یکشنبه, ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین مطلب با عنوان ، شیرخواری حضرت امام حسین (ع) به چه شکل بوده است؟ در 3 روز قبل منتشر شده است .
»   اصل امامت  »   امامت چیست؟ و آیا از اصول است یا فروع؟
720 views
۴ مهر ۱۳۹۵ , ساعت ۱۲:۱۳

امامت چیست؟ و آیا از اصول است یا فروع؟

در مورد تعریف امامت، اختلاف نظر زیادى وجود دارد، و باید هم وجود داشته باشد، چرا که امامت از نظر گروهى (شیعه و پیروان مکتب اهلبیت علیهم السلام) از اصول دین و ریشه هاى اعتقادى است، در حالى که از نظر گروه دیگر (اهل سنت) جزء فروع دین و دستورات عملى محسوب مى شود.

بدیهى است این دو گروه به مسأله امامت یکسان نمى نگرند و طبیعى است که تعریف واحدى نیز ندارند. به همین دلیل مى بینیم یک دانشمند سنى امامت را چنین تعریف مى کند: «اَلاِمامَه رِئاسَه عامّهٌ فى اُمُورِ الدِّینِ وَالدُّنْیا، خَلافَه عَنِ النَّبى (صلى الله علیه وآله): «امامت ریاست و سرپرستى عمومى در امور دین و دنیا به عنوان جانشینى از پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) است».[۱]

مطابق این تعریف، امامت یک مسؤولیت ظاهرى در حد ریاست حکومت است، منتها حکومتى که شکل دینى دارد، و عنوان جانشینى پیامبر صلى الله علیه وآله (جانشینى و نیابت در امر حکومت) را به خود گرفته است و طبعاً چنین امامى مى تواند از سوى مردم برگزیده شود.

بعضى نیز امامت را به معنى «جانشینى یک شخص از پیامبر صلى الله علیه وآله در برپاداشتن احکام شرع و پاسدارى از حوزه دین بطورى که اطاعت او بر همه امت واجب باشد» دانسته اند.[۲]

این تعریف تفاوت چندانى با تعریف اول ندارد، و همان مفهوم و محتوا، و همان آثار را، در بر دارد.

ابن خلدون در مقدمه معروفش بر تاریخ، نیز همین معنى را دنبال کرده است [۳] شیخ مفید در «اوائل المقالات» در بحث عصمت چنین مى گوید: «امامانى که جانشینان پیامبران در اجراى احکام و اقامه حدود و حفظ شریعت و تربیت مردمند معصوم (از گناه و خطا) هستند، همچون معصوم بودن انبیاء».[۴]

مطابق این تعریف که با اعتقاد پیروان مکتب اهلبیت هماهنگ است امامت چیزى فراتر از ریاست و حکومت بر مردم مى باشد، بلکه تمام وظایف انبیاء (بجز در یافت وحى و آنچه شبیه آن است) براى امامان ثابت است و به همین دلیل شرط عصمت که در انبیاء مى باشد در امام نیز هست. (دقت کنید) از این رو در شرح احقاق الحق، امامت در نزد شیعه چنین تعریف شده هِىَ مَنْصَب اِلهى حائِز لِجَمیعِ الشُّؤون الْکَریمَه وَالْفَضائِل اِلاّ النُّبُوَّه وَ ما یُلازِم تِلْکَ الْمَرْتَبَهِ السّامِیَه: «امامت یک منصب الهى و خدادادى است که تمام شئون والا و فضایل را در بر دارد جز نبوت و آنچه لازمه آن است».[۵]

مطابق این تعریف، امام از سوى خداوند و به وسیله پیامبر صلى الله علیه وآله تعیین مى شود، و همان فضایل و امتیازات پیامبر صلى الله علیه وآله را (جز مقام نبوت) دارد، و کار او منحصر به حکومت دینى نیست. به همین دلیل اعتقاد به امامت جزئى از اصول دین محسوب مى شود، نه یکى از فروع دین و وظایف عملى.

 

آیا امامت از اصول است یا از فروع؟

از آنچه در بحث قبل گفته شد پاسخ این سؤال روشن است، زیرا دیدگاهها در مسأله امامت مختلف مى باشد، «فضل بن روزبهان» از علماى متعصب اهل سنت نویسنده «نهج الحق» که «احقاق الحق» پاسخى بر آن است، چنین مى گوید: «مبحث امامت نزد اشاعره از اصول دینى و اعتقادى نیست، بلکه نزد آنان از فروع متعلق به افعال مکلفین است».[۶]

سایر فرق اهل سنت نیز از این نظر تفاوتى با اشاعره ندارند، چرا که همه آن را یکى از وظایف عملى مى شمرند که به خود مردم واگذار شده است.

تنها شیعه و پیروان مکتب اهلبیت علیهم السلام و افراد کمى از اهل سنت مانند قاضى بیضاوى، و جمعى از پیروان او، آن را از اصول دین شمرده اند.[۷]

دلیل آن نیز روشن است، زیرا امامت نزد آنان یک منصب الهى است که باید از سوى خدا تعیین شود، و یکى از شرایط اصلى آن معصوم بودن است که هیچ کس جز خدا از آن آگاه نیست، و اعتقاد به امامان، همانند اعتقاد به پیامبر صلى الله علیه وآله که پایه گذار اصلى شریعت است، لازم مى باشد.

این سخن را با حدیثى از امام على بن موسى الرضا علیه السلام که الهام بخش پیروان مکتب اهلبیت علیهم السلام در مسأله امامت است پایان مى دهیم.

«امامت زمام دین و نظام مسلمین، صلاح دنیا و عزت مؤمنان است، امامت اساس اسلام بارور، و شاخه بلند آن است، با امام، نماز و زکات و روزه و حج و جهاد کامل مى شود، و اموال بیت المال و انفاق به نیازمندان فراوان مى گردد، و اجراى حدود و احکام، و حفظ مرزها و جوانب کشور اسلام به وسیله امام صورت مى گیرد. امام، حلال خدا را حلال، و حرام خدا را حرام مى شمرد (و تحقق مى بخشد) و حدود الهى را بر پا مى دارد، و از دین خدا دفاع مى کند، و به سوى راه پروردگارش به وسیله دانش و اندرز نیکو و دلیل رسا و محکم دعوت مى کند».[۸] [۹]

___________________________________

پی نوشت:

[۱] شرح تجرید قوشچى، صفحه ۴۷۲.
[۲] شرح قدیم تجرید از شمس الدین اصفهانى اشعرى (بنا به نقل توضیح المراد تعلیقه بر شرح تجرید عقاید، تألیف سید هاشم حسینى تهرانى، صفحه ۶۷۲.
[۳] مقدمه ابن خلدون، صفحه ۱۹۱.
[۴] اوائل المقالات، صفحه ۷۴، چاپ مکتبه الداورى.
[۵] احقاق الحق ، جلد۲، صفحه ۳۰۰ (پاورقى یک).
[۶] احقاق الحق، جلد ۲ صفحه ۲۹۴ ـ دلائل الصدق، جلد ۲ صفحه ۴.
[۷] دلائل الصدق، جلد۲، صفحه ۸.
[۸] اصول کافى جلد ۱ صفحه ۲۰۰
[۹] تفسیر پیام قرآن ۹/۱۸

سایت امامیه

مطالب مرتبط

متن منتشرشده در فضای مجازی: اﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ " ﻣﻐﻠﻄﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﺶ ﻧﯿﺴﺖ. ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﮐﻪ "ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﺬﺍﺷﺖ" ﯾﺎ "ﺑﻪ ﺑﺎﻭﺭ ...
متن منتشر شده در فضای مجازی: مردم عجیبی هستیم! حتی هندوانه را به شرط چاقو می‌خریم که مبادا کال باشد و کلاه سرمان برود، اما در افکار و عقایدی که خانواده و جامعه از بدو تولد ...
متن شبهه: اولین ویژگی متقین(پرهیزکاران) این است که بی چون و چرا به غیب ایمان دارند.   پاسخ: علت نوشته شدن این شبهه توسط نویسنده، جهل وی به مبانی اسلام است. در اسلام مبین، اصول عقائد، تحقیقی اند، برخلاف اصول ...
متن شبهه: اصول دین در اسلام فقط یکی است: "نبوت" چه کسی گفته خدا وجود دارد؟ پیامبر چه کسی گفته خدا یکی است؟ پیامبر چه کسی گفته پیامبر فرستاده خداست؟ خود پیامبر چه کسی قرآن را می خواند؟ پیامبر چه کسی ...
یكی از مسائلی كه درعلم كلام مورد بحث واقع شد مساله عدل الهی بود، كه آیا خداوند عادل است یا نه؟این مساله خیلی اهمیت پیدا كرد و شاخه ها و متفرعات زیاد پیداكرد، دامنه اش ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • آخرین مطالب