یکشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۸
آخرین مطلب با عنوان ، آیا اکثریت دانشمندان حال حاضر دنیا آتئیستند؟ در 3 روز قبل منتشر شده است .
»   بررسی روایات و متون, پرسش و پاسخ, شبهات تاریخ ائمه(ع)  »   نامگذاری فرزندان حضرت علی به ابوبکر، عمر و عثمان
۲ تیر ۱۳۹۵ , ساعت ۱۹:۳۷

نامگذاری فرزندان حضرت علی به ابوبکر، عمر و عثمان

سوال:
“چرا حضرت علی فرزندان خود را به ابوبکر، عمر و عثمان نامگذاری کردند؟ اگر حضرت با آنها مشکلی داشتند، نامگذاری به اسم آنان معنی ندارد.”

پاسخ مختصر:
در پاسخ به این پرسش باید توضیحات زیر را ارائه داد:
دررابطه با نام ابوبکر:
اگر قرار بود که امیرمؤمنان علیه السلام نام فرزندش را ابوبکر بگذارد، از نام اصلی او (عبد الکعبه، عتیق، عبد الله و…) انتخاب می‌کردند نه از کنیه او؛ ابوبکر کنیه فرزند علی علیه السلام بوده و انتخاب کنیه برای افراد در انحصار پدر فرزند نمی‌باشد؛ بلکه خود شخص با توجه به وقایعی که در زندگی‌اش اتفاق می‌افتاد کنیه‌اش را انتخاب می‌کرد. نام این فرزند، عبدالله بن علی بود.

در رابطه با نام عمر:
یکی از عادات عمر بن خطاب، تغییر نام افراد بوده و بر اساس اظهار مورخان (از جمله:ذهبی و بلاذری) شخص عمر این نام را بر او گذازد و به این نام نیز معروف شد.

در رابطه با نام عثمان:
حضرت علی در باره نام‌گذاری فرزندشان به عثمان می‌فرمایند: «إنّما سمّیته بإسم أخی عثمان بن مظعون.» (فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون نامیدم.)

پاسخ مفصل:
ابو الفرج اصفهانی می‌نویسد: «قتل عبدالله بن علی بن أبی طالب، وهو ابن خمس وعشرین سنه ولا عقب له.» (عبد الله بن علی ۲۵ ساله بود که در کربلا به شهادت رسید.)[۱] بنابراین سال ولادت عبدالله در اوائل خلافت حضرت علی علیه السلام بوده که حضرت در آن دوره تندترین انتقادها را از خلفای پیشین داشته است.

نام گذاری به نام عمر:
اولاً: یکی از عادات عمر تغییر نام افراد بود و بر اساس اظهار مورخان شخص عمر این نام را بر او گذازد و به این نام نیز معروف شد. بلاذری در انساب الأشراف می‌نویسد: «وکان عمر بن الخطاب سمّی عمر بن علیّ بإسمه.» (عمر بن خطاب، فرزند علی را از نام خویش، «عمر» نام گذاری کرد.)[۲]
ذهبی در سیر اعلام النبلاء می‌نویسد: «ومولده فی أیام عمر. فعمر سماه باسمه.» (در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را برای وی انتخاب کرد.)[۳]

عمر بن الخطاب، اسم افراد دیگری را نیز در تاریخ تغییر داده است که ما فقط به سه مورد اشاره می‌کنیم:
۱. إبراهیم بن الحارث بـ عبد الرحمن. عبد الرحمن بن الحارث…. کان أبوه سماه إبراهیم فغیّر عمر اسمه. (پدرش اسم او را ابراهیم گذاشته بود؛ ولی عمر آن را تغییر داد و عبد الرحمن گذاشت.)[۴]
۲. الأجدع أبی مسروق بـ عبد الرحمن. الأجدع بن مالک بن أمیه الهمدانی الوادعی… فسماه عمر عبد الرحمن. (عمر بن الخطاب، اسم اجدع بن مالک را تغییر داد و عبد الرحمن گذاشت.)[۵]
۳. ثعلبه بن سعد بـ معلی: وکان إسم المعلی ثعلبه، فسماه عمر بن الخطاب المعلی. (نام معلی، ثعلبه که عمر آن را تغییر داد و معلی گذاشت.)[۶]

ثانیاً: ابن حجر در کتاب الاصابه، باب «ذکر من اسمه عمر»، بیست و یک نفر از صحابه را نام می‌برد که اسمشان عمر بوده است.
۱. عمر بن الحکم السلمی؛ ۲. عمر بن الحکم البهزی؛ ۳ . عمر بن سعد ابوکبشه الأنماری؛ ۴. عمر بن سعید بن مالک؛ ۵. عمر بن سفیان بن عبد الأسد؛ ۶. عمر بن ابوسلمه بن عبد الأسد؛ ۷. عمر بن عکرمه بن ابوجهل؛ ۸. عمر بن عمرو اللیثی؛ ۹. عمر بن عمیر بن عدی؛ ۱۰. عمر بن عمیر غیر منسوب؛ ۱۱. عمر بن عوف النخعی؛ ۱۲. عمر بن لاحق؛ ۱۳. عمر بن مالک؛ ۱۴. عمر بن معاویه الغاضری؛ ۱۵. عمر بن وهب الثقفی؛ ۱۶. عمر بن یزید الکعبی؛ ۱۷. عمر الأسلمی؛ ۱۸. عمر الجمعی؛ ۱۹. عمر الخثعمی؛ ۲۰. عمر الیمانی. ۲۱. عمر بن الخطاب.[۷]
آیا این نام‌گذاری‌ها همه به خاطر علاقه به خلیفه دوم بوده؟!

نام گذاری به نام عثمان:
اولاً: نام گذاری به عثمان، نه به جهت همنامی با خلیفه سوم و یا علاقه به او است؛ بلکه همانگونه که امام علیه السلام فرموده، به خاطر علاقه به عثمان بن مظعون این نام را انتخاب کرده است. «إنّما سمّیته بإسم أخی عثمان بن مظعون.» (فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون نامیدم.)[۸]
ثانیاً: ابن حجر عسقلانی بیست و شش نفر از صحابه را ذکر می‌کند که نامشان عثمان بوده است، آیا می‌شود گفت: همه این نام‌گذاری‌ها چه پیش و چه پس از خلیفه سوم به خاطر او بوده است.
۱. عثمان بن ابوجهم الأسلمی؛ ۲. عثمان بن حکیم بن ابوالأوقص؛ ۳. عثمان بن حمید بن زهیر بن الحارث؛ ۴. عثمان بن حنیف بالمهمله؛ ۵. عثمان بن ربیعه بن أهبان؛ ۶. عثمان بن ربیعه الثقفی؛ ۷. عثمان بن سعید بن أحمر؛ ۸. عثمان بن شماس بن الشرید؛ ۹. عثمان بن طلحه بن ابوطلحه؛ ۱۰. عثمان بن ابوالعاص؛ ۱۱. عثمان بن عامر بن عمرو؛ ۱۲. عثمان بن عامر بن معتب؛ ۱۳. عثمان بن عبد غنم؛ ۱۴. عثمان بن عبید الله بن عثمان؛ ۱۵. عثمان بن عثمان بن الشرید؛ ۱۶. عثمان بن عثمان الثقفی؛ ۱۷. عثمان بن عمرو بن رفاعه؛ ۱۸. عثمان بن عمرو الأنصاری؛ ۱۹. عثمان بن عمرو بن الجموح؛ ۲۰. عثمان بن قیس بن ابوالعاص؛ ۲۱. عثمان بن مظعون؛ ۲۲. عثمان بن معاذ بن عثمان؛ ۲۳. عثمان بن نوفل زعم؛ ۲۴ . عثمان بن وهب المخزومی؛ ۲۵. عثمان الجهنی؛ ۲۶. عثمان بن عفان.[۹]

چند نکته:
۱. هیج اسمی (غیر از نام‌های خداوند باری تعالی) انحصاری نیست که مختص یک نفر باشد؛ بلکه گاهی یک اسم برای افراد زیادی انتخاب می‌شد که با همان نام هم شناخته می‌شدند و هیچ محدودیتی در این زمینه در بین اقوام و ملل وجود نداشته است؛ بنابراین، نام‌هایی از قبیل ابوبکر و عمر و عثمان از نام‌های مرسومی بوده است که بسیاری از مردم زمان پیامبر و یاران واصحاب آن حضرت، و نیز یاران و دوستان و اصحاب امامان شیعه به همین نام‌ها معروف و مشهور بوده‌اند، مانند:
أبوبکر حضرمی، ابوبکر بن ابوسمّاک، ابوبکر عیاش و ابوبکر بن محمد از اصحاب امام باقر و صادق علیهما السلام.
عمر بن عبد اللّه ثقفی، عمر بن قیس، عمر بن معمر از اصحاب امام باقر علیه السلام. و عمر بن أبان، عمر بن أبان کلبی، عمر بن ابوحفص، عمر بن ابوشعبه! عمر بن اذینه، عمر بن براء، عمر بن حفص، عمر بن حنظله، عمر بن سلمه و… از اصحاب امام صادق علیه السلام.
عثمان اعمی بصری، عثمان جبله و عثمان بن زیاد از اصحاب امام باقر علیه السلام، و عثمان اصبهانی، عثمان بن یزید، عثمان نوا، از اصحاب امام صادق علیه السلام.
۲. شکی نیست که شیعیان از یزید بن معاویه و اعمال زشت او تنفر شدیدی داشته و دارند؛ ولی در عین حال می‌بینیم که در بین شیعیان و اصحاب ائمه علیهم السلام کسانی بوده‌اند که نامشان یزید بوده است؛ مانند:
یزید بن حاتم از اصحاب امام سجاد علیه السلام. یزید بن عبد الملک، یزید صائغ، یزید کناسی از اصحاب امام باقر علیه السلام؛ یزید الشعر، یزید بن خلیفه، یزید بن خلیل، یزید بن عمر بن طلحه، یزید بن فرقد، یزید مولی حکم از اصحاب امام صادق علیه السلام.
حتی یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام، نامش شمر بن یزید بوده است.[۱۰]
آیا این نام‌گذاری‌ها می‌تواند دلیل بر محبوبیت یزید بن معاویه نزد ائمّه و شیعیان آنان باشد؟
۳. نام‌گذاری فرزندان روی علاقه پدر و مادر به افراد و شخصیت‌ها صورت نمی‌گرفت وگرنه باید همه مسلمانان، نام فرزندان خود را به نام رسول اکرم صلی الله علیه وآله نام‌گذاری می‌کردند. اگر نام‌گذاری به خاطر ابراز محبت به شخصیت‌ها بود، چرا خلیفه دوم به سراسر ممالک اسلامی بخشنامه کرد که کسی حق ندارد فرزندش را به نام رسول خدا صلی الله علیه وآله نامگذاری کند؟ ابن بطال و ابن حجر در شرحشان بر صحیح بخاری می نویسند: «کتب عمر إلی أهل الکوفه الا تسموا أحدًا باسم نبی.»[۱۱]
عینی در عمده القاری می نویسد: «وکان عمر رضی الله تعالی عنه کتب إلی أهل الکوفه لا تسموا أحدا باسم نبی وأمر جماعه بالمدینه بتغییر أسماء أبنائهم المسمین بمحمد حتی ذکر له جماعه من الصحابه أنه أذن لهم فی ذلک فترکهم.»[۱۲]
۴. نام یکی از صحابه «عمر بن ابوسلمه قرشی» است که پسر خوانده رسول اکرم صلی الله علیه وآله از امّ سلمه بوده است، از کجا این نام‌گذاری به خاطر علاقه حضرت امیر علیه السلام به این پسر خوانده پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله نبوده است؟
۵. بنا به نقل شیخ مفید نام یکی از فرزندان امام مجتبی علیه السلام عمرو بوده است، آیا می‌شود گفت: که این نام‌گذاری به خاطر همنامی با اسم عمرو بن عبدود و یا عمرو بن هشام (ابوجهل) بوده است؟[۱۳]
۶. با توجه به آن چه که در صحیح مسلم از قول عمر بن خطاب آمده است، نظر حضرت امیر علیه السلام نسبت به ابوبکر و عمر این بود که آنان دروغگو، گنهکار، فریبکار و خائن بوده‌اند، وی خطاب به علی علیه السلام و عباس می‌گوید:
«فَلَمَّا تُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ -صلی الله علیه وسلم- قَالَ أَبُو بَکْرٍ أَنَا وَلِیُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلی الله علیه وسلم- فَجِئْتُمَا تَطْلُبُ مِیرَاثَکَ مِنَ ابْنِ أَخِیکَ وَیَطْلُبُ هَذَا مِیرَاثَ امْرَأَتِهِ مِنْ أَبِیهَا فَقَالَ أَبُو بَکْرٍ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ -صلی الله علیه وسلم- « مَا نُورَثُ مَا تَرَکْنَا صَدَقَهٌ ». فَرَأَیْتُمَاهُ کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا وَاللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّهُ لَصَادِقٌ بَارٌّ رَاشِدٌ تَابِعٌ لِلْحَقِّ ثُمَّ تُوُفِّیَ أَبُو بَکْرٍ وَأَنَا وَلِیُّ رَسُولِ اللَّهِ -صلی الله علیه وسلم- وَوَلِیُّ أَبِی بَکْرٍ فَرَأَیْتُمَانِی کَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا.»
پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه وآله ابوبکر گفت: من جانشین رسول خدا هستم، شما دو نفر (عباس و علی) آمدید و تو ای عباس میراث برادر زاده‌ات را درخواست کردی و تو ای علی میراث فاطمه دختر پیامبر را. ابوبکر گفت: رسول خدا فرموده است: ما چیزی به ارث نمی‌گذاریم، آن چه می‌ماند صدقه است و شما او را دروغگو، گناهکار، حیله‌گر و خیانت‌کار معرفی کردید و حال آن که خدا می‌داند که ابوبکر راستگو، دین دار و پیرو حق بود. پس از مرگ ابوبکر، من جانشین پیامبر و ابوبکر شدم و باز شما دو نفر مرا خائن، دروغگو حیله‌گر و گناهکار خواندید.[۱۴]
و در روایتی که در صحیح بخاری وجود دارد، امیرمؤمنان علیه السلام، ابوبکر را «استبدادگر» می‌داند: «وَلَکِنَّکَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَیْنَا بِالْأَمْرِ وَکُنَّا نَرَی لِقَرَابَتِنَا من رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم نَصِیبًا.» (تو به زور بر ما مسلط شدی، و ما بخاطر نزدیک بودن به رسول اکرم (ص) خود را سزاوارتر به خلافت می‌دیدیم.)[۱۵]
و در روایت دیگری خود شیخین نقل کرده‌اند که امیرمؤمنان علیه السلام حتی دوست نداشت، چهر عمر را ببیند: «فَأَرْسَلَ إلی أبی بَکْرٍ أَنْ ائْتِنَا ولا یَأْتِنَا أَحَدٌ مَعَکَ کَرَاهِیَهً لِمَحْضَرِ عُمَرَ.»[۱۶]

آیا با توجه به این موضع‌گیری‌های تند امیرمؤمنان علیه السلام در برابر خلفا، می‌شود ادعا کرد که حضرت به خاطر علاقه به خلفاء اسم فرزندان خود را همنام آنان قرار داده است؟

۷. اهل سنت ادعا می‌کنند که این نام‌گذاری‌ها همگی به خاطر روابط خوب امام علی علیه السلام با خلفا بوده است. اگر چنین است، چرا خلفاء نام حسن و حسین را که فرزندان رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز بوده‌اند، برای فرزندان خویش انتخاب نکرده‌اند؟ آیا دوستی می‌تواند یک طرفه باشد؟

نتیجه:
نام‌گذاری فرزندان امیرمؤمنان علیه السلام به نام‌های خلفا، خدمتی به حُسن روابط میان امیرمؤمنان و خلفا نمی‌کند و از آن نمی‌توان برای انکار شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها استفاده کرد.

__پی‌نوشت___________
[۱] الاصفهانی، أبو الفرج علی بن الحسین (متوفای۳۵۶)، مقاتل الطالبیین، ج ۱، ص ۲۲.
[۲] البلاذری، أحمد بن یحیی بن جابر (متوفای۲۷۹هـ)، أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۲۹۷.
[۳] الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای۷۴۸هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۱۳۴، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: التاسعه، ۱۴۱۳هـ.
[۴] العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ)، الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ۵، ص ۲۹، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۲ – ۱۹۹۲.
[۵] العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲هـ)، الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ۱، ص ۱۸۶، رقم: ۴۲۵، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۲ – ۱۹۹۲.
[۶] الصحاری العوتبی، أبو المنذر سلمه بن مسلم بن إبراهیم (متوفای: ۵۱۱هـ)، الأنساب، ج ۱، ص ۲۵۰.
[۷] العسقلانی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی، الإصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۵۸۷ ـ ۵۹۷، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۲ – ۱۹۹۲.
[۸] الاصفهانی، أبو الفرج علی بن الحسین (متوفای۳۵۶)، مقاتل الطالبیین، ج ۱، ص ۲۳.
[۹] العسقلانی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل الشافعی، الإصابه فی تمییز الصحابه، ج ۴، ص ۴۴۷ ـ ۴۶۳، تحقیق: علی محمد البجاوی، ناشر: دار الجیل – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۲ – ۱۹۹۲.
[۱۰] الأردبیلی الغروی، محمد بن علی (متوفای۱۱۰۱هـ)، جامع الرواه وإزاحه الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج ۱ ص ۴۰۲، ناشر: مکتبه المحمدی.
[۱۱] إبن بطال البکری القرطبی، أبو الحسن علی بن خلف بن عبد الملک (متوفای۴۴۹هـ)، شرح صحیح البخاری، ج ۹، ص ۳۴۴، تحقیق: أبو تمیم یاسر بن إبراهیم، ناشر: مکتبه الرشد – السعودیه / الریاض، الطبعه: الثانیه، ۱۴۲۳هـ – ۲۰۰۳م. / العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج ۱۰، ص ۵۷۲، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.
[۱۲] العینی، بدر الدین محمود بن أحمد (متوفای ۸۵۵هـ)، عمده القاری شرح صحیح البخاری، ج ۱۵، ص ۳۹، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
[۱۳] الشیخ المفید، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبی عبد الله العکبری، البغدادی (متوفای۴۱۳ هـ)، الإرشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج ۲، ص ۲۰، باب ذکر ولد الحسن بن علی علیهما ، تحقیق: مؤسسه آل البیت علیهم السلام لتحقیق التراث، ناشر: دار المفید للطباعه والنشر والتوزیع – بیروت – لبنان، الطبعه: الثانیه، ۱۴۱۴هـ – ۱۹۹۳ م.
[۱۴] النیسابوری، مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری (متوفای۲۶۱هـ)، صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۳۷۸، ح ۱۷۵۷، کِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّیَرِ، بَاب حُکْمِ الْفَیْءِ، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
[۱۵] البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری ج ۴، ص ۱۵۴۹، ح۳۹۹۸، کتاب المغازی، باب غزوه خیبر، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م.
[۱۶] البخاری الجعفی، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله (متوفای۲۵۶هـ)، صحیح البخاری ج ۴، ص ۱۵۴۹، ح۳۹۹۸، کتاب المغازی، باب غزوه خیبر، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامه – بیروت، الطبعه: الثالثه، ۱۴۰۷هـ – ۱۹۸۷م.

مطالب مشابه

پرسش:چرا آن بدعت‌هايی را كه عمر و ابوبكر كرده بودند مردم با آنها مخالفت نكردند؟ و چرا با عثمان مخالفت كردند و براو قيام كردند؟ پاسخ:شرايط زماني ...
روی عَنِ النَّبِیصلی الله علیه و آله، انه قال:مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداًوَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ یشَمَّ رَائِحَةَ الْجَنَّة مقدمهیکی از ...
متن شبهه:چرا امامی که مثانه میترکاند دشمنان خود را با دعا نابود نکرد؟ در اصول کافی باب بَابُ الدُّعَاءِ عَلَى الْعَدُوِّ ( نفرین بر دشمن) روایت طولانی است که امام دعا میکند برای ...
متن شبهه:آیا می‌دانستید، در زیارت عاشورا وقتی می‌خوانند، اللهم العن الاول و الثانی و الثالث و الرابع، ویزید خامسا... چه کسانی هستند؟ اولی قابیل پسر حضرت آدم، که پایه گذار قتل و فساد ...
پرسش:نارضايتی و غضب فاطمه زهرا سلام الله علیها، نسبت به خلفاء در چه كتاب‌هایی بيان شده است؟ پاسخ:در اكثر تواريخ و كتب روائی معتبر اهل سنت اين ...

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • احادیث صحیح السند درباره ولادت حضرت مهدی(ع)
  • چرا اسلام، حکم به قتل مرتد داده است؟
  • بررسی ورود اسلام به ایران
  • چرا اسلام برده‌داری را تجویز کرد؟
عنوان اسلایدر
  • آخرین مطالب