شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، تقلب کردن طلبه‌ها در امتحانات حوزه علمیه در 3 هفته قبل منتشر شده است .
»   شبهات احکام زنان  »   آیا زنان در اسلام مجبور هستند؟
۱۵ مرداد ۱۳۹۵ , ساعت ۲۰:۲۵

آیا زنان در اسلام مجبور هستند؟

متن شبهه:
در واقع زن در دنیای اسلام در تمام طول زندگی همواره تحت جبری مشخص زندگی میکند. تا قبل از ازدواج کسب اجازه از پدر برای دختر واجب است، و پس از ازدواج کسب اجازه از شوهر؛ شوهری که در انتخاب او فیلتر اصلی پدر لازم بوده است.(لازم به ذکر است مادر در تمامی این مراحل هیچ نقشی، تاکید میکنم هیییچ نقشی ندارد.!) شوهری که بدون نیاز به کسب اجازه و کاملا آزادانه میتواند ۴ زن عقدی و هر تعداد زن صیغه ای اختیار کند. اما “زن” تنها باید این چنین زندگی جهنمی را با یک مرد…به  جبر بگذراند، زیرا حق طلاق ندارد. اما شوهرش به هر دلیل مسخره ای میتواند بدون کسب رضایت زن اورا طلاق دهد.!!! زنی که حق طلاق ندارد و اگر از چنین شرایطی ابراز نارضایتی کند و با چنین وضعیت ناخوشایندی راضی به همبستری و سکس با شوهرش نشود، (در واقع سر پیچی از فرمان شوهر و عدول از وظیفه ی اسلامی سکس) شوهر میتواند بنا به قوانین اسلامی وی را “کتک” بزند.تا او را به انجام وظیفه ی اسلامی اش که همان سکس با اوست وادارد. بله کتک (ناگفته نماند امروزه برای توجیه چنین حکم زشت و قبیحی از توجیهاتی مثل کتک زدن با مسواک و کتک زدن با پر و مراحل و مراتب و… این قبیل بهانه ها استفاده میکنند، که حتی چنین توجیهاتی نیز،هیچ کدام قابل قبول نیستند.)

پاسخ:
در اسلام، اجبار باطل است؛ حتی ازدواجی که با اجبار و عدم رضایت زن صورت بگیرد نیز باطل است. اما جبری که از آن در این شبهه صحبت شده است را با هم بررسی می‌کنیم:
بیان عبارات خاص در این شبهه نشان می‌دهد که شخص نگارنده شبهه از احکام اسلام آگاهی ندارد و تنها به شنیده‌های خود اکتفاء کرده است و حتی زحمت مطالعه یک دور احکام اسلام در حوزه مطلبی که نوشته است را به خود نداده.

اجازه پدر
تنها چیزی که در مورد پدر در مورد خاص دختر واجب است؛ کسب اجازه ازدواج است؛ یعنی اگر پدر به دخترش اجازه ازدواج ندهد؛ دختر نمی‌تواند ازدواج کند. این حکم مصالح بزرگی را در برمی‌گیرد.
مثلا: از آنجا که دخترها غالبا احساساتی با مسائل پیرامونشان برخورد می‌کنند؛ و مردان کمتر دچار احساسات می‌شوند، اسلام اجازه پدر را در ازدواج، به صورت یک فیلتر برای ازدواج دختران (که هنوز باکره‌اند و مصلحت زندگی خود را تشخیص نمی‌دهند) قرار داده است؛ نویسنده شبهه به راحتی پدران را قدح و ذم می‌کند که چرا اجازه ازدواج دختر در دست آنهاست در حالی که پدران دلسوزترین افراد نسبت به دختران خود هستند. چه ایرادی دارد که یک فرد دلسوز، درباره مصلحت فرزندش تصمیم بگیرد.
به دیگر سخن باید بگوییم: پدری نیست که برای خوشبختی و سعادتمندی دخترش، اجازه ازدواج را از او منع کند. پس اسلام، برای اینکه ازدواج به صلاح دختر باشد و فقط از روی احساسات محض نباشد؛ فیلتری با عنوان اذن پدر برای ازدواج دختران قرار داده است. البته این اذن همیشگی نیست و مربوط به دختران باکره می‌باشد. پس دختران غیر باکره، و یا دختران رشیده (با اختلاف در نوع اجتهاد) برای ازدواج نیازی به اذن و اجازه پدر ندارند.
اما اگر پدری به دلایلی صلاحیت اذن دادن نداشته باشد، مثلا دیوانه باشد یا اینکه نمی‌تواند خوب را از بد تشخیص بدهد و صلاح دخترش را در نظر بگیرد، اذن گرفتن از او دیگر واجب نیست و با اجازه حاکم شرع (قاضی واقعی) ازدواج صورت می‌گیرد. همچنین است اگر پدر رضایت ندهد و دختر اصرار بر ازدواج داشته باشد که رجوع به حاکم شرع صورت می‌گیرد و اگر حاکم شرع (قاضی) حکم کند که دختر می‌تواند ازدواج کند، دیگر اذن ندادن پدر ملغی می‌شود.
نکته دیگری که در شبهه به آن دامن زده شده است، عدم نقش مادر در ازدواج دختر است؛ این ادعا واقعا بی‌اساس است، هیچ ازدواجی بدون اطلاع یا رضایت مادر مخصوصا دختر صورت نمی‌گیرد و تفاوت نقش پدر و مادر در مساله ازدواج دختر، تنها مساله اجازه پدر است که در بالا حدودش مشخص شد. ضمن اینکه مادر مستقیما با پدر دخترش ارتباط داشته و می‌تواند از آن طریق اقدامتی را که مدنظراش است، مطرح کند. و البته باید تذکر داد که مادر نیز به جهت زنانگی و احساساتی بودن، نمی‌تواند مستقیما و مستقلا در ازدواج ابراز نظر کند.
والبته نباید فراموش کرد که، این اذن ازدواج، دلایل دیگری نیز دارد، از جمله مطلع بودن حتمی پدر دختر، احترام به جایگاه پدری او و …

اجازه شوهر
اما اجازه شوهر بعد از ازدواج نیز به معنی اجبار زن نیست، بلکه اصلا اجباری در کار نیست و تنها اجازه شوهر در مورد رابطه جنسی و خروج از منزل است (آن هم نه به طور عموم) که شرط است، به این سخن که اگر شوهر طلب بهره جنسی از همسر خود داشت، همسر شرعا نمی‌تواند خود را از او دور کند یا اجازه بهره جنسی به او ندهد. اما خروج از منزل نیز همیشگی نیست و برای برخی کارها استثناء شده است به صورتی که بدون اجازه همسر نیز می‌تواند از منزل خارج شود.
حتی زن می‌تواند در حین عقد ازدواج، شرط خروج از منزل بدون اجازه همسر را قرار بدهد و در طول زندگی دیگر نیاز به کسب اجازه همسر نیست. از جمله خواص این اجازه همسر، مدیریت همسر بر حقوق خود، و اداره زندگی است.
در شبهه تاکید شده است که زندگی زن با یک شوهر به صورت جبری بسیار سخت است، در حالی که ازدواج جبری باطل است و عقد با رضایت طرفین صورت می‌گیرد. بنابراین در عقد ازدواج طرفین (زن و شوهر) اصالت دارند و رضایت پدر تنها یک شرط از شروط دیگر ازدواج است.

طلاق
زنان نیز به راحتی می‌توانند طلاق بگیرند، هر چند نسبت به مردان از محدودیت‌هایی در این زمینه برخوردارند؛ و این محدودیت‌ها برای زنان دارای دلایل عقلی است و مهمترین دلیل احساساتی بودن زنان است که ممکن است با هر دعوا و اختلافی درخواست طلاق کنند و کیان خانواده در خطر بیافتد…
ضمنا زنان می توانند در حین عقد ازدواج شرط حق طلاق داشته باشند. هر چند بدون این اجازه نیز می‌توانند در صورت‌های معقوله و مشروعه درخواست طلاق خود را به حاکم شرع برسانند و قاضی با بررسی درخواست طلاق را اجرا کند.
طلاق نیز خود به خود یک امر مکروه شدید است به طوری که در اسلام با عنوان بدترین حلال خدا معرفی شده است. این طلاق، توسط مردان اگر بدون دلیل باشد مکروه شدید است و اگر دلیل داشته باشد مکروه خواهد بود اگر ادامه زندگی مشترک ممکن نباشد مباح می‌شود و اگر ترس از حرامی در طول زندگی باشد طلاق واجب است.
اینکه مردان حق طلاق خود به خود را دارا هستند؛ دلیل بر طلاق دادن همسران خود نیست، بلکه احکام طلاق طوری برنامه ریزی شده است تا در صورت رخ دادن طلاق و پشیمانی طرفین یا یک طرف بتوانند دوباره به هم محرم شوند.

اطاعت همسر
در مطلب پایانی شبهه، بحث عدم رضایت و عدم اطاعت زن از شوهر را مطرح می‌کند در حالی که در روایات اسلامی کسب رضایت همسر مورد تاکید است به طوری که هم زن از شوهر و هم شوهر از زن، رضایت کامل داشته باشند. همچنین اطاعت از شوهر نیز تنها محدود به رابطه جنسی و خروج از منزل است.
اما کتک زدن همسر در هر صورت ممنوع است مگر در یک مورد که قرآن کریم اجازه داده است؛ آیه این موضوع را مطالعه کنید:
«وَ اللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا» (نساء آیه ۳۴) و آن زنان را که از نافرمانیشان (نشوز) بیم دارید، پس آنها را اندرز دهید سپس از خوابگاهشان دوری کنید سپس بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه تعدی پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.

در آیه آمده است که اگر زنان نشوزه شدند (در ادامه نشوزه را تعریف می‌کنیم) برای اینکه آنها را از این حالت خارج کنید، ابتدا آنها را اندرز و پند بدهید و با آنها صحبت کنید، اگر مفید فایده نیافتاد، از آنها در خوابیدن دوری کنید و رخت خواب‌های جدا بیاندازید؛ و اگر باز هم مفید نبود، آنها را کتک بزنید. در ادامه آیه اشاره دارد که اگر هر یک از راه ها جوابگو بود، از آن تعدی نکنید و به دیگری نروید.
اما در مورد شیوه کتک زدن نیز خود شرع مقدس آورده است که به چیزی باشد که نه خون جاری کند و کبود کند و نه استخوانی بشکند. و مثال زده است با پارچه و یا با ساقه گندم و… صورت بگیرد. [آیه ۴۴ سوره ص]
در متن شبهه؛ اصل کتک زدن در قرآن را می‌پذیرد ولی شیوه و روشی که شرع و قرآن در مورد کتک زدن بیان کرده است را قبول نمی‌کند و قابل پذیرش نمی‌داند؛ این موضوع جهل و تعصب نویسنده شبهه را مشخص می‌کند.
اما نشوزه چیست که باید در قبال او بعد از گذشت دو مرحله در مرحله سوم تنبیه بدنی با تعریف بالا صورت بگیرد:
در روایتی، امام صادق(ع) در تعریف نشوز می‌فرماید: «نشوز زن آن است که در فراش از شوهر تبعیت نکند.» بنابراین زنی ناشزه است که در دو مورد از شوهر اطاعت نداشته باشد:

  1. رابطه جنسی
  2. خروج از منزل

همچنین باید تذکر داد که، منظور از کتک زدن در آیه، نه به معنای آزار و اذیت کردن همسر است، که آزار و اذیت کردن هر شخصی ولو حیوانات نیز حرام شرعی است؛ بلکه منظور آیه، نوعی رابطه جنسی بخصوص است، که در غرب نیز بسیار مرسوم است و ابزار و آلات مختلفی نیز برای آن به فروش می‌رسد.
کلام را با روایت نبوی به پایان می‌بریم که: پیامبر اکرم در مورد زنان فرمودند: «با زنانتان نیکو زندگی کنید و حریم آنان را نگاه دارید.»

مطالب مشابه

شبهه:حق حضانت برای تو، درد زایمان برای من // نام خانوادگی برای تو، زحمت خانواده برای من // سند خانه برای تو، بیگاری خانه برای من // چهار عقد برای تو، حسرت عشق ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب