا فرموده است. در جای خودش باید خندید و به جای خود هم باید گریست. تعطیل کردن بخشی از وجودمان، به این معنی است که از داده‌های خدا در راه آنچه آفریده شده استفاده نکنیم.

گریه و خنده، دوستی و دشمنی
دلیل اینکه خدا در ما گریه را قرار داده، این است که در مواردی باید گریه کرد. البته مورد آن را باید پیدا کنیم، و الا استعداد گریه در وجود ما لغو خواهد بود. خدا چرا در انسان این احساس را قرار داده است که به واسطه آن، حزن و اندوه پیدا مى‏‌کند و اشک از دیدگانش جاری مى‌شود؟ معلوم مى‏‌شود گریه کردن نیز در زندگی انسان جای خود را دارد. گریه برای خدا، به انگیزه خوف از عذاب یا شوق به لقای الهی و شوق به لقای محبوب در تکامل انسان نقش دارد. انسان در اثر دلسوزی نسبت به محبوب مصیبت دیده خود، رقت پیدا مى‌کند؛ این طبیعت انسان است که در مواردی باید رقت قلب پیدا کند و در اثر آن گریه به سر دهد.
خداوند در ما محبت را آفریده است تا نسبت به کسانی که به ما خدمت مى‌کنند، نسبت به کسانی که کمالی دارند، خواه کمال جسمانى، یا کمال عقلانی یا روانی و یا عاطفى، به ابراز علاقه و محبت بپردازیم. هنگامی که انسان احساس مى‌کند در جایی کمالی و یا صاحب کمالی یافت مى‏‌شود، نسبت به آن کمال و صاحب کمال محبت پیدا مى‌کند. علاوه بر آن در وجود انسان نقطۀ مقابل محبت به نام بغض و دشمنی قرار داده شده است. همان‏گونه که فطرت انسان بر این است که کسی را که به او خدمت مى‏‌کند دوست بدارد، فطرتش نیز بر این است که کسی را که به او ضرر مى‌‏زند دشمن بدارد. البته ضررهای مادی دنیوی برای مؤمن اهمیتی ندارد. چون اصل دنیا برای او ارزشی ندارد. اما دشمنی که دین را از انسان بگیرد، دشمنی که سعادت ابدی را از انسان بگیرد، آیا قابل اغماض است؟

قرآن به دشمنی با دشمنان می‌خواند
قرآن مى‌فرماید: «انَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُّوٌ فَاتَّخِذُوهُ عَدُّواً»[۲] شیطان دشمن شما است، شما هم باید با او دشمنى کنید.
با شیطان دیگر نمى‏‌شود لبخند زد و کنار آمد. وگرنه انسان هم مى‌شود شیطان. اگر باید با اولیای خدا دوستی کرد، با دشمنان خدا هم باید دشمنی کرد. این فطرت انسانی است و عامل تکامل و سعادت انسانی است. اگر «دشمنى» با دشمنان خدا نباشد، به تدریج رفته رفته رفتار انسان به آنها دوستانه مى‌شود، و در اثر معاشرت، رفتار آنها را مى‏‌پذیرد و حرف‌هایشان را قبول مى‌کند. کم کم شیطان دیگری مثل آنها مى‌‏شود. مى‏‌گویید نه! ببینید قرآن چه مى‌فرماید:
«وَ اِذا رَأَیْتَ الَّذینَ یَخُوضُونَ فی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُم حتّی یَخوضُوا فی حَدیثٍ غیرهِ».[۳]
چنانچه ببینی کسانی نسبت به دین بدگویی و اهانت مى‏‌کنند، با سستی و با زبان مسخره و استهزا سخن مى‏‌گویند، به آنها نزدیک نشو. هر چه گفتند، گوش نده تا زمانی که به بحث دیگری بپردازند.
و در جاى دیگر مى‏‌فرماید:
«وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فی الْکتابِ أَنْ اِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدوا مَعَهُمْ حتّی یخوضوا فی حدیثٍ غَیْرهِ» بعد مى‏‌فرماید اگر کسانی این نصیحت را گوش نکردند، باید بدانند که عاقبت به آنها ملحق خواهند شد. «اِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْکافِرینَ وَالْمُنافِقینَ فی جَهَنَّمَ جَمیعاً».[۴]
سرانجام کسانی که نسبت به استهزاکنندگان دین محبت مى‌ورزند و به آنها روی خوش نشان مى‏‌دهند این است که تدریجاً حرف‌های استهزا کنندگان بر آنها اثر مى‏‌گذارد. وقتی حرف‌هایشان اثر کرد، در دل‌هایشان شک به وجود مى‌آید. و اگر شک ایجاد شد، اظهار ایمان کردن نفاق مى‏‌شود. انسان وقتی در دل ایمان ندارد اما در ظاهر بگوید من مسلمانم، این عین نفاق است.
قرآن مى‏‎فرماید:
«اِنَّ اللَّه جامِعُ الْکافِرینَ وَالْمُنافِقینَ فی جَهَنَّمَ جَمیعاً»
چنین کسانی که در دنیا به واسطه اثر همنشینی با کافران منافق مى‎شوند، در آخرت داخل جهنم با ایشان همنشین خواهند بود.

به عبارت دیگر، دشمنى با دشمنان، سیستمی دفاعی در مقابل ضررها و خطرها ایجاد مى‏‎کند. بدن انسان همان‏گونه که عامل جاذبه‎‏ای دارد که موارد مفید را جذب مى‎‏کند، یک سیستم دفاعی نیز دارد که سموم و میکرب‏‎ها را دفع مى‎‏کند، سیستمی که با میکرب مبارزه مى‏‎کند و آنها را مى‏‎کشد. کار گلبول‏‎های سفید همین است. اگر سیستم دفاعی بدن ضعیف شد، میکرب‏‎ها رشد مى‎کنند. رشد میکرب‏‎ها به بیماری انسان منجر مى‏‎شود و انسان بیمار ممکن است با مرگ روبه ‏رو شود. اگر بگوییم ورود میکروب به بدن ایرادی ندارد! به میکرب خوش آمد گفته و بگوییم مهمان هستید! احترامتان واجب است! آیا در این صورت بدن سالم مى‎ماند؟ باید میکرب را از بین برد. این سنت الهی است. این تدبیر و حکمت الهی است که برای هر موجود زنده‎ای دو سیستم در نظر گرفته است، یک سیستم برای جذب و دیگری سیستم دفع. همانطور که جذب مواد مورد نیاز، برای رشد هر موجود زنده‎ای لازم است، دفع سموم و مواد مضر از بدن هم لازم است. اگر انسان سموم را دفع نکند، نمى‏ تواند به حیات خود ادامه دهد.
موجودات زنده قوه دافعه دارند. این قوه دافعه به خصوص در حیوانات و انسان همین نقش را ایفا مى‌کند. چیزهایی که برای بدن مضر است باید بیرون ریخت. دستگاه‌‏هایی در بدن وجود دارند نظیر کلیه، مثانه، و… که این کار را به طور عادی انجام مى‌دهند. گاهی هم وقتى میکروب‏‌های خارجی حمله‏‌ور مى‌شوند، باید گلبول‏‌های سفید فعال شوند و با آنها بجنگند تا آنها را کشته و از بدن بیرون بریزند. در روح انسان نیز باید چنین استعدادی وجود داشته باشد. باید یک عامل جاذبه روانی داشته باشیم تا از کسانی که برای ما مفید هستند خوشمان بیاید، دوستشان بداریم، به آنها نزدیک شویم، از آنان علم، کمال، ادب، معرفت و اخلاق فرا بگیریم. چرا انسان باید افراد و امور پسندیده را دوست دارد؟ برای این که وقتی به آنها نزدیک مى‏‌شود از آنها استفاده مى‌کند. نسبت به خوبانی که منشأ کمال هستند، و در پیشرفت جامعه مؤثر هستند باید ابراز دوستی کرد، و در مقابل، باید عملاً با کسانی که برای سرنوشت جامعه مضر دشمنى کرد؛

مثل حضرت ابراهیم علیه السلام
«قَدْ کانَتْ لَکُمْ اُسْوُهٌ حَسَنَهٌ فی اِبْراهیمَ وَالَّذینَ مَعَهُ اِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ اِنَّا بُرَئاءُ مِنْکُمْ وَ مِمّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ، کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ الْعَداوَهُ وَ الْبَغْضاءُ اَبَداً حَتَّی تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ»[۵]
قرآن مى‌فرماید شما باید به حضرت ابراهیم علیه ‏السلام و یاران او تأسی کنید. مى‏‌دانید که حضرت ابراهیم علیه السلام در فرهنگ اسلامی جایگاه بسیار رفیعی دارد. پیغمبر اکرم صلی الله علیه ‏و آله هم مى‌فرمود من تابع ابراهیم هستم. اسلام هم نامی است که حضرت ابراهیم علیه السلام به این دین و آیین داد: «هُوَ سَمَّاکُم الْمُسْلِمینَ مِنْ قِبْل»[۶] خداوند مى‌فرماید شما باید به ابراهیم تأسی کنید. کار ابراهیم چه بود؟ ابراهیم علیه السلام و یارانش به بت‌پرستانی که با آنها دشمنى مى‏‌کردند و ایشان را از شهر و دیار خود بیرون راندند گفتند: «اِنَّا بُرَئاءٌ مَنْکُمْ» ما از شما بیزاریم. اعلان برائت کردند. بعد به این هم اکتفا نمى‌کند. مى‏‌فرماید: بین ما و شما تا روز قیامت دشمنى و کینه برقرار است، مگر این که دست از خیانتکاری خود بردارید.
قرآن مى‌فرماید: شما باید از ابراهیم علیه السلام یاد بگیرید و صریحاً بگویید مگر در دشمن اسلام، و عداوت و دشمنى خود را نسبت به دشمنان دین اعلام کنید. همه موارد، جای لبخند نیست. در بعضی موارد باید عبوس بود، باید اخم کرد، باید صریحاً گفت ما دشمن شماییم، ما آشتی نمى‌کنیم، مگر دست از خیانت بردارید. این دستور قرآن است. سابقاً مى‏‌گفتند فروع دین ده تا است. بعد از «امر به معروف» و «نهی از منکر» دو فرع «تولى» و «تبرّى» را نیز جزء فروع دین به حساب مى‏‌آوردند.
یعنی از جمله واجباتی که همه مسلمان‌ها باید توجه داشته باشند و به آنها عمل کنند، این است که باید دوستان خدا را دوست بدارند و با دشمنان خدا نیز دشمنى کنند. تنها دوستی دوستان خدا کافی نیست؛ اگر دشمنى با دشمنان خدا نباشد، دوستی دوستان هم از بین خواهد رفت. اگر سیستم دفاعی بدن نباشد، آن سیستم جذب هم، نابود خواهد شد. آنچه مهم است این است که ما جای جذب و دفع را درست بشناسیم. گاهی متأسفانه امور متشبه مى‌شود. در موردی که باید جذب کنیم عملاً به دفع مى‏‌پردازیم. کسی که از روی نادانی سخنی به اشتباه و خطا گفته و لغزشی برای او پیش آمده و بعد هم پشیمان گردیده است، و یا اگر برای او توضیح دهیم، از روی انصاف قبول خواهد کرد، نسبت به چنین کسی نباید دشمنى کرد. صرف این که کسی مرتکب گناهی شد، نباید او را از جامعه طرد کرد، بلکه باید در صدد اصلاح او برآییم. او بیماری است که باید به پرستارى‌اش پرداخت. در این مورد جای اظهار دشمنى نیست. مگر کسی که تعمد داشته باشد و علناً گناه را در جامعه رواج دهد. این دیگر خیانت است، تعمد و خیانت و پلیدی است. باید با چنین شخصی دشمنى کرد. اما اگر کسی اشتباهاً مرتکب گناهی شده است، باید با مهربانی با او رفتار کرد. نباید آبروی او را ریخت، بلکه باید در اصلاح او سعی کرد. او مشکل دارد و باید مشکلش را حل کرد.
اما در مورد دشمنان غدار، کینه ‏توز و قسم خورده، خداوند مى‌فرماید: «وَ لَنْ تَرْضی عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لا النَّصاری حتَّی تَتَّبِعَ مَلّتَهُم»[۷]
باید با نهایت غضب، خشونت، تندی و عبوسی با اینها برخورد کرد. باید مرگ را بر سر این‌ها بارید، چون آنان جز به مرگ ما راضی نیستند، نه تنها به مرگ بدن ما، بلکه تنها به مرگ روح ما، به مرگ دین ما راضی مى‏‌شوند.

حاصل سخن اینکه:
بزرگداشت مراسم سیدالشهداء علیه‏ السلام بازسازی حیات حسینی است، تا از آن حیات به نحو احسن استفاده شود نباید به بحث‌های علمی اکتفا شود. چون انسان به برانگیخته شدن عواطف و احساسات احتیاج دارد. نباید به عواطف مثبت، به شادى، به خنده، بسنده کرد، زیرا زنده نگه داشتن خاطره سیدالشهداء علیه السلام و مظلومیت او از راه احساسات شورانگیز حزن و گریه و سوگواری امکان دارد. و بالاخره همراه با آن همه درود و سلام و عرض ارادت به خاک پای حسینی و به خاک قبر حسینى، باید بر دشمن حسین علیه السلام و دشمن اسلام و دشمنان خدا لعن و نفرین کرد. تنها سلام و درود مشکل را حل نمى‌‏کند. ما نمى‌توانیم از برکات حسینی استفاده کنیم، مگر این که اول دشمنان او را لعن کنیم، بعد بر او سلام بفرستیم، قرآن هم اول مى‌فرماید: «أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّار»[۸]  بعد مى‏‌فرماید: «رُحَماءُ بَیْنَهُم».[۹]

پس در کنار سلام، باید لعن هم باشد. در کنار ولایت، تبرّى و اظهار دشمنى نسبت به دشمنان اسلام نیز باید باشد. اگر این‏گونه شدیم، حسینی هستیم؛ وگرنه بى‌جهت خودمان را به حسین (ع) نسبت ندهیم.

__پی‌نوشت____________
[۱] زیارت عاشورا
[۲]  فاطر، ۶
[۳] انعام، ۶۸
[۴] نساء، ۱۴۰
[۵]  ممتحنه، ۴
[۶]  حج، ۷۸
[۷]  بقره، ۱۲۰
[۸] فتح، ۲۹
[۹] فتح، ۲۹

مطالب مشابه

سوال:آیا حدیث «ان الله شاء ان یراک قتیلا» معتبر است؟ برخی به اعتبار آن نقد وارد کرده‌اند. پاسخ:در قواعد تاریخ‌پژوهی، هر منبعی که قبل از قرن هفتم نگارش یافته باشد؛ ...
سوال:آیا علم عزاداری، نماد صلیب بوده و صفویه پایه گذار آن بودند؟ پاسخ:عزاداری در ایران، از ابتدای ایمان دیلمیان در شمال ایران، در منابع مختلف گزارش شده است؛ در دوره ...
سوال:آیا جدا شدن اصحاب امام حسین علیه السلام در شب عاشورا، صحت دارد؟ پاسخ:آنچه در تاریخ ثابت شده است، جدا شدن برخی از همراهان سیدالشهدا علیه السلام، در منزل ...
سوال:آیا عبارت «ان کان دین محمد لم یستقم، الا بقتلی یا سیوف خذینی» از امام حسین علیه السلام است؟ پاسخاین عبارت، بیتی است از شاعر معروف عرب و شیعه، «محسن ...
سوال:آیا عبارت «ان الحیوة عقیدة و جهاد» از امام حسین است؟ پاسخعبارت «ان الحیوة عقیدة و جهاد»، مصرع دوم بیتی از شاعر مصری، «احمد شوقی» است. وی این قصیده را ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب