یکشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، آیا اکثریت دانشمندان حال حاضر دنیا آتئیستند؟ در 3 روز قبل منتشر شده است .
»   بررسی روایات و متون, شبهات احکام عبادی, شبهات احکام مالی  »   شبهه: راز بی‌اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیرالدین طوسی
۲ تیر ۱۳۹۵ , ساعت ۲۳:۳۷

شبهه: راز بی‌اخلاقی مسلمانان از زبان خواجه نصیرالدین طوسی

متن شبهه:
“ﺭﺍﺯ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻧﺼﯿﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻃﻮﺳﯽ”
ﺩﺭ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﺒﺮﻫﺎ ﻣﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﺯﺩﯼ، ﻗﺘﻞ ﻭ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺑﻪ ﺯﻧﺎﻥ، ﺩﺭ ﺑﻼﺩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ . ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻧﺼﯿﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ : ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﯾﻦ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺍﺧﻼﻗﯽ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﻨﺶ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻨﺪ؟ ﻣﻦ ﺑﺪﻭ ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺍ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻣﻦ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺗﻮﺍﻡ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ ﺍﮔﺮ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﻢ. ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻧﺼﯿﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺩﺭ ﺍﺧﻼﻕ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﺮﻣﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻣﺎﻥ ” ﺍﻣّﺎ ” ﻭ “ﺍﮔﺮ ” ﺩﺍﺭﺩ . ﺩﺭ ﺍﺳﻼﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻮ، ﺍﻣّﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﻪ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﺳﻼﻡ ﺭﺍ ﺑﺎﮐﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﻏﯿﺒﺖ ﻣﮑﻦ، ﺍﻣّﺎ ﻏﯿﺒﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺪﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﮐﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﻗﺘﻞ ﻣﮑﻦ، ﺍﻣّﺎ ﻗﺘﻞ ﻧﺎﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﮐﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻣﮑﻦ، ﺍﻣّﺎ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﮐﯽ ﻧﯿﺴﺖ .
ﻭ ﺍﯾﻦ ” ﺍﻣّﺎ “ﻫﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻤﺮﺍﻩ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻫﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻧﺎﺑﮑﺎﺭ ﻭ ﻧﺎﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻫﺮ ﭘﺴﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺿﯽ ﻭ ﺷﺎﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ! ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺭﺍﺯ ﻧﺎﺑﺨﺮﺩﯼ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ. منبع: ﺍﺧﻼﻕ ﻧﺎﺻﺮﯼ

پاسخ:
متن فوق بخشی از یک کتاب طنز به نام «اسرار اللطیفه و الکسیله» اثر «ابوالحسن کسلانی» است، او در کتابش این متن را به کسی منتسب نکرده است. این عبارت در هیچ یک از کتاب‌های خواجه نصیر الدین طوسی نیامده است، حتی کتاب اخلاق ناصری، که در متن بیان شده است نیز وجود ندارد. به دور از این انتساب دروغ، مفاد متن نیز دچار اشکالاتی است:

باید تذکر بدهیم، اینگونه نیست که احکام اسلام همواره با اما و اگر تخصیص بخورد، بلکه اکثر احکام اسلام تخصیص پذیر نیستند. مثلا قتل به ناحق، همیشه حرام است، حتی اگر شخصی را مجبور کنند که دیگری را به قتل برسان، والا خودت را به قتل می‌رسانیم، او حق این کار را ندارد.

برخلاف فرع فوق، دروغ قبیح است، اما در برخی موارد دروغ نگفتن قبیح می‌شود، فرض کنید: جان شخصی با دروغ شما حفظ می‌شود، مثلا قاتلی جنایتکار به دنبال شخصیتی می‌گردد تا او را به ظلم به قتل برساند، شما با دروغ گفتن و منحرف کردن قاتل، می‌توانید جان شخصی را نجات دهید و اگر حقیقت بگویید و جان شخصی را بگیرید، این حقیقت خود ظلم است و قبیح.

غیبت کردن باعث بی‌آبرو شدن شخص می‌شود، در صورتی که غیبت کردن شخصی که آبرویی برای خود نگه نداشته است (فاسق) مشکلی نخواهد داشت. پس با انتفاع حکمت، حکم نیز منقضی می‌شود.

باید بدانیم که: قتل نفس محترم ولو حیوان باشد، حرام است، اما در مقابل تنها قتل کافر حربی جایز است (کافر حربی شخصی است که با مسلمان جنگ دارد) همینطور تجاوز به دیگران مطلقا حرام است و در کافر و مسلمان تفاوتی ندارد.

در نهایت باید گفت که اگر هم چنین اما و اگرهایی در فقه باشد، دلیل گمراهی و انحراف مسلمانان نخواهد شد. بلکه ذات احکام، به جهت وضع از جانب شارع حکیم، همیشه مصلحت برانگیز است.

بنابراین:
اولا این متن ارتباطی با شخصیت خواجه نصیرالدین طوسی ندارد.
دوما این حکم اشتباه است و تعمیم ندارد.
سوما برای شخصیتی چون خواجه نصیرالدین قبیح خواهد بود تا از احکام اسلام اطلاع نداشته باشد.

شیخ علی شاهرودی _ پایگاه تخصصی شبهه

مطالب مشابه

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب